به نام خدا

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید.

وادادگی مسئولین فرهنگی=بحران‌آفرینی سلبریتی‌ها

انقلاب اسلامی ایران همواره تحت تهاجم دشمن بوده، هست و خواهد بود، زیرا پرچم‌دار توحید در جهان و اقامه‌کننده‌ی مبارزه علیه مستکبرین جهان است، بنابراین قدرتمندان کنونی جهان، به هیچ عنوان تاب این انقلاب را ندارند؛ به ویژه آنکه این انقلاب توانسته با اتکا به توان داخلی و استعدادهای ویژه‌ی سرزمینی به قدرتی در منطقه و حتی در جهان تبدیل شود.
در این بین همواره برخی از سلبریتی‌های داخلی، گویا پیاده‌نظام دشمنی‌های مستکبرین جهان هستند. این افراد در طی این سال‌ها در تمام حوادثی که رنگ و بویی از دوقطبی‌سازی و هزینه‌سازی برای جمهوری اسلامی داشته، کنشگریِ فعال داشته‌اند و

جشنواره دوازدهم تداوم دوره‌های گذشته/ فضای سیاه، مالیخولیایی، ناامید

چند روزی‌ست از اختتامیه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی کشور سپری شده است اما در هیچ یک از رسانه‌ها خبری از گزارش‌های کارشناسی تحلیلی و‌ محتوایی از آثار نیست و متاسفانه رسانه‌ها تنها به انتشار ساده اخباری که جشنواره منتشر می‌کند اکتفا کردند.
راهکار برون‌رفت این جشنواره مهم از وضعیت فعلی و پیشرفت آن؛ بررسی و تحلیل آثار و مسایل پیرامونی آن از قبیل داوران، مراکز حمایت و تولید کننده آثار، کیفیت اجرای جشنواره و مدیریت و...است و نشر صرف اخبار در حد رویدادها کمکی به ارتقای آن نخواهد کرد.
در جشنواره‌ها از جمله جشنواره پویانمایی، آثار برگزیده و دریافت کننده جایزه، برای سایر هنرمندان و جوانان فعال در این عرصه الگویی پیش روی آنان برای موفقیت و دیده شدن است و مسئولان محترم «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» و...به عنوان مراکز مهم و فعال در بخش پویانمایی بر این موضوع واقف هستند.
بسیار بعید است مسئولان و داوران جشنواره از فضای حاکم بر متن و پیام تعدادی از آثار جشنواره و به‌ویژه برندگان جوایز اصلی بی‌اطلاع باشند و تنها با اتکا به تکنیکِ پونمایی‌های «کلاغ» و «خرچنگ» و «جسم خاکستری» و ....این آثار را برگزیده باشند که صحت و عدم صحت این فرضیه هر یک مرثیه‌ای مجزا دارد! راهکار این دو معضل آموزش و کسب سواد رسانه مدیران و مسئولان و در صورت اطلاع و آگاهی از درون‌مایه رویداد؛ تذکر و تجدید نظر در عرصه مدیریتی است.
نیاز جدی وجود دارد که مدیران، تصمیم‌گیران، منتقدین و کارشناسان فرهنگ و هنر درباره برآیند جشنواره و با نگاه نقادانه به بحث و بررسی بنشینند تا به دیدگاه درستی نسبت به مسیر طی شده و وضعیت حال پویانمایی کشور برسند. کما این که در برخی جلسات نقد آثار در جشنواره‌ دوازدهم دونفر از منتقدان به درستی به چند آسیب در کلیت آثار اشاره کردند.

مهاجر افغانستانی در قاب فیلم‌های ایرانی/تشدید اختلاف یا اتحاد؟

طاهره شاطری/ تفرقه افکنی‌های اخیر بین مردم ایران و افغانستان بعید است که بدون سازماندهی بوده و چند اتفاق کور باشد. شیطنت‌های رسانه‌ای و پخش کلیپ‌های نفرت‌پراکن چیزی جز خروجی اتاق فکرهای دشمنان دو ملت نمی‌تواند باشد. افغانستان به عنوان قسمتی از حوزه تمدن ایران به طور ویژه مورد توجه جریان استکبار بوده و هست به‌ویژه که با تشکیل تیپ فاطمیون حساسیت‌ها تشدید شد؛ بنابراین از هر فرصتی برای التیام کینه‌ و خشمشان استفاده می‌کنند. در این میان جریان فرهنگی هنری کشور نیز علیرغم برخی شعارهای عوامانه هنر برای هنر و غیر سیاسی بودن هنر و...، سر بزنگاه‌ها غالبا همسو با جریان دشمن عمل کرده‌اند. تبیین سیاست‌های دشمن یا به‌عبارتی حرکت در خلاف جهت مبانی و راهبردهای جمهوری اسلامی در موارد زیادی در فیلم‌ها و سریال‌ها پیگیری می‌شود.
در موضوع افغانستان و مهاجران افغان نیز عملکردی همسو با جریان رسانه‌ای دشمن اتخاذ شد. چندی پیش در پانزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» فیلم‌های با مضمون شرایط مهاجران افغان داخل ایران به طور غیر عادی بالا بود. افزایش مشکوک این دست فیلم‌ها، آن هم به یکباره، نشان از شیطنت‌ها و برنامه‌های احتمالی آینده داشت.
همچنان که در همین جشنواره و افزون‌تر در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه، تعداد بالای فیلم‌های با موضوع جنایات طالبان کاملا مشهود بود؛ چرا که موضع جمهوری اسلامی در قبال طالبان تدافعی نبود.
متاسفانه رویدادهای هنری همچون سینما حقیقت عامدانه یا جاهلانه درباره افغانستان در مسیری که توسط دشمن یا جریانات نفوذی آن‌ها طراحی شده، حرکت کرد و نیاز است مسئولان در چرایی و چگونگی تحقق آن تأمل کنند. در این باب حین برگزاری جشنواره سینما حقیقت در قالب مطلبی این موضوع به مسئولان امنیتی و فرهنگی هشدار داده شد. در این باره اینجا بخوانید...
علاوه بر فیلم‌های کوتاه و مستند در سال‌های اخیر فیلم‌های سینمایی که برادران محمودی با حمایت وزارت ارشاد ایران ساخته‌اند در جهت واگرایی بین دو ملت و ترویج اختلافات بوده است. «نوید و جمشید محمودی » دو برادر افغانستانی ساکن ایران هستند که با فیلم‌هایی نظیر «شکستن همزمان بیست استخوان»، «مردن در آب مطهر» و رفتن و... تنها به بیان مشکلات مهاجران بسنده کرده‌اند و شرایط وخیم آن‌ها را در قالب تصویر بیان کرده‌اند. آثار این دو برادر در جشنواره‌های فجر نیز دیده شده و جایزه دریافت کرده است. فیلم‌هایی که نه بیان آن عادلانه‌ است و نه محتوای آن، اما با ایجاد کدورت و نفرت بین مردم دو کشور با مذاق جشنواره ‌های خارجی سازگار است.
🔻ماحصل بی‌تدبیری‌ها و ادامه مسیر ریل شده در جریان هنری کشور، توسط دولت‌های مختلف شرایط امروزی را استمرار خواهد بخشید در صورتی که چند اثر قوی می‌تواند مانع از تلاطم ذهن‌های دو ملت در اثر اغواهای رسانه‌ای باشد.