به نام خدا

چهلمین جشنواره فیلم فجر/بخش محتوایی فیلم‌ها؛ حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن /2

چهلمین جشنواره فیلم فجر/بخش محتوایی فیلم‌ها؛ حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن /2

در بخش اول این مطلب در باب رسانه رحمت بودن یا نبودن چهلمین جشنواره فیلم فجر مباحثی مطرح شد و متولیان جشنواره و همچنین انواع رسانه‌ها در این راستا بررسی شدند. در مطالب پیش رو قسمت اصلی جشنواره؛ یعنی بخش فیلم‌های جشنواره نیز از این منظر بررسی می‌شوند.

مهم‌ترین قسمت جشنواره فیلم‌های بخش مسابقه است که با نظر هیئت انتخاب برگزیده شده و برای اهالی رسانه و منتقدان پخش و سپس ارزیابی می‌شوند. پیامی که از برگزاری جشنواره مخابره می‌شود بر مبنای محوریت کلی این فیلم‌هاست و با بررسی محتوای تک تک فیلم‌ها و یافتن معنا و مفهوم غالب در آن‌ها حاصل می‌شود.
 محوریت و تشابهات دوره چهلم را می‌توان در دو موضوع « نسبت افراد با حاکمیت» و «نحوه تصویر زن» بررسی نمود.
در تعدادی از بیست و دو فیلم حاضر، فرد محوری و ضدیت با نمادهای حاکمیت و حرکتی خلاف جهت سیستم بارز است. در فیلم‌هایی نظیر علفزار به کارگردانی کاظم دانشی، مرد بازنده محمد حسین مهدویان، هناس حسین دارابی، دسته دختران منیر قیدی، برف آخر امیرحسین عسکری، لایه‌های دروغ رامین سهراب، مستند احضار، نگهبان شب رضا میرکریمی این آسیب چشم‌نواز است.
در فیلم علفزار که چهار سیمرغ بلورین از جمله سیمرغ بهترین فیلم‌نامه را نیز دریافت کرد، بازپرسی مسئول پرونده تجاوز گروهی به خانواده شهردار شهر است که تن به خواسته‌های غیرقانونی و مصلحت‌جویانه مافوق ظاهر به‌صلاح خود برای مختومه کردن پرونده نمی‌دهد. از طرفی هنگامی که در پرونده‌ی ابلاغ دستور به صدور شناسنامه برای یک دختر زنازاده با منع قانونی مواجه است با علم به عدم محرمیت زوج داستان و دور زدن قانون و شرع دستور صدور شناسنامه را می‌دهد.
در فیلم «مرد بازنده» نیز مامور پلیس‌از پرونده قتلی که یک آقازاده مظنون آن است برکنار می‌شود اما این مامور قانون با بی‌قانونی همانند کارآگاه‌ فیلم‌های غربی، خودسرانه پرونده را دنبال می‌کند و در نهایت نیز طبق تشخیص و خواست خودش با قاتل رفتار می‌کند.

داریوش رضایی‌نژاد و همسرش؛ شهره پیرانی نیز در فیلم «هناس» که برشی از داستان زندگی آن‌هاست، در برابر تهدیدات خارجی و با وجود ترس از آسیب دیدن، خودسرانه عمل کرده و از خودشان محافظت می‌کردند. نیروهای امنیتی و نظامی محلی از اعراب در محافظت از این خانواده نداشتند و حتی در جریان حوادث نیز قرار نگرفتند.
زنان و دختران فیلم «دسته دختران» نیز همانند چند جوان فیلم «خائن کشی» عملکردی خودسرانه و بنا بر تشخیص مصلحت خویش داشتند. دختران دسته دختران برای خودشان گروهی جداگانه تشکیل دادند و برای دفاع از وطن همانند مردان دست به سلاح شدند. عیاران خائن کشی نیز در زمان مصدق دست به سرقت از دولت زدند تا به مصدق کمک کنند. اگر چه زمان و ماهیت این دو فیلم متفاوت است اما در هر دو برای دفاع از وطن و حفظ منافع عملی مستقل و خودسرانه انحام می‌شود.
 در فیلم‌های «نگهبان شب»، «برف آخر» و مستند «احتضار» نیز در هر یک به نوعی حاکمیت مقابل مردم و یا به عبارت دقیق‌تر، مقابل بخشی از مردم قرار دارد. در فیلم مستند برگزیده احتضار نیروهای حاکمیتی در تقابل با مردم عمل می‌کردند و در واقع مشکلات ایجاد شده برای عشایر چند استان حاصل عملکرد نیروهای دولتی منابع طبیعی بود، نمونه ای که به طور رقیق‌تر در فیلم سینمایی «برف آخر» نیز نمود داشت.
نگهبان شب نیز که با مساعدت شهرداری ساخته شده با در نظر داشتن موضوع، این تقابل را بیان می‌کند.
در باب مسائل انتقادی بارها گفته شده؛ طرح نقد و آسیب با رویکرد حل مسئله در بیان مشکلات بصورت یکطرفه و با خشم و نیش و کنایه متفاوت است و عملا اثر سوء دارد، در صورتی‌که نقد درست و قاعده‌مند سنگری برای پیشرفت است.
موضوع چگونگی تصویر «زن» یا شاکله‌ای که از یک زن در فیلم‌های جشنواره مطرح و معرفی شده، محوریتی‌ پررنگ در محتوای فیلم‌هاست. اکثر غریب به اتفاق زنان و دختران فیلم‌های سینمایی و حتی مستند و فیلم کوتاه شخصیت درستی از زن و دختر ایرانی را به تصویر نکشیدند. تنها در فیلم «موقعیت مهدی» تصویر معقولی از همسران شهیدان مهدی و به‌ویژه حمید باکری در جایگاه و شرایط خود ارائه شده است. در فیلم شب طلایی یوسف حاتمی‌کیا نیز شخصیت یک مادر ایرانی به درستی شکل گرفته است و در فیلم «بدون قرار قبلی» بهروز شعیبی، گرمی و حلاوت یک زن ایرانی نمایان است.
در بارزترین فیلم جشنواره با محوریت زنان، یعنی فیلم دسته دختران، زنان و دخترانی که دسته را تشکیل داده‌اند هیچ یک نه تنها نماینده زن قهرمان ایرانی نیست بلکه شخصیت‌ها که ساختگی و زاییده ذهن کارگردان اثر است، دنبال انگیزه شخصی هستند. یکی عذاب وجدان کشته شدن فرزند را دارد، دیگری بدلیل اختلاف با شوهر در دسته است، یکی از خانواده گریخته و...
در فیلم علفزار زنان یا فاسدند؛ همانند زنانی که برهنه و مست در استخر باغ بودند و یا نگون بخت و ابزار مردانند، مانند مادر چادری چهار پسر متجاوز و همسر شهردار.
 فیلم کوتاه «هرگز، گاهی ، همیشه» دختری جوان و بی‌قید و بند در نقش خواهری مهربان تصویر می‌شود.
شخصیت خانم شهره پیرانی در فیلم هناس نیز دارای ضعف‌هایی‌ست که نمی‌توان او را یک قهرمان لحاظ کرد. با وجودی که عوامل اثر، فیلم را از زاویه زن داستان ساخته‌اند و قصد بیان چالش‌های همسر شهید را در زندگی داشتند.
 در فیلم «برف آخر» دختر نوجوان شخصیت خلیل که به غلط سنتی و غیرتی معرفی شده، از خانه فرار می‌کند تا مجبور به ازدواج با مردی با اختلاف سنی بالا نشود.
همسر خلیل نیز که در سن پایین با او ازدواج کرده، شرایط مناسبی ندارد. این نوع از زن ستیزی به واسطه مرد سنتی، موضوع فیلم کوتاه «هاجرو» نیز است.
در فیلم «مرد بازنده» زن مذهبی فیلم برای سربه‌راه شدن شوهرش؛ شهاب انتخاب شده و با ازدواج مجدد او نیز کنار می‌آید. زنی دیگر با وجود متاهل بودن مورد آزار و اذیت جنسی شهاب قرار می‌گیرد که از دوران نوجوانی عاشقش بوده، بهار نیز زنی در شمایل الوات است.
 درفیلم خائن کشی نیز زنان بدنبال دریافت محبت از مردان‌اند و دنبال عشق و عاشقی‌هایشان.
 (در فیلم پرحاشیه نمور نامزد یا شوهر زنی پس از اطلاع از بارداری، او را ترک می‌کند و زن به اجبار برادرش با مردی دیگری ازدواج می‌کند)
در فیلم «شب طلایی» زندگی واقعی نسرین دختر خانواده و آزار و اذیت‌هایی که در زندگی مشترک از همسرش دیده، در طول داستان اصلی فیلم؛ یعنی جستجو برای یافتن شمش‌های طلا، توسط دخترش افشا می‌شود. نسرین زنی بوده که از شوهرش کتک‌ می‌خورده و چیزی برای خودش نداشته اما طوری وانمود کرده که دیگران تصور خوبی از زندگی او داشته باشند. زنان دیگر این فیلم نیز از جمله مریم به عنوان زن مذهبی خرافاتی معرفی می‌شود و دختر جوانی دارد که از زبان نامزد سابقش  بیان می‌شود بین آن‌ها رابطه‌ای فراتر از آنچه از یک دختر محجبه انتظار می‌رود بینشان شکل گرفته است‌. سایر زنان و دختران نیز به استثنای نقش مادر، شرایط معمول و معقولی ندارند.
در فیلم بی‌مادر سید مرتضی فاطمی، ماجرای زوجی تحصیلکرده و ثروتمند روایت شده که فرزندی ندارند و زن در تلاش است تا از طریق رحم اجاره‌ای صاحب فرزند شوند. زن داستان پزشک است و مایه‌های اعتقادی نیز دارد، او بدلیل اشتباهاتی که در حد او نیست توسط شوهرش تحقیر می‌شود.
در فیلم مستند «هیچ کس منتظرت نیست» محسن اسلامزاده، زن قهرمانِ محترم فیلم در عین دغدغه‌مندی و کمک به معتادان و زنان بی‌سرپرست، شاخصه‌های یک زن مسلمان جهادی را ندارد و نمی‌تواند الگوی مناسبی برای تربیت زن باشد.

با تصویری که از مجموع فیلم‌ها در حوزه چگونگی تصویر زن قابل دریافت است و موضوع حاکمیت ستیزی، همچنین با توجه به ضریب اثر بالاتر فیلم‌ها در کلیت جشنواره نسبت به متولیان و رسانه‌ها، نمی‌توان آن را به عنوان یک رسانه رحمت به شمار آورد و پیام و محتوای آن را در جهت هدایت مخاطب دانست.

روایت_فتح

روایت_فتح

شهید آوینی، مردِ جریان‌ساز حوزه‌ی هنری بود و آنقدر خوب انقلاب و اسلام و امام را فهمیده بود که حرف‌هایش برای تاریخ ثبت شد.

سخنان و اقداماتی که نشان داد، آوینی، خودش را تکثیر کرد و مرگش مانعِ تکثیر شدنش نشد که البته نوعِ مرگی را زیست که عین زنده بودن است.

آوینی‌هایی چون  او در این انقلاب هستند و این روزها جامعه‌ی هنری و صد البته نظام تئوریک هنر، فقدان یکی دیگر از آوینی‌ها را به سوگ نشسته است....

نادر_طالب‌زاده

او، هم‌جنس آوینی بود. کارهایش و افکارش را باید در طول تاریخ نگریست نه محبوس در این زمانه.

بهرام رادان: قوه قضائیه همکاری صادقانه‌ای داشت!/ نگران شدم/کاسه داغ‌تر از آش نشوید!

نشست رسانه‌ای فیلم علف‌زار به کارگردانی کاظم دانشی و تهیه کنندگی بهرام رادان با سوال خبرنگاری از احتمال مشکل‌دار شدن فیلم در اکران آغاز شد که نگرانی بهرام رادان را برانگیخت و در پاسخ گفت نیاز به سعه صدر است و قوه قضائیه و سازمان سینمایی همکاری صادقانه با او داشته اند.

اما چرا علف‌زار؟؟
تفسیر نام فیلم علف‌زار را به پیشنهاد بهرام رادان و در پاسخ به سوال خبرنگار که از نام فیلم و چرایی انتخاب این کلمه برای فیلم می‌پرسد، می‌گذاریم بر عهده مخاطب!! این پاسخ از جنس پاسخ‌های محمد حسین مهدویان است که جملاتش تکراری شده که در ازای بسیاری از سوالات میگوید: این قضاوت شماست! مخاطب ببیند و برداشت کند! و ...

زنی چادری مادر چهار پسری است که به زن‌های متاهل در جلو چشم فرزند و همسر، تجاوز کردند! درحالی‌که کارگردان قسم می‌خورد مادر و خواهرش چادری‌اند و قصد بی‌احترامی نداشته! ناگفته نماند که یک خانم چادری غیر فاسد هم در فیلم هست که رادان و دانشی اشاره می‌کنند که علاوه بر مادر پسرها خانم جاویدنیا هم چادری است. از آن طرف مائده طهماسبی از طراح گریمش تشکر می‌کند و می‌گوید: ″پسر من، محمد معتضدی، در فیلم بیماری پوستی (برص) دارد که از مادر به پسر منتقل می‌شود و طراحی گریم او در رسیدن به نقش برایم خیلی جذاب بود.″ زن یکی از پسران متجاوز هم چادر‌یست! ماهم قضاوت را می‌گذاریم بر عهده مخاطب!

علف‌زار که مشخص نیست شخصیت اصلی دارد یا شخصیت‌های اصلی!؟ می‌خواهد از تجاوز به زن که نقشش را سارا بهرامی بازی می‌کند حرف بزند یا فساد سیستم را بیان کند یا داستان خیانت خواهر سارا را یا جناب شهردار را یا داستان اصلی متعلق به بازپرسی‌ست که می‌خواهد مقابل سیستم فاسد باایستد! که شخصیتش درست از آب در نمی‌آید و انتقالی گرفتن و بچه مریض‌اش تلگرافی بیان می‌شود.
این بازپرس که نقشش را پژمان جمشیدی بازی کرده، تحت فشار است که پرونده را مختومه کند زیرا خانواده ای که به آن‌ها تجاوز شده بستگان شهردار هستند.

در صحنه‌های ابتدای فیلم نوشته شده داستان واقعی‌ست ولی در نشست خبری، دانشی می‌گوید چند تا پرونده را ترکیب کرده و داستان را نوشته و ماحصلش شده این فیلم.

برخی شخصیت‌ها را معرفی می‌کنیم؛ مافوق ظاهر به صلاح بازپرس که هنگام پخش اذان در حال آماده شدن برای نماز است و همزمان او را تهدید می‌کند که پرونده را مختومه کند و...، شهردار، فرزندان شرابخوار شهردار و پسران متجاوز و پدر و مادرشان، زوج معتاد که فرزند زنا زاده دارند، شخصیت‌های خرده روایت‌ها و...که همگی فاسدند!
پدرها، مادرها، نهادهای حکومت، ظاهر به صلاح و ناصلاح، عوام و خواص همگی فاسدند! بچهای نسل جدید فیلم نیز یکی زنازاده ست، یکی با اشتباه بازپرس کشته شده و یکی صحنه تجاوز را دیده. تنها بازپرس است که او فاسد معرفی نشده.
با این حال رادان در کسوت تهیه کننده و حتی کارگردان پنهان! مدعیست فیلم عدالتخواهانه است و برای پیشگیری از وقوع جرم لازم است!!

جشنواره تئاتر فجر؛ نمایش غلامرضا لبخندی/هدف شهرداری تهران برای حمایت از کهبد تاراج چیست؟

جشنواره تئاتر فجر؛ نمایش غلامرضا لبخندی/هدف شهرداری تهران برای حمایت از کهبد تاراج چیست؟

«کهبد تاراج» نویسنده و کارگردان نمایش «غلامرضا لبخندی» از نمایش‌های صحنه‌ای در چهلمین جشنواره تئاتر فجر است.
نمایش با راز و نیاز پدری با امام رضا(ع) آغاز می‌شود، پدری که نگران آینده فرزندی‌ست که در راه دارد و برایش «عاقبت‌به‌خیری» می‌خواهد و او را «نذر» امام می‌کند! فرزندی که بعدها «خفاش شب» نام گرفت و زندگی شوم و نکبتش دست‌مایه اجرای نمایش شد.
این نمایش مربوط به سال ۷۶، یعنی ۲۴ سال پیش است که «غلامرضا خوشرو» معروف به خفاش شب، ۹ زن بیگناه را به قتل رسانید.
کارگردان، این نمایش را در صحنه‌ای برای تماشاگران روایت می‌کند که غلامرضا در یک پیکانِ نصفه نشسته و روح هر یک از زنانی که به دست او به قتل رسیده‌اند؛ ماجرای قتلشان را برای بازپرس و مقابل تماشاگران بصورت مونولوگ بازگو می‌کنند.
چند زنی که از آن ″نه″ زن برای نمایش انتخاب شدند تا حادثه‌ای که برایشان اتفاق افتاده را روایت ‌کنند به نظر هوشمندانه انتخاب شده‌اند، زیرا هر یک به‌نوعی نگران «قضاوت شدن» توسط بازماندگان و خانواده‌هایشان هستند.
از طرفی غلامرضا، در پاسخ به سوالات، اتهامات وارده را نمی‌پذیرد و مدام از فردی به‌نام «مجید غلامی» نام می‌برد که زاده ذهن اوست و قتل‌ها را انجام داده است. شخصیتی که در جلسات دادگاه بر خیالی بودن او بواسطه روانکاوی تأکید می‌شود، اما در نهایت و در صحنه آخر از هویت واقعی او رونمایی می‌شود!!
صحنه اعدام غلامرضا، با نقاشی طناب دار و چهارپایه روی زمین و دراز کشیدن غلامرضا بر روی آن اجرا می‌شود، سپس در صحنه پایانی شخصی وارد صحنه می‌شود که پس از مراوده کوتاهی با بازپرس در قامت همدستش، بر سر جنازه غلامرضا، خود را مجید غلامی معرفی می‌کند.
کارگردان با تقلیل جنایت غلامرضا به‌عنوان یک جانی که حتی به جنازه قربانیانش هم رحم نمی‌کند؛ انگشت اتهام را به سمت «حکومت و جامعه» نشانه رفته است!!
«تاراج» با انتخاب این سوژه و بدون مطالعه و پژوهش کافی درباره او، با این پیام و محتوا که متاسفانه در سایه غفلت و حتی خیانت مسئولین و مدیران حاصل شده، این جنایت و ظلم را به «دین و حکومت» ارجاع می‌دهد.
❓حال آنکه امثال این فرد آیا جنایات مشابه و به مراتب بدتر از این اتفاق در «جوامع غربی» را به همین شیوه توجیه می‌کنند؟ آیا در اروپا که اخبار ظلم و تجاوز به زنان به روالی عادی تبدیل شده، حکومت و نظام جمهوری اسلامی حاکم است؟ «دولت‌ها» و دین «مسیحیت» مقصر این اتفاقات است؟ بله ممکن است در مطالعاتی، دین مدرن و خودساخته جوامع غربی و دولت‌هایشان بدلیل عدم حفظ کرامت زن مقصر نیز باشند اما این جرم‌ها فقط در ایران به‌اینگونه قضاوت شده و برای آن حکم صادر می‌شود!
 ⛔️مرثیه آن‌جاست که «شهرداری تهران» از کارگردان و نویسنده چنین اثری با این افکار، در مراسم اختتامیه تئاتر فجر حمایت می‌کند تا برای مسائل اجتماعی نمایش ‌نامه بنویسد! متاسفانه مشخص نیست افراد تصمیم‌گیر شهرداری چه متر و میزانی برای این انتخاب داشته‌اند؟!!


برگزیدگان اسکار

برگزیدگان اسکار

در مراسم انتخاب بهترین‌های اسکار یکی از حواشی پر بازدید دوره هفتاد و چهارم کشیده‌ی‌ «ویل اسمیت» بهترین بازیگر مرد اسکار ۲۰۲۲ به صورت مجری مراسم بود که همسرش را مورد تمسخر قرار داد. همسر این بازیگر بدلیل ابتلا به بیماری کچل شده است.
🔸برگزیدگان مراسم به شرح زیر است:
🎞بهترین فیلم: «کدا»
🔹بهترین صداگذاری: «تلماسه»
🔹بهترین فیلم کوتاه: «خداحافظی طولانی»
🔹بهترین مستند کوتاه: «ملکه بسکتبال»
🔹بهترین انیمیشن کوتاه:«برف پاک کن»
🔹بهترین: تدوین:جو واکر «تلماسه»
🔹بهترین موسیقی متن: هانس زیمر «تلماسه»
🔹بهترین چهره‌آرایی: «چشمان تامی فی»
🔹بهترین طراحی صحنه: «تلماسه»
🔹بهترین بازیگر نقش مکمل زن: آریانا دبوس «داستان وست ساید»
🔹بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: تروی کوتسور«کدا»
🔹بهترین فیلمبرداری:گریگ فریزر «تلماسه»
🔹بهترین جلوه های ویژه:«تلماسه»
🔹بهترین انیمیشن: «افسون»
🔹بهترین فیلم بین الملل:«ماشین من را بران» محصول ژاپن
🔹بهترین طراحی لباس:«کروئلا»
🔹بهترین فیلمنامه اوریجینال:«بلفاست»
🔹بهترین فیلمنامه اقتباسی:«کُدا»
🔹بهترین مستند بلند:«تابستان روح»
🔹بهترین ترانه: بیلی آیلیش و فینیاس اوکانل «زمانی برای مردن نیست»
🔹بهترین بازیگر نقش اول زن:جسیکا چستن « چشمان تامی‌فی»
🔹بهترین بازیگر نقش اول مرد:ویل اسمیت « شاه ریچارد »
🔹بهترین کارگردانی:جین کمپیون «قدرت سگ»

تجلیل رهبر معظم انقلاب از فیلم سینمایی «موقعیت مهدی»

تجلیل رهبر معظم انقلاب از فیلم سینمایی «موقعیت مهدی»

🔹فیلم موقعیت مهدی، عالی بود. پر از نکته‌های دقیق و روایت درست...
شخصیت شهیدان باکری خصوصا محور فیلم که آقا مهدی است را به درستی و با ظرافت، تصویر و روایت کرده است.
زاویه روایت فیلم هم ابتکاری بود خاصه با محوریت خانه و خانواده.
🔹برخی قسمتها، مثل "مواجهه آقا مهدی با خانواده بعد ازشهادت آقا حمید و برنگشتن پیکر برادر شهیدش" و قسمت "من مهدی باکری نیستم" یا "روایت شهادت خود آقا مهدی باکری" و... پر از نکته است. از این نکات قابل تامل در فیلم فراوان است، شاید بیست نکته‌ی اینگونه وجود دارد.
🔹این فیلم از اون فیلمهائی است که آدم دوست داره تا تموم شد بازم دوباره اونو ببینه.
🔹از تمام عوامل دست اندرکار ساخت این اثر بسیار خوب، کارگردان و تهیه کننده فیلم، تشکر و قدردانی باید کرد...»

غربِ دور شرق نزدیک در اولین روز جشنواره عمار

غربِ دور شرق نزدیک در اولین روز جشنواره عمار

مستند «غربِ دور شرق نزدیک» به کارگردانی عبدالرضا هادی‌زاده به روابط ایران و چین در دولت گذشته می‌پردازد.
🔹چین به عنوان قدرتی جهانی در عرصه دیپلماسی سیاست‌هایی همسو با ایران را در مجامع بین‌المللی اتخاذ می‌کند و رابطه با ایران را حتی در دوران تحریم حفظ می‌کند.
از طرف دیگر دولت «حسن روحانی» در خیال خام رابطه با غرب است، این وهمیات در سفر رئیس جمهور چین به تهران نیز آشکارتر می‌شود و «جین‌پینگ» نیز دستاورد چندانی از این سفر ندارد تا اینکه نظام تصمیم دیگری می‌گیرد.
🔹مستند اثر خوش‌ساختی است، حاشیه روی ندارد و سندی برای ثبت در تاریخ محسوب می‌شود.

فراموش نمی‌کنیم

فراموش نمی‌کنیم

ملت ایران فراموش نمی‌کنند⬇️
❌ به شهادت رسیدن جوان‌های مخلص، متفکر و مدبر را که به واسطه‌ی کمک‌های شرق و غرب و در راس آن آمریکا به صدام ملعون انجام گرفت
❌سرنگون کردن عمدیِ هواپیمای مسافربری توسط ناو آمریکایی وینسن را
❌ بمباران شیمیایی سردشت را که با همکاری گسترده آلمان، آمریکا، انگلیس، فرانسه، اتریش، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا و سوئد با رژیم بعث در زمینه فروش تجهیزات بیولوژیک انجام گرفت
❌ بی‌اثر ماندن مصوبه شورای امنیت سازمان ملل در محکومیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان و جنایات جنگی آشکار «صدام» با وتوی آمریکا را
❌ آموزش نفوذی‌ها در مراکز آموزشی انگلستان و سایر دول غربی و متصدی شدن آنان بر بخشی از مدیریت کشور را
❌ ملقب شدن ایران به محور شرارت بعد از در باغِ سبز خاتمی به احمق‌های بین‌الملل را
❌ فتنه‌ی هشتادوهشت و نابود شدن بخشی از سرمایه‌های کشور را
❌ حادثه‌ی منا را
❌ فتنه‌ی نودوهشت با سومدیریتِ مدیرانِ غرب‌زده را

و فراموش نمی‌کنیم
❌ جنایت صهیونیست در به شهادت رساندن دانشمندان هسته‌ای در مقابل چشم خانواده‌هایشان را
❌ جنایت آمریکا برای به شهادت رساندن سردار دل‌ها را

و فراموش نمی‌کنیم
❌ درگذشتگان سیل، زلزله، سوانح رانندگی، کرونا و... را
و
❌ درگذشتگان واقعه‌ی هواپیمایی اوکراین را که مقلب به شهید شدند
 
🔸ملت ایران، همان‌لحظه که هواپیما سقوط کرد، مانند تمام وقایع تلخ این چندساله‌ی کشور داغدار شدند و دلشان به درد آمد.

⁉️اما چندی از سلبریتی‌ها که همواره بر طبل بی‌کفایتی کشور می‌کوبند، چه چیزها را فراموش نمی‌کنند؟
❌مجوز نگرفتن برخی از فیلم‌هایشان که علنا فرهنگ ایرانی_اسلامی را نابود می‌کند
❌عریان نشدن و محدودیت‌های نمایش محتواهای جنسی در محصولات به اصطلاح فرهنگی‌یشان
❌ اعدام مجرمینی چون افکاری
❌ زندانی شدن مجرمین امنیتی
و...
و همچنین بعد از چندروز که متوجه می‌شوند، هواپیما با اشتباهِ فردی ساقط شد، آنموقع یادشان می‌آید که فراموش نکنند درگذشتگان هواپیمای اوکراین را!!

⚠️اجازه دهید با توجه به مشی کلی‌تان این فراموش نکردن را هم سیاسی بدانیم...

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

🔻حسن نقاشی: کسانی که ادای اپوزسیون را در می‌آورند اکراه کنند و از جشنواره حکومتی جایزه نگیرند.
🔻حسن وزیرزاده: از مخالفان حاج قاسم سلیمانی دعوت می‌کنم مستند «آورتین» را تماشا کنند.
🔻محسن اسلام‌زاده: حال منطقه شوش و هرندی خوب نیست و با شعار دادن درست نمی‌شود کارتن خواب‌ها وجود دارند و نیازمند افراد مثل خانم علیزاده هستند.
 خانم سپیده علیزاده ( سوژه اصلی مستند «هیچکس منتظرت نیست»)در حال کوچ به کرج است، خواهش می‌کنم هر کسی که دستش می‌رسد فکری برای این قضیه کند.
🔻جعفر نجفی: ابتدا این جایزه را به پدر و مادر بختیاری‌ام تقدیم می‌کنم/ در نهایت تقدیم بعدی من برای این جایزه هدیه آن به مردم نجیب، اصیل و بزرگِ بختیاری است.
🔻مهدی قربانی: ضمن اشاره به مهاجرت برخی هنرمندان به خارج از کشور، از مسئولان خواست جلوی این جریان را بگیرند و به‌ویژه نگذارند در بخش مستند این اتفاق بیفتد.
🔻محمد سلیمی‌راد جایزه‌اش را به روح پدر شهیدش اهدا کرد.

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

👤رئیس سازمان سینمایی:
🔸مهم‌ترین بحث فرهنگی دولت سیزدهم به ویژه در زمینه سینما؛ گفتمان انقلابی و نهضت تولید محتوایی در کشور است؛ اما این، به معنای ایجاد محدودیت برای سینماگران نیست.

🔸در این مدت شصت روز بیش از پانصد نفر را ملاقات کردم که شامل سینماگران و دست اندرکاران تولید و مردم بوده و همگی از شرایط موجود ناراضی بودند.

🔸سینمای ایران متعلق به ده هزار نفر است، نمی‌توانیم بگوییم که همه امکانات و تجهیزات در اختیار ۲۰؛ ۳۰ نفر باشد. دوران پدر خواندگی در سینمای ایران تمام شده است. مشکلات سینمای امروز ناشی از تساهل و تسامح مدیریت پیشین است.
دوران تلفن زدن و سفارش کردن تمام شده است.

🔸نگران چشمان منتظر فیلمسازان شهرستان‌ها، هنرمندان بدون رانت و خانواده‌های ارجمند همکاران و سینماگران هستیم.

🔸سال آینده سال جهش تولید در حوزه سینما و به ویژه فضای مستند خواهد بود، قول میدهم بودجه بخش تولید افزایش یابد.

🔸درهای سازمان سینمایی به روی همه هنرمندان با گرایش‌ها و تفکرات گوناگون باز است.

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

این جمله‌، ادعای عوامل فیلم مستند «خون‌ریزی» پس از پایان نمایش فیلم، در سالن سینما چهارسو است.
✅«محمد خوشدل‌فر» اولین تجربه حضورش در جشنواره سینما حقیقت را پرهیاهو آغاز کرد. مستند او که از دل پژوهش مطالب، تصاویر و فیلم‌ها بیرون آمده، واقعیت تلخی‌ست که آیه «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت»ْ را تداعی می‌کند.

 🎞 مستند کوتاه ملی «خونریزی» درباره تصویب قانون آزادی سقط جنین در امریکا و اتفاقات پس از آن است؛ دلایل طرح این قانون، مخالفان و موافقان و تحولاتی که در طرفدارن این قانون رخ می‌دهد شاکله این فیلم مستند است.

 ♨️غم‌انگیزترین و در عین حال موثرترین صحنه فیلم، صحنه‌ایست که در آن دست و پا زدن جنینِ در حال سقط نمایش داده می‌شود. این تصویر سبب تحول یکی از طرفدارن سرسخت آزادی سقط جنین و مسئول یکی از شعبه‌های «پِلندپَرنت‌هود»؛ بزرگترین مرکز سقط جنین امریکا می‌شود.

🔸«خون‌ریزی» تجربه‌ای حقیقی را پیش روی همگان قرار می‌دهد تا هر انسان آزاده‌ای با قوه عاقله خود، این عمل و آزادی‌های بی‌بندوبارِ پوشش و روابط جنسی که زمینه‌ ایجاد این درخواست شد را نفی کند.

چهلمین جشنواره فیلم فجر/بخش محتوایی فیلم‌ها؛ حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن /2

چهلمین جشنواره فیلم فجر/بخش محتوایی فیلم‌ها؛ حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن /2

در بخش اول این مطلب در باب رسانه رحمت بودن یا نبودن چهلمین جشنواره فیلم فجر مباحثی مطرح شد و متولیان جشنواره و همچنین انواع رسانه‌ها در این راستا بررسی شدند. در مطالب پیش رو قسمت اصلی جشنواره؛ یعنی بخش فیلم‌های جشنواره نیز از این منظر بررسی می‌شوند.

مهم‌ترین قسمت جشنواره فیلم‌های بخش مسابقه است که با نظر هیئت انتخاب برگزیده شده و برای اهالی رسانه و منتقدان پخش و سپس ارزیابی می‌شوند. پیامی که از برگزاری جشنواره مخابره می‌شود بر مبنای محوریت کلی این فیلم‌هاست و با بررسی محتوای تک تک فیلم‌ها و یافتن معنا و مفهوم غالب در آن‌ها حاصل می‌شود.
 محوریت و تشابهات دوره چهلم را می‌توان در دو موضوع « نسبت افراد با حاکمیت» و «نحوه تصویر زن» بررسی نمود.
در تعدادی از بیست و دو فیلم حاضر، فرد محوری و ضدیت با نمادهای حاکمیت و حرکتی خلاف جهت سیستم بارز است. در فیلم‌هایی نظیر علفزار به کارگردانی کاظم دانشی، مرد بازنده محمد حسین مهدویان، هناس حسین دارابی، دسته دختران منیر قیدی، برف آخر امیرحسین عسکری، لایه‌های دروغ رامین سهراب، مستند احضار، نگهبان شب رضا میرکریمی این آسیب چشم‌نواز است.
در فیلم علفزار که چهار سیمرغ بلورین از جمله سیمرغ بهترین فیلم‌نامه را نیز دریافت کرد، بازپرسی مسئول پرونده تجاوز گروهی به خانواده شهردار شهر است که تن به خواسته‌های غیرقانونی و مصلحت‌جویانه مافوق ظاهر به‌صلاح خود برای مختومه کردن پرونده نمی‌دهد. از طرفی هنگامی که در پرونده‌ی ابلاغ دستور به صدور شناسنامه برای یک دختر زنازاده با منع قانونی مواجه است با علم به عدم محرمیت زوج داستان و دور زدن قانون و شرع دستور صدور شناسنامه را می‌دهد.
در فیلم «مرد بازنده» نیز مامور پلیس‌از پرونده قتلی که یک آقازاده مظنون آن است برکنار می‌شود اما این مامور قانون با بی‌قانونی همانند کارآگاه‌ فیلم‌های غربی، خودسرانه پرونده را دنبال می‌کند و در نهایت نیز طبق تشخیص و خواست خودش با قاتل رفتار می‌کند.

داریوش رضایی‌نژاد و همسرش؛ شهره پیرانی نیز در فیلم «هناس» که برشی از داستان زندگی آن‌هاست، در برابر تهدیدات خارجی و با وجود ترس از آسیب دیدن، خودسرانه عمل کرده و از خودشان محافظت می‌کردند. نیروهای امنیتی و نظامی محلی از اعراب در محافظت از این خانواده نداشتند و حتی در جریان حوادث نیز قرار نگرفتند.
زنان و دختران فیلم «دسته دختران» نیز همانند چند جوان فیلم «خائن کشی» عملکردی خودسرانه و بنا بر تشخیص مصلحت خویش داشتند. دختران دسته دختران برای خودشان گروهی جداگانه تشکیل دادند و برای دفاع از وطن همانند مردان دست به سلاح شدند. عیاران خائن کشی نیز در زمان مصدق دست به سرقت از دولت زدند تا به مصدق کمک کنند. اگر چه زمان و ماهیت این دو فیلم متفاوت است اما در هر دو برای دفاع از وطن و حفظ منافع عملی مستقل و خودسرانه انحام می‌شود.
 در فیلم‌های «نگهبان شب»، «برف آخر» و مستند «احتضار» نیز در هر یک به نوعی حاکمیت مقابل مردم و یا به عبارت دقیق‌تر، مقابل بخشی از مردم قرار دارد. در فیلم مستند برگزیده احتضار نیروهای حاکمیتی در تقابل با مردم عمل می‌کردند و در واقع مشکلات ایجاد شده برای عشایر چند استان حاصل عملکرد نیروهای دولتی منابع طبیعی بود، نمونه ای که به طور رقیق‌تر در فیلم سینمایی «برف آخر» نیز نمود داشت.
نگهبان شب نیز که با مساعدت شهرداری ساخته شده با در نظر داشتن موضوع، این تقابل را بیان می‌کند.
در باب مسائل انتقادی بارها گفته شده؛ طرح نقد و آسیب با رویکرد حل مسئله در بیان مشکلات بصورت یکطرفه و با خشم و نیش و کنایه متفاوت است و عملا اثر سوء دارد، در صورتی‌که نقد درست و قاعده‌مند سنگری برای پیشرفت است.
موضوع چگونگی تصویر «زن» یا شاکله‌ای که از یک زن در فیلم‌های جشنواره مطرح و معرفی شده، محوریتی‌ پررنگ در محتوای فیلم‌هاست. اکثر غریب به اتفاق زنان و دختران فیلم‌های سینمایی و حتی مستند و فیلم کوتاه شخصیت درستی از زن و دختر ایرانی را به تصویر نکشیدند. تنها در فیلم «موقعیت مهدی» تصویر معقولی از همسران شهیدان مهدی و به‌ویژه حمید باکری در جایگاه و شرایط خود ارائه شده است. در فیلم شب طلایی یوسف حاتمی‌کیا نیز شخصیت یک مادر ایرانی به درستی شکل گرفته است و در فیلم «بدون قرار قبلی» بهروز شعیبی، گرمی و حلاوت یک زن ایرانی نمایان است.
در بارزترین فیلم جشنواره با محوریت زنان، یعنی فیلم دسته دختران، زنان و دخترانی که دسته را تشکیل داده‌اند هیچ یک نه تنها نماینده زن قهرمان ایرانی نیست بلکه شخصیت‌ها که ساختگی و زاییده ذهن کارگردان اثر است، دنبال انگیزه شخصی هستند. یکی عذاب وجدان کشته شدن فرزند را دارد، دیگری بدلیل اختلاف با شوهر در دسته است، یکی از خانواده گریخته و...
در فیلم علفزار زنان یا فاسدند؛ همانند زنانی که برهنه و مست در استخر باغ بودند و یا نگون بخت و ابزار مردانند، مانند مادر چادری چهار پسر متجاوز و همسر شهردار.
 فیلم کوتاه «هرگز، گاهی ، همیشه» دختری جوان و بی‌قید و بند در نقش خواهری مهربان تصویر می‌شود.
شخصیت خانم شهره پیرانی در فیلم هناس نیز دارای ضعف‌هایی‌ست که نمی‌توان او را یک قهرمان لحاظ کرد. با وجودی که عوامل اثر، فیلم را از زاویه زن داستان ساخته‌اند و قصد بیان چالش‌های همسر شهید را در زندگی داشتند.
 در فیلم «برف آخر» دختر نوجوان شخصیت خلیل که به غلط سنتی و غیرتی معرفی شده، از خانه فرار می‌کند تا مجبور به ازدواج با مردی با اختلاف سنی بالا نشود.
همسر خلیل نیز که در سن پایین با او ازدواج کرده، شرایط مناسبی ندارد. این نوع از زن ستیزی به واسطه مرد سنتی، موضوع فیلم کوتاه «هاجرو» نیز است.
در فیلم «مرد بازنده» زن مذهبی فیلم برای سربه‌راه شدن شوهرش؛ شهاب انتخاب شده و با ازدواج مجدد او نیز کنار می‌آید. زنی دیگر با وجود متاهل بودن مورد آزار و اذیت جنسی شهاب قرار می‌گیرد که از دوران نوجوانی عاشقش بوده، بهار نیز زنی در شمایل الوات است.
 درفیلم خائن کشی نیز زنان بدنبال دریافت محبت از مردان‌اند و دنبال عشق و عاشقی‌هایشان.
 (در فیلم پرحاشیه نمور نامزد یا شوهر زنی پس از اطلاع از بارداری، او را ترک می‌کند و زن به اجبار برادرش با مردی دیگری ازدواج می‌کند)
در فیلم «شب طلایی» زندگی واقعی نسرین دختر خانواده و آزار و اذیت‌هایی که در زندگی مشترک از همسرش دیده، در طول داستان اصلی فیلم؛ یعنی جستجو برای یافتن شمش‌های طلا، توسط دخترش افشا می‌شود. نسرین زنی بوده که از شوهرش کتک‌ می‌خورده و چیزی برای خودش نداشته اما طوری وانمود کرده که دیگران تصور خوبی از زندگی او داشته باشند. زنان دیگر این فیلم نیز از جمله مریم به عنوان زن مذهبی خرافاتی معرفی می‌شود و دختر جوانی دارد که از زبان نامزد سابقش  بیان می‌شود بین آن‌ها رابطه‌ای فراتر از آنچه از یک دختر محجبه انتظار می‌رود بینشان شکل گرفته است‌. سایر زنان و دختران نیز به استثنای نقش مادر، شرایط معمول و معقولی ندارند.
در فیلم بی‌مادر سید مرتضی فاطمی، ماجرای زوجی تحصیلکرده و ثروتمند روایت شده که فرزندی ندارند و زن در تلاش است تا از طریق رحم اجاره‌ای صاحب فرزند شوند. زن داستان پزشک است و مایه‌های اعتقادی نیز دارد، او بدلیل اشتباهاتی که در حد او نیست توسط شوهرش تحقیر می‌شود.
در فیلم مستند «هیچ کس منتظرت نیست» محسن اسلامزاده، زن قهرمانِ محترم فیلم در عین دغدغه‌مندی و کمک به معتادان و زنان بی‌سرپرست، شاخصه‌های یک زن مسلمان جهادی را ندارد و نمی‌تواند الگوی مناسبی برای تربیت زن باشد.

با تصویری که از مجموع فیلم‌ها در حوزه چگونگی تصویر زن قابل دریافت است و موضوع حاکمیت ستیزی، همچنین با توجه به ضریب اثر بالاتر فیلم‌ها در کلیت جشنواره نسبت به متولیان و رسانه‌ها، نمی‌توان آن را به عنوان یک رسانه رحمت به شمار آورد و پیام و محتوای آن را در جهت هدایت مخاطب دانست.

روایت_فتح

روایت_فتح

شهید آوینی، مردِ جریان‌ساز حوزه‌ی هنری بود و آنقدر خوب انقلاب و اسلام و امام را فهمیده بود که حرف‌هایش برای تاریخ ثبت شد.

سخنان و اقداماتی که نشان داد، آوینی، خودش را تکثیر کرد و مرگش مانعِ تکثیر شدنش نشد که البته نوعِ مرگی را زیست که عین زنده بودن است.

آوینی‌هایی چون  او در این انقلاب هستند و این روزها جامعه‌ی هنری و صد البته نظام تئوریک هنر، فقدان یکی دیگر از آوینی‌ها را به سوگ نشسته است....

نادر_طالب‌زاده

او، هم‌جنس آوینی بود. کارهایش و افکارش را باید در طول تاریخ نگریست نه محبوس در این زمانه.

موضوع آزار جنسی چرا پیگیری قضایی نشد؟

موضوع آزار جنسی چرا پیگیری قضایی نشد؟

♦️ زمانی که، بر یک خبر جنجال‌های رسانه‌ای ایجاد می‌شود، بهترین کار تأمل بیشتر است تا هیاهوهای نظرات و تبِ همه‌چیزدانی بخوابد و بهتر بتوان تحلیل کرد.

❌ رشته توئیت‌های زنِ سینمای ایران مبنی بر خشونت جنسی در محیط کار، سبب اعتراضات کلان عده‌ای از زنان حوزه‌ی سینما و بیانیه‌نویسی و ایجاد کمیته مستقل برای پیگیری مطالبات بیانیه گردید.

🔴 اما آزارهای جنسی در حوزه‌ی سینما، تازگی ندارد، چندین سال پیش «چیستا یثربی» از آن سخن گفت که البته برخی از این زنانِ امضاکننده‌ی بیانیه‌ی اخیر با گفتن «خفه‌شو» صورت مسئله را پاک کردند، اعتراضات مرحوم سلحشور نیز با اظهاراتِ همین زنان معترض مبنی بر پاکی و درستی فضای سینما، نادیده گرفته شد. در این میان نظر یکی از بازیگران مرد نیز قابل تأمل بود که منکر تجاوز و آزار شد و گفت زنان خودشان خواستند...
⛔️این جنس اعتراضات ناشی از زیست غربی در سینمای غرب تحت عنوان جنبش me too که چندسال پیش در این راستا آغاز شد نشانی از حقیقت فساد در سینمای جهان دارد.
 بنابراین می‌توان ادعا نمود که بخشِ مهمی از این آزارها، تبعاتِ نوع زیستنی است که در آن محدوده‌هایی برای حریمِ انسانی دیده نمی‌شود، برای رسیدن به منافع مادی و شهرت شغلی، باید با این فسادها همراه شد و حتی بر روی آن سرپوش نیز گذاشت، کاری که برخی از زنانِ معترض کنونی بر اظهارات همکاران زن‌شان در سال‌های پیش داشتند و حتی کسی که علاقه‌اش سینما است اما حریم هم برایش معنا دارد، مجبور به حذف می‌شود. در این سبکِ شغلی، خوردن مشروبات الکی، درخواست‌های خلوت از جانب صاحبان نفوذ این عرصه و... طبیعی انگاشته می‌شود پس تبعات آن نیز باید طبیعی انگاشته شود، همانگونه که در سال‌های گذشته اتفاق افتاده است. همانگونه که جنبش me too اثراتِ امنیت‌بخشی نداشته و نخواهد داشت.

📛 از منظری دیگر می‌توان این بیانیه را یک حرکت سیاسی و فمنیستی دانست، شاید در ابتدای امر یا حتی برخی از امضاکنندگان، حسن نیت داشته باشند اما نمی‌توان از جنبه‌های سیاسی و فمنیستی آن غافل شد.

🔴 طبق قوانین کشور، زمانی یک عمل منافی عفت، تعقیب و تحقیق می‌شود که جرم در ملاعام باشد یا شاکی خصوصی داشته باشد، درحالیکه معترضان کنونی، در قوه‌ی قضائیه شکایت خود را مطرح نکرده‌اند!!
از یک طرف فریادهای رسانه‌ای می‌زنند و  از طرف دیگر اقدام قانونی مطابق با قوانین کشور نمی‌کنند‼️ و بعد یکی از اعضای کمیته ادعا می‌کند که صدای اعتراضات در ایران به جایی نمی‌رسد، این ادعا با عدم تشکیل پرونده در کشور به چه چیز دامن می‌زند؟

⛔️ایجادِ فضایی که در آن «تهمت‌زدن و افترا بستن» به ‌راحتی امکان دارد و با جنجال‌های رسانه‌های تربیت‌شده‌ای چون bbc به آن ضریب داده می‌شود بدون آنکه حقیقتی نمایان شود یا آزارگری در دادگاه مجرم شناخته شود آسیب‌زاست، چه بسا در آینده نیز برخی از زنانِ معترض با آزارگران همکاری کاری نیز داشته باشند. بنابراین این نوع اعتراض که تنها در حد حرف زدن در فضای مجازی‌ست، دور از ذهن نیست که تعدادی به هر دلیل اقدام به تهمت زدن و لکه‌دار کردن افراد سالم نیز کنند!

🚫 در بخشی از بیانیه با اعلام همبستگی، زنان منتظر ایجاد امنیت شغلی هستند اما از چه مجاریِ قانونی‌ای؟ آیا معترضان زن به درخواست معاون امور زنان ریاست‌جمهوری جهت برگزاری جلسه پاسخ مثبت داده‌اند⁉️ یا چون در ایران صدای اعتراضی شنیده نمی‌شود فقط صداهایشان را در فضاهای مجازی با کمک رسانه‌های مخالفِ ایران به گوش جهانیان می‌سانند؟

بنابراین نمی‌توان این حرکت را دلسوزانه قلمداد کرد بلکه مقاصد سیاسی و فمنیستی آن بسیار عیان است به ویژه با برخوردهای دوگانه‌ای که همین زنان در مورد آزار جنسی داشته‌اند.

♦️از طرفی سینمای ایران یکی از مهم‌ترین قدرت‌هایی است که در آن زمینه‌ی نمایش حقیقت فراهم است و در صورت مدیریت صحیح می‌تواند نقش‌آفرین باشد، چرا که نمونه‌های موفقی در سال‌های اخیر بروز یافته‌اند و همین سبب ایجاد وحشت در بین رسانه‌های تحت سلطه شده است. بنابراین ایجاد تفرقه و همچنین ایجاد فضای تهمت‌آلود سبب کاهش قدرتِ سینمای حقیقت‌گو خواهد شد.
یکی از عوامل ایجادکننده‌ی این تفرقه، این اعتراضات بدونِ پیگیری‌های قانونی است.

🖌 تمامِ این فرضیه‌ها، به اینجا ختم می‌شود که این گام‌ها بیشتر جنجال‌های رسانه‌ای باشد تا مطالبه‌ای واقعی!!

چهلمین جشنواره فیلم فجر رسانای رحمت یا نارسانا؟حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن/۱

چهلمین جشنواره فیلم فجر رسانای رحمت یا نارسانا؟حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن/۱

چهلمین جشنواره فیلم فجر در دورانی برگزار شد که همچنان تهدید سرایت بیماری کرونا در اجتماعات اجتناب‌ناپذیر بود و همچنین با آغاز به کار دولت سیزدهم، چینش جدیدی از مدیران سینمایی و هنری برگزاری این رویداد را در دست گرفتند.‌ مدیرانی که به تبعِ سیاست‌های دولت جدید، شعارهای همسویی را همچون امید آفرینی، سرلوحه کار خویش اعلام کردند. حواشی جشنواره که جز لاینفک هر دوره است تا حد زیادی متاثر از هیئت انتخاب فیلم‌ها، داوران بخش مسابقه، گروه اجرایی جشنواره و فیلم‌ها و نشست‌های رسانه‌ای فیلم‌ها است، در این دوره، از همان ابتدای کار معرفی دبیر جشنواره، گزینش فیلم‌ها و حذف بخش «نگاه نو» آغاز شد. مدیران جشنواره معیارهایی از قبیل؛ محتوای مناسب تا تنوع ژانر و جوان‌گرایی را برای انتخاب فیلم‌ها مطرح کردند و بیست و دو فیلم با نظر هیئت انتخاب به بخش مسابقه راه پیدا کردند. در همین راستا فیلم‌هایی از فیلم‌سازان مطرح سینما پشت در جشنواره ماند و نتوانست نظر مساعد هیئت انتخاب را جلب کند، فیلم‌هایی همچون «غریزه» به کارگردانی سیاوش اسعدی، «علت مرگ نامعلوم» علی زرنگار، «قاتل و وحشی» حمید نعمت الله، و «شبگرد» فرزاد موتمن.

عدم راه‌یابی این فیلم‌ها به جشنواره با رونمایی از چند فیلم‌ ضعیف پررنگ‌تر شد و همین امر تب‌و‌تاب انتقادات را بالا برد، زیرا تعدادی از اهالی رسانه و منتقدان، برخی فیلم‌ها را قبل از آغاز جشنواره تماشا کرده بودند و از غیاب آن فیلم‌ها و حضور آثار ضعیف گلایه‌مند بودند. در این میان دبیر جشنواره نیز بدلیل ابتلا به کرونا در شرایط قرنطینه بود و امکان پاسخگویی به انتقادات را نداشت، تا اینکه در ششمین روز جشنواره در بین خبرنگاران حاضر شد و تا حدودی برخی ابهامات را برطرف کرد. اعلام نظر شفاف نقاش‌زاده درباره لزوم رعایت پوشش افراد حاضر در برج میلاد؛ به‌عنوان خانه جشنواره و کم و کیف صدور کارت‌های شرکت کنندگان در این رویداد را می‌توان از نکات قابل توجه نشست نقاش‌زاده عنوان کرد.

حواشی در این دوره نیز مطابق معمولِ هر ساله با موضوع‌هایی تکراری و‌ متفاوت ادامه داشت و مهمترین آن‌ها در حین جشنواره معطوف به انتخاب فیلم‌ها بود. برگزاری «نشست‌های فرهنگی» نیز در میان هیاهوی فیلم‌ها و فضای شتابزده جشنواره یکی دیگر از موضوعات پر سر و صدای شرکت کنندگان بود. حذف سیمرغ مردمی و افشا شدن اسامی برندگان سیمرغ نیز در ساعات پایانی این رویداد و قبل از مراسم اختتامیه از اتفاقات مهم چهلمین جشنواره فجر بود.

به هر ترتیب این رویداد نیز همچون سنوات گذشته با تمام فراز و نشیب‌ها در اولین سال دولت سیزدهم و با شعارهایی همسو با سیاست‌های دولت جدید به پایان رسید اما آنچه مهم است ماحصل این رویداد و نگرشی است که مترتب بر آن است. طبیعتا جشنواره دولتی فجر بدلیل فقدان سند و نقشه راهی منسجم و عدم ثبات آن، متاثر از سیاست‌های دولت مستقر و عاملی برای تحقق بخشیدن به گفتمان فرهنگی دولت‌ها است. برای ارزیابی دقیق و مفید جشنواره در وهله اول لازم است اهداف برگزاری رویداد مشخص باشد، سپس تحقق آن اهداف و کم و کیف حصول آن پس از اتمام کار بررسی شود.

در این نوشتار سعی می‌شود کلیت جشنواره از منظر رسانه بودن یا نبودن از دیدگاه قران بررسی شود. قران به عنوان یک ابررسانه شاخصه‌های یک رسانه رحمت را معرفی نموده و مبنا، ملاک و معیار یک کار و پیام رسانه‌ای کامل از آن قابل استخراج است. مبنا و اصولی که خلا و ضعف بسیاری از رسانه‌های امروزی در برخورد با انواع رسانه‌ها از نشر و تحلیل خبر تا فیلم و سریال و...است.

لازمه دریافتن و فهم این موضوع که آیا جشنواره فجر را می‌توان در شمار یک رسانه رحمت محسوب کرد یا نه، نیاز به بررسی سه عامل دارد. مسئولان جشنواره فجر از رئیس سازمان سینمایی تا عوامل اجرایی آن، خبرنگاران و عکاسان، انواع رسانه‌های مکتوب و تصویری و بسته محتوایی جشنواره یعنی فیلم‌های پخش شده در این رویداد، شاکله تحقق و یا عدم تحقق رسانه رحمت بودن جشنواره چهلم را تشکیل می‌دهند.

برای احصاء محتوای کلی فیلم‌های جشنواره به نگرشی جامع درباره پیام و موضوع فیلم‌ها نیاز است. با این دیدگاه، دو موضوع «محوریت فرد با انقطاع از حاکمیت و ارائه تصویری نادرست از زن و مبحث زن در جامعه ایرانی» نمود بیشتری در فیلم‌ها دارد.

متولیان جشنواره

 نحوه عملکرد مسئولان در امر برگزاری جشنواره فجر از چند جهت قابل بررسی است.

خزایی

فرایند اطلاع‌رسانی یکی از ضعف‌‌های این دوره از جشنواره بود که به دلایلی همچون جدید بودن گروه برگزاری جشنواره در ابتدا و یحتمل؛ تغییر اندکی که در سیاست گذاری‌های اجرایی ایجاد شده بود و همچنین غیبت دبیر جشنواره بدلیل ابتلا به کرونا، غیر قابل اغماض بود.

برنامه‌های جانبی جشنواره بصورت ویژه؛ برگزاری نشست‌های تخصصی که در قالب برنامه‌های فرهنگی اجرا شد، ضرورتی نداشت چرا که فضای شتابزده جشنواره اقتضای چنین برنامه‌هایی را ندارد و طبیعتا زمان و توجه شرکت‌کنندگان حاضر در جشنواره عمدتا معطوف به فیلم‌ها است.

 عملکرد محمد خزائی؛ رئیس سازمان سینمایی در مدیریت بحران قابل توجه بود، جسارت ایشان در حذف سیمرغ مردمی بدلیل شائبه تخلف عمل صحیحی بود اگرچه منجر به کدورت و انصراف عوامل فیلم «ملاقات خصوصی» به عنوان برنده سیمرغ مردمی از بخش نامزدها گردید، رفتار عوامل فیلم غیرطبیعی نبود و مانع از تصمیم درست خزائی نشد. افشا شدن اسامی برندگان سیمرغ بلورین نیز که توسط سایت «سینماتیکت» بدلیل اختلافات و احتمالا تسویه حساب‌های پشت پرده‌ با مسئولان فعلی وزارت ارشاد و عوامل برگزاری جشنواره بود از اتفاقات عجیب این دوره جشنواره محسوب می‌شود که در ابتدا با موضع‌گیری قاطع در برخورد با مسببان اصلی همراه شد اما نتیجه همچنان نامعلوم است.

  اعلام مواضع و سیاست‌های کارشناسی شده از سوی خزائی نشان از برنامه و عزم ایشان در راهبری صحیح جشنواره در آینده را دارد و تا حدودی جبران ضعف دانش و مدیریت محمد اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را پوشش می‌دهد.

نحوه اجرا و مدیریت برخی از برنامه‌های جشنواره از جمله اعلام لغو مراسم فرش قرمز با وجود مراسم فتوکال روی فرشی با رنگ دیگر تنها بازی با کلمات بود و نیاز به درایت بیشتری از سوی نقاش زاده؛ دبیر جشنواره داشت اگرچه در جلسه نشست رسانه‌ای موضع شفافی را مبنی بر لزوم اجرای قانون پوشش شرکت‌کنندگان در جشنواره داشت. همچنین فضاسازی و تصاویر نصب شده در برج میلاد و توجه به زمان نماز در جدول برنامه پخش فیلم‌ها، رعایت آیین‌نامه‌های کرونایی و تذکر به استفاده از ماسک نمره قابل قبولی را دریافت می‌کند.

راهیابی فیلم‌های سینمایی «ماهان» و «لایه‌های دروغ» و «درب» و «نمور» و...به جشنواره نیز از بحث‌های مهم بین اهالی رسانه و منتقدان بود که به مذاق بسیاری خوش نیامد اما برخی منتقدان قدیمی که در جشنواره‌های خارجی نیز شرکت کرده بودند، وجود امثال این فیلم‌ها را در جشنواره‌ها عادی عنوان کردند. همچنین منطقی را بیان کردند که استناد به آن می‌تواند تا حدودی شدت انتقادها را فرو کاهد. منطقی که با وجود پذیرش و حقانیت انتقادها، رویکرد دولت مستقر را در انتخاب فیلم‌ها و برگزاری جشنواره توجیه می‌کند.

با وجود تمام انتقاداتی که به نحوه برگزاری جشنواره، اتفاقات معمول و غیر معمول، نحوه عملکرد هیئت انتخاب فیلم‌ها و راهیابی فیلم‌های نازل و به صورت کلی با وجود تمام کاستی‌ها به نظر می‌رسد برایند حرکت رو به جلو باشد و در سال‌های آینده شاهد پیشرفت کیفی جشنواره باشیم.

خبرنگاران و عکاسان

پوشش خبری، تصویری و برنامه‌های کارشناسی و تحلیلی پیرامون جشنواره و فیلم‌ها مطابق معمول هرساله بر تنور داغ جشنواره افزود. اما آنچه مهم‌تر است چگونگی پوشش است که برآیند مثبتی ندارد و در زمره رسانه رحمت قرار نمی‌گیرد. حاصل کار عکاسان نمود بیشتری در مراسم فتوکال و گرفتن عکس‌های سلبریتی‌ها و عوامل فیلم‌ها یافت که تفاوت چندانی با سال‌های گذشته و ازدحام و سر و صدا برای توجه این افراد و نگاه کردن به دوربین‌ها روی فرش قرمز، نداشت. عکس‌هایی که منشا الگودهی و سبک‌سازی از نوع رفتار و پوشش در میان قشرهای مختلف جامعه می‌شود.

خبرنگاران نیز بصورت کلی تمایل به پوشش حواشی‌‌ای داشتند که فارغ از متن و محتوا منجر به دیده شدن بیشتر در بین مخاطبان شود و از همین رو پوشش خبری و نقد و تحلیل فیلم‌هایی را می‌پسندیدند که با سلیقه و تفکر آنان متفاوت و بلکه مخالف است. البته این آسیب بیشتر متوجه رسانه‌های مکتوب است و رسانه‌های تصویری خواسته یا ناخواسته پوشش کاملتری دارند.

تمجید یا تخریب فیلم‌ها و به‌عبارتی طرفداری یا سوءگیری از فیلم‌ها، با پذیرش وجود افراد صالح و شایسته در امر رسانه، ممکن است بدلایلی مانند دریافت پول، رودربایسی با عوامل فیلم، دسته‌بندی‌های حزبی و جناحی و تفکری و حتی تاثیرپذیری از افراد مطرح و مورد وثوق مسئول هر رسانه باشد. به نظر می‌رسد این آسیب‌ها ناشی از فقدان مبنا و اصول متقن برای کار رسانه‌ای و شاخص عملکرد صحیح است و چنین عملکردی را نتوان ذیل رسانه رحمت به شمار آورد.

ادامه دارد...

مهاجر افغانستانی در قاب فیلم‌های ایرانی/تشدید اختلاف یا اتحاد؟

مهاجر افغانستانی در قاب فیلم‌های ایرانی/تشدید اختلاف یا اتحاد؟

تفرقه افکنی‌های اخیر بین مردم ایران و افغانستان بعید است که بدون سازماندهی بوده و چند اتفاق کور باشد. شیطنت‌های رسانه‌ای و پخش کلیپ‌های نفرت‌پراکن چیزی جز خروجی اتاق فکرهای دشمنان دو ملت نمی‌تواند باشد.

افغانستان به عنوان قسمتی از حوزه تمدن ایران به طور ویژه مورد توجه جریان استکبار بوده و هست به‌ویژه که با تشکیل تیپ فاطمیون حساسیت‌ها تشدید شد؛ بنابراین از هر فرصتی برای التیام کینه‌ و خشمشان استفاده می‌کنند.

در این میان جریان فرهنگی هنری کشور نیز علیرغم برخی شعارهای عوامانه هنر برای هنر و غیر سیاسی بودن هنر و...، سر بزنگاه‌ها غالبا همسو با جریان دشمن عمل کرده‌اند. تبیین سیاست‌های دشمن یا به‌عبارتی حرکت در خلاف جهت مبانی و راهبردهای جمهوری اسلامی در موارد زیادی در فیلم‌ها و سریال‌ها پیگیری می‌شود.

⁉️در موضوع افغانستان و مهاجران افغان نیز عملکردی همسو با جریان رسانه‌ای دشمن اتخاذ شد. چندی پیش در پانزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» فیلم‌های با مضمون شرایط مهاجران افغان داخل ایران به طور غیر عادی بالا بود. افزایش مشکوک این دست فیلم‌ها، آن هم به یکباره، نشان از شیطنت‌ها و برنامه‌های احتمالی آینده داشت.
همچنان که در همین جشنواره و افزون‌تر در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه، تعداد بالای فیلم‌های با موضوع جنایات طالبان کاملا مشهود بود؛ چرا که موضع جمهوری اسلامی در قبال طالبان تدافعی نبود.
متاسفانه رویدادهای هنری همچون سینما حقیقت عامدانه یا جاهلانه درباره افغانستان در مسیری که توسط دشمن یا جریانات نفوذی آن‌ها طراحی شده، حرکت کرد و نیاز است مسئولان در چرایی و چگونگی تحقق آن تأمل کنند. در این باب حین برگزاری جشنواره سینما حقیقت در قالب مطلبی این موضوع به مسئولان امنیتی و فرهنگی هشدار داده شد.

این مطلب را در این پیوند مطالعه نمایید:

 http://roubesh.ir/1400/09/28/afghanestsn

🎞علاوه بر فیلم‌های کوتاه و مستند در سال‌های اخیر فیلم‌های سینمایی که برادران محمودی با حمایت وزارت ارشاد ایران ساخته‌اند در جهت واگرایی بین دو ملت و ترویج اختلافات بوده است. «نوید و جمشید محمودی » دو برادر افغانستانی ساکن ایران هستند که با فیلم‌هایی نظیر «شکستن همزمان بیست استخوان»، «مردن در آب مطهر» و رفتن و... تنها به بیان مشکلات مهاجران بسنده کرده‌اند و شرایط وخیم آن‌ها را در قالب تصویر بیان کرده‌اند. آثار این دو برادر در جشنواره‌های فجر نیز دیده شده و جایزه دریافت کرده است. فیلم‌هایی که نه بیان آن عادلانه‌ است و نه محتوای آن، اما با ایجاد کدورت و نفرت بین مردم دو کشور با مذاق جشنواره ‌های خارجی سازگار است.
🔻ماحصل بی‌تدبیری‌ها و ادامه مسیر ریل
شده در جریان هنری کشور، توسط دولت‌های مختلف شرایط امروزی را استمرار خواهد بخشید در صورتی که چند اثر قوی می‌تواند مانع از تلاطم ذهن‌های دو ملت در اثر اغواهای رسانه‌ای باشد.

«منصور» هنری در طراز انقلاب اسلامی/ یادداشتی به بهانه پخش تلویزیونی منصور

«منصور» هنری در طراز انقلاب اسلامی/ یادداشتی به بهانه پخش تلویزیونی منصور

📽 «سیاوش سرمدی» نویسنده و کارگردانِ فیلمی است که فرماندهی «منصور ستاری» در نیروی هوایی ارتش در سال‌های شست وپنج به بعد و در بحبوبه‌ی جنگ تحمیلی را به تصویر کشیده است.
روایتی حقیقی از زندگیِ فرمانده‌ای که در مقابلِ نخواستن‌های انحصارگرانِ عرصه‌ی تعمیر تجهیزات هوایی با خودتحقیری‌هایی چون نداشتن عقبه‌ی تکنولوژیک قوی و بهانه‌های تحریمی، فعلِ خواستن با نگاهی واقع‌گرایانه و توجه به ظرفیت‌های داخلی را، صرف کرد.
مدیریتِ جهادی با اتکا به خداوند و اتصال به اهل‌بیت علیهم‌السلام با شعائری چون حضور در مراسم زیارت‌عاشورا، دغدغه‌ی فراوان برای رفع موانع ورود جنگنده‌ها به داخلِ کشور، استفاده از لفظ «بابا جان» برای نیروهای خودی و القا این نحوه از مدیریت به مهندسِ همراه خود، هم‌نشین شدن بر سر سفره‌های سربازان و تذکر جدی برای یکسانی نوع غذا سربازان با کادری‌ها، حضور مجدانه برای رفع مشکل مهندسی که با پاپوش به زندان رفت و همراهی با او در کوچه تا انگ نشسته بر روی مهندس را پاک کند ⬅️ نمونه‌هایی از روایت‌های این فیلم بود که به شدت در صالح‌سازیِ اعمال مخاطبین تاثیر دارد.
♦️نمایش مرجوع کردن جنگنده‌های تعمیری از نیروی هوایی تبریز، ترس خلبان پایلوت برای نشستن پشت جنگنده‌ی تعمیری، بدبینی خلبان‌ها به سیستم مهندسی نیروی هوایی، سنگ‌اندازی‌های تیم لقمانی و وارد شدن مجلس و دادستان کشور برای تعلیق کار تولید با سرنگون شدن یک جنگده‌ی تعمیری ⬅️ نمایش واقعیت‌های تولید و سختی‌های راه است که نشان می‌دهد باید خود را برای مسیر سخت آماده کرد و قطعا با ورود به مسیر جهت یاریِ جبهه‌ی حق، آزمایش‌ها فرا می‌رسد.
💠 برخورد قاطعانه‌ی شدید و مخالفت با حکم قضایی با توجه به سیر داستان و روایت گفته‌شده در فیلم، مبتنی بر حرکت منطقی و شجاعانه‌ی فرمانده‌ای است که مسیر را دیده و سختی راه را چشیده و به هیچ عنوان با کله‌شقی‌هایی که امروزه به اسم عدالت‌خواهی درحال رواج است یکسان نبوده، از افتراق اصلیِ آن به اراده‌ی جدی فرمانده برای نمایش جنگنده نزد رییس‌جمهور وقت و عوامل مهم در دادن رای قضایی دانست که همین همت در جهت جلب اعتمادِ بالادستی‌ها در نظام جمهوری اسلامی، حمایت رییس‌جمهور را به دنبال داشت.
🔴 از نکات قابل تامل این فیلم، حضورِ فرمانده در بین داغ‌دیدگانی است که او و نیروی هوایی را مقصر به شهادت رسیدن عزیزانشان می‌دادند، این کار نشان می‌دهد که برای یک مسئول در نظام اسلامی لازم است که شبهه‌ها را کنار بزند و برای ایجاد یقین و اقناع در مردم تلاش کند ⬅️ مسئله‌ای که متاسفانه در برخی از مسئولین به ویژه برخی از مجلسی‌ها دیده نمی‌شود.
♨️ برخی برخورد شهید با همسرش را نپسندیدند، درحالیکه بنظر می‌رسد این عدم پسند بیشتر ناظر بر پیش‌فرض‌های ذهنی آنان است که البته کتاب‌های خاطرات همسران شهید در دامن زدن به آن بی‌تقصیر نیستند؛ به نظر نگارنده برخورد شهید کاملا منطقی و منطبق بر نوع مسئولیت ایشان بوده، انتظار نباید داشت که فرمانده‌ی نیروی هوایی که به علت تعویض لباس در ساعت فعالیت کاری‌اش به خانه آمده به پیشنهادِ خوردن ناهار همسر جواب مثبت دهد‼️ یا اینکه به گرفتن وامی با مبلغ بالاتر و قبول رشوه تن دهد‼️ تواضع شهید در مورد از دست دادن پول خرید خانه که به جهت حفظ کانال‌های دور زدن تحریم بوده و برخورد همسرش، طبیعی بودن زندگی یک خانواده‌ی شهید را به تصویر کشیده که بنظر می‌رسد این نوع روایت از زندگی شهدا و توجه به بخش‌های سخت زندگی با انسان‌هایی که دایرمدار تکلیف عمل می‌کنند، برای نسل فعلی که فانتزی‌هایی از زندگی خانوادگی شهدا دارند، ضروری است.
✅ ایجاد غرور ملی در صحنه‌ی آخر که خلبان پایلوتی که از نشستن در جنگنده‌ی تعمیری سرباز می‌زد اما اینبار با اطمینان جنگنده‌ی تولید داخل را به پرواز درمی‌آورد، از لطافتِ این‌ فیلم است.
🔴 پیام مهمِ فیلم به مسئولین حوزه‌ی هنر هفتم و کارگردانان این است که اگر بر روی سوژه‌های حقیقی در هشت‌سال دفاع مقدس و افرادِ جهادی که در طول این چهل سال، در کشور کم نیستند، پرداخته شود، رسالت اصلی خود را ایفا کرده‌اند،
و سوال مهم‌تر آنکه چرا وقتی روایت‌هایی با شخصیت‌های حقیقی در دفاع مقدس وجود دارد، روایت‌های حاصل تخیل مانند دسته‌ی دختران و... علاقه قرار می‌گیرد⁉️ شاید یکی از دلایل این گرایش تعریف واقعه از نگاهِ شخصی کارگردانان باشد‼️
👤زهرا خندان