به نام خدا

رسانه و عنکبوت مقدس

پس از فروکش کردن سروصداهایی که از سوی بسیاری از افراد درباره فیلم سینمایی «عنکبوت مقدس» به پا خواست، اکنون نیاز است صاحب‌نظران و مسئولان درباره حواشی این فیلم و عملکرد رسانه‌ها و نیز خودشان کنکاش کنند.هیچ شکی نیست که حجم بالای واکنش‌های مردم به علت «حب به امام رئوف علیه‌السلام» و «دین‌داری‌شان» و اطلاع از توهین آن فیلم به مقدسات است اما واکنش «مسئولان» بیشتر متاثر از «رسانه» بوده است.
ابزاری که بدلیل عدم شناخت و چگونگی عملکرد درست و غلط آن در داخل کشور، ذهن‌های مخاطبان و به ویژه «عملکرد مسئولین» را بصورت آشفته‌ای مدیریت می‌کند.
در باب فیلم «عنکبوت مقدس» فرض می‌شود نظرات درباره محتوای توهین آمیز و غرض‌دار آن صحت دارد و عوامل ساخت آن با هدف توهین و تخریب به اعتقادات و ارتباط دادن محتوای فمینیستی و ظلم به زنان در داخل ایران، به عقاید مذهبی شیعه، این فیلم را ساخته‌اند.❓اما سوالی در این میان مطرح است که آیا انتظاری به غیر از ارائه محتوای جهت‌دار از این فیلم، عوامل و سرمایه‌گذارانش مورد انتظار است؟ مهم‌تر آنکه عنکبوت مقدس به اذعان کارشناسان و حتی مخاطبانی که در طی جشنواره کن آن را تماشا کردند «فاقد ارزش سینمایی» است و اثرگذاری آن در اذهان «مخاطب جهانی» نازل‌تر از فیلم‌هایی است که بصورت رسمی در جشنواره‌های خارجی شرکت می‌کنند!! همچنین دادن جایزه به بازیگر زن آن کاملا سیاسی و جهت‌دار در جهت تخریب ارزش‌های ایرانی اسلامی و دادن ضریب به این فیلم بوده است.
بیان حقیقت تلخ است اما باید گفت برخی آثار تولید و پخش شده با «مجوز وزارت ارشاد» در نسبت با عنکبوت مقدس، هتاکانه‌تر به ارزش‌های اعتقادی مردم حمله کرده‌اند و متاسفانه واکنشی در پایین‌ترین سطح از آنچه در مورد فیلم عنکبوت مقدس بود، نیز اتفاق نیفتاد زیرا غالب مردم از محتوای آن بی‌اطلاع بوده‌اند و رسانه‌ها نیز به این موارد نپرداختند و یا به عبارتی مدیریت رسانه‌ای شکل نگرفت و به تبع واکنشی هم نشان داده نشد!
دست به نقدترین شاهد مثال بر این ادعا نمایش «غلامرضا لبخندی» در «چهل و یکمین جشنواره تیاتر فجر» بود که دقیقا با همین موضوع به روی صحنه رفت و هتاکانه به «دین و نظام» حمله کرد اما صدایی از کسی بلند نشد، بلکه از سوی «شهرداری تهران» مورد تقدیر نیز قرار گرفت! حال آنکه در مورد عنکبوت مقدس مسئولان همراه مردم از این فیلم اعلام انزجار کردند که البته درست هم بود.
بنابراین این واکنش مسئولین همان اثر «رسانه» است که درست یا نادرست اتفاقات را رقم می‌زند. حال این اتفاقات یا مدیریت می‌شوند و یا آشفته هدایت می‌شوند.
فیلم‌های سینمایی بسیاری که در این سال‌ها در نقد و یا به عبارت بهتر در تخریب «مسایل شرعی» ساخته شده؛ یک سمتش حمله به دین و اعتقادات است و تلخ‌تر آنکه برخی از آن‌ها در جشنواره‌های جهانی نیز شرکت کرده و در اذهان مردم ناآگاه دنیا اثرگذار شده‌اند، از طرفی در داخل نیز بدلیل عدم اطلاع مردم آنگونه که باید حساسیت‌ بدنبال نداشت.
در مورد فیلم سخیف و البته فاقد ارزش‌های سینمایی عنکبوت مقدس واکنش‌های مردمی نشان داد «نظام حساسیت مردم»، متمایل به «دین‌داری» و «حفظ ارزش‌های اصیل» است، نه چند پست و اظهارنظرهای برخی سلبریتی‌های سطحی که رفتار نادرستی دارند و با این هیاهوها؛ به ویژه در رسانه، مدیریت مسئولان ناآگاهِ به حقیقت اصلی جامعه متدین ایرانی را به دست می‌گیرند.
به جاست که مسئولان با توجه به این شناخت که حاصل واکنش‌های مردمی به این فیلم است، در مجوز دادن و هدایت کردن غذای روح مردم مدنظر داشته باشند و بدانند هیاهوهای سلبریتی‌ها با «آگاه‌سازی مردم» به محاق خواهد رفت، همانطور که در قضیه تبریک‌های آنان به زن بازیگر تحقق یافت.

سنگ تمام روبیکا برای تبلیغ دینامیت و گشت ارشاد ۳

روبیکا مدتی‌ست مجدانه برای تبلیغ ویژه‌ی فیلم‌هایی مثل «دینامیت» و «گشت ارشاد» و... تلاش می‌کند.
عملکرد مدیران روبیکا در تبلیغ فیلمی همچون دینامیت دو پیام به مخاطب می‌دهد؛ اول اینکه هیچ یک متوجه محتوا و آسیب‌های این فیلم نشدند و دوم؛ متوجه شدند و پای عمد مادی یا معنوی! در میان است.
اگر تنها یک ایراد این فیلم‌ها را در نظر بگیریم و از سایر پیام‌های ناجوانمردانه آن‌ها چشم پوشی کنیم، پس از مسئولان وزارت ارشاد در مراحل مختلف تولید و اکران فیلم، باید به حال مدیران روبیکا که نام برخی نهادها را نیز یدک می‌کشند تاسف بخوریم.
در هر دو فیلم مذکور و چند فیلم‌ دیگر؛ افراد هم‌فکر و هم عقیده و حتی افرادی که از لحاظ شاخصه‌های ظاهری با مدیران محترم روبیکا مشابهت دارند به سخره گرفته می‌شوند و به آنان توهین می‌شود.
شخصیت‌هایی که نظیرشان در حال حاضر یا وجود خارجی ندارند و یا اگر هستند بسیار قلیل‌اند، اما در این فیلم‌ها نماد تعداد بالایی معرفی می‌شوند و روبیکا این افراد را به عنوان نماد مدیرانش به مخاطب عمدتا نوجوان که آگاهی کمی از نماینده و نسخه اصلی این تفکر؛ یعنی شهدا، دارند معرفی می‌کند!

توقیف چاره کار نیست/ مناظرات علمی و فقهی با حضور پزشک ادعاکننده برگزار کنید.

در برنامه‌ای تلویزیونی دکتری ادعا می‌کند که نمازخواندن مسلمانان عاملی برای بالا رفتن آمار آرتروز است و پس از دریافت واکنش‌ها می‌گوید سخنانش تقطیع شده! اما نسخه کامل صحبت ایشان نشان از سوءبرداشت ندارد.
 این ادعا که از طریق رسانه‌ای عمومی پخش شده باید با شواهد علمی و منطبق بر مولفه‌های علم پزشکی اثبات شود، به این شکل که مناظره‌ای با همین عنوان و با حضور متخصصین امور پزشکی و البته فقهی برگزار شود و از همین رسانه صداوسیما نیز پخش گردد. در غیر این صورت توقیف این برنامه برای ادعایی که بانی پخش شدنش، رسانه‌ی عمومی است و در فضای مجازی نیز به صورت گسترده پخش شده است، کفایت نمی‌کند.
ضمن آنکه اگر تبیین صحیحی برای مخاطب صورت نگیرد و تنها به توقیف و برخورد که راه‌حل سطحی و راحتی است اکتفا شود، اثر سوء این ادعا را خنثی نخواهد کرد، بلکه برعکس در زمان حال و آینده سبب سوءاستفاده و القای درست بودن این ادعا نیز خواهد شد!



چهلمین جشنواره فیلم فجر رسانای رحمت یا نارسانا؟حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن/۱

طاهره شاطری/ چهلمین جشنواره فیلم فجر در دورانی برگزار شد که همچنان تهدید سرایت بیماری کرونا در اجتماعات اجتناب‌ناپذیر بود و همچنین با آغاز به کار دولت سیزدهم، چینش جدیدی از مدیران سینمایی و هنری برگزاری این رویداد را در دست گرفتند.‌ مدیرانی که به تبعِ سیاست‌های دولت جدید، شعارهای همسویی را همچون امید آفرینی، سرلوحه کار خویش اعلام کردند. حواشی جشنواره که جز لاینفک هر دوره است تا حد زیادی متاثر از هیئت انتخاب فیلم‌ها، داوران بخش مسابقه، گروه اجرایی جشنواره و فیلم‌ها و نشست‌های رسانه‌ای فیلم‌ها است، در این دوره، از همان ابتدای کار معرفی دبیر جشنواره، گزینش فیلم‌ها و حذف بخش «نگاه نو» آغاز شد. مدیران جشنواره معیارهایی از قبیل؛ محتوای مناسب تا تنوع ژانر و جوان‌گرایی را برای انتخاب فیلم‌ها مطرح کردند و بیست و دو فیلم با نظر هیئت انتخاب به بخش مسابقه راه پیدا کردند. در همین راستا فیلم‌هایی از فیلم‌سازان مطرح سینما پشت در جشنواره ماند و نتوانست نظر مساعد هیئت انتخاب را جلب کند، فیلم‌هایی همچون «غریزه» به کارگردانی سیاوش اسعدی، «علت مرگ نامعلوم» علی زرنگار، «قاتل و وحشی» حمید نعمت الله، و «شبگرد» فرزاد موتمن.
عدم راه‌یابی این فیلم‌ها به جشنواره با رونمایی از چند فیلم‌ ضعیف پررنگ‌تر شد و همین امر تب‌و‌تاب انتقادات را بالا برد، زیرا تعدادی از اهالی رسانه و منتقدان، برخی فیلم‌ها را قبل از آغاز جشنواره تماشا کرده بودند و از غیاب آن فیلم‌ها و حضور آثار ضعیف گلایه‌مند بودند. در این میان دبیر جشنواره نیز بدلیل ابتلا به کرونا در شرایط قرنطینه بود و امکان پاسخگویی به انتقادات را نداشت، تا اینکه در ششمین روز جشنواره در بین خبرنگاران حاضر شد و تا حدودی برخی ابهامات را برطرف کرد. اعلام نظر شفاف نقاش‌زاده درباره لزوم رعایت پوشش افراد حاضر در برج میلاد؛ به‌عنوان خانه جشنواره و کم و کیف صدور کارت‌های شرکت کنندگان در این رویداد را می‌توان از نکات قابل توجه نشست نقاش‌زاده عنوان کرد.
حواشی در این دوره نیز مطابق معمولِ هر ساله با موضوع‌هایی تکراری و‌ متفاوت ادامه داشت و مهمترین آن‌ها در حین جشنواره معطوف به انتخاب فیلم‌ها بود. برگزاری «نشست‌های فرهنگی» نیز در میان هیاهوی فیلم‌ها و فضای شتابزده جشنواره یکی دیگر از موضوعات پر سر و صدای شرکت کنندگان بود. حذف سیمرغ مردمی و افشا شدن اسامی برندگان سیمرغ نیز در ساعات پایانی این رویداد و قبل از مراسم اختتامیه از اتفاقات مهم چهلمین جشنواره فجر بود.
به هر ترتیب این رویداد نیز همچون سنوات گذشته با تمام فراز و نشیب‌ها در اولین سال دولت سیزدهم و با شعارهایی همسو با سیاست‌های دولت جدید به پایان رسید اما آنچه مهم است ماحصل این رویداد و نگرشی است که مترتب بر آن است. طبیعتا جشنواره دولتی فجر بدلیل فقدان سند و نقشه راهی منسجم و عدم ثبات آن، متاثر از سیاست‌های دولت مستقر و عاملی برای تحقق بخشیدن به گفتمان فرهنگی دولت‌ها است. برای ارزیابی دقیق و مفید جشنواره در وهله اول لازم است اهداف برگزاری رویداد مشخص باشد، سپس تحقق آن اهداف و کم و کیف حصول آن پس از اتمام کار بررسی شود.
در این نوشتار سعی می‌شود کلیت جشنواره از منظر رسانه بودن یا نبودن از دیدگاه قران بررسی شود. قران به عنوان یک ابررسانه شاخصه‌های یک رسانه رحمت را معرفی نموده و مبنا، ملاک و معیار یک کار و پیام رسانه‌ای کامل از آن قابل استخراج است. مبنا و اصولی که خلا و ضعف بسیاری از رسانه‌های امروزی در برخورد با انواع رسانه‌ها از نشر و تحلیل خبر تا فیلم و سریال و...است.
لازمه دریافتن و فهم این موضوع که آیا جشنواره فجر را می‌توان در شمار یک رسانه رحمت محسوب کرد یا نه، نیاز به بررسی سه عامل دارد. مسئولان جشنواره فجر از رئیس سازمان سینمایی تا عوامل اجرایی آن، خبرنگاران و عکاسان، انواع رسانه‌های مکتوب و تصویری و بسته محتوایی جشنواره یعنی فیلم‌های پخش شده در این رویداد، شاکله تحقق و یا عدم تحقق رسانه رحمت بودن جشنواره چهلم را تشکیل می‌دهند.
برای احصاء محتوای کلی فیلم‌های جشنواره به نگرشی جامع درباره پیام و موضوع فیلم‌ها نیاز است. با این دیدگاه، دو موضوع «محوریت فرد با انقطاع از حاکمیت و ارائه تصویری نادرست از زن و مبحث زن در جامعه ایرانی» نمود بیشتری در فیلم‌ها دارد.
متولیان جشنواره
 نحوه عملکرد مسئولان در امر برگزاری جشنواره فجر از چند جهت قابل بررسی است.
فرایند اطلاع‌رسانی یکی از ضعف‌‌های این دوره از جشنواره بود که به دلایلی همچون جدید بودن گروه برگزاری جشنواره در ابتدا و یحتمل؛ تغییر اندکی که در سیاست گذاری‌های اجرایی ایجاد شده بود و همچنین غیبت دبیر جشنواره بدلیل ابتلا به کرونا، غیر قابل اغماض بود.
برنامه‌های جانبی جشنواره بصورت ویژه؛ برگزاری نشست‌های تخصصی که در قالب برنامه‌های فرهنگی اجرا شد، ضرورتی نداشت چرا که فضای شتابزده جشنواره اقتضای چنین برنامه‌هایی را ندارد و طبیعتا زمان و توجه شرکت‌کنندگان حاضر در جشنواره عمدتا معطوف به فیلم‌ها است.
 عملکرد محمد خزائی؛ رئیس سازمان سینمایی در مدیریت بحران قابل توجه بود، جسارت ایشان در حذف سیمرغ مردمی بدلیل شائبه تخلف عمل صحیحی بود اگرچه منجر به کدورت و انصراف عوامل فیلم «ملاقات خصوصی» به عنوان برنده سیمرغ مردمی از بخش نامزدها گردید، رفتار عوامل فیلم غیرطبیعی نبود و مانع از تصمیم درست خزائی نشد. افشا شدن اسامی برندگان سیمرغ بلورین نیز که توسط سایت «سینماتیکت» بدلیل اختلافات و احتمالا تسویه حساب‌های پشت پرده‌ با مسئولان فعلی وزارت ارشاد و عوامل برگزاری جشنواره بود از اتفاقات عجیب این دوره جشنواره محسوب می‌شود که در ابتدا با موضع‌گیری قاطع در برخورد با مسببان اصلی همراه شد اما نتیجه همچنان نامعلوم است.
  اعلام مواضع و سیاست‌های کارشناسی شده از سوی خزائی نشان از برنامه و عزم ایشان در راهبری صحیح جشنواره در آینده را دارد و تا حدودی جبران ضعف دانش و مدیریت محمد اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را پوشش می‌دهد.
نحوه اجرا و مدیریت برخی از برنامه‌های جشنواره از جمله اعلام لغو مراسم فرش قرمز با وجود مراسم فتوکال روی فرشی با رنگ دیگر تنها بازی با کلمات بود و نیاز به درایت بیشتری از سوی نقاش زاده؛ دبیر جشنواره داشت اگرچه در جلسه نشست رسانه‌ای موضع شفافی را مبنی بر لزوم اجرای قانون پوشش شرکت‌کنندگان در جشنواره داشت. همچنین فضاسازی و تصاویر نصب شده در برج میلاد و توجه به زمان نماز در جدول برنامه پخش فیلم‌ها، رعایت آیین‌نامه‌های کرونایی و تذکر به استفاده از ماسک نمره قابل قبولی را دریافت می‌کند.
راهیابی فیلم‌های سینمایی «ماهان» و «لایه‌های دروغ» و «درب» و «نمور» و...به جشنواره نیز از بحث‌های مهم بین اهالی رسانه و منتقدان بود که به مذاق بسیاری خوش نیامد اما برخی منتقدان قدیمی که در جشنواره‌های خارجی نیز شرکت کرده بودند، وجود امثال این فیلم‌ها را در جشنواره‌ها عادی عنوان کردند. همچنین منطقی را بیان کردند که استناد به آن می‌تواند تا حدودی شدت انتقادها را فرو کاهد. منطقی که با وجود پذیرش و حقانیت انتقادها، رویکرد دولت مستقر را در انتخاب فیلم‌ها و برگزاری جشنواره توجیه می‌کند.
با وجود تمام انتقاداتی که به نحوه برگزاری جشنواره، اتفاقات معمول و غیر معمول، نحوه عملکرد هیئت انتخاب فیلم‌ها و راهیابی فیلم‌های نازل و به صورت کلی با وجود تمام کاستی‌ها به نظر می‌رسد برایند حرکت رو به جلو باشد و در سال‌های آینده شاهد پیشرفت کیفی جشنواره باشیم.
خبرنگاران و عکاسان
پوشش خبری، تصویری و برنامه‌های کارشناسی و تحلیلی پیرامون جشنواره و فیلم‌ها مطابق معمول هرساله بر تنور داغ جشنواره افزود. اما آنچه مهم‌تر است چگونگی پوشش است که برآیند مثبتی ندارد و در زمره رسانه رحمت قرار نمی‌گیرد. حاصل کار عکاسان نمود بیشتری در مراسم فتوکال و گرفتن عکس‌های سلبریتی‌ها و عوامل فیلم‌ها یافت که تفاوت چندانی با سال‌های گذشته و ازدحام و سر و صدا برای توجه این افراد و نگاه کردن به دوربین‌ها روی فرش قرمز، نداشت. عکس‌هایی که منشا الگودهی و سبک‌سازی از نوع رفتار و پوشش در میان قشرهای مختلف جامعه می‌شود.
خبرنگاران نیز بصورت کلی تمایل به پوشش حواشی‌‌ای داشتند که فارغ از متن و محتوا منجر به دیده شدن بیشتر در بین مخاطبان شود و از همین رو پوشش خبری و نقد و تحلیل فیلم‌هایی را می‌پسندیدند که با سلیقه و تفکر آنان متفاوت و بلکه مخالف است. البته این آسیب بیشتر متوجه رسانه‌های مکتوب است و رسانه‌های تصویری خواسته یا ناخواسته پوشش کاملتری دارند.
تمجید یا تخریب فیلم‌ها و به‌عبارتی طرفداری یا سوءگیری از فیلم‌ها، با پذیرش وجود افراد صالح و شایسته در امر رسانه، ممکن است بدلایلی مانند دریافت پول، رودربایسی با عوامل فیلم، دسته‌بندی‌های حزبی و جناحی و تفکری و حتی تاثیرپذیری از افراد مطرح و مورد وثوق مسئول هر رسانه باشد. به نظر می‌رسد این آسیب‌ها ناشی از فقدان مبنا و اصول متقن برای کار رسانه‌ای و شاخص عملکرد صحیح است و چنین عملکردی را نتوان ذیل رسانه رحمت به شمار آورد.

ادامه دارد...

مهاجر افغانستانی در قاب فیلم‌های ایرانی/تشدید اختلاف یا اتحاد؟

طاهره شاطری/ تفرقه افکنی‌های اخیر بین مردم ایران و افغانستان بعید است که بدون سازماندهی بوده و چند اتفاق کور باشد. شیطنت‌های رسانه‌ای و پخش کلیپ‌های نفرت‌پراکن چیزی جز خروجی اتاق فکرهای دشمنان دو ملت نمی‌تواند باشد. افغانستان به عنوان قسمتی از حوزه تمدن ایران به طور ویژه مورد توجه جریان استکبار بوده و هست به‌ویژه که با تشکیل تیپ فاطمیون حساسیت‌ها تشدید شد؛ بنابراین از هر فرصتی برای التیام کینه‌ و خشمشان استفاده می‌کنند. در این میان جریان فرهنگی هنری کشور نیز علیرغم برخی شعارهای عوامانه هنر برای هنر و غیر سیاسی بودن هنر و...، سر بزنگاه‌ها غالبا همسو با جریان دشمن عمل کرده‌اند. تبیین سیاست‌های دشمن یا به‌عبارتی حرکت در خلاف جهت مبانی و راهبردهای جمهوری اسلامی در موارد زیادی در فیلم‌ها و سریال‌ها پیگیری می‌شود.
در موضوع افغانستان و مهاجران افغان نیز عملکردی همسو با جریان رسانه‌ای دشمن اتخاذ شد. چندی پیش در پانزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» فیلم‌های با مضمون شرایط مهاجران افغان داخل ایران به طور غیر عادی بالا بود. افزایش مشکوک این دست فیلم‌ها، آن هم به یکباره، نشان از شیطنت‌ها و برنامه‌های احتمالی آینده داشت.
همچنان که در همین جشنواره و افزون‌تر در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه، تعداد بالای فیلم‌های با موضوع جنایات طالبان کاملا مشهود بود؛ چرا که موضع جمهوری اسلامی در قبال طالبان تدافعی نبود.
متاسفانه رویدادهای هنری همچون سینما حقیقت عامدانه یا جاهلانه درباره افغانستان در مسیری که توسط دشمن یا جریانات نفوذی آن‌ها طراحی شده، حرکت کرد و نیاز است مسئولان در چرایی و چگونگی تحقق آن تأمل کنند. در این باب حین برگزاری جشنواره سینما حقیقت در قالب مطلبی این موضوع به مسئولان امنیتی و فرهنگی هشدار داده شد.
در این باره اینجا بخوانید...
علاوه بر فیلم‌های کوتاه و مستند در سال‌های اخیر فیلم‌های سینمایی که برادران محمودی با حمایت وزارت ارشاد ایران ساخته‌اند در جهت واگرایی بین دو ملت و ترویج اختلافات بوده است. «نوید و جمشید محمودی » دو برادر افغانستانی ساکن ایران هستند که با فیلم‌هایی نظیر «شکستن همزمان بیست استخوان»، «مردن در آب مطهر» و رفتن و... تنها به بیان مشکلات مهاجران بسنده کرده‌اند و شرایط وخیم آن‌ها را در قالب تصویر بیان کرده‌اند. آثار این دو برادر در جشنواره‌های فجر نیز دیده شده و جایزه دریافت کرده است. فیلم‌هایی که نه بیان آن عادلانه‌ است و نه محتوای آن، اما با ایجاد کدورت و نفرت بین مردم دو کشور با مذاق جشنواره ‌های خارجی سازگار است.
🔻ماحصل بی‌تدبیری‌ها و ادامه مسیر ریل شده در جریان هنری کشور، توسط دولت‌های مختلف شرایط امروزی را استمرار خواهد بخشید در صورتی که چند اثر قوی می‌تواند مانع از تلاطم ذهن‌های دو ملت در اثر اغواهای رسانه‌ای باشد.

«منصور» هنری در طراز انقلاب اسلامی/ یادداشتی به بهانه پخش تلویزیونی منصور

📽 «سیاوش سرمدی» نویسنده و کارگردانِ فیلمی است که فرماندهی «منصور ستاری» در نیروی هوایی ارتش در سال‌های شست وپنج به بعد و در بحبوبه‌ی جنگ تحمیلی را به تصویر کشیده است.
روایتی حقیقی از زندگیِ فرمانده‌ای که در مقابلِ نخواستن‌های انحصارگرانِ عرصه‌ی تعمیر تجهیزات هوایی با خودتحقیری‌هایی چون نداشتن عقبه‌ی تکنولوژیک قوی و بهانه‌های تحریمی، فعلِ خواستن با نگاهی واقع‌گرایانه و توجه به ظرفیت‌های داخلی را، صرف کرد.
مدیریتِ جهادی با اتکا به خداوند و اتصال به اهل‌بیت علیهم‌السلام با شعائری چون حضور در مراسم زیارت‌عاشورا، دغدغه‌ی فراوان برای رفع موانع ورود جنگنده‌ها به داخلِ کشور، استفاده از لفظ «بابا جان» برای نیروهای خودی و القا این نحوه از مدیریت به مهندسِ همراه خود، هم‌نشین شدن بر سر سفره‌های سربازان و تذکر جدی برای یکسانی نوع غذا سربازان با کادری‌ها، حضور مجدانه برای رفع مشکل مهندسی که با پاپوش به زندان رفت و همراهی با او در کوچه تا انگ نشسته بر روی مهندس را پاک کند ⬅️ نمونه‌هایی از روایت‌های این فیلم بود که به شدت در صالح‌سازیِ اعمال مخاطبین تاثیر دارد.
♦️نمایش مرجوع کردن جنگنده‌های تعمیری از نیروی هوایی تبریز، ترس خلبان پایلوت برای نشستن پشت جنگنده‌ی تعمیری، بدبینی خلبان‌ها به سیستم مهندسی نیروی هوایی، سنگ‌اندازی‌های تیم لقمانی و وارد شدن مجلس و دادستان کشور برای تعلیق کار تولید با سرنگون شدن یک جنگده‌ی تعمیری ⬅️ نمایش واقعیت‌های تولید و سختی‌های راه است که نشان می‌دهد باید خود را برای مسیر سخت آماده کرد و قطعا با ورود به مسیر جهت یاریِ جبهه‌ی حق، آزمایش‌ها فرا می‌رسد.
💠 برخورد قاطعانه‌ی شدید و مخالفت با حکم قضایی با توجه به سیر داستان و روایت گفته‌شده در فیلم، مبتنی بر حرکت منطقی و شجاعانه‌ی فرمانده‌ای است که مسیر را دیده و سختی راه را چشیده و به هیچ عنوان با کله‌شقی‌هایی که امروزه به اسم عدالت‌خواهی درحال رواج است یکسان نبوده، از افتراق اصلیِ آن به اراده‌ی جدی فرمانده برای نمایش جنگنده نزد رییس‌جمهور وقت و عوامل مهم در دادن رای قضایی دانست که همین همت در جهت جلب اعتمادِ بالادستی‌ها در نظام جمهوری اسلامی، حمایت رییس‌جمهور را به دنبال داشت.
🔴 از نکات قابل تامل این فیلم، حضورِ فرمانده در بین داغ‌دیدگانی است که او و نیروی هوایی را مقصر به شهادت رسیدن عزیزانشان می‌دادند، این کار نشان می‌دهد که برای یک مسئول در نظام اسلامی لازم است که شبهه‌ها را کنار بزند و برای ایجاد یقین و اقناع در مردم تلاش کند ⬅️ مسئله‌ای که متاسفانه در برخی از مسئولین به ویژه برخی از مجلسی‌ها دیده نمی‌شود.
♨️ برخی برخورد شهید با همسرش را نپسندیدند، درحالیکه بنظر می‌رسد این عدم پسند بیشتر ناظر بر پیش‌فرض‌های ذهنی آنان است که البته کتاب‌های خاطرات همسران شهید در دامن زدن به آن بی‌تقصیر نیستند؛ به نظر نگارنده برخورد شهید کاملا منطقی و منطبق بر نوع مسئولیت ایشان بوده، انتظار نباید داشت که فرمانده‌ی نیروی هوایی که به علت تعویض لباس در ساعت فعالیت کاری‌اش به خانه آمده به پیشنهادِ خوردن ناهار همسر جواب مثبت دهد‼️ یا اینکه به گرفتن وامی با مبلغ بالاتر و قبول رشوه تن دهد‼️ تواضع شهید در مورد از دست دادن پول خرید خانه که به جهت حفظ کانال‌های دور زدن تحریم بوده و برخورد همسرش، طبیعی بودن زندگی یک خانواده‌ی شهید را به تصویر کشیده که بنظر می‌رسد این نوع روایت از زندگی شهدا و توجه به بخش‌های سخت زندگی با انسان‌هایی که دایرمدار تکلیف عمل می‌کنند، برای نسل فعلی که فانتزی‌هایی از زندگی خانوادگی شهدا دارند، ضروری است.
✅ ایجاد غرور ملی در صحنه‌ی آخر که خلبان پایلوتی که از نشستن در جنگنده‌ی تعمیری سرباز می‌زد اما اینبار با اطمینان جنگنده‌ی تولید داخل را به پرواز درمی‌آورد، از لطافتِ این‌ فیلم است.
🔴 پیام مهمِ فیلم به مسئولین حوزه‌ی هنر هفتم و کارگردانان این است که اگر بر روی سوژه‌های حقیقی در هشت‌سال دفاع مقدس و افرادِ جهادی که در طول این چهل سال، در کشور کم نیستند، پرداخته شود، رسالت اصلی خود را ایفا کرده‌اند،
و سوال مهم‌تر آنکه چرا وقتی روایت‌هایی با شخصیت‌های حقیقی در دفاع مقدس وجود دارد، روایت‌های حاصل تخیل مانند دسته‌ی دختران و... علاقه قرار می‌گیرد⁉️ شاید یکی از دلایل این گرایش تعریف واقعه از نگاهِ شخصی کارگردانان باشد‼️
👤زهرا خندان

برگزیدگان اسکار

در مراسم انتخاب بهترین‌های اسکار یکی از حواشی پر بازدید دوره هفتاد و چهارم کشیده‌ی‌ «ویل اسمیت» بهترین بازیگر مرد اسکار ۲۰۲۲ به صورت مجری مراسم بود که همسرش را مورد تمسخر قرار داد. همسر این بازیگر بدلیل ابتلا به بیماری کچل شده است.
🔸برگزیدگان مراسم به شرح زیر است:
🎞بهترین فیلم: «کدا»
🔹بهترین صداگذاری: «تلماسه»
🔹بهترین فیلم کوتاه: «خداحافظی طولانی»
🔹بهترین مستند کوتاه: «ملکه بسکتبال»
🔹بهترین انیمیشن کوتاه:«برف پاک کن»
🔹بهترین: تدوین:جو واکر «تلماسه»
🔹بهترین موسیقی متن: هانس زیمر «تلماسه»
🔹بهترین چهره‌آرایی: «چشمان تامی فی»
🔹بهترین طراحی صحنه: «تلماسه»
🔹بهترین بازیگر نقش مکمل زن: آریانا دبوس «داستان وست ساید»
🔹بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: تروی کوتسور«کدا»
🔹بهترین فیلمبرداری:گریگ فریزر «تلماسه»
🔹بهترین جلوه های ویژه:«تلماسه»
🔹بهترین انیمیشن: «افسون»
🔹بهترین فیلم بین الملل:«ماشین من را بران» محصول ژاپن
🔹بهترین طراحی لباس:«کروئلا»
🔹بهترین فیلمنامه اوریجینال:«بلفاست»
🔹بهترین فیلمنامه اقتباسی:«کُدا»
🔹بهترین مستند بلند:«تابستان روح»
🔹بهترین ترانه: بیلی آیلیش و فینیاس اوکانل «زمانی برای مردن نیست»
🔹بهترین بازیگر نقش اول زن:جسیکا چستن « چشمان تامی‌فی»
🔹بهترین بازیگر نقش اول مرد:ویل اسمیت « شاه ریچارد »
🔹بهترین کارگردانی:جین کمپیون «قدرت سگ»

جشنواره دوازدهم تداوم دوره‌های گذشته/ فضای سیاه، مالیخولیایی، ناامید

چند روزی‌ست از اختتامیه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی کشور سپری شده است اما در هیچ یک از رسانه‌ها خبری از گزارش‌های کارشناسی تحلیلی و‌ محتوایی از آثار نیست و متاسفانه رسانه‌ها تنها به انتشار ساده اخباری که جشنواره منتشر می‌کند اکتفا کردند.
راهکار برون‌رفت این جشنواره مهم از وضعیت فعلی و پیشرفت آن؛ بررسی و تحلیل آثار و مسایل پیرامونی آن از قبیل داوران، مراکز حمایت و تولید کننده آثار، کیفیت اجرای جشنواره و مدیریت و...است و نشر صرف اخبار در حد رویدادها کمکی به ارتقای آن نخواهد کرد.
در جشنواره‌ها از جمله جشنواره پویانمایی، آثار برگزیده و دریافت کننده جایزه، برای سایر هنرمندان و جوانان فعال در این عرصه الگویی پیش روی آنان برای موفقیت و دیده شدن است و مسئولان محترم «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» و...به عنوان مراکز مهم و فعال در بخش پویانمایی بر این موضوع واقف هستند.
بسیار بعید است مسئولان و داوران جشنواره از فضای حاکم بر متن و پیام تعدادی از آثار جشنواره و به‌ویژه برندگان جوایز اصلی بی‌اطلاع باشند و تنها با اتکا به تکنیکِ پونمایی‌های «کلاغ» و «خرچنگ» و «جسم خاکستری» و ....این آثار را برگزیده باشند که صحت و عدم صحت این فرضیه هر یک مرثیه‌ای مجزا دارد! راهکار این دو معضل آموزش و کسب سواد رسانه مدیران و مسئولان و در صورت اطلاع و آگاهی از درون‌مایه رویداد؛ تذکر و تجدید نظر در عرصه مدیریتی است.
نیاز جدی وجود دارد که مدیران، تصمیم‌گیران، منتقدین و کارشناسان فرهنگ و هنر درباره برآیند جشنواره و با نگاه نقادانه به بحث و بررسی بنشینند تا به دیدگاه درستی نسبت به مسیر طی شده و وضعیت حال پویانمایی کشور برسند. کما این که در برخی جلسات نقد آثار در جشنواره‌ دوازدهم دونفر از منتقدان به درستی به چند آسیب در کلیت آثار اشاره کردند.

سلام_فرمانده، شوکی بر تحلیل‌گرانِ وضعیت اجتماعی_سیاسی جمهوری اسلامی ایران

با پخش کلیپ‌ شبه‌خواننده در مدارس؛ سینه‌چاک نشان داده شدن دهه هفتادی‌ها و هشتادی‌ها در فضاهای مجازی برای رپرِ پُر تتو، پخش کلیپ‌های رقص دختران در مدارس و همراهی سلبریتی‌ها با این دست شادی‌ها، تحلیل‌گرانِ به اصطلاح برانداز و گاهی منتقدین افسادطلب داخلی را، به تهی شدن معارف در نسل‌های جدید و روی‌گردانی از توحید امیدوار کرده بود. تحلیل‌هایی که به پیروی از تحلیلگر مشهور! نتانیاهوی ناکام! در ربط دادن پوشیدن شلوارلی در جوانان و به تناسب آن پایان ج.ا.ا، بیان شده بود.
سلام_فرمانده و حضورِ گسترده‌‌ی کودکان و نوجوانان در سطح جامعه و رسانه‌ها، خط بطلانی بر این تحلیل شد.
 شاید بهتر باشد رازِ این حجم از هجمه‌ها را در همین نکته‌ی لطیف دید که آنان به علت عدم بصیرت در شناخت ایرانیان و توهم این که، نسلِ سازنده‌ی ایرانی در آینده محدود به همین کلیپ‌های رقص و طرفدارن فلان شخص و بی‌بندوباری‌های مجازی است! و این تمایلات است که جمهوری اسلامی را به ورطه سقوط می‌کشاند, در حالی‌که نسلی توحیدی با باورهای مستحکم خانوادگی، یک اجتماع در سطح جامعه و حتی جهان اسلام، ایجاد کرده است و از آنجا که توحید همواره بر باطل چیره می‌شود، وجودِ این تعداد خانواده‌ی مشتاق مهدویت، آنان را با واقعیت اُفول خود، روبه‌رو ساخته است. جهان واقعی، جهانِ نمایشی برخی از سلبریتی‌ها و فضای مجازی نیست که جامعه‌ی پیرامونی آنان از فساد پر شده است، بلکه جهان واقعی، جهان تشییع‌کنندگان شهید حاج قاسم سلیمانی، نسلِ غیور سلام فرمانده و پیشرفت‌های کلان علمی است.

بازهم سلبریتی‌ها بازهم ناامید کردن مطلق مردم!!

تعدادی از سلبریتی‌ها در روزهای سختی که مردم در تنگنای معیشت‌اند، همگام با رسانه‌های ضد ایرانی و همچون گذشته در القای ناامیدی در جامعه موفق عمل می‌کنند.
دولت جدید در حال انجام سیاست‌هایی‌ست که به نظر بسیاری از متخصصین ضروری‌ست و نیاز به همراهی همگانی دارد اما برخی، تنها، ناامیدی را به مردم القا می‌کنند، خطی که رسانه‌های بیگانه آن را دنبال می‌کنند. از سلبریتی‌ها اتوقع آن می‌رود که آزاده باشند و رفتاری همانند دولت گذشته با این دولت نیز پیش بگیرند و کمی تأمل کنند.
این نوع رفتار زننده تعدادی از سلبریتی‌ها از همان منطقی پیروی می‌کند که در انتخابات گذشته سبب پیروزی دولت متبوعشان شدند، سطحی، احساسی و متاسفانه برخی در راستای حفظ یا کسب منافع شخصی.
حال انتظار می‌رود در شر ایط فعلی که جهان دچار بحران شده و مهم‌تر از آن سوءتدبیرهای دولت گذشته نیز گریبان کشور را گرفته، اگر نمی‌توانند آرامش القا کنند، بر ناامیدی‌ها و رنج‌های مردم نیز نیافزایند.
بگذریم از این‌که اگر این قبیل افراد صدق نیت دارند، با پرداخت داوطلبانه مالیات، انصراف از در یافت یارانه‌ها و...می‌توانند باری از دوش مردم بردارند.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید.

مهاجر افغانستانی در قاب فیلم‌های ایرانی/تشدید اختلاف یا اتحاد؟

طاهره شاطری/ تفرقه افکنی‌های اخیر بین مردم ایران و افغانستان بعید است که بدون سازماندهی بوده و چند اتفاق کور باشد. شیطنت‌های رسانه‌ای و پخش کلیپ‌های نفرت‌پراکن چیزی جز خروجی اتاق فکرهای دشمنان دو ملت نمی‌تواند باشد. افغانستان به عنوان قسمتی از حوزه تمدن ایران به طور ویژه مورد توجه جریان استکبار بوده و هست به‌ویژه که با تشکیل تیپ فاطمیون حساسیت‌ها تشدید شد؛ بنابراین از هر فرصتی برای التیام کینه‌ و خشمشان استفاده می‌کنند. در این میان جریان فرهنگی هنری کشور نیز علیرغم برخی شعارهای عوامانه هنر برای هنر و غیر سیاسی بودن هنر و...، سر بزنگاه‌ها غالبا همسو با جریان دشمن عمل کرده‌اند. تبیین سیاست‌های دشمن یا به‌عبارتی حرکت در خلاف جهت مبانی و راهبردهای جمهوری اسلامی در موارد زیادی در فیلم‌ها و سریال‌ها پیگیری می‌شود.
در موضوع افغانستان و مهاجران افغان نیز عملکردی همسو با جریان رسانه‌ای دشمن اتخاذ شد. چندی پیش در پانزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» فیلم‌های با مضمون شرایط مهاجران افغان داخل ایران به طور غیر عادی بالا بود. افزایش مشکوک این دست فیلم‌ها، آن هم به یکباره، نشان از شیطنت‌ها و برنامه‌های احتمالی آینده داشت.
همچنان که در همین جشنواره و افزون‌تر در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه، تعداد بالای فیلم‌های با موضوع جنایات طالبان کاملا مشهود بود؛ چرا که موضع جمهوری اسلامی در قبال طالبان تدافعی نبود.
متاسفانه رویدادهای هنری همچون سینما حقیقت عامدانه یا جاهلانه درباره افغانستان در مسیری که توسط دشمن یا جریانات نفوذی آن‌ها طراحی شده، حرکت کرد و نیاز است مسئولان در چرایی و چگونگی تحقق آن تأمل کنند. در این باب حین برگزاری جشنواره سینما حقیقت در قالب مطلبی این موضوع به مسئولان امنیتی و فرهنگی هشدار داده شد. در این باره اینجا بخوانید...
علاوه بر فیلم‌های کوتاه و مستند در سال‌های اخیر فیلم‌های سینمایی که برادران محمودی با حمایت وزارت ارشاد ایران ساخته‌اند در جهت واگرایی بین دو ملت و ترویج اختلافات بوده است. «نوید و جمشید محمودی » دو برادر افغانستانی ساکن ایران هستند که با فیلم‌هایی نظیر «شکستن همزمان بیست استخوان»، «مردن در آب مطهر» و رفتن و... تنها به بیان مشکلات مهاجران بسنده کرده‌اند و شرایط وخیم آن‌ها را در قالب تصویر بیان کرده‌اند. آثار این دو برادر در جشنواره‌های فجر نیز دیده شده و جایزه دریافت کرده است. فیلم‌هایی که نه بیان آن عادلانه‌ است و نه محتوای آن، اما با ایجاد کدورت و نفرت بین مردم دو کشور با مذاق جشنواره ‌های خارجی سازگار است.
🔻ماحصل بی‌تدبیری‌ها و ادامه مسیر ریل شده در جریان هنری کشور، توسط دولت‌های مختلف شرایط امروزی را استمرار خواهد بخشید در صورتی که چند اثر قوی می‌تواند مانع از تلاطم ذهن‌های دو ملت در اثر اغواهای رسانه‌ای باشد.

آیا سطح بازنشر، اظهارات و واکنش‌ها حول حواشی جشنواره فجر طبیعی‌ست؟

طاهره شاطری/ انتقادات پیرامون حرف غلط نوشین معراجی نویسنده فیلم نمور در این چند روز فراتر از حد انتظار بود؛ از برخی اهالی رسانه تا ائمه جمعه و دادستانی و...

اگرچه خبرگزاری روبش جزو اولین‌هایی بود که به نشست رسانه‌ای فیلم پرداخت اما سروصدای ایجاد شده فوق تصور است! گویا اولین بار است که این اتفاق افتاده!! آیا واقعا این گونه است؟!
بررسی و تحلیل فضای بوجود آمده و روند شکل‌گیری آن مهم و اساسی‌ست، رسانه‌ها و افراد دغدغه‌مند نیز لازم است به این موضوع بیندیشند که در فضای مجازی‌ای که از قضا دست برتر ندارند، چگونه خط قرمزشان در سطح بالا بازنشر شده و سبب کنش‌هایی در سطح گسترده می‌شود!! این سطح از انتقادات و حساسیت‌ها ستودنی‌ست اما به نظر می‌رسد با توجه به موارد مشابه منطقی نیست! زیرا موارد بسیاری برا استناد وجود دارد که واکنشی در پی نداشته است. در طول سال‌های اخیر فیلم‌های بسیاری ساخته و پخش شده‌اند که «ازدواج سفید و حتی فرزند حرام‌زاده» را دراماتیزه کرده‌اند و متاسفانه اعتراض و جنجالی در این سطح از کسی بلند نشده!!
از فیلم‌های سال‌های گذشته جشنواره میگذریم؛ نقدا در همین جشنواره امسال در فیلم «مرد بازنده»، پسر جناب مرد بازنده به عنوان قهرمان فیلم با دختری بدون اطلاع پدر، زندگی می‌کرد، در فیلم «شب طلایی» ساخته یوسف حاتمی‌کیا؛ دختر محجبه مانتویی با نامزد سابقش رابطه داشت، در فیلم «علف‌زار» دختر حرام‌زاده‌ای وجود دارد که بازپرس فیلم که علیه سیستمِ فاسد عمل می‌کند و قهرمان است؛ برای شناسنامه ‌دادن به او با علم به زنازاده بودنش، از پدرومادر می‌پرسد صیغه بودید و آن‌ها انکار می‌کنند، سپس با فریاد از سر تلقین و القای دروغین صیغه بودن، قضیه را فیصله میدهد!! در همین فیلم، یکی از زنان شوهر دار با مردان متعدد رابطه دارد. در فیلم «نگهبان شب»، رابطه مهندس پیمانکار با کارمند بانک مشخص نیست! و...
فیلم «نمور» از فیلم‌های «ضعیف» جشنواره بود که سوای نظر از این حواشی، مورد «تمسخر» اصحاب رسانه و منتقدان قرار گرفت و صحبت‌های غلط و باطل عوامل هم خارج از محتوای فیلم بود، این در حالی‌ست که وقوع صریح «حرامزادگی‌» در سایر آثار، واکنشی در این سطح ایجاد نکرد. بنابراین این حجم از واکنش‌ها تنها و تنها به دلیل رد شدن یک نویسنده‌ی دستِ چندم از خطوط قرمز، در جلسه نشست منطقی نیست.
جنجال رسانه‌ایِ مشابهی درباره «سکانس معروف صیغه» در سریال «آقازاده» نیز اتفاق افتاد که نه بدلیل بدسلیقگی کارگردان بلکه به دلیل «بیان و تصویر یک حکم شرعی» در این سریال به‌پا شد؛ چرا که برای بسیاری از کسانی که در این سال‌ها بیان «حکم شرع» در فیلم و سریال‌ها را بایکوت کردند و در مقابل به «تمسخر و نفرت‌پراکنی علیه دین» همت گماشتند، بسیار گران آمد و شروع کردند به فرافکنی برای خانواده‌‌های مذهبی که چه نشسته‌اید که فرزندانتان صیغه آموختند! متاسفانه «ساده‌لوحی» و «بازی رسانه‌ای» در این امر بسیاری از ذهن‌ها را هدایت کرد و همان‌ها که ازدواج سفید را تبلیغ می‌کردند توانستند طیف بسیاری را علیه این سکانس با خود همراه کنند. ساز و برگ رسانه جریان انقلاب و توان کنش‌گری آن مشخص است که قادر به ایجاد این سطح از واکنش‌ها نیست و متاسفانه افرادی بی‌آنکه بدانند و بخواهند دنباله‌رو این افراد شدند.
بنابراین در مورد حواشی فیلم نمور نیز با تائید واکنش‌ها علیه حرف‌های نوشین معراجی، همانطور که ذکر شد نیاز به مطالعه و بررسی است که چرا در موارد مشابه هنجارشکنانه‌تر و صریح‌تر از این واکنشی نداشتیم! طبیعتا این پاسخ که جامعه مذهبی فیلم نمی‌بینند و یا اطلاع از سایر موارد نداشتند؛ مردود است!!

تعددِ فیلم‌های مستند سینما حقیقت با موضوع مهاجران افغانستانی

پانزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» در پردیس سینمایی چهارسو و همچنین به صورت برخط در حال برگزاری است.
دومین روز از این جشنواره در حالی به کار خود پایان داد که ″سه″ فیلم مستند؛ تنها در بخش «مسابقه ملی» با موضوع مشکلات ″مهاجران افغان″ به نمایش درآمد.
بدیهی‌ست تولید مستندی که به منظور آگاهی بخشی به جامعه، ایجاد مطالبه و ارائه راه‌حل برای رفع مشکل باشد عمل شایسته‌ای است؛ به شرطی که در بازه زمانی خاص، سبب دامن زدن به مشکلی دیگر و یا ایجاد آسیب جدیدی نشود.
هر یک از سه فیلم‌ مستند روز دوم جشنواره؛ با چشم پوشی از طعنه و کنایه‌های آشکاری که در یکی از مستندها به حکومت زده شده بود، راوی داستان متفاوتی بودند و مشکلی را به درستی مطرح کردند اما در مجموع افزایش تعداد فیلم‌ها حول موضوع مهاجران افغان و به‌طورکلی تعداد قابل توجه فیلم‌ها با موضوع افغانستان در ″جشنواره‌های″ سال جاری قطعا اتفاقی نیست و نگران کننده است.
دشمنان دو ملت ایران و افغانستان همچنان در تلاش برای اختلاف افکنی هستند؛ آن‌ها از طرق مختلف باید اذهان مردم افغان را نسبت به ایران و ایرانی و بالعکس مخدوش کنند. اثبات ″تحقیر شد ن″ مهاجران و ″سوء‌استفاده″ از آن‌ها در ایران، ظلمی که از سوی مردم و حکومت به آن‌ها می‌شود و ″سیاست‌های″ حکومت ایران در قبال افغانستان و...موضوعاتی هستند که در حال حاضر دشمن تمرکز ویژه‌ای روی آن‌ها دارد.
فیلم‌ مستند «گود» ماجرای بچه‌های کار افغان است که زباله‌های بازیافتی را جمع‌آوری می‌کنند. پیمانکاران شهرداری تهران در ازای دریافت مبلغ سه میلیون تومان از کودکان افغان به آن‌ها اجازه می‌دهند تا در ساعات مشخصی زباله‌های بازیافتی محله‌های تعیین شده را جمع آوری کنند و کسب درآمد داشته باشند.
بچه‌های این فیلم در مکانی به نام گود که مملو از زباله است زندگی می‌کردند که توسط ماموران کلانتری و شهرداری تخریب می‌شود. ماموران حتی اجازه انتقال وسایل را هم به بچه‌‌ها نمی‌دهند و حتی یکی از بچه‌ها مدعی‌ست که مامور کلانتری گوشی‌اش را نیز با خود برده است.
مستند «گیسلو» داستان زندگی زهرا دختر کرمانی‌ست که در نوجوانی بدون اطلاع خانواده به همراه دوستش؛ جان محمد که از ″اهل تسنن″ و ″طالب″ است به افغانستان می‌رود. زهرا در ابتدا از افغان بودن جان محمد بی‌اطلاع بوده و پس از رفتن به افغانستان طبق رسومات خانواده جان‌محمد ازدواج می‌کند. او در کنار جان‌محمد رنج بسیاری را تحمل می‌کند تا حدی که برادر شوهرش به او تجاوز کرده و جان‌محمد نیز اطلاع داشته است.
او اکنون بازگشته و پنج سال است که با پسرانش تنها در ایران زندگی می‌کند. فرزندان او شناسنامه‌ ندارند و طبق قانون ایران زهرا باید زوجیت خود را به لحاظ قانونی برای دادگاه اثبات کند تا بتواند طلاق بگیرد. او در ایران و افغانستان به دنبال پیدا کردن شوهرش می‌رود اما دوستان و آشنایانش در ایران و خانواده جان‌محمد در افغانستان اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. خانواده او حتی اجازه ورود زهرا به خانه‌اش برای برداشتن کارت واکسن و عکس‌هایش را نیز نمی‌دهند.
در این مستند عنوان شده ۱۲۰۰ زن کرمانی به سرنوشت زهرا دچار شده‌اند.
مستند «آب، باد، خاک، نان» نیز داستان زندگی کودکی معلول به نام ابوالفضل است که با مادرش در روستای فقیر فهرج زندگی می‌کند. او هم‌بازی و دوستی به‌نام ستایش دارد که افغان است. ستایش و برادران و خواهرانش با مادرشان زندگی می‌کنند و بدلیل نداشتن شناسنامه نمی‌توانند به مدرسه بروند. این موضوع که ابوالفضل از آن ناراحت است، اگرچه داستان فرعی فیلم به حساب می‌آید اما بروز پررنگی دارد و چند بار در این فیلم مطرح می‌شود.
فیلم‌های ذکر شده در این جشنواره و همچنین تعداد قابل توجه فیلم‌های کوتاه در جشنواره بین‌المللی «فیلم کوتاه تهران» با موضوع افغانستان اتفاقی نیست و نیازمند هوشمندی مسئولان امر است.