به نام خدا

۲۰ مطلب با موضوع «حرف نقد» ثبت شده است

موضوع آزار جنسی چرا پیگیری قضایی نشد؟

موضوع آزار جنسی چرا پیگیری قضایی نشد؟

♦️ زمانی که، بر یک خبر جنجال‌های رسانه‌ای ایجاد می‌شود، بهترین کار تأمل بیشتر است تا هیاهوهای نظرات و تبِ همه‌چیزدانی بخوابد و بهتر بتوان تحلیل کرد.

❌ رشته توئیت‌های زنِ سینمای ایران مبنی بر خشونت جنسی در محیط کار، سبب اعتراضات کلان عده‌ای از زنان حوزه‌ی سینما و بیانیه‌نویسی و ایجاد کمیته مستقل برای پیگیری مطالبات بیانیه گردید.

🔴 اما آزارهای جنسی در حوزه‌ی سینما، تازگی ندارد، چندین سال پیش «چیستا یثربی» از آن سخن گفت که البته برخی از این زنانِ امضاکننده‌ی بیانیه‌ی اخیر با گفتن «خفه‌شو» صورت مسئله را پاک کردند، اعتراضات مرحوم سلحشور نیز با اظهاراتِ همین زنان معترض مبنی بر پاکی و درستی فضای سینما، نادیده گرفته شد. در این میان نظر یکی از بازیگران مرد نیز قابل تأمل بود که منکر تجاوز و آزار شد و گفت زنان خودشان خواستند...
⛔️این جنس اعتراضات ناشی از زیست غربی در سینمای غرب تحت عنوان جنبش me too که چندسال پیش در این راستا آغاز شد نشانی از حقیقت فساد در سینمای جهان دارد.
 بنابراین می‌توان ادعا نمود که بخشِ مهمی از این آزارها، تبعاتِ نوع زیستنی است که در آن محدوده‌هایی برای حریمِ انسانی دیده نمی‌شود، برای رسیدن به منافع مادی و شهرت شغلی، باید با این فسادها همراه شد و حتی بر روی آن سرپوش نیز گذاشت، کاری که برخی از زنانِ معترض کنونی بر اظهارات همکاران زن‌شان در سال‌های پیش داشتند و حتی کسی که علاقه‌اش سینما است اما حریم هم برایش معنا دارد، مجبور به حذف می‌شود. در این سبکِ شغلی، خوردن مشروبات الکی، درخواست‌های خلوت از جانب صاحبان نفوذ این عرصه و... طبیعی انگاشته می‌شود پس تبعات آن نیز باید طبیعی انگاشته شود، همانگونه که در سال‌های گذشته اتفاق افتاده است. همانگونه که جنبش me too اثراتِ امنیت‌بخشی نداشته و نخواهد داشت.

📛 از منظری دیگر می‌توان این بیانیه را یک حرکت سیاسی و فمنیستی دانست، شاید در ابتدای امر یا حتی برخی از امضاکنندگان، حسن نیت داشته باشند اما نمی‌توان از جنبه‌های سیاسی و فمنیستی آن غافل شد.

🔴 طبق قوانین کشور، زمانی یک عمل منافی عفت، تعقیب و تحقیق می‌شود که جرم در ملاعام باشد یا شاکی خصوصی داشته باشد، درحالیکه معترضان کنونی، در قوه‌ی قضائیه شکایت خود را مطرح نکرده‌اند!!
از یک طرف فریادهای رسانه‌ای می‌زنند و  از طرف دیگر اقدام قانونی مطابق با قوانین کشور نمی‌کنند‼️ و بعد یکی از اعضای کمیته ادعا می‌کند که صدای اعتراضات در ایران به جایی نمی‌رسد، این ادعا با عدم تشکیل پرونده در کشور به چه چیز دامن می‌زند؟

⛔️ایجادِ فضایی که در آن «تهمت‌زدن و افترا بستن» به ‌راحتی امکان دارد و با جنجال‌های رسانه‌های تربیت‌شده‌ای چون bbc به آن ضریب داده می‌شود بدون آنکه حقیقتی نمایان شود یا آزارگری در دادگاه مجرم شناخته شود آسیب‌زاست، چه بسا در آینده نیز برخی از زنانِ معترض با آزارگران همکاری کاری نیز داشته باشند. بنابراین این نوع اعتراض که تنها در حد حرف زدن در فضای مجازی‌ست، دور از ذهن نیست که تعدادی به هر دلیل اقدام به تهمت زدن و لکه‌دار کردن افراد سالم نیز کنند!

🚫 در بخشی از بیانیه با اعلام همبستگی، زنان منتظر ایجاد امنیت شغلی هستند اما از چه مجاریِ قانونی‌ای؟ آیا معترضان زن به درخواست معاون امور زنان ریاست‌جمهوری جهت برگزاری جلسه پاسخ مثبت داده‌اند⁉️ یا چون در ایران صدای اعتراضی شنیده نمی‌شود فقط صداهایشان را در فضاهای مجازی با کمک رسانه‌های مخالفِ ایران به گوش جهانیان می‌سانند؟

بنابراین نمی‌توان این حرکت را دلسوزانه قلمداد کرد بلکه مقاصد سیاسی و فمنیستی آن بسیار عیان است به ویژه با برخوردهای دوگانه‌ای که همین زنان در مورد آزار جنسی داشته‌اند.

♦️از طرفی سینمای ایران یکی از مهم‌ترین قدرت‌هایی است که در آن زمینه‌ی نمایش حقیقت فراهم است و در صورت مدیریت صحیح می‌تواند نقش‌آفرین باشد، چرا که نمونه‌های موفقی در سال‌های اخیر بروز یافته‌اند و همین سبب ایجاد وحشت در بین رسانه‌های تحت سلطه شده است. بنابراین ایجاد تفرقه و همچنین ایجاد فضای تهمت‌آلود سبب کاهش قدرتِ سینمای حقیقت‌گو خواهد شد.
یکی از عوامل ایجادکننده‌ی این تفرقه، این اعتراضات بدونِ پیگیری‌های قانونی است.

🖌 تمامِ این فرضیه‌ها، به اینجا ختم می‌شود که این گام‌ها بیشتر جنجال‌های رسانه‌ای باشد تا مطالبه‌ای واقعی!!

چهلمین جشنواره فیلم فجر رسانای رحمت یا نارسانا؟حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن/۱

چهلمین جشنواره فیلم فجر رسانای رحمت یا نارسانا؟حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن/۱

چهلمین جشنواره فیلم فجر در دورانی برگزار شد که همچنان تهدید سرایت بیماری کرونا در اجتماعات اجتناب‌ناپذیر بود و همچنین با آغاز به کار دولت سیزدهم، چینش جدیدی از مدیران سینمایی و هنری برگزاری این رویداد را در دست گرفتند.‌ مدیرانی که به تبعِ سیاست‌های دولت جدید، شعارهای همسویی را همچون امید آفرینی، سرلوحه کار خویش اعلام کردند. حواشی جشنواره که جز لاینفک هر دوره است تا حد زیادی متاثر از هیئت انتخاب فیلم‌ها، داوران بخش مسابقه، گروه اجرایی جشنواره و فیلم‌ها و نشست‌های رسانه‌ای فیلم‌ها است، در این دوره، از همان ابتدای کار معرفی دبیر جشنواره، گزینش فیلم‌ها و حذف بخش «نگاه نو» آغاز شد. مدیران جشنواره معیارهایی از قبیل؛ محتوای مناسب تا تنوع ژانر و جوان‌گرایی را برای انتخاب فیلم‌ها مطرح کردند و بیست و دو فیلم با نظر هیئت انتخاب به بخش مسابقه راه پیدا کردند. در همین راستا فیلم‌هایی از فیلم‌سازان مطرح سینما پشت در جشنواره ماند و نتوانست نظر مساعد هیئت انتخاب را جلب کند، فیلم‌هایی همچون «غریزه» به کارگردانی سیاوش اسعدی، «علت مرگ نامعلوم» علی زرنگار، «قاتل و وحشی» حمید نعمت الله، و «شبگرد» فرزاد موتمن.

عدم راه‌یابی این فیلم‌ها به جشنواره با رونمایی از چند فیلم‌ ضعیف پررنگ‌تر شد و همین امر تب‌و‌تاب انتقادات را بالا برد، زیرا تعدادی از اهالی رسانه و منتقدان، برخی فیلم‌ها را قبل از آغاز جشنواره تماشا کرده بودند و از غیاب آن فیلم‌ها و حضور آثار ضعیف گلایه‌مند بودند. در این میان دبیر جشنواره نیز بدلیل ابتلا به کرونا در شرایط قرنطینه بود و امکان پاسخگویی به انتقادات را نداشت، تا اینکه در ششمین روز جشنواره در بین خبرنگاران حاضر شد و تا حدودی برخی ابهامات را برطرف کرد. اعلام نظر شفاف نقاش‌زاده درباره لزوم رعایت پوشش افراد حاضر در برج میلاد؛ به‌عنوان خانه جشنواره و کم و کیف صدور کارت‌های شرکت کنندگان در این رویداد را می‌توان از نکات قابل توجه نشست نقاش‌زاده عنوان کرد.

حواشی در این دوره نیز مطابق معمولِ هر ساله با موضوع‌هایی تکراری و‌ متفاوت ادامه داشت و مهمترین آن‌ها در حین جشنواره معطوف به انتخاب فیلم‌ها بود. برگزاری «نشست‌های فرهنگی» نیز در میان هیاهوی فیلم‌ها و فضای شتابزده جشنواره یکی دیگر از موضوعات پر سر و صدای شرکت کنندگان بود. حذف سیمرغ مردمی و افشا شدن اسامی برندگان سیمرغ نیز در ساعات پایانی این رویداد و قبل از مراسم اختتامیه از اتفاقات مهم چهلمین جشنواره فجر بود.

به هر ترتیب این رویداد نیز همچون سنوات گذشته با تمام فراز و نشیب‌ها در اولین سال دولت سیزدهم و با شعارهایی همسو با سیاست‌های دولت جدید به پایان رسید اما آنچه مهم است ماحصل این رویداد و نگرشی است که مترتب بر آن است. طبیعتا جشنواره دولتی فجر بدلیل فقدان سند و نقشه راهی منسجم و عدم ثبات آن، متاثر از سیاست‌های دولت مستقر و عاملی برای تحقق بخشیدن به گفتمان فرهنگی دولت‌ها است. برای ارزیابی دقیق و مفید جشنواره در وهله اول لازم است اهداف برگزاری رویداد مشخص باشد، سپس تحقق آن اهداف و کم و کیف حصول آن پس از اتمام کار بررسی شود.

در این نوشتار سعی می‌شود کلیت جشنواره از منظر رسانه بودن یا نبودن از دیدگاه قران بررسی شود. قران به عنوان یک ابررسانه شاخصه‌های یک رسانه رحمت را معرفی نموده و مبنا، ملاک و معیار یک کار و پیام رسانه‌ای کامل از آن قابل استخراج است. مبنا و اصولی که خلا و ضعف بسیاری از رسانه‌های امروزی در برخورد با انواع رسانه‌ها از نشر و تحلیل خبر تا فیلم و سریال و...است.

لازمه دریافتن و فهم این موضوع که آیا جشنواره فجر را می‌توان در شمار یک رسانه رحمت محسوب کرد یا نه، نیاز به بررسی سه عامل دارد. مسئولان جشنواره فجر از رئیس سازمان سینمایی تا عوامل اجرایی آن، خبرنگاران و عکاسان، انواع رسانه‌های مکتوب و تصویری و بسته محتوایی جشنواره یعنی فیلم‌های پخش شده در این رویداد، شاکله تحقق و یا عدم تحقق رسانه رحمت بودن جشنواره چهلم را تشکیل می‌دهند.

برای احصاء محتوای کلی فیلم‌های جشنواره به نگرشی جامع درباره پیام و موضوع فیلم‌ها نیاز است. با این دیدگاه، دو موضوع «محوریت فرد با انقطاع از حاکمیت و ارائه تصویری نادرست از زن و مبحث زن در جامعه ایرانی» نمود بیشتری در فیلم‌ها دارد.

متولیان جشنواره

 نحوه عملکرد مسئولان در امر برگزاری جشنواره فجر از چند جهت قابل بررسی است.

خزایی

فرایند اطلاع‌رسانی یکی از ضعف‌‌های این دوره از جشنواره بود که به دلایلی همچون جدید بودن گروه برگزاری جشنواره در ابتدا و یحتمل؛ تغییر اندکی که در سیاست گذاری‌های اجرایی ایجاد شده بود و همچنین غیبت دبیر جشنواره بدلیل ابتلا به کرونا، غیر قابل اغماض بود.

برنامه‌های جانبی جشنواره بصورت ویژه؛ برگزاری نشست‌های تخصصی که در قالب برنامه‌های فرهنگی اجرا شد، ضرورتی نداشت چرا که فضای شتابزده جشنواره اقتضای چنین برنامه‌هایی را ندارد و طبیعتا زمان و توجه شرکت‌کنندگان حاضر در جشنواره عمدتا معطوف به فیلم‌ها است.

 عملکرد محمد خزائی؛ رئیس سازمان سینمایی در مدیریت بحران قابل توجه بود، جسارت ایشان در حذف سیمرغ مردمی بدلیل شائبه تخلف عمل صحیحی بود اگرچه منجر به کدورت و انصراف عوامل فیلم «ملاقات خصوصی» به عنوان برنده سیمرغ مردمی از بخش نامزدها گردید، رفتار عوامل فیلم غیرطبیعی نبود و مانع از تصمیم درست خزائی نشد. افشا شدن اسامی برندگان سیمرغ بلورین نیز که توسط سایت «سینماتیکت» بدلیل اختلافات و احتمالا تسویه حساب‌های پشت پرده‌ با مسئولان فعلی وزارت ارشاد و عوامل برگزاری جشنواره بود از اتفاقات عجیب این دوره جشنواره محسوب می‌شود که در ابتدا با موضع‌گیری قاطع در برخورد با مسببان اصلی همراه شد اما نتیجه همچنان نامعلوم است.

  اعلام مواضع و سیاست‌های کارشناسی شده از سوی خزائی نشان از برنامه و عزم ایشان در راهبری صحیح جشنواره در آینده را دارد و تا حدودی جبران ضعف دانش و مدیریت محمد اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را پوشش می‌دهد.

نحوه اجرا و مدیریت برخی از برنامه‌های جشنواره از جمله اعلام لغو مراسم فرش قرمز با وجود مراسم فتوکال روی فرشی با رنگ دیگر تنها بازی با کلمات بود و نیاز به درایت بیشتری از سوی نقاش زاده؛ دبیر جشنواره داشت اگرچه در جلسه نشست رسانه‌ای موضع شفافی را مبنی بر لزوم اجرای قانون پوشش شرکت‌کنندگان در جشنواره داشت. همچنین فضاسازی و تصاویر نصب شده در برج میلاد و توجه به زمان نماز در جدول برنامه پخش فیلم‌ها، رعایت آیین‌نامه‌های کرونایی و تذکر به استفاده از ماسک نمره قابل قبولی را دریافت می‌کند.

راهیابی فیلم‌های سینمایی «ماهان» و «لایه‌های دروغ» و «درب» و «نمور» و...به جشنواره نیز از بحث‌های مهم بین اهالی رسانه و منتقدان بود که به مذاق بسیاری خوش نیامد اما برخی منتقدان قدیمی که در جشنواره‌های خارجی نیز شرکت کرده بودند، وجود امثال این فیلم‌ها را در جشنواره‌ها عادی عنوان کردند. همچنین منطقی را بیان کردند که استناد به آن می‌تواند تا حدودی شدت انتقادها را فرو کاهد. منطقی که با وجود پذیرش و حقانیت انتقادها، رویکرد دولت مستقر را در انتخاب فیلم‌ها و برگزاری جشنواره توجیه می‌کند.

با وجود تمام انتقاداتی که به نحوه برگزاری جشنواره، اتفاقات معمول و غیر معمول، نحوه عملکرد هیئت انتخاب فیلم‌ها و راهیابی فیلم‌های نازل و به صورت کلی با وجود تمام کاستی‌ها به نظر می‌رسد برایند حرکت رو به جلو باشد و در سال‌های آینده شاهد پیشرفت کیفی جشنواره باشیم.

خبرنگاران و عکاسان

پوشش خبری، تصویری و برنامه‌های کارشناسی و تحلیلی پیرامون جشنواره و فیلم‌ها مطابق معمول هرساله بر تنور داغ جشنواره افزود. اما آنچه مهم‌تر است چگونگی پوشش است که برآیند مثبتی ندارد و در زمره رسانه رحمت قرار نمی‌گیرد. حاصل کار عکاسان نمود بیشتری در مراسم فتوکال و گرفتن عکس‌های سلبریتی‌ها و عوامل فیلم‌ها یافت که تفاوت چندانی با سال‌های گذشته و ازدحام و سر و صدا برای توجه این افراد و نگاه کردن به دوربین‌ها روی فرش قرمز، نداشت. عکس‌هایی که منشا الگودهی و سبک‌سازی از نوع رفتار و پوشش در میان قشرهای مختلف جامعه می‌شود.

خبرنگاران نیز بصورت کلی تمایل به پوشش حواشی‌‌ای داشتند که فارغ از متن و محتوا منجر به دیده شدن بیشتر در بین مخاطبان شود و از همین رو پوشش خبری و نقد و تحلیل فیلم‌هایی را می‌پسندیدند که با سلیقه و تفکر آنان متفاوت و بلکه مخالف است. البته این آسیب بیشتر متوجه رسانه‌های مکتوب است و رسانه‌های تصویری خواسته یا ناخواسته پوشش کاملتری دارند.

تمجید یا تخریب فیلم‌ها و به‌عبارتی طرفداری یا سوءگیری از فیلم‌ها، با پذیرش وجود افراد صالح و شایسته در امر رسانه، ممکن است بدلایلی مانند دریافت پول، رودربایسی با عوامل فیلم، دسته‌بندی‌های حزبی و جناحی و تفکری و حتی تاثیرپذیری از افراد مطرح و مورد وثوق مسئول هر رسانه باشد. به نظر می‌رسد این آسیب‌ها ناشی از فقدان مبنا و اصول متقن برای کار رسانه‌ای و شاخص عملکرد صحیح است و چنین عملکردی را نتوان ذیل رسانه رحمت به شمار آورد.

ادامه دارد...

مهاجر افغانستانی در قاب فیلم‌های ایرانی/تشدید اختلاف یا اتحاد؟

مهاجر افغانستانی در قاب فیلم‌های ایرانی/تشدید اختلاف یا اتحاد؟

تفرقه افکنی‌های اخیر بین مردم ایران و افغانستان بعید است که بدون سازماندهی بوده و چند اتفاق کور باشد. شیطنت‌های رسانه‌ای و پخش کلیپ‌های نفرت‌پراکن چیزی جز خروجی اتاق فکرهای دشمنان دو ملت نمی‌تواند باشد.

افغانستان به عنوان قسمتی از حوزه تمدن ایران به طور ویژه مورد توجه جریان استکبار بوده و هست به‌ویژه که با تشکیل تیپ فاطمیون حساسیت‌ها تشدید شد؛ بنابراین از هر فرصتی برای التیام کینه‌ و خشمشان استفاده می‌کنند.

در این میان جریان فرهنگی هنری کشور نیز علیرغم برخی شعارهای عوامانه هنر برای هنر و غیر سیاسی بودن هنر و...، سر بزنگاه‌ها غالبا همسو با جریان دشمن عمل کرده‌اند. تبیین سیاست‌های دشمن یا به‌عبارتی حرکت در خلاف جهت مبانی و راهبردهای جمهوری اسلامی در موارد زیادی در فیلم‌ها و سریال‌ها پیگیری می‌شود.

⁉️در موضوع افغانستان و مهاجران افغان نیز عملکردی همسو با جریان رسانه‌ای دشمن اتخاذ شد. چندی پیش در پانزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» فیلم‌های با مضمون شرایط مهاجران افغان داخل ایران به طور غیر عادی بالا بود. افزایش مشکوک این دست فیلم‌ها، آن هم به یکباره، نشان از شیطنت‌ها و برنامه‌های احتمالی آینده داشت.
همچنان که در همین جشنواره و افزون‌تر در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه، تعداد بالای فیلم‌های با موضوع جنایات طالبان کاملا مشهود بود؛ چرا که موضع جمهوری اسلامی در قبال طالبان تدافعی نبود.
متاسفانه رویدادهای هنری همچون سینما حقیقت عامدانه یا جاهلانه درباره افغانستان در مسیری که توسط دشمن یا جریانات نفوذی آن‌ها طراحی شده، حرکت کرد و نیاز است مسئولان در چرایی و چگونگی تحقق آن تأمل کنند. در این باب حین برگزاری جشنواره سینما حقیقت در قالب مطلبی این موضوع به مسئولان امنیتی و فرهنگی هشدار داده شد.

این مطلب را در این پیوند مطالعه نمایید:

 http://roubesh.ir/1400/09/28/afghanestsn

🎞علاوه بر فیلم‌های کوتاه و مستند در سال‌های اخیر فیلم‌های سینمایی که برادران محمودی با حمایت وزارت ارشاد ایران ساخته‌اند در جهت واگرایی بین دو ملت و ترویج اختلافات بوده است. «نوید و جمشید محمودی » دو برادر افغانستانی ساکن ایران هستند که با فیلم‌هایی نظیر «شکستن همزمان بیست استخوان»، «مردن در آب مطهر» و رفتن و... تنها به بیان مشکلات مهاجران بسنده کرده‌اند و شرایط وخیم آن‌ها را در قالب تصویر بیان کرده‌اند. آثار این دو برادر در جشنواره‌های فجر نیز دیده شده و جایزه دریافت کرده است. فیلم‌هایی که نه بیان آن عادلانه‌ است و نه محتوای آن، اما با ایجاد کدورت و نفرت بین مردم دو کشور با مذاق جشنواره ‌های خارجی سازگار است.
🔻ماحصل بی‌تدبیری‌ها و ادامه مسیر ریل
شده در جریان هنری کشور، توسط دولت‌های مختلف شرایط امروزی را استمرار خواهد بخشید در صورتی که چند اثر قوی می‌تواند مانع از تلاطم ذهن‌های دو ملت در اثر اغواهای رسانه‌ای باشد.

تحریم هنری روسیه/شعار «هنر برای هنر» و «هنر منهای ایدئولوژی» منحصر به مخالفین غرب!

تحریم هنری روسیه/شعار «هنر برای هنر» و «هنر منهای ایدئولوژی» منحصر به مخالفین غرب!

در پی حمله نظامی روسیه با اوکراین، جشنواره سینمایی کن، استکهلم، گلاسکو، ونیز و...، شرکت های هنری، تئاتر نیویروک، مسابقات هنری همچون آواز یوروویژن؛ به این اتفاق واکنش نشان دادند و روسیه و هنرمندان روسی را تحریم کرده و چند ارکستر و کنسرت نیز برنامه هایشان را لغو کردند.
«والری گرگیف» رهبر ارکستر روس‌تبار از مدیریت شرکت اپرای خود همانند سهامدار روسِ باشگاه چلسی که مجبور به واگذاری سهامش شد، برکنار شد.
شرکت «والت دیزنی» پخش فیلم «بتمن» را در روسیه متوقف کرد و «برادران وارنر» نیز  پخش فیلم‌های سینمایی را در روسیه لغو کردند.
این حجم از واکنش‌های جامعه هنری کشورهای غربی علیه روسیه درحالی‌ست که عمدتا جریان هنری غرب با ادعای «بی‌طرفی» تاکنون در برابر بسیاری از جنایات تلخ در دنیا سکوت کرده است! جشنواره «کن» که اکنون حضور هنرمندان روسی را بدلیل دولتی بودنشان در جشنواره ممنوع کرده، نه‌تنها محدودیتی را نسبت به فیلم‌ها و هنرمندان رژیم صهیونیستی قائل نشده، بلکه به جانبداری نیز برخواسته است. فیلم‌سازان اسرائیل به راحتی در این قبیل جشنواره‌ها شرکت کرده و جایزه گرفته‌اند. وزیر فرهنگ اسرائیل با تصویری از بخش قدیمی شهر قدس در کن حضور یافته، کارگردان فرانسوی بدلیل شوخی لفظی با اسرائیل از جشنواره اخراج شده! و...
این تناقض‌ها در حالیست که جشنواره‌های غربی و شرکت‌های بزرگ هنری در برابر جنگ تحمیلی ایران و وقایع دردناک آن، قتل عام بوسنی هرزگویین و روهینگیا، نسل کشی در فلسطین و یمن، جنایات داعش در منطقه غرب آسیا، بمباران اتمی هیروشیما و هر رخدادی که همراستا با سیاست‌های حکومتی آن‌ها نبوده، سکوت کردند و یا با «سفارشی‌سازی» به «تحریف» و حواشی منفعت‌طلبانه خودشان پرداختند.
متاسفانه شعار پوسیده و نخ‌نمای «هنر غیر ایدولوژیک»! به واسطه برخی روشنفکران ایرانی در میان هنرمندان ایرانی نیز تبلیغ شد و گروهی سال‌ها بدون اندکی تفکر، «هنر برای هنر»، «ایدئولوژی ستیزی» و «سینمای مستقل از انقلاب و اسلام» را دستمایه‌ای برای درجا زدن در نشر مفاهیم سینمای قبل از انقلاب قرار دادند و عامدانه یا جاهلانه برای گسترش ایدوئولوژی دنیای غرب تلاش کردند.
اکنون و در شرایط فعلی جریان هنری غرب خواسته یا ناخواسته موظف به حرکت در مسیر سیاستمدارانش، ولو به قیمت از دست دادن بازارها و گردش مالی حاصل از فعالیت‌های هنری‌ است.
لغو نمایش فیلم‌ها در روسیه در شرایط کرونایی جهان و کاهش درآمد سینماها و شرکت‌های فیلم‌سازی همچون هالیوود، طبیعتا به نفع هالیوود که سهم بالایی از فروش جهانی فیلم‌هایش در روسیه است، نخواهد بود، باید دید تحریم‌ها تا چه زمانی می‌تواند برقرار باشد و هنرمندان و رویدادهای هنری این کشورها تا چه میزان و تا کجا با حکومت‌هایشان همسو خواهند بود.

آیا سطح بازنشر، اظهارات و واکنش‌ها حول حواشی جشنواره فجر طبیعی‌ست؟

آیا سطح بازنشر، اظهارات و واکنش‌ها حول حواشی جشنواره فجر طبیعی‌ست؟

❗️انتقادات پیرامون حرف غلط نوشین معراجی نویسنده فیلم نمور در این چند روز فراتر از حد انتظار بود؛ از برخی اهالی رسانه تا ائمه جمعه و دادستانی و...
اگرچه خبرگزاری روبش جزو اولین‌هایی بود که به نشست رسانه‌ای فیلم پرداخت اما سروصدای ایجاد شده فوق تصور است! گویا اولین بار است که این اتفاق افتاده!! آیا واقعا این گونه است؟!

🔔بررسی و تحلیل فضای بوجود آمده و روند شکل‌گیری آن مهم و اساسی‌ست، رسانه‌ها و افراد دغدغه‌مند نیز لازم است به این موضوع بیندیشند که در فضای مجازی‌ای که از قضا دست برتر ندارند، چگونه خط قرمزشان در سطح بالا بازنشر شده و سبب کنش‌هایی در سطح گسترده می‌شود!! این سطح از انتقادات و حساسیت‌ها ستودنی‌ست اما به نظر می‌رسد با توجه به موارد مشابه منطقی نیست! زیرا موارد بسیاری برا استناد وجود دارد که واکنشی در پی نداشته است. در طول سال‌های اخیر فیلم‌های بسیاری ساخته و پخش شده‌اند که «ازدواج سفید و حتی فرزند حرام‌زاده» را دراماتیزه کرده‌اند و متاسفانه اعتراض و جنجالی در این سطح از کسی بلند نشده!!

🎞از فیلم‌های سال‌های گذشته جشنواره میگذریم؛ نقدا در همین جشنواره امسال در فیلم «مرد بازنده»، پسر جناب مرد بازنده به عنوان قهرمان فیلم با دختری بدون اطلاع پدر، زندگی می‌کرد، در فیلم «شب طلایی» ساخته یوسف حاتمی‌کیا؛ دختر محجبه مانتویی با نامزد سابقش رابطه داشت، در فیلم «علف‌زار» دختر حرام‌زاده‌ای وجود دارد که بازپرس فیلم که علیه سیستمِ فاسد عمل می‌کند و قهرمان است؛ برای شناسنامه ‌دادن به او با علم به زنازاده بودنش، از پدرومادر می‌پرسد صیغه بودید و آن‌ها انکار می‌کنند، سپس با فریاد از سر تلقین و القای دروغین صیغه بودن، قضیه را فیصله میدهد!! در همین فیلم، یکی از زنان شوهر دار با مردان متعدد رابطه دارد. در فیلم «نگهبان شب»، رابطه مهندس پیمانکار با کارمند بانک مشخص نیست! و...

❗️فیلم «نمور» از فیلم‌های «ضعیف» جشنواره بود که سوای نظر از این حواشی، مورد «تمسخر» اصحاب رسانه و منتقدان قرار گرفت و صحبت‌های غلط و باطل عوامل هم خارج از محتوای فیلم بود، این در حالی‌ست که وقوع صریح «حرامزادگی‌» در سایر آثار، واکنشی در این سطح ایجاد نکرد. بنابراین این حجم از واکنش‌ها تنها و تنها به دلیل رد شدن یک نویسنده‌ی دستِ چندم از خطوط قرمز، در جلسه نشست منطقی نیست.

جنجال رسانه‌ایِ مشابهی درباره «سکانس معروف صیغه» در سریال «آقازاده» نیز اتفاق افتاد که نه بدلیل بدسلیقگی کارگردان بلکه به دلیل «بیان و تصویر یک حکم شرعی» در این سریال به‌پا شد؛ چرا که برای بسیاری از کسانی که در این سال‌ها بیان «حکم شرع» در فیلم و سریال‌ها را بایکوت کردند و در مقابل به «تمسخر و نفرت‌پراکنی علیه دین» همت گماشتند، بسیار گران آمد و شروع کردند به فرافکنی برای خانواده‌‌های مذهبی که چه نشسته‌اید که فرزندانتان صیغه آموختند! متاسفانه «ساده‌لوحی» و «بازی رسانه‌ای» در این امر بسیاری از ذهن‌ها را هدایت کرد و همان‌ها که ازدواج سفید را تبلیغ می‌کردند توانستند طیف بسیاری را علیه این سکانس با خود همراه کنند. ساز و برگ رسانه جریان انقلاب و توان کنش‌گری آن مشخص است که قادر به ایجاد این سطح از واکنش‌ها نیست و متاسفانه افرادی بی‌آنکه بدانند و بخواهند دنباله‌رو این افراد شدند.

❌بنابراین در مورد حواشی فیلم نمور نیز با تائید واکنش‌ها علیه حرف‌های نوشین معراجی، همانطور که ذکر شد نیاز به مطالعه و بررسی است که چرا در موارد مشابه هنجارشکنانه‌تر و صریح‌تر از این واکنشی نداشتیم! طبیعتا این پاسخ که جامعه مذهبی فیلم نمی‌بینند و یا اطلاع از سایر موارد نداشتند؛ مردود است!!

معضل فتوکال و نشست رسانه‌ای فیلم‌ها

معضل فتوکال و نشست رسانه‌ای فیلم‌ها

چهلمین جشنواره فیلم فجر به رسم سال‌های گذشته فرش قرمز نداشت، با این حال مراسم فتوکال قبل از پخش فیلم‌ها در مکان مشخصی در خانه جشنواره برگزار شد، عکاسانی که با داد و فریاد از بازیگران و عوامل فیلم‌ها می‌خواهند تا به دوربین‌هایشان نگاه کنند و ژشت پیشنهادی آن‌ها را بگیرند. هیاهوی عکاسان برای گرفتن عکس و انتشار آن، سلبریتی‌ها را هم به وجد می‌آورد تا برای گرفتن مهمترین عکس‌های خود، این مراسم را جدی‌تر بگیرند و با سروشکلی متفاوت در جشنواره حاضر شوند.
بنابراین مسئولان جشنواره برای ارتقا سطح جشنواره و کاهش حاشیه‌های گاها پررنگ‌تر از متن در فتوکال، باید تدبیری برای تعداد و سطح دسترسی عکاسان کنند.
نکته مهم دیگر؛ سطح کیفی نشست‌های عوامل فیلم‌ها با اصحاب رسانه و منتقدان است که بسیار قابل تأمل بوده و نحوه برگزاری آن نیاز به بازنگری جدی دارد.
 سطح پایین نشست‌ها از یک سو به سوالات بی‌ارزشی برمی‌گردد که برخی‌، از عوامل فیلم‌ها می‌پرسند و از سوی دیگر به سیاست برگزاری آرام نشست‌ها از سوی مسئولان و مجری نشست‌ها.
هر دو عامل در یک جهت عمل می‌کنند تا زمان جلسه‌ مهربانانه به اتمام برسد و با سانسور و حذف سوالات و پرسیدن سوالاتی مانند؛ خانم/آقای فلان چگونه بازی، تدوین، گریم، صحنه‌ آرایی، طراحی لباس و...کردید و...، وقت جلسه را به اتمام برسد و زمانی برای سوالات جدی‌تر باقی نماند.
با این حال مدیران جشنواره اگر می‌خواهند سطح رویداد رشد یابد و همچنین با طرح سوال از ابهامات پیرامون فیلم‌ها، حقی از عوامل فیلم ضایع نشود و اخبار صحیحی منتشر شود، باید در ارتقا سطح نشست‌ رسانه‌ای فیلم‌ها تدبیری بیندیشند تا خبرنگاران دغدغه‌مندتر و منتقدان در جلسات شرکت کنند.


شخصیت و داستان جعلی چرا!؟کدام زن قهرمان است؟

شخصیت و داستان جعلی چرا!؟کدام زن قهرمان است؟

آیا تلخی مفرط فیلم «دسته دختران» به محتوایش می‌ارزید؟
از خانم «منیر قیدی» کارگردان فیلم «دسته دختران» انتظار نمی‌رود که پاسخ درستی به سوالات دیگران بدهد زیرا از جواب‌های سربالا و گاها از سر عصبانیت یا لج‌بازی در نشست فیلم مشخص شد که پاسخ درستی در کار نیست.
با ناامیدی از کارگردان فیلم، انتظار می‌رود حوزه هنری و فارابی که فیلم با حمایت‌ آن‌ها ساخته شده و قطعا در رشته‌های زیادی نامزد دریافت جایزه خواهد شد، پاسخگوی سوالات و ابهامات باشند.
البته فارابی که هیچ!! آنقدر با حمایت‌هایش از برخی فیلم‌ها گل کاشته!! که امیدی نیست، اما حوزه هنری چرا؟!
ناگفته نماند که خانم قیدی به یک سوال پاسخ قابل قبولی دادند؛ اینکه فیلم پیام اتحاد و امید می‌دهد، ما نیز تا حدودی موافق هستیم که فیلم کمی امروزی‌سازی شده، زیرا زنان فیلم هر کدام نماینده تفکر یا گروهی هستند که متحدانه با هم کار می‌کنند و در انتهای فیلم می‌توانند دیگران را نیز با خود همراه کنند.
کمی از فیلم بگویم؛ دسته دختران که به اذعان کارگردان واقعیت ندارد و شخصیت‌های آن ساختگی‌ست چند زن را در دوران دفاع مقدس روایت می‌کند که می‌خواهند همانند مردان بجنگند و دسته خود را داشته باشند.
پس تا اینجای کار، هم مستند نیست و هم شخصیت‌ها ساختگی‌ هستند، اگرچه هم مستندات زیادی از سقوط خرمشهر وجود دارد و هم زنان قهرمان، که می‌توانست مبنای فیلم باشد.
 اما شخصیت‌ها؛ یگانه؛ زن معلمی که در حکم فرمانده‌ است، دیر رسیده بچه‌هایش در انفجار سوخته‌اند. او عذاب وجدان دارد و در انتها نیز مطرح می‌کند که می‌خواهد بمیرد. وجیهه از دست شوهر شراب‌خوار و قمار بازش فرار کرده، سیمین دختر شل حجابی‌ست که مادر نگران اوست و پدر می‌خواهد با اجبار او را به خانه بازگرداند اما او دوست دارد همچون برادرانش بجنگد.
فرشته دانشجوی پزشکی‌ست که مجروحین را مداوا می‌کند، او دنبال پیدا کردن نامزدش است. آذر نیز نوجوانی‌ست که همراه خانم معلم می‌شود...
حالا این شخصیت‌های زن فیلم‌ چطور باید؛ به زعم فیلم، قهرمان ‌شوند؟ متاسفانه با سرزنش و تمسخر و له کردن مردان.
پسری ترسو با این زنان همراه می‌شود تا هم، ترازوی سنجشِ شجاعت او با زنان در فیلم ساخته شود و هم یک درامکی از عشق و عاشقی با سیمین در قصه شکل بگیرد. شوهر وجیهه نیز مردِ دیگر فیلم است که وجیهه با تشویق یگانه، با او همراه می‌شود و کمک می‌کند تا رانندگی کند و مردم را با ماشینش از شهر خارج کنند. او یک صحنه در ابتدای فیلم دارد که معرفی‌ می‌شود و یک صحنه در انتها که سرو کله‌اش پیدا می‌شود! حالا اینجا بگذریم از برداشت فمنیستی که زن سبب می‌شود تا مرد به مردم کمک کند، شاید کارگردان خواسته نقش زن جلوه بیشتری داشته باشد!
شوهر یگانه هم فردی منفعل است و یک صحنه از او می‌بینیم که یگانه برای خداحافظی رفته و او در خانه است و سیگار می‌کشد.
داستان فیلم نیز علاوه بر شخصیت‌ها مستند نیست ولی بخش زیادی از فیلم را، صحنه‌های بمباران و کشت و کشتار و اجساد تشکیل داده؛ به‌ویژه صحنه‌های تلخ و جانکاه مربوط به اجساد بچه‌ها و آواره‌گی کودکان گریان و وحشت‌زده.

تصویرسازی برای مردم جهان با فیلم‌های گزینشی

تصویرسازی برای مردم جهان با فیلم‌های گزینشی

دهکده‌ی جهانی فریبی تئوریک در جهت اهداف استعماری
🔹بعد از بیانِ تجربه‌ی حامد حدادی از آمریکا و تعجب مردم آمریکا از اینکه مردم ایران به جای شتر از ماشین استفاده می‌کنند، توئیت‌های هم‌وطنانِ ساکن کشورهای اروپایی و کانادا در ارتباط با میزان اندکِ اطلاعاتِ اروپاییان در ارتباط با ایرانیان که حاویِ شترسوار بودن، نداشتن رایانه، با دست غذا خوردن، حقوق اندک زنان و.... می‌شود، در فضای مجازی پخش شده است.

🔹ایرانیان و مردم جهان منهای غرب، به واسطه‌ی شعار دهکده‌ی جهانی، در معرض سبک زندگی غربی و تمدن مادی و مظاهر زندگی منهای دین هستند و این در معرض بودن، گرایشات و به تبع آن رفتارها را به سمت این سبک می‌کشاند.
اما دهکده‌ی جهانی باعث نشده، مردم اروپا و آمریکا از مردم ایران و سایر کشورها اطلاعات صحیح بدست بیاورند، ممکن است یک علتِ کم‌اهمیتِ آن سطح بی‌تفاوتی مردم آن کشورها در مورد این موضوعات باشد، که در آن صورت انتظار بی اطلاعی می‌رود، نه روایت‌های عجیب و گزینشی در جهت تخریب مردم.
⛔️ علت اصلی اما «مدیریت رسانه‌ها» توسط دنیای استکبار است، فیلم‌های «سنگسار ثریا»، «بدون دخترم هرگز» و «آرگو» از رسانه‌های اروپا و آمریکا پخش می‌شود، حتی در مدارس آلمان از فیلم بدون دخترم هرگز به عنوان «منبع جامعه‌شناسی» ایران استفاده می‌شود.
 ⛔️این اقدامات نمی‌تواند از روی ناآگاهی باشد چون سفارت‌خانه‌ها و مسئولین دولتی و تجار با ایران در ارتباط هستند، پس به عمد و برای کاهش تاثیر انقلاب ایران در جهان است‌، چرا که انقلاب اسلامی توانست مدیریتی با محوریت «توحید» و با شعار «حمایت از مستضعفان» و با «تقویت تعقل و تفکر» بنا کند؛ پس خطری جدی برای گرایشات مردم اروپا و آمریکا که خسته از تعارضات ذاتیِ تمدن مدرن هستند به حساب می‌آید. بنابراین لازم است ایران را عقب‌افتاده نشان دهند و این موضوع به لطف تولیدات اهالی سینما در جهت «سیاه‌نمایی‌ها» و تولیداتی مانند بدون دخترم هرگز و همچنین ادعاها و اقدامات برخی از سلبریتی‌ها انجام می‌گیرد.
👤زهرا خندان

سازمان اوج مسیر درستی را در مستندسازی طی نمی‌کند. تلخی صرف و بی‌محتوایی رسالت اوج نیست!

سازمان اوج مسیر درستی را در مستندسازی طی نمی‌کند. تلخی صرف و بی‌محتوایی رسالت اوج نیست!

🔹سازمان هنری رسانه ای اوج با یازده فیلم‌ در جشنواره «سینما حقیقت» حضور داشت. فیلم‌هایی که انتظار می‌رود هرکدام یک سروگردن از فیلم‌های موجود و مستقل بالاتر باشد، مستندهایی که بتواند مسائل جامعه را بیرون کشیده، حلاجی کند و در حد قواره‌ی خود، راه‌حل ارائه نماید یا مستندهای پژوهشی_گزارشی باشد که دست برتر را در جنگ روایت‌ها داشته باشد، همچنین فیلم‌های روایت اول در بسیاری از موضوعات مهم و اساسی را تولید کند. 

🎥در بین یازده فیلم سازمان اوج در جشنواره‌، فیلم‌هایی مانند «ناقوس دریا» درباره صیادانی است که در کمین دزدان دریایی سومالی افتاده‌اند، فیلم «ریتم کند» در مورد نیازهای جنسی و عاطفی افراد معلول است و مستند «سرباز شماره صفر» به‌عنوان برنده جایزه شهید آوینی؛ داستان جانبازی است که خود و همسرش بیمارند و حکومت هیچ حمایتی از او نمی‌کند تا نهایتا با پایانی تلخ ابراز پشیمانی از گذشته کند. فیلم «خلیفه قاسم» نیز تنها روایت مشکلات یک افغان‌ در ایران است.
تولید فیلم‌هایی مانند «شیرینی فروش» و حتی «موذی» هم با وجود مسئله داشتن، نیازی به حمایت سازمان اوج نداشتند. فیلم «ننه مخمل» نیز که زنی سخت کوش را روایت کرد چیزی در چنته نداشت و مشخص نبود بدنبال چیست؟! تنها، نمایش اختلاف و نارضایتی مادرش و گلایه‌های «مخمل» از مادر و فرزندان، کفه سخت‌کوشی و تلاشش را نیز سبک کرد!

⁉️درحالیکه در اوضاع کنونی تعداد بسیار زیادی از موضوعات مهم و اساسی گذشته و حال وجود دارند که نیاز به ورود جسورانه و قوی سازمان اوج دارند. حضور اوج با چنین فیلم‌هایی ″ناامید کننده‌ست″ و شائبه ″سوءمدیریت″ یا ″ناآگاهی و نابلد″ بودن در اختصاص حمایت مادی، همچنین بی‌اطلاعی از فضای رسانه‌ای را قوت می‌بخشد.

🔹سازمان اوج باید ضمن به کارگیری مدیران ″متعهد و باسواد″ و ارتقای آنان در حین کار، برای تربیت افراد دغدغه‌مند و قوی و حمایت از آنان برنامه جامعی در نظر گیرد و ماموریت‌های کلان برای «پروژه‌های راهبردی و مهم» تعریف کند.

🔹این سازمان اگر بتواند ″روایت‌های اول قوی″ را تولید کند، یا تولیدات به مراتب بهتری از رسانه‌های بیگانه برای ″خنثی کردن تحریفات″ آنان داشته باشد حرفی برای گفتن خواهد داشت؛ در غیر این صورت مانند ساختارهای دیگر کارایی لازم را نخواهد داشت و در وضع موجود حل خواهد شد.

احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم

احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم


🗣 زنان، کودکانی هستند که زود فریفته می‌شوند، فریبنده هستند، فریبکار نه
🗣احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم
🗣اگر مادرم از من می‌پرسید میخواستی بدنیا بیای یا نه؟..قطعا جوابم نه بود...

🎥این جملاتی از گفتگوهای فیلم مستند
«یاشماق» به کارگردانی «رضا غلامی مطلق» در بخش مسابقه نیمه بلند ملی در جشنواره حقیقت است.

⚛️ مستند، روایتگرِ زندگی سه بازیگرِ زن تئاتری است که هرکدام گرفتار سنت‌های برخی از ترکمن‌ها شده‌اند.

1⃣ زنی است که با سنت «قارشلق» ازدواج کرده است، در این سنت، یک دختر به یک خانواده می‌دهند و یک دختر می‌گیرند. اگر بنا به هر دلیلی یکی از زوجین طلاق بگیرند زوج دیگر نیز باید از هم جدا شوند.
⛔️ ظلمی آشکار در سنتی اشتباه که اختیار در انتخاب همسر را از دختران و پسران سلب کرده است و بدتر از آن، محکوم به طلاق و به طبع آن؛ همانند «صاحب جمال» در این مستند، محکوم به ندیدن فرزند می‌شوند.
 🔴 برادر «صاحب جمال» طلاق گرفته و بچه را نزد خود نگه داشته، به همین دلیل خواهرش نیز حق دیدن فرزندش را ندارد.او از اقدام قانونی نیز هراس دارد و منصرف می‌شود زیرا اطرافیان به او گفته‌اند که آن‌ها در هر صورت بچه را تحویل نمی‌دهند چون زورشان بیشتر است. او برای مقابله با سنت‌های اشتباه، خود را مشغول بچه‌های روستا و تئاتر می‌کند.

2⃣ زنی معرفی می‌شود که با رسیدن به مقطع پیش‌دانشگاهی باید بخاطر عرف خانوادگی و سن‌اش، ازدواج کند؛ ازدواج با مردی که یک‌ماه بعد از جواب مثبت، او را می‌بیند.
این زن از زندگی‌اش راضی نیست و همسرش بدلیل سردی عاطفی نمی‌تواند او را هیچ‌جوره خوشحال کند.

3⃣ دختری که برای پسرعمویش نشان شده و به او علاقه‌ای ندارد اما اصرارهای پدر و ترس از آینده که اگر با غریبه‌ای بدتر از او ازدواج کند و حامی نداشته باشد،  دختر را نگران از دادنِ جواب منفی کرده، اما در نهایت تصمیم می‌گیرد، جواب «نه» بدهد حتی اگر در آخر مجبور به گفتن «بله» شود.

🔔نمایش سنت‌های اشتباهِ قومی جزو رسالت‌های مستند در بخش ملی است، آن‌هم سنت‌هایی که منجر به ظلم به زنان در محیط خانواده شود، ″دادخواهی‌ای″ که «مقام معظم رهبری» آن را بارها تکرار کرده‌اند.
⭕️ اما در این مستند، تنها، راهکارِ فرهنگی معرفی شده که بسنده نیست، به ویژه در موردی که زن با توجه به «قوانینِ جمهوری اسلامی» می‌تواند به راحتی حضانت طفلِ خود را بگیرد.

❓ *چرا حاشیه سازی*
 ⛔️کارگردان مستند اگر به جای القای غیرمستقیم رهایی این زنان از بار روانی ظلمی که به آنان شده، توسط «موسیقی، رقص و سیگار» به ایجادِ جسارت برای گرفتن حق از مجاریِ قانونی اهتمام می‌ورزید کار ارزنده‌ای انجام داده بود و برای جلب توجه نیازی به نمایش «حرکات موزون» و «شانه‌زدن مو» از پشت پرده نداشت.

🔴 *بازهم سیاست‌های ضد جمعیت*
❗️ نکته‌ی قابل تامل این مستند اشاره به انگیزه‌های خودخواهانه فرزندآوری است؛ یکی از انگیزه‌ها نامطلوب فرزندآوری ″ادامه یافتن نسل″ معرفی می‌شود‼️ و در ادامه ادعای زن کارگردان مطرح می‌شود که می‌گوید: اگر مادرم از من می‌پرسید «میخواستی بدنیا بیای یا نه؟ قطعا جوابم نه بود»...اینکه «نسلی بیارم و در دنیای عجیب و غریب رها کنم، خودخواهیه»‼️
این نوع حرف‌ها در کلامِ «صاحب جمال» نیز بود که هم در مطلع و هم در پایان گفت: «احساس گناه می‌کنم بچه‌ای بدنیا آوردم و رهایش کردم...»

⚛️ این ادبیات، خودش عین خودخواهی است «فرزند نیاورم چون دنیا عجیب و غرب است یا رها می‌شود» یعنی من حاضر به پذیرش مسئولیت برای آوردنِ نسلی مسئول نیستم، من حاضر به آوردن نسل برای پایداری جهان نیستم..

🔔تکرار جملاتی که نتایج منفی و ضد سیاست‌های جمعیتی به‌عنوان یکی از معضلات اساسی کشور، را القا می‌کند و از دل حرف و دغدغه‌ای درست، پرداخت حاشیه‌‌ای ظهور و بروز می‌یابد!