به نام خدا

۱۶ مطلب با موضوع «مستند» ثبت شده است

فیلم‌های راه یافته به بخش سینمای مستند جشنواره فیلم فجر

فیلم‌های راه یافته به بخش سینمای مستند جشنواره فیلم فجر

آن مرد با اتوبوس آمد‌؛ به کارگردانی، نیما مهدیان
احتضار؛ حجت طاهری
تفنگ برادرم؛ کامران جاهدی
دبستان پارسی؛ حسن نقاشی
سرباز شماره صفر؛ محمد سلیمی‌راد
مشق امشب؛ اشکان نجاتی
هیچ‌کس منتظرت نیست؛ محسن اسلام‌زاده
یکی از رویاهای من؛ محسن هادی

دکتر احمد ضابطی جهرمی، محمد تهامی‌نژاد، محمدعلی فارسی، مرتضی شعبانی و محمدرضا عباسیان اعضای هیات انتخاب بخش مستند جشنواره چهلم بودند.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

سازمان اوج مسیر درستی را در مستندسازی طی نمی‌کند. تلخی صرف و بی‌محتوایی رسالت اوج نیست!

سازمان اوج مسیر درستی را در مستندسازی طی نمی‌کند. تلخی صرف و بی‌محتوایی رسالت اوج نیست!

🔹سازمان هنری رسانه ای اوج با یازده فیلم‌ در جشنواره «سینما حقیقت» حضور داشت. فیلم‌هایی که انتظار می‌رود هرکدام یک سروگردن از فیلم‌های موجود و مستقل بالاتر باشد، مستندهایی که بتواند مسائل جامعه را بیرون کشیده، حلاجی کند و در حد قواره‌ی خود، راه‌حل ارائه نماید یا مستندهای پژوهشی_گزارشی باشد که دست برتر را در جنگ روایت‌ها داشته باشد، همچنین فیلم‌های روایت اول در بسیاری از موضوعات مهم و اساسی را تولید کند. 

🎥در بین یازده فیلم سازمان اوج در جشنواره‌، فیلم‌هایی مانند «ناقوس دریا» درباره صیادانی است که در کمین دزدان دریایی سومالی افتاده‌اند، فیلم «ریتم کند» در مورد نیازهای جنسی و عاطفی افراد معلول است و مستند «سرباز شماره صفر» به‌عنوان برنده جایزه شهید آوینی؛ داستان جانبازی است که خود و همسرش بیمارند و حکومت هیچ حمایتی از او نمی‌کند تا نهایتا با پایانی تلخ ابراز پشیمانی از گذشته کند. فیلم «خلیفه قاسم» نیز تنها روایت مشکلات یک افغان‌ در ایران است.
تولید فیلم‌هایی مانند «شیرینی فروش» و حتی «موذی» هم با وجود مسئله داشتن، نیازی به حمایت سازمان اوج نداشتند. فیلم «ننه مخمل» نیز که زنی سخت کوش را روایت کرد چیزی در چنته نداشت و مشخص نبود بدنبال چیست؟! تنها، نمایش اختلاف و نارضایتی مادرش و گلایه‌های «مخمل» از مادر و فرزندان، کفه سخت‌کوشی و تلاشش را نیز سبک کرد!

⁉️درحالیکه در اوضاع کنونی تعداد بسیار زیادی از موضوعات مهم و اساسی گذشته و حال وجود دارند که نیاز به ورود جسورانه و قوی سازمان اوج دارند. حضور اوج با چنین فیلم‌هایی ″ناامید کننده‌ست″ و شائبه ″سوءمدیریت″ یا ″ناآگاهی و نابلد″ بودن در اختصاص حمایت مادی، همچنین بی‌اطلاعی از فضای رسانه‌ای را قوت می‌بخشد.

🔹سازمان اوج باید ضمن به کارگیری مدیران ″متعهد و باسواد″ و ارتقای آنان در حین کار، برای تربیت افراد دغدغه‌مند و قوی و حمایت از آنان برنامه جامعی در نظر گیرد و ماموریت‌های کلان برای «پروژه‌های راهبردی و مهم» تعریف کند.

🔹این سازمان اگر بتواند ″روایت‌های اول قوی″ را تولید کند، یا تولیدات به مراتب بهتری از رسانه‌های بیگانه برای ″خنثی کردن تحریفات″ آنان داشته باشد حرفی برای گفتن خواهد داشت؛ در غیر این صورت مانند ساختارهای دیگر کارایی لازم را نخواهد داشت و در وضع موجود حل خواهد شد.

غربِ دور شرق نزدیک در اولین روز جشنواره عمار

غربِ دور شرق نزدیک در اولین روز جشنواره عمار

مستند «غربِ دور شرق نزدیک» به کارگردانی عبدالرضا هادی‌زاده به روابط ایران و چین در دولت گذشته می‌پردازد.
🔹چین به عنوان قدرتی جهانی در عرصه دیپلماسی سیاست‌هایی همسو با ایران را در مجامع بین‌المللی اتخاذ می‌کند و رابطه با ایران را حتی در دوران تحریم حفظ می‌کند.
از طرف دیگر دولت «حسن روحانی» در خیال خام رابطه با غرب است، این وهمیات در سفر رئیس جمهور چین به تهران نیز آشکارتر می‌شود و «جین‌پینگ» نیز دستاورد چندانی از این سفر ندارد تا اینکه نظام تصمیم دیگری می‌گیرد.
🔹مستند اثر خوش‌ساختی است، حاشیه روی ندارد و سندی برای ثبت در تاریخ محسوب می‌شود.

" کاری که بر زمین مانده..."

" کاری که بر زمین مانده..."

با گذشت دو سال از سقوط هواپیمای اوکراینی تعداد انگشت‌شماری اثر در روایت و روشن کردن ابعاد این حادثه تولید شده است.
🎞 مستند «امیر» که در جشنواره سینما حقیقت دیده نشد، شخصیت شهید امیر اشرفی و همسرش که در حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی پر کشیدند را نمایش داد.
🔆 این مستند روح بلند و آرام مادر و پدری‌ را به تصویر می‌کشد که در اوج صبوری و سعه صدر با رنجی که بر آنان وارد شده مواجه می‌شوند و با وجود سختی بسیار از آن به عنوان امتحان الهی و فرصت رشد یاد می‌کنند؛ گویی موضوع اصلی نمایش ایمان و صلابتی‌ست که همچنان وجود دارد...
♨️ کارگردان سعی کرده به‌جای غبارآلود کردن فضا، قضاوت و محاکمه، مطالبه صحیح بازماندگان حادثه از مسئولان که شفاف‌سازی و مقابله با خاطیان احتمالی است را روایت کند.
🔹 می‌توان حدس زد اگر شخصیت اصلی مستند از دلبستگان به نظام نبود یا محتوای اثر عناد با نظام بود؛ امکان حمایت و نامزد شدن، حتی جایزه گرفتن در جشنواره و دیده شدن را داشت.
💢 اگرچه ساخت امیر در فضای رسانه‌ای حاضر که فرصت‌طلبان راه تخریب را در پیش گرفته‌اند و سایرین سکوت را برگزیده‌اند اقدام خوبی‌ست اما این حادثه دارای حواشی و ابعاد گسترده‌ای است که جا دارد به تفصیل به هریک از آن‌ها پرداخته شود.
◀️ روند تحقیقات برای روشن شدن جزئیات حادثه، توضیح روشن چگونگی بروز حادثه، نحوه شناسایی و برخورد با مسببین احتمالی آن، جلسات دادگاه تشکیل شده برای متهمین، روال پرداخت حق و حقوق بازماندگان و دلجویی از آنان از این دست می‌باشد.
❗️گفتنی‌ست تعلل در پرداختن به این موضوعات راه را برای ساخت آثار غیرقابل اعتماد و تحریف واقعیت توسط دشمنان و فرصت‌طلبان باز می‌کند، بنابراین به حمایت و پشتیبانی جدی نهادهای ذیربط نیاز دارد.
👤 معصومه عمرانی

فیلم‌های برگزیده بخش شهید آوینی بی‌تناسب با نام شهید

فیلم‌های برگزیده بخش شهید آوینی بی‌تناسب با نام شهید

جشنواره مهم مستند «سینما حقیقت» با دبیری ″محمد حمیدی‌مقدم″، پانزدهمین دوره خود را به دو صورت حضوری و مجازی پشت سر گذاشت.

خبرگزاری روبش با تماشا و بررسی ویژه‌ی تعداد بالا و تقریبا تمامی فیلم‌های بخش ملی پانزدهمین دوره از جشنواره و تعدادی از فیلم‌های بخش شهید آوینی و همچنین بخش بین‌الملل، برخی آسیب‌های مهم این رویداد را با هدف تبیین و سپس اصلاح در این یادداشت بیان می‌نماید. همچنان که در حین برگزاری جشنواره نیز به آسیب‌ها و نقاط قوت برخی از فیلم‌های اکران شده در جشنواره پرداخت.
بررسی مجزای همه فیلم‌های اکران شده در این رویداد، به ویژه فیلم‌های برگزیده در بخش‌های مختلف، برای آگاهی بخشی و به منظور رشد کیفی مستندهای «سینما حقیقت» لازم است اما با توجه به فراگیر بودن مخاطبِ نوشتار؛ کلیت جشنواره و موارد مهم آن بیان می‌شود و بررسی جداگانه تعداد دیگری از فیلم‌ها به زمان آینده موکول می‌گردد.
در این دوره از جشنواره فیلم‌های مستندِ برگزیده که در بخش‌های مسابقه ملی، جایزه شهید آوینی و بخش بین‌الملل اکران شد ویترینی از سلایق، اهداف و نگرش‌های مختلف بود. فیلم‌های مستند انتقادی با روایت ناقص و جهت‌دار و حتی ناامید کننده همانند مستندهای؛ «احتضار» به کارگردانی حجت طاهری، «مادر بی‌سیم» زهرا نیازی، «چهره‌پرداز» جعفر نجفی، «من زنده برگشتم» مجتبی حیدری، «گود» آیدین حلال زاده و سپیده سالاروند، «گزارش یک کوچ» عبدالخالق طاهری و... و برخی همانند مستند انتقادی اما قاعده‌مند «امیر» به کارگردانی داود میرزابیگی، مستندهایی امیدبخش همانند فیلم ‌مستند «هیچ کس منتظرت نیست» محسن اسلامزاده و «قلعه برقرار» حسن نقاشی، «بچه‌های زمین خاکی» میکائیل دیانی، «برایمان بمان» سمیه کریمی و مستندهایی با رویکرد پژوهشی و گزارشی همچون «دبستان پارسی» حسن نقاشی، «نان بی‌جان» رضا پر دل، «سرخ‌های زرد» محمد مهدی خالقی، «جابجایی یا نابجایی» پریسا گرگین و حتی مستندهایی بی‌محتوا، در بین فیلم‌های این دوره از جشنواره وجود داشت.

آنچه در رویداد پانزدهم خودنمایی کرد رویکرد برخی از فیلم‌های بخش «شهید آوینی» و به ویژه سه فیلم مستندی‌ست که موفق به دریافت جایزه شدند. فیلم‌های با سوژه‌های تقریبا مشابه و پیامی یکسان که به نظر قابل تأمل است و توجه ویژه‌ای را از سوی تمامی مسئولان و مدیران دست‌اندکار در مباحث «جنگ و مقوله مقاومت» می‌طلبد.
چند سالی‌ست که در جشنواره‌های مختلف موضوع جنگ به صورت کلی، جنگ تحمیلی و بازماندگان دوران جنگ مورد توجه هنرمندان قرار گرفته است. مضمون فیلم‌های مختلفی که در این باب ساخته شده نشان از بی‌توجهی و یا کم‌کاری و حتی قصور مدیران و مسئولان دخیل در امر دارد. سخن درباره فیلم‌های با موضوع جنگ و حواشی آن بسیار است و بعضا در یادداشت‌های گذشته بخصوص در مطالب پیرامون «جشنواره فیلم کوتاه» به آن پرداخته شده است اما آنچه اکنون مطرح است سه فیلم برگزیده جایزه شهید آوینی؛ یعنی فیلم «سرباز شماره صفر» برنده جایزه تندیس طلایی به کارگردانی محمد سلیمی‌راد، فیلم «روزهای ناتمام» مهدی قربان‌پور برنده تندیس نقره‌ای و برنده تندیس برنزی شهید آوینی؛ فیلم «تفنگ برادرم» اثر کامران جاهدی‌ در جشنواره مستند سینما حقیقت است.
مستند «سرباز شماره صفر» داستان رزمنده‌ای‌ است که در پی مریضی همسرش و بالا بودن مخارج درمان وی و همچنین خودش، قصد گرفتن دفترچه بیمه و استفاده از مزایای جانبازی است. او با مشقت فراوان نمی‌تواند زخمی و جانباز شدنش را اثبات کند و دفترچه بگیرد. در نهایت می‌گوید از همه چیز پشیمان است و در قبال جبهه رفتن چیزی عایدش نشده! صحنه‌های پایانی فیلم بشدت ناامید کننده و تلخ است و تنها با خوشبینی می‌توان از کنار آن رد شد.
فیلم «روزهای ناتمام» نیز مشابه فیلم قبلی، معرفی رزمنده‌ایست که چیزی از جنگ عایدش نشده و همچنین پس از سه سال جهاد در زمان کرونا نیز جایی استخدام نمی‌شود. احوالات این رزمنده نیز گلایه از زمان جنگ و انتقاد است؛ او می‌گوید «اصلا چرا بچه‌ این سنی را گذاشتند برود جنگ». در این فیلم نیز همانند فیلم قبلی، تنها با نگاه خوشبینانه می‌توان از برخی طعنه‌، کنایه و نماد سازی آن عبور کرد و فیلم را در ضدیت با نظام تفسیر نکرد.
فیلم «تفنگ برادرم» نیز قصه «خواهر بسیطی» زن قهرمانی از گیلانغرب است که پس از سال‌ها رشادت مردانه در زمان جنگ تحمیلی مورد بی‌مهری مسئولان قرار می‌گیرد و سرانجامش به ″خودکشی″ ختم می‌شود. تفاوت این زن قهرمان با رزمنده‌های دو فیلم قبلی، مقاومت در قبال شماتت دیگران و پایبند بودن به اهداف و عقاید خویش است.

هر سه فیلم روایت‌های واقعی هستند که نمی‌توان آن را نادیده گرفت و انکار کرد و پیام ناخوشایندشان در حکم تلنگری اساسی برای مسئولان و مدیران مربوطه است که نباید اجازه بدهند چنین واقعیت‌هایی به‌وقوع بپیوندد.
از طرفی هوشمندی و دقت نظر تمام نهادهای ذیربط را می‌طلبد که مراقبت کنند تا تمام حقایق جنگ به درستی بیان شود و تنها روایات «ناقص»، «جشنواره‌پسند» و ذیل اهداف «سند ۲۰۳۰» تولید و اکران نشود.


متاسفانه در سال‌های اخیر علاوه بر تعددِ آثار ضد جنگ، معرفی و پرداختن به جانبازان و یا بازماندگانِ پشیمان و منفعل و به حاشیه رانده شده، افزایش یافته و این موضوع نگران کننده است. آسیبی که در فیلم‌های ذکر شده نیز بارز بود. مضاف بر این، نمایش تلخی، ناامیدی و بن‌بستی‌ست که در هریک از این سه فیلم نمود دارد و مهم تر از آن در نظر گرفتن هر سه فیلم باهم، به عنوان برگزیدگان جشنواره القای نامناسبی بدنبال دارد. در حالی که هر یک از این فیلم‌ها در عین طرح واقعیت می‌توانست نتیجه متفاوتی از شکل کنونی داشته باشد و یا حداقل تلخی آن تقلیل یابد.
علاوه بر فیلم‌های برگزیده بخش شهید آوینی، تعداد قابل توجهی از فیلم‌ها نیز همانطور که در طی برگزاری جشنواره به آن پرداخته شد به موضوع مهاجران افغان اختصاص داشت.
از موضوعات دیگری که مورد توجه هنرمندان و هیئت انتخاب جشنواره بوده، پرداختن به «نیازهای جنسی و عاطفی اقشار معلول» است. این موضوع از سوژه‌های جدید و به نظر مهمی است و نیاز است که سمت و سوی درستی برای آن تعریف شود. زیرا دو فرضیه برای طرح آن در فیلم‌ها مطرح است؛ فرض اول صورت مسئله‌ایست که بیان شده؛ یعنی مسئله نیاز جنسی و عاطفی افرادی‌که همانند مردم عادی جامعه نمی‌توانند ازدواج کنند و فرض دوم طرح کلی مباحث جنسی به بهانه این قشر از افراد جامعه است. در صورت صحت فرض دوم، لازم است که اصل مسئله با هوشیاری و به شیوه صحیح بیان شود نه به واسطه این قشر و به این طریق.
فیلم‌های مستند «ریتم کند» به کارگردانی محسن علیدادی، «یکی از رؤیاهای من» محسن هادی و «رنج عاشقی» علی‌اکبر نوروزپور از جمله این فیلم‌ها هستند. نقدی که به هر سه فیلم وارد است اکتفا به طرح مسئله بدون حصول نتیجه‌ی قابل قبول است. به عنوان نمونه در فیلم مستند ریتم کند کارگردان اثر، بجای برخی سکانس‌ها که تنها به کشدار کردن فیلم منتهی شد می‌توانست با رجوع به چند کارشناش و متخصص، اثر خود را غنا بخشد و آن را تلخ و ناامید به اتمام نرساند اما تنها به زندگی فرد معلول ذهنی و حواشی زندگی او اکتفا نمود.
این نوع از طرح مسئله در فیلم‌های با موضوع محیط زیست هم مشهود بود. فیلم‌هایی از نوع «همه می‌دانند» و بی نتیجه! فیلم مستند «احتضار» مشکلاتی پراکنده همچون؛ قطع بی‌رویه درختان برای مصارفی مانند فروش و تولید زغال، آتش‌سوزی جنگل‌ها، بی‌مبالاتی مسئولان و فقر مردم منطقه را دست‌مایه خود قرار داده بود.
روش بیان مشکلات که در این گونه از مستندها انتخاب می‌شود مشابه شبکه‌های معاند است که کمک چندانی به حل آن نخواهد کرد و تنها بار روانی آن بر مخاطب و جامعه تحمیل خواهد شد. بنابراین نیاز است هزینه- فایده آن بررسی شود یا بهتر آنکه همانند مستندهایی مانند «زندگی در آرشیو» گروه مستند ساز با پیگیری سوژه به سرانجامی قطعی برسند و یا در راستای رسیدن به پایانی مناسب و امیدبخش تلاش کنند.

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

این جمله‌، ادعای عوامل فیلم مستند «خون‌ریزی» پس از پایان نمایش فیلم، در سالن سینما چهارسو است.
✅«محمد خوشدل‌فر» اولین تجربه حضورش در جشنواره سینما حقیقت را پرهیاهو آغاز کرد. مستند او که از دل پژوهش مطالب، تصاویر و فیلم‌ها بیرون آمده، واقعیت تلخی‌ست که آیه «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت»ْ را تداعی می‌کند.

 🎞 مستند کوتاه ملی «خونریزی» درباره تصویب قانون آزادی سقط جنین در امریکا و اتفاقات پس از آن است؛ دلایل طرح این قانون، مخالفان و موافقان و تحولاتی که در طرفدارن این قانون رخ می‌دهد شاکله این فیلم مستند است.

 ♨️غم‌انگیزترین و در عین حال موثرترین صحنه فیلم، صحنه‌ایست که در آن دست و پا زدن جنینِ در حال سقط نمایش داده می‌شود. این تصویر سبب تحول یکی از طرفدارن سرسخت آزادی سقط جنین و مسئول یکی از شعبه‌های «پِلندپَرنت‌هود»؛ بزرگترین مرکز سقط جنین امریکا می‌شود.

🔸«خون‌ریزی» تجربه‌ای حقیقی را پیش روی همگان قرار می‌دهد تا هر انسان آزاده‌ای با قوه عاقله خود، این عمل و آزادی‌های بی‌بندوبارِ پوشش و روابط جنسی که زمینه‌ ایجاد این درخواست شد را نفی کند.

ذره ای امید

ذره ای امید

فیلم «هم‌قدم» به کارگردانی محسن سخا از معدود فیلم‌‌های جشنواره‌ای در بخش مسابقه ملی « سینما حقیقت» است که از روایت تلخ و افسرده فاصله دارد. مرد خانواده با سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و همسرش مهربانانه در کنار اوست، با وجود شرایط سخت؛ خانواده از هم‌پاشیده و نگون بخت معرفی نمی‌شود.

⚠️این فیلم در مقایسه با فیلم‌های مستندی مانند؛ «پائیزان» و «آشیانه خالی» که هر دو روایت بی‌مهری فرزند به پدرومادر سالخورده است، امیدبخش است.

🔹اگرچه این دو فیلم نیز واقعیتی انکار ناپذیر است اما کارگردان می‌تواند با انتخاب سوژه‌، نوع روایت و پایان‌بندی آن علاوه بر بیان دغدغه‌اش، پیام روشنی به مخاطب بدهد، فرهنگ‌ بد را نقد کند و حتی در جهت اصلاح و اعتلای فرهنگ حرکت کند.

احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم

احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم


🗣 زنان، کودکانی هستند که زود فریفته می‌شوند، فریبنده هستند، فریبکار نه
🗣احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم
🗣اگر مادرم از من می‌پرسید میخواستی بدنیا بیای یا نه؟..قطعا جوابم نه بود...

🎥این جملاتی از گفتگوهای فیلم مستند
«یاشماق» به کارگردانی «رضا غلامی مطلق» در بخش مسابقه نیمه بلند ملی در جشنواره حقیقت است.

⚛️ مستند، روایتگرِ زندگی سه بازیگرِ زن تئاتری است که هرکدام گرفتار سنت‌های برخی از ترکمن‌ها شده‌اند.

1⃣ زنی است که با سنت «قارشلق» ازدواج کرده است، در این سنت، یک دختر به یک خانواده می‌دهند و یک دختر می‌گیرند. اگر بنا به هر دلیلی یکی از زوجین طلاق بگیرند زوج دیگر نیز باید از هم جدا شوند.
⛔️ ظلمی آشکار در سنتی اشتباه که اختیار در انتخاب همسر را از دختران و پسران سلب کرده است و بدتر از آن، محکوم به طلاق و به طبع آن؛ همانند «صاحب جمال» در این مستند، محکوم به ندیدن فرزند می‌شوند.
 🔴 برادر «صاحب جمال» طلاق گرفته و بچه را نزد خود نگه داشته، به همین دلیل خواهرش نیز حق دیدن فرزندش را ندارد.او از اقدام قانونی نیز هراس دارد و منصرف می‌شود زیرا اطرافیان به او گفته‌اند که آن‌ها در هر صورت بچه را تحویل نمی‌دهند چون زورشان بیشتر است. او برای مقابله با سنت‌های اشتباه، خود را مشغول بچه‌های روستا و تئاتر می‌کند.

2⃣ زنی معرفی می‌شود که با رسیدن به مقطع پیش‌دانشگاهی باید بخاطر عرف خانوادگی و سن‌اش، ازدواج کند؛ ازدواج با مردی که یک‌ماه بعد از جواب مثبت، او را می‌بیند.
این زن از زندگی‌اش راضی نیست و همسرش بدلیل سردی عاطفی نمی‌تواند او را هیچ‌جوره خوشحال کند.

3⃣ دختری که برای پسرعمویش نشان شده و به او علاقه‌ای ندارد اما اصرارهای پدر و ترس از آینده که اگر با غریبه‌ای بدتر از او ازدواج کند و حامی نداشته باشد،  دختر را نگران از دادنِ جواب منفی کرده، اما در نهایت تصمیم می‌گیرد، جواب «نه» بدهد حتی اگر در آخر مجبور به گفتن «بله» شود.

🔔نمایش سنت‌های اشتباهِ قومی جزو رسالت‌های مستند در بخش ملی است، آن‌هم سنت‌هایی که منجر به ظلم به زنان در محیط خانواده شود، ″دادخواهی‌ای″ که «مقام معظم رهبری» آن را بارها تکرار کرده‌اند.
⭕️ اما در این مستند، تنها، راهکارِ فرهنگی معرفی شده که بسنده نیست، به ویژه در موردی که زن با توجه به «قوانینِ جمهوری اسلامی» می‌تواند به راحتی حضانت طفلِ خود را بگیرد.

❓ *چرا حاشیه سازی*
 ⛔️کارگردان مستند اگر به جای القای غیرمستقیم رهایی این زنان از بار روانی ظلمی که به آنان شده، توسط «موسیقی، رقص و سیگار» به ایجادِ جسارت برای گرفتن حق از مجاریِ قانونی اهتمام می‌ورزید کار ارزنده‌ای انجام داده بود و برای جلب توجه نیازی به نمایش «حرکات موزون» و «شانه‌زدن مو» از پشت پرده نداشت.

🔴 *بازهم سیاست‌های ضد جمعیت*
❗️ نکته‌ی قابل تامل این مستند اشاره به انگیزه‌های خودخواهانه فرزندآوری است؛ یکی از انگیزه‌ها نامطلوب فرزندآوری ″ادامه یافتن نسل″ معرفی می‌شود‼️ و در ادامه ادعای زن کارگردان مطرح می‌شود که می‌گوید: اگر مادرم از من می‌پرسید «میخواستی بدنیا بیای یا نه؟ قطعا جوابم نه بود»...اینکه «نسلی بیارم و در دنیای عجیب و غریب رها کنم، خودخواهیه»‼️
این نوع حرف‌ها در کلامِ «صاحب جمال» نیز بود که هم در مطلع و هم در پایان گفت: «احساس گناه می‌کنم بچه‌ای بدنیا آوردم و رهایش کردم...»

⚛️ این ادبیات، خودش عین خودخواهی است «فرزند نیاورم چون دنیا عجیب و غرب است یا رها می‌شود» یعنی من حاضر به پذیرش مسئولیت برای آوردنِ نسلی مسئول نیستم، من حاضر به آوردن نسل برای پایداری جهان نیستم..

🔔تکرار جملاتی که نتایج منفی و ضد سیاست‌های جمعیتی به‌عنوان یکی از معضلات اساسی کشور، را القا می‌کند و از دل حرف و دغدغه‌ای درست، پرداخت حاشیه‌‌ای ظهور و بروز می‌یابد!


تعددِ فیلم‌های مستند سینما حقیقت با موضوع مهاجران افغانستانی

تعددِ فیلم‌های مستند سینما حقیقت با موضوع مهاجران افغانستانی

🎥پانزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» در پردیس سینمایی چهارسو و همچنین به صورت برخط در حال برگزاری است.
دومین روز از این جشنواره در حالی به کار خود پایان داد که ″سه″ فیلم مستند؛ تنها در بخش «مسابقه ملی» با موضوع مشکلات ″مهاجران افغان″ به نمایش درآمد.

🔸بدیهی‌ست تولید مستندی که به منظور آگاهی بخشی به جامعه، ایجاد مطالبه و ارائه راه‌حل برای رفع مشکل باشد عمل شایسته‌ای است؛ به شرطی که در بازه زمانی خاص، سبب دامن زدن به مشکلی دیگر و یا ایجاد آسیب جدیدی نشود.

 🔔هر یک از سه فیلم‌ مستند روز دوم جشنواره؛ با چشم پوشی از طعنه و کنایه‌های آشکاری که در یکی از مستندها به حکومت زده شده بود، راوی داستان متفاوتی بودند و مشکلی را به درستی مطرح کردند اما در مجموع افزایش تعداد فیلم‌ها حول موضوع مهاجران افغان و به‌طورکلی تعداد قابل توجه فیلم‌ها با موضوع افغانستان در ″جشنواره‌های″ سال جاری قطعا اتفاقی نیست و نگران کننده است.

⛔️دشمنان دو ملت ایران و افغانستان همچنان در تلاش برای اختلاف افکنی هستند؛ آن‌ها از طرق مختلف باید اذهان مردم افغان را نسبت به ایران و ایرانی و بالعکس مخدوش کنند. اثبات ″تحقیر شد ن″ مهاجران و ″سوء‌استفاده″ از آن‌ها در ایران، ظلمی که از سوی مردم و حکومت به آن‌ها می‌شود و ″سیاست‌های″ حکومت ایران در قبال افغانستان و...موضوعاتی هستند که در حال حاضر دشمن تمرکز ویژه‌ای روی آن‌ها دارد.

🎥فیلم‌ مستند «گود» ماجرای بچه‌های کار افغان است که زباله‌های بازیافتی را جمع‌آوری می‌کنند. پیمانکاران شهرداری تهران در ازای دریافت مبلغ سه میلیون تومان از کودکان افغان به آن‌ها اجازه می‌دهند تا در ساعات مشخصی زباله‌های بازیافتی محله‌های تعیین شده را جمع آوری کنند و کسب درآمد داشته باشند.
بچه‌های این فیلم در مکانی به نام گود که مملو از زباله است زندگی می‌کردند که توسط ماموران کلانتری و شهرداری تخریب می‌شود. ماموران حتی اجازه انتقال وسایل را هم به بچه‌‌ها نمی‌دهند و حتی یکی از بچه‌ها مدعی‌ست که مامور کلانتری گوشی‌اش را نیز با خود برده است.

 🎥مستند «گیسلو» داستان زندگی زهرا دختر کرمانی‌ست که در نوجوانی بدون اطلاع خانواده به همراه دوستش؛ جان محمد که از ″اهل تسنن″ و ″طالب″ است به افغانستان می‌رود. زهرا در ابتدا از افغان بودن جان محمد بی‌اطلاع بوده و پس از رفتن به افغانستان طبق رسومات خانواده جان‌محمد ازدواج می‌کند. او در کنار جان‌محمد رنج بسیاری را تحمل می‌کند تا حدی که برادر شوهرش به او تجاوز کرده و جان‌محمد نیز اطلاع داشته است.
او اکنون بازگشته و پنج سال است که با پسرانش تنها در ایران زندگی می‌کند. فرزندان او شناسنامه‌ ندارند و طبق قانون ایران زهرا باید زوجیت خود را به لحاظ قانونی برای دادگاه اثبات کند تا بتواند طلاق بگیرد. او در ایران و افغانستان به دنبال پیدا کردن شوهرش می‌رود اما دوستان و آشنایانش در ایران و خانواده جان‌محمد در افغانستان اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. خانواده او حتی اجازه ورود زهرا به خانه‌اش برای برداشتن کارت واکسن و عکس‌هایش را نیز نمی‌دهند.
در این مستند عنوان شده ۱۲۰۰ زن کرمانی به سرنوشت زهرا دچار شده‌اند.

🎥مستند «آب، باد، خاک، نان» نیز داستان زندگی کودکی معلول به نام ابوالفضل است که با مادرش در روستای فقیر فهرج زندگی می‌کند. او هم‌بازی و دوستی به‌نام ستایش دارد که افغان است. ستایش و برادران و خواهرانش با مادرشان زندگی می‌کنند و بدلیل نداشتن شناسنامه نمی‌توانند به مدرسه بروند. این موضوع که ابوالفضل از آن ناراحت است، اگرچه داستان فرعی فیلم به حساب می‌آید اما بروز پررنگی دارد و چند بار در این فیلم مطرح می‌شود.

🔔فیلم‌های ذکر شده در این جشنواره و همچنین تعداد قابل توجه فیلم‌های کوتاه در جشنواره بین‌المللی «فیلم کوتاه تهران» با موضوع افغانستان اتفاقی نیست و نیازمند هوشمندی مسئولان امر است.

دیوانگی

دیوانگی

مستند «دیوانگی»
کارگردان: صدرا علی‌بک
تهیه کننده : محمدصادق باطنی
حلقه مفقوده‌ی مسئله محوری
فیلم مستند دیوانگی که این روزها در حال اکران عمومی‌ است از جمله مستندهای اکران شده در چهاردهمین جشنواره سینما حقیقت و همچنین به عنوان پرمخاطب‌ترین فیلم مستند جشنواره عمار نیز شناخته شده است.
دیوانگی با یک سوال کوچک و تکراری آغاز می‌شود اما پا را فراتر از درجا زدن و تکرار مکررات گذاشته است. این سوال به مسائل مهم و اساسی دیگری منجر می‌شود که در زمره مسائل حائز اهمیت بسیاری از جوانان است.
فیلم با روایت طنزگونه و جذابی آغاز می‌شود و مخاطب را تا پایان با خود همراه می‌کند اگرچه در میانه آن کمی با کندی پیش می‌رود اما در بخش پایانی روند ابتدای فیلم را پی می‌گیرد. خلاقیتِ هشتگ‌گذاری از ویژگی‌های خوب دیوانگی است که موجب دسته‌بندی بهتر مباحث در ذهن مخاطب خواهد شد.
محمد صادق رتبه دوم کنکور ریاضی‌ست و در دانشگاه شریف مشغول به تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر است. او همچون بسیاری از دانشجویان، پس از ورود به دانشگاه دچار نوعی پوچی و سردرگمی شده و به دنبال یافتن پاسخ برای سوالات خویش است. در این میان به سراغ افراد مختلفی از دانشگاه، خانواده‌ها، مدیران موفق شرکت‌های استارت‌اپی، افرادی که پذیرش از دانشگاه‌های خارجی داشتند و افرادی که به نوعی در خلاف جهت انتظار جامعه و در راستای علاقمندی‌های خود حرکت کرده اند، می‌رود. محمد صادق همچون بسیاری از جوانان با گزینه‌های متفاوتی روبروست؛ ترک وطن، شروع کسب و کار، کشف استعداد و رفتن به سمت علاقه‌های فردی. او بدنبال انتخاب مسیر صحیح است و جستجوهایش برای یافتن آن، علاوه بر ایجاد دغدغه در مخاطبِ عام، منجر به طرح مسائل مهمی در بخش آموزش کشور می‌شود. چرایی اینکه، نظام آموزشی افراد را به سمتی سوق می‌دهد که عموما موفقیت را در رشته و دانشگاه خوب و نهایتا شغل ثابت و پردرآمد ببینند؟ و به موضوعات مهمی چون اثرگذاری، ساختن کشور و پیشرفت، اساسا فکر هم نکنند!؟
این مستند با طرح یک سوال از جامعه نخبگان آغاز می‌شود، اما مخاطب حقیقی آن همه افراد جامعه هستند و مفاهیمی که در آن بیان می‌شود جریان زندگی تک‌تکِ افرادی است که به‌دنبال حس مفید بودن هستند.
وجه تمایز دیوانگی با بسیاری از مستندهای چالشی و انتقادی، توجه به ریشه مشکلات و طرح موضوعِ مسئله‌محوری‌ست، موضوعی که عدم توجه به آن، ریشه بسیاری از معضلات کنونی آموزش و پژوهش کشور است.
این موضوع مهم در بخش پایانی مستند مطرح شده و در صحبت‌های تعدادی از افراد به آن پرداخته می‌شود‌. با بیان معضلِ عدم توجه به مسئله‌محوری؛ چالش‌های مترتب بر آن نیز از زبان افرادی که در فیلم با آنان گفتگو شده، مطرح می‌شود و در برخی موارد، راه‌حل نیز ارائه می‌شود.
فیلم حکم بر ماندن در کشور و یا ترک وطن صادر نمیکند اما گزاره‌هایی که از زبان شخصیت‌های مستند مطرح شده، امکان سنجش عقلی و دید کلی به مخاطب می‌دهد تا حداقل به گزینه‌های مختلف بیاندیشد.
مستند دیوانگی رمز پیشرفت کشور را دیوانگی جوانان و دلسوزان این آب و خاک می‌داند؛ کلنجار دیوانه‌وار با مشکلات، تحمل و تاب‌آوری در مقابل آنها و شجاعت در ناملایمات زندگی، که انسان را زنده نگه می‌دارد و کشور را می‌سازد.
جای خالی مستندهایی همچون دیوانگی که مشکلات واقعی جامعه را روایت کنند، در بین فیلم‌های مستند امروزی که محتوای بیشترشان به ناامیدی مطلق و سیاه‌نمایی از افراد و جامعه ختم می‌شود، بسیار محسوس است.
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe