به نام خدا

۵ مطلب با موضوع «تئاتر» ثبت شده است

جشنواره تئاتر فجر؛ نمایش غلامرضا لبخندی/هدف شهرداری تهران برای حمایت از کهبد تاراج چیست؟

جشنواره تئاتر فجر؛ نمایش غلامرضا لبخندی/هدف شهرداری تهران برای حمایت از کهبد تاراج چیست؟

«کهبد تاراج» نویسنده و کارگردان نمایش «غلامرضا لبخندی» از نمایش‌های صحنه‌ای در چهلمین جشنواره تئاتر فجر است.
نمایش با راز و نیاز پدری با امام رضا(ع) آغاز می‌شود، پدری که نگران آینده فرزندی‌ست که در راه دارد و برایش «عاقبت‌به‌خیری» می‌خواهد و او را «نذر» امام می‌کند! فرزندی که بعدها «خفاش شب» نام گرفت و زندگی شوم و نکبتش دست‌مایه اجرای نمایش شد.
این نمایش مربوط به سال ۷۶، یعنی ۲۴ سال پیش است که «غلامرضا خوشرو» معروف به خفاش شب، ۹ زن بیگناه را به قتل رسانید.
کارگردان، این نمایش را در صحنه‌ای برای تماشاگران روایت می‌کند که غلامرضا در یک پیکانِ نصفه نشسته و روح هر یک از زنانی که به دست او به قتل رسیده‌اند؛ ماجرای قتلشان را برای بازپرس و مقابل تماشاگران بصورت مونولوگ بازگو می‌کنند.
چند زنی که از آن ″نه″ زن برای نمایش انتخاب شدند تا حادثه‌ای که برایشان اتفاق افتاده را روایت ‌کنند به نظر هوشمندانه انتخاب شده‌اند، زیرا هر یک به‌نوعی نگران «قضاوت شدن» توسط بازماندگان و خانواده‌هایشان هستند.
از طرفی غلامرضا، در پاسخ به سوالات، اتهامات وارده را نمی‌پذیرد و مدام از فردی به‌نام «مجید غلامی» نام می‌برد که زاده ذهن اوست و قتل‌ها را انجام داده است. شخصیتی که در جلسات دادگاه بر خیالی بودن او بواسطه روانکاوی تأکید می‌شود، اما در نهایت و در صحنه آخر از هویت واقعی او رونمایی می‌شود!!
صحنه اعدام غلامرضا، با نقاشی طناب دار و چهارپایه روی زمین و دراز کشیدن غلامرضا بر روی آن اجرا می‌شود، سپس در صحنه پایانی شخصی وارد صحنه می‌شود که پس از مراوده کوتاهی با بازپرس در قامت همدستش، بر سر جنازه غلامرضا، خود را مجید غلامی معرفی می‌کند.
کارگردان با تقلیل جنایت غلامرضا به‌عنوان یک جانی که حتی به جنازه قربانیانش هم رحم نمی‌کند؛ انگشت اتهام را به سمت «حکومت و جامعه» نشانه رفته است!!
«تاراج» با انتخاب این سوژه و بدون مطالعه و پژوهش کافی درباره او، با این پیام و محتوا که متاسفانه در سایه غفلت و حتی خیانت مسئولین و مدیران حاصل شده، این جنایت و ظلم را به «دین و حکومت» ارجاع می‌دهد.
❓حال آنکه امثال این فرد آیا جنایات مشابه و به مراتب بدتر از این اتفاق در «جوامع غربی» را به همین شیوه توجیه می‌کنند؟ آیا در اروپا که اخبار ظلم و تجاوز به زنان به روالی عادی تبدیل شده، حکومت و نظام جمهوری اسلامی حاکم است؟ «دولت‌ها» و دین «مسیحیت» مقصر این اتفاقات است؟ بله ممکن است در مطالعاتی، دین مدرن و خودساخته جوامع غربی و دولت‌هایشان بدلیل عدم حفظ کرامت زن مقصر نیز باشند اما این جرم‌ها فقط در ایران به‌اینگونه قضاوت شده و برای آن حکم صادر می‌شود!
 ⛔️مرثیه آن‌جاست که «شهرداری تهران» از کارگردان و نویسنده چنین اثری با این افکار، در مراسم اختتامیه تئاتر فجر حمایت می‌کند تا برای مسائل اجتماعی نمایش ‌نامه بنویسد! متاسفانه مشخص نیست افراد تصمیم‌گیر شهرداری چه متر و میزانی برای این انتخاب داشته‌اند؟!!


جشنواره تئاتر فجر | نمایش «یه کاست لته / روی c»

جشنواره تئاتر فجر | نمایش «یه کاست لته / روی c»

جشنواره تئاتر فجر | نمایش «یه کاست لته / روی c»
نویسنده: هادی زرقانی
کارگردان: محمد اکبری
جامعه‌ی بی‌مرد
نمایش یک کاسه لته/ روی c، به نویسندگی هادی زرقانی و کارگردانی محمد اکبری در بخشِ مسابقه تئاتر فجر به اجرا درآمد.
دخترکی به همراهِ مادرش که کورمردی دارد، لباس‌های مردانه را می‌شویند و دختر، برای فردی بنام «جابر» لباس می‌شوید. پسری مطرب‌پیشه، درعین حال حقیر و طماع، گماشته‌ی جابر است و از هیچ‌کاری در راستای منافع خود فروگذار نیست، از تملق گرفته و نئشه کردنِ جابر تا پادویی برای دختر جابر.
او می‌خواهد دخترک را به بالینِ جابر بکشاند تا از این وصل، پولی به جیب بزند.
نمایش معرفی جامعه‌ایست که در آن، زنان بار اقتصادی را با هزار زحمت و شستنِ لباسِ زیر مردانه بر عهده دارند.
زنانی که حتی برای مستقل کردنِ مرد مورد علاقه‌شان، حاضرند پول‌هایشان را در اختیارِ مردان به ظاهر مرد بگذارند تا پادو دیگران نباشند.
این جامعه دو نمونه مرد دارد؛ نمونه‌ی اول؛ امثالِ جابر که پول درمی‌آورند اما پولِ حرام و به دنبال عیاشی به هر قیمتی هستند و نمونه دوم؛ امثالِ پسرک که پادویی برایشان غنیمت است و تلاشی برای استقلال نمی‌کنند و اوجِ آمال‌شان، مانندِ جابر شدن است.
این جامعه، در گذشته پهلوان و مَرد داشته که مُرده است. همانگونه که دختر بیان می‌کند جامعه با مرگِ پدرش بی‌پهلوان شده و ناامن است و حال مادر  کورمردی گرفته، چون مَردی در جامعه نمی‌بیند.
در این نمایش نمادین، جامعه‌ای روایت شده که در آن حکومت درخدمتِ قدرتمندانِ مستکبر است که حاضر است همه چیز را قربانی کند! حال آنکه در گذشته، حکومتی پهلوان هرچند فقیر، زنِ نمادین را حفظ می‌کرده و با رفتنش حکومت طماع، تنها به فکر منافع خویش است! و همه چیز از دست رفته است.
این نمایش اولین اجرایی نیست که در جشنواره تئاتر فجر زنان را سیاه بخت و فلاکت زده و مردان را ظالم و بی‌قید نمایش می‌دهد، همچنین در ذیل نمایش‌هایی است که به صورت نمادین و انتقادی جامعه کنونی را به چالش می‌کشد.
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

تئاتر فجر | نمایش "سگدو"

تئاتر فجر | نمایش "سگدو"

سی‌ونهمین جشنواره تئاتر فجر تئاتر فجر | نمایش "سگدو"
نویسنده و کارگردان : عباس غفاری


نمایش "سگدو" به کارگردانی عباس غفاری در بخش مسابقه تئاتر صحنه‌ای به اجرا درآمد و تندیس سی‌ونهمین جشنواره تئاتر فجر، دیپلم افتخار و جایزه نمایش‌نامه‌نویسی، دو جایزه بازیگری و طراحی گریم به آن تعلق گرفت.
سگدو داستان دختر جوان فیلم‌سازی است که هرچه سگدو می‌زند و تلاش می‌کند به خواسته‌اش نمی‌رسد، سرگردان و بی‌هدف تلاش می‌کند اما به جایی نمی‌رسد، در نتیجه تصمیم به مهاجرت می‌گیرد.
نورپردازی صحنه اندک و نمایش در فضایی تاریک اجرا می‌شود و زندگی مبهم و بی‌هویت دختر را به رخ می‌کشد. دختر برای رهایی از مشکلات جامعه‌ و محیط زندگی‌اش به فرانسه مهاجرت می‌کند؛ اما در آن‌جا هم هنوز مشکلات ایران رهایش نمی‌کند.
وجه پررنگ نمایش، ترس و توهماتی‌ست که به پلیس و نیروهای امنیتی نسبت داده شده و دختر مدام خود را تحت کنترل این نیروها تصور می‌کند!!
صحنه‌آرایی این نمایش، بسیار ساده و جزء اصلی آن یک تخت‌خواب است که در وسط اتاق قرار دارد؛ دختر یا روی آن خواب است یا زمان بیداری، نظاره‌گر توهمات حاصل از اتفاقات زندگی‌اش در ایران است. لباس خوابی در اتاق خوابش جلب توجه می‌کند و چندین بار در طول اجرا به آن اشاره می‌شود، اما او مالکیت آن را انکار و سعی می‌کند اتهام ارتباط داشتن با هر مردی را انکار کند؛ در کابوس‌هایش همه به او سوءظن دارند و انگ رابطه داشتن را به او می‌زنند ولی دختر رد می‌کند! این درحالی‌ست که مردی زن‌نما باوجود امتناع دختر، روی تخت او می‌خوابد ولی دخترِ اسیر توهم، او را مادر خود می‌بیند، درحالی‌که او واقعا مرد است!
آیا در جامعه ایرانی موضوع تجاوز به زنان در این حد همه‌گیر و امنیت جنسی آنان اینقدر مخدوش است؟!
تنها چاره دختر برای رهایی از توهمات و کابوس‌ها، رفع تلخی‌‌ها و مشکلاتش، حذف ملیت ایرانی و اخذ هویت و ملیتی فرانسوی است. او با تغییر پوشش و مدرن شدن، از دوگانگی شخصیتی در افکار، ظاهر و محدودیت‌های ملیت ایرانی رهایی می‌یابد و زندگی جدیدی را شروع می‌کند.
و در انتها مضمون نمایش سگدو با اشاره مکرر به اتاق خواب، تخت‌خواب، لباس خواب، رابطه جنسی، تشویش خاطر به علت تحت کنترل پلیس و نیروهای امنیتی بودن و تلاش برای فرار از هویت و ملیت ایرانی، شکل می‌گیرد.
اینکه نمایشنامه‌ای با این حد سیاه‌نمایی از اوضاع ایران و تخریب‌ هویت ملی، برگزیده جشنواره تئاتر فجر انقلاب اسلامی ایران شود، ناسپاسی و وقاحت بیش‌ازحد است که به روال معمول جشنواره‌‌ها تبدیل شده است.
در کدام کشور دنیا ماحصل بزرگترین رویداد فرهنگی آن کشور برضد آن کشور عمل می‌کند و درواقع مهر تائیدی بر محکومیت نظام حاکم و همراستا با سیاست‌های دشمن می‌شود؟!! و مضاف بر آن، مورد تشویق و تحسین هم واقع می‌شود؟!!
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

«باید مقاله نوشت و حرف زد و کار کرد تا ازدواج سفید جا بیفتد»

«باید مقاله نوشت و حرف زد و کار کرد تا ازدواج سفید جا بیفتد»

سی‌ونهمین جشنواره تئاتر فجر تئاتر فجر | نمایش "ناخوانده"
نویسنده و کارگردان : افشین محمودی

«باید مقاله نوشت و حرف زد و کار کرد تا ازدواج سفید جا بیفتد»

ناخوانده″ قصه مادری است که برای سر زدن به دختر دانشجویش از شهرستان به تهران آمده تا بتواند او را همراه کند و از تهران بِبرَد. دختر با هم‌خانه‌اش زندگی می‌کند و حالا باید وسایل پسری که با او زندگی می‌کند را از دید مادر پنهان کند.

ناخوانده از هر فرصتی استفاده می‌کند که سنت_مدرنیته را مستقیم و غیرمستقیم به رخ مخاطب بکشد، گاه با مزمت افکار مادر، گاه با گفتگوی آشکار در این باب؛ آن‌هم در حد انزجار...
خانواده‌ای که در «ناخوانده» معرفی می‌شود از هم گسیخته است چرا که سنت، دیدگاهِ حاکم بر تعاملات آن بوده. مادر مجبور شده اجازه ازدواج دوم را به همسرش بدهد و ۲۵ سال زندگی را تحمل کند. او اکنون دارد مگوهایش را با دختر در میان می‌گذارد. پسر خانواده برای کار به ژاپن رفته اما سر از اروپا درآورده که به‌دلخواهش زندگی کند و دختر گله دارد از سبک رفتار مادر در گذشته و اینکه تا کنون حرف نزده؛ عبارتی که از زبان دختر تکرار می‌شود! اما حالا او می‌خواهد از افکار جدیدش حرف بزند...

این نمایش هم‌خانگی دختر و پسر را قبل از ازدواج تجویز می‌کند و برای محکم‌کاری شکست زندگی مادری را که ازدواج سنتی داشته به رخ می‌کشد و از زبان دختر دانشجوی نمایش پیام می‌دهد که ″باید مقاله نوشت و کار کرد و حرف زد″ تا جا بیفتد!! شعارهای ″فمنیستی″ هم که پای ثابت‌اند و در نمایش گنجانده شده‌اند تا از زبان دوستِ دخترِ قصه بگوید؛ چرا زن باید باردار شود، چرا باید به مرد نیاز باشد چرا روش آزمایشگاهی نه؟ چرا باید بچه برای شوهرِ زن باشد؟! چرا مرد تولید کننده است، همچنین چرا باید بچه از آنِ زنش باشد؟! و چراهای دیگر...
این نمایش بخش مسابقه تئاترهای صحنه‌ای جشنواره تئاتر فجر است. سرنخ اینکه چرا این سبک موضوعات از جشنواره‌های گذشته تا به امسال مکرر اجرا می‌شود، از گفتگوهای همین تئاتر قابل دریافت است؛ با سلاح علم و تکرار مکررِ، هم‌خانگی مرسوم و قبح‌زدایی خواهد شد! تا فرهنگ بیگانه، اندک اندک و لگدزنان به فرهنگ ایرانی_‌اسلامی، میان مردم برای خود جایی باز کند!
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

شأن تئاتر در نظر متولیان فرهنگی !

🎭 نمایش -وقتی کبوترها ناپدید می شوند، را می توان در امتداد نمایشنامه خوانی های سی و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در مجموعه تئاتر مستقل تحت عنوان فضاسازی که مجری طرح نورالدین حیدری ماهر بود، به شمار آورد. نمایشنامه هایی همچون - ارزولی داهومی(الهه عشق) که تماما آثار ترجمه شده از کشور فرانسه است.
اما نکته ای که ذکر آن در مورد نمایش وقتی کبوترها...، قابل توجه است هدف از تولید این گونه آثار است و فارغ از تمسک به استفاده ابزاری از زن به عنوان کالا در غرب و حتی ابراز آن در آثارشان، چرایی روایت یک قصه تاریخی از استونی!! است که جایگاه آن مشخص نیست. چه علم و آورده ای را می توان در آن مستتر یافت؟
🔺آیا تمامی تاریخ و قصه های فرهنگ اصیل و بی نظیر ایران برای مردم روایت شده که حال کشور استونی در این میان مغفول مانده باشد!! یا در امثال این نمایش ها، تمام داستان های جالب و جذاب غنی به اتمام رسیده و این ابزار هنری رسالت خود را در بیان سبک زندگی اصیل ایرانی انجام داده! که حال در راستای معرفی سبک زندگی های این چنینی، هنر نمایی کند.
🔺از مجموعه تئاتر مستقل با داعیه پیشرو بودن، انتظار می رود محل تولید و بروز اندیشه ایرانی به جای ترجمه صرف، بی هدف و مهمتر، به محاق راندن خلاقیت و جوشش هنری هنرمند باشد.
🔺اثر الهه عشق به کارگردانی آرش آبسالان نیز، اثری با محتوای هنجارشکنانه بود که در جشنواره سی و هفتم در مجموعه تئاتر مستقل به اجرا در آمد. پرداختن به مسائلی مانند؛ روابط جنسی خواهر و برادری نوجوان، توصیف های مکرر و وقیحانه جسم دختر و مادر، سوءاستفاده جنسی کشیش به عنوان سرپرست از دختر نوجوان و بحث هم جنس گرایی، اعتراض به خدا و گریزهای بی مورد به میز غذا و مشروبات الکلی و مسائل دیگری که با سبک زندگی ایرانیان هیچگونه سنخیتی ندارد.
📣 مسئولان محترم آیا در حال حاضر در زمینه طرح مسائل جنسی در فضاهای مجازی و ماهواره ها و...کمبودی حس می کنند، که صحنه تئاتر هم به یاری بشتابد؟
🔺نکته قابل تامل چرایی انتخاب و اجرای چنین آثاری ست که توجیهی برای آن به نظر نمی رسد و صرف کپی برداری و سادگی کار، دلیل عاقلانه ای نیست! لازم به ذکر است که به هیچ وجه بحث عدم تبادل فرهنگی با کشورها در اینجا مطرح نیست زیرا در حال حاضر صرفا کفه سنگین، مربوط به واردات است و خروجی محلی از اعراب ندارد.
🔔بدیهی است؛ هنگامی که نظارتی بر هنرهای نمایشی وجود ندارد و مسئولان امر در راستای آسیب زدایی و رفع معضلات در این زمینه منفعلانه و طبق روال عمل می کنند، این قبیل کارها با محتواهای پوچ و بی ارزش، هنرمندان و مردم را به خود سرگرم کرده و شئون آنان را در این حد تنزل می دهد. طبیعتا این سبک مدیریتی فضا را برای رقم خوردن تاراج فرهنگی تمام عیار و عبور از شرایط ولنگاری فرهنگی به سمت گسست فرهنگی مهیا خواهد ساخت.
🔺صحنه تئاتر به واقع می تواند صحنه هنرنمایی هنرمندانی باشد که از دور باطل ترجمه و کپی برداری و تحت الشعاع بودن غرب در تمسک به مسائل جنسی، رها شوند و با حفظ جایگاه هنر، همچنین شان و شخصیت و زمان و هزینه مردم، در این عرصه هنرنمایی کنند. این مهم به تدبیر اساسی مسئولانی آگاه و عالم نیاز دارد که استعدادها را در مسیر صحیح هدایت کنند.