به نام خدا

سازمان اوج مسیر درستی را در مستندسازی طی نمی‌کند. تلخی صرف و بی‌محتوایی رسالت اوج نیست!

سازمان اوج مسیر درستی را در مستندسازی طی نمی‌کند. تلخی صرف و بی‌محتوایی رسالت اوج نیست!

🔹سازمان هنری رسانه ای اوج با یازده فیلم‌ در جشنواره «سینما حقیقت» حضور داشت. فیلم‌هایی که انتظار می‌رود هرکدام یک سروگردن از فیلم‌های موجود و مستقل بالاتر باشد، مستندهایی که بتواند مسائل جامعه را بیرون کشیده، حلاجی کند و در حد قواره‌ی خود، راه‌حل ارائه نماید یا مستندهای پژوهشی_گزارشی باشد که دست برتر را در جنگ روایت‌ها داشته باشد، همچنین فیلم‌های روایت اول در بسیاری از موضوعات مهم و اساسی را تولید کند.

🎥در بین یازده فیلم سازمان اوج در جشنواره‌، فیلم‌هایی مانند «ناقوس دریا» درباره صیادانی است که در کمین دزدان دریایی سومالی افتاده‌اند، فیلم «ریتم کند» در مورد نیازهای جنسی و عاطفی افراد معلول است و مستند «سرباز شماره صفر» به‌عنوان برنده جایزه شهید آوینی؛ داستان جانبازی است که خود و همسرش بیمارند و حکومت هیچ حمایتی از او نمی‌کند تا نهایتا با پایانی تلخ ابراز پشیمانی از گذشته کند. فیلم «خلیفه قاسم» نیز تنها روایت مشکلات یک افغان‌ در ایران است.
تولید فیلم‌هایی مانند «شیرینی فروش» و حتی «موذی» هم با وجود مسئله داشتن، نیازی به حمایت سازمان اوج نداشتند. فیلم «ننه مخمل» نیز که زنی سخت کوش را روایت کرد چیزی در چنته نداشت و مشخص نبود بدنبال چیست؟! تنها، نمایش اختلاف و نارضایتی مادرش و گلایه‌های «مخمل» از مادر و فرزندان، کفه سخت‌کوشی و تلاشش را نیز سبک کرد!

⁉️درحالیکه در اوضاع کنونی تعداد بسیار زیادی از موضوعات مهم و اساسی گذشته و حال وجود دارند که نیاز به ورود جسورانه و قوی سازمان اوج دارند. حضور اوج با چنین فیلم‌هایی ″ناامید کننده‌ست″ و شائبه ″سوءمدیریت″ یا ″ناآگاهی و نابلد″ بودن در اختصاص حمایت مادی، همچنین بی‌اطلاعی از فضای رسانه‌ای را قوت می‌بخشد.

🔹سازمان اوج باید ضمن به کارگیری مدیران ″متعهد و باسواد″ و ارتقای آنان در حین کار، برای تربیت افراد دغدغه‌مند و قوی و حمایت از آنان برنامه جامعی در نظر گیرد و ماموریت‌های کلان برای «پروژه‌های راهبردی و مهم» تعریف کند.

🔹این سازمان اگر بتواند ″روایت‌های اول قوی″ را تولید کند، یا تولیدات به مراتب بهتری از رسانه‌های بیگانه برای ″خنثی کردن تحریفات″ آنان داشته باشد حرفی برای گفتن خواهد داشت؛ در غیر این صورت مانند ساختارهای دیگر کارایی لازم را نخواهد داشت و در وضع موجود حل خواهد شد.

تصویرسازی برای مردم جهان با فیلم‌های گزینشی

تصویرسازی برای مردم جهان با فیلم‌های گزینشی

دهکده‌ی جهانی فریبی تئوریک در جهت اهداف استعماری
🔹بعد از بیانِ تجربه‌ی حامد حدادی از آمریکا و تعجب مردم آمریکا از اینکه مردم ایران به جای شتر از ماشین استفاده می‌کنند، توئیت‌های هم‌وطنانِ ساکن کشورهای اروپایی و کانادا در ارتباط با میزان اندکِ اطلاعاتِ اروپاییان در ارتباط با ایرانیان که حاویِ شترسوار بودن، نداشتن رایانه، با دست غذا خوردن، حقوق اندک زنان و.... می‌شود، در فضای مجازی پخش شده است.

🔹ایرانیان و مردم جهان منهای غرب، به واسطه‌ی شعار دهکده‌ی جهانی، در معرض سبک زندگی غربی و تمدن مادی و مظاهر زندگی منهای دین هستند و این در معرض بودن، گرایشات و به تبع آن رفتارها را به سمت این سبک می‌کشاند.
اما دهکده‌ی جهانی باعث نشده، مردم اروپا و آمریکا از مردم ایران و سایر کشورها اطلاعات صحیح بدست بیاورند، ممکن است یک علتِ کم‌اهمیتِ آن سطح بی‌تفاوتی مردم آن کشورها در مورد این موضوعات باشد، که در آن صورت انتظار بی اطلاعی می‌رود، نه روایت‌های عجیب و گزینشی در جهت تخریب مردم.
⛔️ علت اصلی اما «مدیریت رسانه‌ها» توسط دنیای استکبار است، فیلم‌های «سنگسار ثریا»، «بدون دخترم هرگز» و «آرگو» از رسانه‌های اروپا و آمریکا پخش می‌شود، حتی در مدارس آلمان از فیلم بدون دخترم هرگز به عنوان «منبع جامعه‌شناسی» ایران استفاده می‌شود.
 ⛔️این اقدامات نمی‌تواند از روی ناآگاهی باشد چون سفارت‌خانه‌ها و مسئولین دولتی و تجار با ایران در ارتباط هستند، پس به عمد و برای کاهش تاثیر انقلاب ایران در جهان است‌، چرا که انقلاب اسلامی توانست مدیریتی با محوریت «توحید» و با شعار «حمایت از مستضعفان» و با «تقویت تعقل و تفکر» بنا کند؛ پس خطری جدی برای گرایشات مردم اروپا و آمریکا که خسته از تعارضات ذاتیِ تمدن مدرن هستند به حساب می‌آید. بنابراین لازم است ایران را عقب‌افتاده نشان دهند و این موضوع به لطف تولیدات اهالی سینما در جهت «سیاه‌نمایی‌ها» و تولیداتی مانند بدون دخترم هرگز و همچنین ادعاها و اقدامات برخی از سلبریتی‌ها انجام می‌گیرد.
👤زهرا خندان

" کاری که بر زمین مانده..."

با گذشت دو سال از سقوط هواپیمای اوکراینی تعداد انگشت‌شماری اثر در روایت و روشن کردن ابعاد این حادثه تولید شده است.
🎞 مستند «امیر» که در جشنواره سینما حقیقت دیده نشد، شخصیت شهید امیر اشرفی و همسرش که در حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی پر کشیدند را نمایش داد.
🔆 این مستند روح بلند و آرام مادر و پدری‌ را به تصویر می‌کشد که در اوج صبوری و سعه صدر با رنجی که بر آنان وارد شده مواجه می‌شوند و با وجود سختی بسیار از آن به عنوان امتحان الهی و فرصت رشد یاد می‌کنند؛ گویی موضوع اصلی نمایش ایمان و صلابتی‌ست که همچنان وجود دارد...
♨️ کارگردان سعی کرده به‌جای غبارآلود کردن فضا، قضاوت و محاکمه، مطالبه صحیح بازماندگان حادثه از مسئولان که شفاف‌سازی و مقابله با خاطیان احتمالی است را روایت کند.
🔹 می‌توان حدس زد اگر شخصیت اصلی مستند از دلبستگان به نظام نبود یا محتوای اثر عناد با نظام بود؛ امکان حمایت و نامزد شدن، حتی جایزه گرفتن در جشنواره و دیده شدن را داشت.
💢 اگرچه ساخت امیر در فضای رسانه‌ای حاضر که فرصت‌طلبان راه تخریب را در پیش گرفته‌اند و سایرین سکوت را برگزیده‌اند اقدام خوبی‌ست اما این حادثه دارای حواشی و ابعاد گسترده‌ای است که جا دارد به تفصیل به هریک از آن‌ها پرداخته شود.
◀️ روند تحقیقات برای روشن شدن جزئیات حادثه، توضیح روشن چگونگی بروز حادثه، نحوه شناسایی و برخورد با مسببین احتمالی آن، جلسات دادگاه تشکیل شده برای متهمین، روال پرداخت حق و حقوق بازماندگان و دلجویی از آنان از این دست می‌باشد.
❗️گفتنی‌ست تعلل در پرداختن به این موضوعات راه را برای ساخت آثار غیرقابل اعتماد و تحریف واقعیت توسط دشمنان و فرصت‌طلبان باز می‌کند، بنابراین به حمایت و پشتیبانی جدی نهادهای ذیربط نیاز دارد.
👤 معصومه عمرانی

🔴آبتین بهانه است، مشروعیت نظام نشانه است

🔴آبتین بهانه است، مشروعیت نظام نشانه است

🔹«بکتاش آبتین» به دلایل امنیتی در زندان بوده است، وقتی از دلایل امنیتی سخن گفته می‌شود آن‌هم نسبت به یک نویسنده، شاعر و فیلمساز، حتما دلایلی بالاتر از سخنان تندوتیز انتقادی، فحاشی نسبت به اصل نظام و...‌ مدنظر است، زیرا آزادیِ بیان در جمهوریِ اسلامیِ ایران به قدری زیاد است که برخی نویسندگان منتقد در صفحه‌هایشان به راحتی از صدر تا ذیل حکومت، توهین می‌کنند و در پست‌های دیگر از چاپ کتاب‌هایشان در ساختار نظام اسلامی سخن می‌گویند؛ برخی از فیلمسازان، علنا در مصاحبه‌هایشان، علیه نظام و ساختار حکومتی ابراز نظر می‌کنند و دوباره با اقبال بیشتری با پول همین حکومت فیلم می‌سازند؛ برخی از بازیگران هم که در فحاشی و تهمت ظالم به نظام، گوی سبقت را از هم می‌ربایند، حتی بازیگری که مدتی پیش، وضعیت مملکت را داغون  و امید داشتن در آن را غیرممکن می‌داند، باز هم خندوانه را تولید می‌کند!!
 دیگری که صداوسیما را چرند می‌داند، اما با آن همکاری می‌کند!! با وجود این مصادیق، دلایل امنیتی احتمالا فراتر از مباحثی است که حدِ کمتر از آن، در حکومت‌های دیگر، حبس دارد.
🔹فارغ از مسئله‌ی آقای آبتین، عکس‌العمل‌های اهالی رسانه و هنر قابل توجه است؛
کانون نویسندگان، حکومت را آزادی ستیز می‌خواند و زندانیان سیاسی را دلاوران آزادی‌خواه.
⛔️برخی از بازیگرانِ همیشه در صحنه‌ی مبارزه با ظلمِ حکومت هم، آه و افغان سردادند و ظالم را نفرین کردند!!
بعد از پیام «خانه سینما»، «غزاله معتمد» فریاد می‌زند که هیئت مدیره در رکاب ظلم است!
فیلمسازی دیگر بر جامعه‌ی هنری شرم می‌باراند که بازتولیدکننده‌ی روایت قاتلان هنرمندان است، فیلمساز دیگری فریاد می‌زند که خانه سینما بخشی از حاکمیت است.
⛔️ خانه سینما هم که در بیانیه‌اش، حکومت را ظالم خطاب نکرده بود، بعد از واکنش‌ها، از جریحه‌دار شدن احساسات اهالی سینما عذرخواهی کرده است، این اقدام خانه‌ی سینما یکی به نعل و یکی به میخ زدن است و با این قشر از هنرمندان که ظلم را در حاکمیت می‌بینند، همراهی نموده است.
⛔️این سخنان جز این نیست که حتما باید حاکمیت‌ستیز باشی تا در جامعه‌ی هنرمندان پذیرفته شوی‼️  اقدامات اهالی سینما و به تبع خانه‌ی سینما با سیاست همخوان‌تر است تا فرهنگی که باید منتقل‌کننده‌ی ارزش‌های انسانی باشد. راستی مگر جامعه‌ی هنرمندان جدا از مردم هستند، مردمی که جزوی از حاکمیت هستند. هالیوود و سایر ساختارهای تمدن غرب در خدمت اهداف تمدنی دنیای استکبار هستند و هر کس خارج از آن ابراز نظری کند و حقیقتی چون ظلم به فلسطین و.... را فریاد بزند، از دایره‌ی هنرمندان، خارج می‌شوند.
البته باید به این افراد گفت؛ شماها هم در خدمت دنیای استکبار هستید، چگونه است که فریاد ظلم و مرگ بر ظالم می‌دهید ⁉️ خودتان مصداقِ بارز ظلم بر اذهان و افکار مردم با تولیدات مسمومِ‌تان هستید‼️ چگونه در کنارِ ظالمان و خون‌آشامانِ ملت ایران، شعار ظلم‌ستیزی می‌دهید⁉️
⁉️چگونه است برای امثال آبتین‌ها قلم‌فرسایی می‌کنید اما برای شهدای هسته‌ای چیزی نمی‌گویید
شهدای هسته‌ای که در معرکه‌ی جنگ نبودند که بگویید خودشان خواسته‌اند، بلکه در شهر و در کنار ما، در جلوی چشم خانواده‌هایشان با بمب‌گذاری و نقش مستقیم صهیونیست به درجه‌ی شامخ شهادت نائل شدند و جرمشان فقط علم‌شان بود و وطن فروش نبودنشان.
آنها که به معشوق خود رسیدند و طبق سنت ثابت هستی خون‌هایشان، آبادانی کشور را به دنبال دارد اما اینجا شماهایی که بزدلانه زیر پوشش صلح برای همه‌ی جهان پنهان شدید و چیزی نگفتید خودتان را رسوا کردید‼️
چطور برای امثال آقاسلطان‌ها، یقه پاره می‌کنید اما برای «ذوالعلی‌ها» و «خلیلی‌ها» که در فتنه‌ی ساخته شده از همراهی همیشگی‌تان با ساختار مستکبر جهانی به شهادت رسیدند، سخنی نمی‌گویید.
لال باد دهانی که حقیقت را وارونه جلوه می‌دهد، کور باد چشمانی که خود را بازیچه‌ی دنیای استکبار کرده‌اند.

غربِ دور شرق نزدیک در اولین روز جشنواره عمار

غربِ دور شرق نزدیک در اولین روز جشنواره عمار

مستند «غربِ دور شرق نزدیک» به کارگردانی عبدالرضا هادی‌زاده به روابط ایران و چین در دولت گذشته می‌پردازد.
🔹چین به عنوان قدرتی جهانی در عرصه دیپلماسی سیاست‌هایی همسو با ایران را در مجامع بین‌المللی اتخاذ می‌کند و رابطه با ایران را حتی در دوران تحریم حفظ می‌کند.
از طرف دیگر دولت «حسن روحانی» در خیال خام رابطه با غرب است، این وهمیات در سفر رئیس جمهور چین به تهران نیز آشکارتر می‌شود و «جین‌پینگ» نیز دستاورد چندانی از این سفر ندارد تا اینکه نظام تصمیم دیگری می‌گیرد.
🔹مستند اثر خوش‌ساختی است، حاشیه روی ندارد و سندی برای ثبت در تاریخ محسوب می‌شود.

فراموش نمی‌کنیم

فراموش نمی‌کنیم

ملت ایران فراموش نمی‌کنند⬇️
❌ به شهادت رسیدن جوان‌های مخلص، متفکر و مدبر را که به واسطه‌ی کمک‌های شرق و غرب و در راس آن آمریکا به صدام ملعون انجام گرفت
❌سرنگون کردن عمدیِ هواپیمای مسافربری توسط ناو آمریکایی وینسن را
❌ بمباران شیمیایی سردشت را که با همکاری گسترده آلمان، آمریکا، انگلیس، فرانسه، اتریش، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا و سوئد با رژیم بعث در زمینه فروش تجهیزات بیولوژیک انجام گرفت
❌ بی‌اثر ماندن مصوبه شورای امنیت سازمان ملل در محکومیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان و جنایات جنگی آشکار «صدام» با وتوی آمریکا را
❌ آموزش نفوذی‌ها در مراکز آموزشی انگلستان و سایر دول غربی و متصدی شدن آنان بر بخشی از مدیریت کشور را
❌ ملقب شدن ایران به محور شرارت بعد از در باغِ سبز خاتمی به احمق‌های بین‌الملل را
❌ فتنه‌ی هشتادوهشت و نابود شدن بخشی از سرمایه‌های کشور را
❌ حادثه‌ی منا را
❌ فتنه‌ی نودوهشت با سومدیریتِ مدیرانِ غرب‌زده را

و فراموش نمی‌کنیم
❌ جنایت صهیونیست در به شهادت رساندن دانشمندان هسته‌ای در مقابل چشم خانواده‌هایشان را
❌ جنایت آمریکا برای به شهادت رساندن سردار دل‌ها را

و فراموش نمی‌کنیم
❌ درگذشتگان سیل، زلزله، سوانح رانندگی، کرونا و... را
و
❌ درگذشتگان واقعه‌ی هواپیمایی اوکراین را که مقلب به شهید شدند
 
🔸ملت ایران، همان‌لحظه که هواپیما سقوط کرد، مانند تمام وقایع تلخ این چندساله‌ی کشور داغدار شدند و دلشان به درد آمد.

⁉️اما چندی از سلبریتی‌ها که همواره بر طبل بی‌کفایتی کشور می‌کوبند، چه چیزها را فراموش نمی‌کنند؟
❌مجوز نگرفتن برخی از فیلم‌هایشان که علنا فرهنگ ایرانی_اسلامی را نابود می‌کند
❌عریان نشدن و محدودیت‌های نمایش محتواهای جنسی در محصولات به اصطلاح فرهنگی‌یشان
❌ اعدام مجرمینی چون افکاری
❌ زندانی شدن مجرمین امنیتی
و...
و همچنین بعد از چندروز که متوجه می‌شوند، هواپیما با اشتباهِ فردی ساقط شد، آنموقع یادشان می‌آید که فراموش نکنند درگذشتگان هواپیمای اوکراین را!!

⚠️اجازه دهید با توجه به مشی کلی‌تان این فراموش نکردن را هم سیاسی بدانیم...

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

🔻حسن نقاشی: کسانی که ادای اپوزسیون را در می‌آورند اکراه کنند و از جشنواره حکومتی جایزه نگیرند.
🔻حسن وزیرزاده: از مخالفان حاج قاسم سلیمانی دعوت می‌کنم مستند «آورتین» را تماشا کنند.
🔻محسن اسلام‌زاده: حال منطقه شوش و هرندی خوب نیست و با شعار دادن درست نمی‌شود کارتن خواب‌ها وجود دارند و نیازمند افراد مثل خانم علیزاده هستند.
 خانم سپیده علیزاده ( سوژه اصلی مستند «هیچکس منتظرت نیست»)در حال کوچ به کرج است، خواهش می‌کنم هر کسی که دستش می‌رسد فکری برای این قضیه کند.
🔻جعفر نجفی: ابتدا این جایزه را به پدر و مادر بختیاری‌ام تقدیم می‌کنم/ در نهایت تقدیم بعدی من برای این جایزه هدیه آن به مردم نجیب، اصیل و بزرگِ بختیاری است.
🔻مهدی قربانی: ضمن اشاره به مهاجرت برخی هنرمندان به خارج از کشور، از مسئولان خواست جلوی این جریان را بگیرند و به‌ویژه نگذارند در بخش مستند این اتفاق بیفتد.
🔻محمد سلیمی‌راد جایزه‌اش را به روح پدر شهیدش اهدا کرد.

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

👤رئیس سازمان سینمایی:
🔸مهم‌ترین بحث فرهنگی دولت سیزدهم به ویژه در زمینه سینما؛ گفتمان انقلابی و نهضت تولید محتوایی در کشور است؛ اما این، به معنای ایجاد محدودیت برای سینماگران نیست.

🔸در این مدت شصت روز بیش از پانصد نفر را ملاقات کردم که شامل سینماگران و دست اندرکاران تولید و مردم بوده و همگی از شرایط موجود ناراضی بودند.

🔸سینمای ایران متعلق به ده هزار نفر است، نمی‌توانیم بگوییم که همه امکانات و تجهیزات در اختیار ۲۰؛ ۳۰ نفر باشد. دوران پدر خواندگی در سینمای ایران تمام شده است. مشکلات سینمای امروز ناشی از تساهل و تسامح مدیریت پیشین است.
دوران تلفن زدن و سفارش کردن تمام شده است.

🔸نگران چشمان منتظر فیلمسازان شهرستان‌ها، هنرمندان بدون رانت و خانواده‌های ارجمند همکاران و سینماگران هستیم.

🔸سال آینده سال جهش تولید در حوزه سینما و به ویژه فضای مستند خواهد بود، قول میدهم بودجه بخش تولید افزایش یابد.

🔸درهای سازمان سینمایی به روی همه هنرمندان با گرایش‌ها و تفکرات گوناگون باز است.

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

این جمله‌، ادعای عوامل فیلم مستند «خون‌ریزی» پس از پایان نمایش فیلم، در سالن سینما چهارسو است.
✅«محمد خوشدل‌فر» اولین تجربه حضورش در جشنواره سینما حقیقت را پرهیاهو آغاز کرد. مستند او که از دل پژوهش مطالب، تصاویر و فیلم‌ها بیرون آمده، واقعیت تلخی‌ست که آیه «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت»ْ را تداعی می‌کند.

 🎞 مستند کوتاه ملی «خونریزی» درباره تصویب قانون آزادی سقط جنین در امریکا و اتفاقات پس از آن است؛ دلایل طرح این قانون، مخالفان و موافقان و تحولاتی که در طرفدارن این قانون رخ می‌دهد شاکله این فیلم مستند است.

 ♨️غم‌انگیزترین و در عین حال موثرترین صحنه فیلم، صحنه‌ایست که در آن دست و پا زدن جنینِ در حال سقط نمایش داده می‌شود. این تصویر سبب تحول یکی از طرفدارن سرسخت آزادی سقط جنین و مسئول یکی از شعبه‌های «پِلندپَرنت‌هود»؛ بزرگترین مرکز سقط جنین امریکا می‌شود.

🔸«خون‌ریزی» تجربه‌ای حقیقی را پیش روی همگان قرار می‌دهد تا هر انسان آزاده‌ای با قوه عاقله خود، این عمل و آزادی‌های بی‌بندوبارِ پوشش و روابط جنسی که زمینه‌ ایجاد این درخواست شد را نفی کند.

ذره ای امید

ذره ای امید

فیلم «هم‌قدم» به کارگردانی محسن سخا از معدود فیلم‌‌های جشنواره‌ای در بخش مسابقه ملی « سینما حقیقت» است که از روایت تلخ و افسرده فاصله دارد. مرد خانواده با سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و همسرش مهربانانه در کنار اوست، با وجود شرایط سخت؛ خانواده از هم‌پاشیده و نگون بخت معرفی نمی‌شود.

⚠️این فیلم در مقایسه با فیلم‌های مستندی مانند؛ «پائیزان» و «آشیانه خالی» که هر دو روایت بی‌مهری فرزند به پدرومادر سالخورده است، امیدبخش است.

🔹اگرچه این دو فیلم نیز واقعیتی انکار ناپذیر است اما کارگردان می‌تواند با انتخاب سوژه‌، نوع روایت و پایان‌بندی آن علاوه بر بیان دغدغه‌اش، پیام روشنی به مخاطب بدهد، فرهنگ‌ بد را نقد کند و حتی در جهت اصلاح و اعتلای فرهنگ حرکت کند.

جایگاه ایران در تولید فیلم‌های راهبردی کجاست؟

جایگاه ایران در تولید فیلم‌های راهبردی کجاست؟

هالیوود در مورد خارج کردن نیروهای آمریکایی از افغانستان فیلم می‌سازد تا ″تحقیر شدنی″ که به واسطه درک غلط از حضورشان در افغانستان داشتند را تحریف کند، «تل ماسه» و فیلم‌های مشابه را تولید می‌کند که در فضای آماده کنونی، روایت آخرالزمانی خود را به خورد مخاطب دهد.

▪️امارات متحده فیلم‌های «الکمین» و «موصل» را درباره حضورش در جنگ یمن و آزاد سازی شهر موصل از دست داعش؛ با وجود به کارگیری فیلم‌سازان خارجی، می‌سازد تا پیش‌دستانه روایت خود را تبیین کند.

▪️اسرائیل فیلم‌های مهمی همچون؛ زندگی حضرت موسی و فیلم‌های راهبردی با هدف ″عادی‌سازی″ روابط با کشورهای منطقه را تولید کرده و می‌کند.
 سایر کشورها نیز که هر کدام مبتنی بر سیاست‌ها و رهبردهایشان در صدد ترویج ایدئولوژی‌هایشان هستند.

⁉️اما سهم ایران در این هیاهوی رسانه‌ و هنر که غالبا در خدمت ″تحریف″ است، کجاست؟ چگونه می‌توان ذهنیتی که به‌واسطه چنین فیلم‌هایی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد را تصحیح کرد؟!

جایگاه ایران در تولید فیلم‌های راهبردی کجاست؟

جایگاه ایران در تولید فیلم‌های راهبردی کجاست؟

هالیوود در مورد خارج کردن نیروهای آمریکایی از افغانستان فیلم می‌سازد تا ″تحقیر شدنی″ که به واسطه درک غلط از حضورشان در افغانستان داشتند را تحریف کند، «تل ماسه» و فیلم‌های مشابه را تولید می‌کند که در فضای آماده کنونی، روایت آخرالزمانی خود را به خورد مخاطب دهد.

▪️امارات متحده فیلم‌های «الکمین» و «موصل» را درباره حضورش در جنگ یمن و آزاد سازی شهر موصل از دست داعش؛ با وجود به کارگیری فیلم‌سازان خارجی، می‌سازد تا پیش‌دستانه روایت خود را تبیین کند.

▪️اسرائیل فیلم‌های مهمی همچون؛ زندگی حضرت موسی و فیلم‌های راهبردی با هدف ″عادی‌سازی″ روابط با کشورهای منطقه را تولید کرده و می‌کند.
 سایر کشورها نیز که هر کدام مبتنی بر سیاست‌ها و رهبردهایشان در صدد ترویج ایدئولوژی‌هایشان هستند.

⁉️اما سهم ایران در این هیاهوی رسانه‌ و هنر که غالبا در خدمت ″تحریف″ است، کجاست؟ چگونه می‌توان ذهنیتی که به‌واسطه چنین فیلم‌هایی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد را تصحیح کرد؟!

نگاهی اجمالی به سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه/بخش دوم

نگاهی اجمالی به سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه/بخش دوم

 بچه‌ها بدون پدر و مادر و بی حامی، خانواده‌ها متلاشی و مشکل‌دار
رویکرد هر جشنواره‌ای ماحصل سیاست‌هایی ست که برای آن تعریف می‌شود؛ در غیر این صورت، سلایق افرادی که در انتخاب فیلم‌ها دخیل هستند و در درجه بعدی، فیلم‌سازان‌اند که در تعیین رویکرد یک جشنواره دخیل هستند. این مهم با بررسی محتوای تعداد فیلم‌هایی که با موضوع مشابه یا حول موضوع مشترک ساخته‌شده‌اند نمایان می‌شود. اما آنچه اهمیت دارد تصویری است که از جامعه و کشور ایران در منظر مخاطب داخلی و خارجی به‌واسطه‌ی فیلم‌های جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران ساخته و ارائه می‌گردد.
 در سی و هشتمین جشنواره فیلم کوتاه تعداد بالای فیلم‌هایی که در حوزه کودک و نوجوان و خانواده به جشنواره راه یافتند حکایت از مشی کلی رویداد سی و هشتم بر محوریت "سبک زندگی" دارد. با حسابی سرانگشتی تعداد فیلم‌هایی با موضوع و مضامین مذکور اکثریت فیلم‌ها را شامل می‌شوند؛ هرچند فیلم‌هایی با موضوع جنگ نیز تعداد قابل‌توجهی از فیلم‌ها را به خود اختصاص داده است.
 فیلم‌هایی که درباره و یا با موضوع کودک و نوجوان ساخته شدند دارای نقطه اشتراک مهمی هستند. در همه این فیلم‌ها بحرانی اساسی وجود دارد؛ کودک و نوجوان اغلب فیلم‌ها از نعمت پدر و مادر به دلایلی همچون طلاق یا ترک کردن؛ تنها صاحب یکی از آن‌هاست، فیلم‌های کوتاه داستانی نظیر "ملودی آبی"  به کارگردانی مریم سرجه پیما، "هرگز گاهی همیشه" شادی کرم وردی، "تی یره" مصطفی مهربان، "هشت‌سالگی" به کارگردانی رضا شاد، "گرگ" بهروز شمشیری، "گوزن" هادی بابایی فر، "جان داد" سهیلا پورمحمدی، "باغ‌وحش" نفیسه زارع، "گجو" سینا محمدیان و فیلم‌های مستندی مانند "شهیق" به کارگردانی الهام عادلی و "عروسک" الهه اسماعیلی را می‌توان ازاین‌دست فیلم‌ها ذکر نمود، یا ازجمله فیلم‌هایی مانند فیلم‌های کوتاه "هناسه" به کارگردانی میثم محمد خوانی و "زخم" سحر نور منور هستند که کودک و نوجوانِ فیلم هر دو نفر والدین را ندارند.
 از طرفی در فیلم‌هایی که پدر و مادر نیز حضور دارند؛ خانواده دارای شاکله مناسبی نیست و فرزند آنان شرایط مناسبی ندارد. به‌طور مثال در فیلم تلخی همچون "کپسول" به کارگردانی امیر پذیرفته که پدر و مادر هر دو حضور دارند، پدر در هیبت فردی ظالم و وحشی است، یا همچون فیلم کوتاه "برای بار دوم" ساخته لیلا اخباری که فرزند رابطه خوبی با پدر ندارد.
جشنواره فیلم کوتاهقصه‌های غالباً تلخی که در این فیلم‌ها روایت‌شده قطعاً به مذاق مخاطب داخلی خوش نخواهد آمد اما درعین‌حال بسیار موردپسند جشنواره‌های خارجی قرار خواهد گرفت؛ نسبت درصد فلاکت‌زدگی کودک و نوجوان و یا خانواده ایرانی در فیلم‌ها تناسب مستقیمی با استقبال از طرف مدیران جشنواره‌های خارجی دارد زیرا بهتر می‌تواند آنان را در  تحقق اهدافشان برای معرفی ایران و ایرانی به مخاطبانشان یاری نماید.
از بین فیلم‌های کوتاه مذکور جایزه بزرگ بخش مسابقه سینمای بین‌الملل که به اسکار ۲۰۲۲ معرفی خواهد شد، به فیلم «کپسول» ساخته امیر پذیرفته از ایران اختصاص یافت. این فیلم داستان پسر نوجوانی است که پدر ستمگر و وحشی‌اش او را از تحصیل محروم کرده و در مغازه‌اش برای جابجایی کپسول‌های گاز به کار گرفته است. او با توسل به زور و تنبیه فیزیکی فرزندش را از بازی فوتبال منع می‌کند درحالی‌که علاقه و استعداد خوبی در این ورزش دارد. روزی که قرار است مسابقات فوتبال و انتخابی بهترین بازیکن انجام شود دست این نوجوان توسط پدر ظالمش به کپسول گاز زنجیر می‌شود. پسر زنجیر به دست پا به توپ می‌شود اما در نهایت پدر او را با خود همراه می‌سازد.
انتخاب این فیلم به‌عنوان نماینده ایران سبب خوشحالی مسئولین و حاصل دوره عملکردی دبیر جشنواره معرفی شده، حال آنکه این فیلم با این محتوا چه دستاوردی از برای ایران در پی خواهد داشت جای تأمل دارد.
در طی سال‌های گذشته چنین فیلم‌هایی با مضامین ظلم به نوجوان و یا نوجوان بزهکار بسیار مورد استقبال جشنواره‌های داخلی و خارجی قرار گرفته و با تائید و تشویق همراه گشته و جایزه‌های بسیاری را دریافت کرده، به همین علت توجه فیلم‌سازان جوان به این نوع محتوا جلب شده است. نمونه آن را می‌توان فیلم کوتاه امتحان در دوره‌های گذشته جشنواره فیلم کوتاه ذکر کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت؛ این فیلم در مورد دختر نوجوانی است که به‌واسطه پدر مجبور است ساقی مواد مخدر باشد. روزی مجبور می‌شود از ترس مدیر مدرسه بسته مواد را قورت داده و در سرویس بهداشتی آن را از طریق تحریک مصنوعی احیا کند.
در رویداد سی و هشتم به نسبت جشنواره‌های سال‌های گذشته تعداد کمتری از انواع فیلم‌هایی با موضوع نوجوانان بزهکار به چشم می‌خورد. در این دوره نیز فیلم کوتاه «ارفاق» که از جهت شاخصه‌های فنی فیلم خوش‌ساخت و همچنین به لحاظ قصه فیلم جذابی به شمار می‌رود و نامزد دریافت جایزه در بخش بهترین  کارگردانی بخش داستانی، بهترین فیلم، فیلم‌نامه، فیلم‌برداری و صدا گشت، از این دست فیلم‌ها است. ارفاق با بازی هوتن شکیبا داستان یاسر؛ دانش‌آموزی است که به همراه همکلاسی‌اش  برای معلم مدرسه دسیسه‌چینی می‌کنند. دانش‌آموز در مقابل امتناع معلم از ارفاق نمره، اقدام به خودزنی کرده و در این حین مدیر مدرسه سر می‌رسد و معلم مورد بازخواست قرار می‌گیرد. ماجرا تأسف بارتر می‌شود زمانی که معلم خوبِ مدرسه در قبال اخاذی پدر این دانش‌آموز برای رضایت دادن، به عملکردی مشابه با ماکیاول هدف وسیله را توجیه می‌کند، دست می‌زند.
فیلم  کوتاه «برای بار دوم» نیز که شرایط نابسامان یک دختر نوجوان را به‌واسطه خانواده‌اش به تصویر می‌کشد در دسته فیلم‌هایی با مضمون تکراری و البته مهمِ تقابل سنت-مدرنیته است. ساره دختر نوجوانی با تفکرات امروزی ست اما خانواده‌ای سنتی دارد و پدرش جانباز است. ساره مجبور است برای خروج از خانه چادر بپوشد اما در بین راه آن را داخل کیفش می‌گذارد. او علاقه‌مند بازیگری است و به‌صورت پنهانی و دور از چشم خانواده تمرین تئاتر می‌کند. در یکی از روزهای تمرین که قرار است کارگردان فیلم سینمایی بازیگر نقش اصلی خود را از بین بچه‌ها انتخاب کند مادرش از او می‌خواهد کپسول اکسیژن پدرش را شارژ کند اما او از این کار امتناع می‌کند. کارگردان ساره را به‌عنوان نقش اصلی انتخاب می‌کند اما او به دلیل ترس از مخالفت پدر ابراز پشیمانی کرده و منصرف می‌شود از طرفی نیز خبر از دست دادن پدر به او می‌رسد. تصویری که از این دختر و خانواده‌اش در این فیلم ارائه شده حاصل حمایت کانون پرورش فکری و همچنین موسسه ناجی هنر بوده است.
مضامین مشابه این فیلم در نقد تفکرات سنتی در فیلم کوتاه «هاجرو» به کارگردانی افشین اخلاقی ‌فیض‌آثار و فیلم مستند «عروسک» نیز دیده می‌شود. هاجرو داستان دختری ست که زیر سلطه برادرش است و به‌عنوان یک زن اختیار هیچ کاری را بدون اجازه او ندارد. مستند عروسک نیز با موضوع کودک همسری داستان دختری نوجوان است که همراه با پدر سنتی خود زندگی می‌کند و مستند به ماجرای جدایی پدر و مادر او و داستان ازدواج دختر نوجوان می‌پردازد.

جشنواره فیلم کوتاهاز سویی دیگر فیلم‌هایی که حوزه بزرگ‌سالان و مضامین خانوادگی را سوژه کرده‌اند نیز از وجاهت مناسبی برخوردار نیستند. فیلم‌هایی که در آن خانواده‌ها دارای ساختار صحیحی نیستند و تصویر تلخ و غم‌انگیزی از یک خانواده ارائه می‌کنند. فیلم‌هایی همچون «گجو» که در آن به‌تازگی پدر و مادر از یکدیگر جداشده‌اند و فرزندشان با شرایط جدیدی روبرو شده و فیلم کوتاه «باغ‌وحش» که مادر، خبر رفتن همیشگی پدر و زندگی جدیدشان را به دخترش می‌دهد. در این فیلم‌ها اگرچه با نگاهی مثبت می‌توان محتوای آن‌ها را از زاویه نقد و به تصویر کشیدن تلخی طلاق نگریست اما از سویی نیز مضاف بر اثر سوء ازهم‌پاشیدگی خانواده در ذهن مخاطب، منتج به اکراه در شکل گرفتن ازدواج و فرزند دار شدن خواهد شد.
 همچنین فیلم‌هایی مانند «هرگز گاهی همیشه» نامزد دریافت جایزه برای بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه ، «حالت تهوع» به کارگردانی مهرداد کبیری، «زوزه» امیر نجفی، «دکولاژ»عرفانه صادق زاده، «لبرکرووزوم  17» شروینه دیدنده و مستندهای «زرافشون» مهدی رجبیان و «پرواز را به خاطر بسپار» عماد باستانفرد و «رامخانه» احسان شادمانی در بخش تجربی نیز هر کدام به‌نوعی سبک زندگی مخدوشی را به تصویر می‌کشند.
نام فیلم کوتاه «هرگز گاهی همیشه» برگرفته از گزینه‌های پاسخ به سؤالات یک دانش‌آموز است که ترنج دختر مجرد بیست‌وهفت ساله باید در پاسخ به سؤالاتی راجع به "لذت از رابطه جنسی" و فکر کردن به "خودکشی" و مسائلی از این دست یکی از این سه گزینه را انتخاب کند. ترنج به دعوت مدیر مدرسه خواهرش تارا، نزد او رفته تا از تصمیم خودکشی خواهرش مطلع شود با وجودی که تارا منکر موضوع شده و ان را در حد شوخی بیان می‌کند. علاوه بر این فیلم، می‌توان از فیلم کوتاه «ناجی» امیرحسین بهاءالدینی و فیلم کوتاه «منطقه» اسما ابراهیم زادگان نیز با مضامین خودکشی نام برد. فیلم «دکولاژ» زندگی بیهوده جوانی ست که ناامید شده و ترجیح می‌دهد مهاجرت کند، سپس دوستش را که مخالف مهاجرتش بوده نیز با خود همراه می‌کند. فیلم «لبرکروموزوم 17 » که مربوط به یک بیماری وراثتی ضعف بینایی است که مادر خانواده در هنگام ازدواج آن را از همسرش پنهان کرده و پدر ابراز نارضایتی دارد و عنوان می‌کند که اگر از ماجرا اطلاع داشت فرزند دار نمی‌شد. اما دختر جوان این خانواده که قصد مهاجرت دارد از فروپاشیدن زندگی خواهر و وضعیت خانواده خود عبرت گرفته و تصمیم می‌گیرد موضوع را با نامزدش در میان بگذارد و این عمل نکته مثبت فیلم است.
جشنواره فیلم کوتاهاز فیلم‌های مهم دیگر جشنواره فیلم کوتاه «ویار» حورا طباطبایی و «پرتاب ناگهانی یک فیل» نازنین چیت‌ساز درباره سیاست جمعیتی است، مسئله‌ای که هم‌اکنون به یکی از چالش‌های اساسی کشور تبدیل شده است و در جشنواره‌های گذشته نیز محل توجه بوده است. فیلم ویار برنده مدال ایسفا در جشنواره سی و هشتم ماجرای زنی حامله است که برادر و همسر و پسردایی‌اش می‌خواهند او را از درگذشت پدر مطلع کنند. در خلال داستان این زوج در غیاب یکدیگر برای این دو نفر از سختی‌هایی که متحمل شده‌اند در و دل می‌کنند. زن از بی‌توجهی‌های مرد و زودهنگام بودن و رنجه‌ای بارداری می‌گوید و مرد از تحمل بداخلاقی‌های زن و مراعاتی که باید بکند می‌گوید.
در مقابل؛ فیلم «پرتاب ناگهانی یک فیل» ساخته نازنین چیت‌ساز در زمره فیلم‌های امیدبخش در این زمینه است که امثال چنین فیلم‌هایی نیاز به حمایت دارند. این فیلم داستان زوجی که در ابتدا با یکدیگر پیمان می‌بندند به نویسنده‌های بزرگی تبدیل شوند اما زن می‌گوید نظرش تغییر کرده و می‌خواهد زندگی کند و بچه‌دار شود اما مرد اصرار دارد آن را تا هنگام چاپ کتابش به تعویق بی اندازد، این مسئله سبب رنجش زن شده اما ورود یک بچه به خانه آن‌ها برای پس گرفتن توپش، فضا را تغییر می‌دهد.
ازجمله فیلم‌های دیگر جشنواره سی و هشتم که نیاز به تقویت امثال آن‌ها در جشنواره‌ها است فیلم کوتاه «اتاق عقد» به کارگردانی حسن حبیب زاده و «جاده بی‌انتها» مهدی مرعشی است. اتاق عقد با بازی و تدوین خوب، قصه زوجی ست که زن جوان در روز عقدِ دختر همسایه در اتاق عقد خودش، عاشقانه‌ها و خاطراتش با همسر شهیدش را مرور می‌کند و فیلم جاده بی‌انتها از دسته فیلم‌های سیاه و سفید و سرد جشنواره است اما تفاوتش با فیلم‌های جشنواره‌ای جوانه زدن امید در پایان فیلم است.

اما دسته دیگر از فیلم‌های جشنواره فیلم کوتاه که به نسبت کل فیلم‌ها تعداد قابل‌توجهی به شمار می‌آید اختصاص به موضوع جنگ و آسیب‌های پیرامون آن دارد. فیلم‌هایی با مضمون اثرات تلخ جنگ، همواره یکی از سوژه‌های ثابت جشنواره‌های مختلف است و از طرفی ذیل فیلم‌های جشنواره پسند خارجی نیز قرار دارد.
 شعار صلح جهانی در سال‌های گذشته باهدف جهانی‌سازی به یکی از شعارهای پر سروصدای مجامع بین‌المللی تبدیل شده و در این راستا لازم است در هر کشوری به‌ویژه در کشورهای مسلمان هر آنچه و به تشخیص آن‌ها؛ نشانی از خشونت و جنگ دارد تعدیل یا تغییر یابد. این اصل به‌عنوان یکی از بندهای سند توسعه پایدار موسوم به سند 2030 است که به کشورها ابلاغ شده و در کشور ما نیز توسط دولتمردان و سیاست‌گذاران دولت پیشین در بخش‌هایی به مرحله اجرا در آمده است. بنابراین به دلیل حمایت‌های داخلی و خارجی برای اجرایی کردن سند 2030 جشنواره‌ها نیز به‌عنوان بخشی از حوزه فرهنگ در امر اجرای بندهای هفده‌گانه این سند سهیم بودند. به همین دلیل فیلم‌هایی؛ عمدتاً در بخش داستانی، با  مضامین تلخ و سیاه در نکوهش جنگ و به تعداد بالا تولید شدند؛ بی‌آنکه تفکیکی میان جنگ و دفاع و تبیین صحیح آن، در میان باشد، باوجودی که ایران خود قربانی جنگ بود و مردم آن دفاع تحسین برانگیزی را در حافظه تاریخ ثبت کردند.

فیلم‌هایی که در جشنواره سی و هشتم با موضوع جنگ تولیدشده‌اند برخی مربوط به جنگ ایران و عراق است و تعدادی نیز به دلیل شرایط کنونی و دوقطبی‌هایی که اخیراً در کشور به وجود آمد، درباره کشور افغانستان و جنایت‌های طالبان در این کشور است. فیلم‌های کوتاهی نظیر «لیلا» به کارگردانی مجتبی اسپنانی، «خط‌های سفید» جلال ساعد پناه، «ماشوم» حسن میرزا محمدی، «ارغوان» محمد پهلوان، «گندم» هاشم مرادی و مستندهای کوتاهی مانند مستند خوب «مادری از دارخوین» ایوب مروانی پور، «شهیق» الهام عادلی، «تانک شب» امیررضا زرین و مستند «صندلی» محمدباقر شاهین برنده جایزه بهترین کارگردانی بخش مستند را می‌توان نام برد.
فیلم کوتاه لیلا در فضایی خسته و افسرده روایت می‌شود که زنان مقابل محوطه پادگانی منتظر همسران خویش هستند. در این میان لیلا برای شناسایی جسد سوخته برادرش فراخوانده می‌شود و هم‌زمان خبر شهادت همسرش به او می‌رسد. زن پس از اصرارهای مسئول مقر، دیدن جنازه را می‌پذیرد؛ او با دستی مواجه می‌شود که سالم مانده و تنها عکس‌العملی که از این زن  مشهود است برخواستن و بازگشت مجدد بر سمت جسد و انداختن انگشتر در انگشت دست او است!
مستند صندلی نیز که در مقایسه با سایر فیلم‌های مشابه اشاره به مبارزه و دشمنی دشمن کرده است؛ داستان پسر بچه ایست که خانواده‌اش توسط داعشی ها به شهادت رسیدند. این کودک که خود را به خواب زده و در بین وسایل پنهان شده، نجات می‌یابد.
به‌ این ‌ترتیب عمده فیلم‌های بخش مسابقه ملی در جشنواره سی و هشتم شامل مضامین ذکرشده هست و تعداد اندکی که نام آن‌ها به دلیل اطاله مطلب ذکر نشده نیزشاخصه مهم و فراتری از فیلم‌های یاد شده ندارند. به‌عنوان مثال فیلم «جان داد» که ژست روشنفکری دارد یا فیلم «پرواز را به خاطر بسپار» که فردی با التقاط فکری را روایت می‌کند. بنابراین مطالعه انجام شده نشانگر آن است که نمی‌توان ادعای دبیر جشنواره مبنی بر اولویت دادن به برخی شعارها را به راحتی پذیرفت. از طرفی نیاز به بررسی کارشناسانه  است که فیلم‌هایی که به دلیل محتوا و مضامین از ورود به جشنواره جامانده‌اند در چه حدی بودند و چه محتوایی داشته‌اند که نامناسب‌تر از برخی فیلم‌های پذیرفته شده بودند. به‌ویژه تحقیق و بررسی در مورد فیلم‌هایی که از حمایت دولتی نیز برخوردار شدند اهمیت زیادی دارد و تا حدودی عملکرد مدیران مربوطه را عیان می‌کند، باید دید مدیران از تولید چه فیلمی حمایت کردند و مجوز ساخت صادر کرده‌اند؛ حال آنکه همان فیلم حمایت شده از راه یافتن به جشنواره و دریافت مجوز اکران باز مانده است. با این حال نکته مهمی که از درون‌مایه جشنواره و توزیع جوایز آن احصا می‌شود این است که در صورت ادامه روند موجود و عدم تحول در متن و فرا متن جشنواره، رویداد آینده نیز به همین منوال رقم خواهد خورد و هنرمندان جوان مبتنی بر این نوع الگوی توزیع جوایز، فیلم‌های آینده خود را تولید خواهند کرد.

نگاهی اجمالی به سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه/بخش اول

نگاهی اجمالی به سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه/بخش اول

تعداد فیلم های با موضوع سبک زندگی و جنگ در رتبه اول

سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران از بیست و هفتم مهر تا دوم آبان ماه در پردیس سینمایی ایران مال برگزار شد. این جشنواره نیز به‌رسم معمول از حواشی بی‌نصیب نبود؛ از اعتراض‌های هنرمندان فیلم‌ساز نسبت به گزینش آثار و ممیزی‌ها تا مراسم اختتامیه که محمد خزایی رئیس سازمان سینمایی با اعتراض به تبلیغ بیش‌ازحد مجموعه ایران مال به‌واسطه حضور پررنگ عوامل آن و فضای اشرافیگری حاکم بر جشنواره، مکان جلسه را ترک کرد. انتقاد درست خزایی به مراسم اختتامیه که با واکنش‌های مثبتی نیز همراه شد در حالی بود که مجموعه ایران مال با پخش کلیپ در ابتدای نمایش فیلم در سالن‌ها معرفی و تبلیغ مجموعه را انجام داده بود.

محوریت صحبت‌های رئیس سازمان سینمایی در مراسم اختتامیه درباره آینده جشنواره و تغییر سیاست‌های آن بود. همچنین سید صادق موسوی دبیر جشنواره از تائید شدن جشنواره از سوی آکادمی اسکار در دوره مدیریت خویش صحبت کرد. موسوی در روزهای اخیر در نشست خبری درباره رویکرد جشنواره و اولویت‌های آن اعلام نظر کرده و گفته بود این جشنواره میزبان آثاری است که محوریت تمام فیلم‌های آن با رویکرد تقویت سرمایه‌های اجتماعی و وحدت ملی است و اولویت ما فیلم‌های جامعه‌ستیز نیست.

جشنواره فیلم کوتاه برآیند جشنواره سی و هشتم
 آنچه که فارغ از حواشی و کم و کیف اجرایی جشنواره و مسائل پیرامونی آن اهمیت دارد، بررسی آثار راه‌یافته به بخش مسابقه جشنواره است. انواع فیلم‌های کوتاهی که با حمایت‌های دولتی یا شخصی  نظر مثبت عوامل جشنواره را جلب کرده و به این رویداد مهم راه‌یافته  و تعدادی از آنان نیز موفق به دریافت جایزه شده‌اند. فیلم‌های اکران شده در جشنواره و همچنین منتخبین در بخش‌های مختلف آن، نشان از رویکرد کلی جشنواره و سیاست‌های حاکم بر آن دارد و از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چراکه در حکم الگو و هدایت‌گر برای جوانان و نسل فیلم‌سازان آینده است که به دنبال موفقیت و سکوی پرتابشان به آینده هستند. سیاست‌هایی که باید دید تا چه حد با گفتار و عملکرد مسئولین جشنواره مطابقت دارد.
بنابراین نیاز است تا صاحب‌نظران، منتقدان و اهالی رسانه نقش فعالانه‌ای در مشارکت در این جشنواره داشته باشند و با مشاهده فیلم‌ها و بحث و بررسی پیرامون آن یاری‌دهنده مسئولان برای اتخاذ تصمیمات مقتضی در آینده باشند.
با نگاهی اجمالی به مجموعه فیلم‌ها به‌ویژه در بخش مسابقه داستانی و مستند تعداد زیادی از فیلم‌ها را می‌توان مشاهده نمود که مشی آن‌ها جشنواره پسندی ست. بااین‌حال شاید بتوان گفت جشنواره سی و هشتم گامی روبه‌جلو باشد؛ چراکه تعداد فیلم‌های ضد ارزش‌های اخلاقی همچون "خشونت" که در سال‌های گذشته جزء لاینفک تعدادی از فیلم‌ها؛ به‌ویژه در حوزه کودک و نوجوان به‌حساب می‌آمد، کاهش قابل‌ ملاحظه‌ای داشته است. اگرچه در رویداد کنونی نیز در فیلم‌های کوتاهی نظیر "کپسول" به کارگردانی امیر پذیرفته و "ارفاق" به کارگردانی رضا نجاتی نیز مفاهیم خشونت‌آمیز قابل‌ مشاهده است. همچنین تعداد آثاری که محتوای آن‌ها در ضدیت صریح و آشکار باارزش‌های دینی است، تقلیل یافته یا حداقل از صراحت آن‌ها کاسته شده و با اکتفا به نمادگذاری یا با امید به چشم‌پوشی و غفلت مسئولین ساخته ‌شده است. فیلم گناه به کارگردانی ابوالفضل عزیزی در شمار این فیلم‌ها است که باوجود موضوع تکراری قصاص، قصه خوبی دارد و مخاطب را با خود همراه می‌کند. حکم قصاص در سال‌های اخیر از مسائل چالش‌برانگیزی به شمار می‌رود که ایران به‌واسطه عمل به آن با هجمه نهادهای بین‌المللی مواجه بوده و طبیعتا فیلم‌های با این مضمون مورد حمایت و استقبال جشنواره‌های خارجی قرار می‌گیرد. اگرچه در دین اسلام اصل بر بخشش است اما تقریباً قاطبه فیلم‌های ساخته شده اعم از فیلم‌های بلند، کوتاه و یا مستند در راستای نقد و مخالفت با این حکم بوده است و فیلمی را نمی‌توان یافت که علت و حکمت قصاص را به‌درستی بیان کرده باشد.
فیلم "ماجان" به کارگردانی فردین انصاری نیز از نمونه فیلم‌هایی ست که اگر با اغماض از محتوای تمسخرآمیز فیلم چشم‌پوشی شود، می‌توان فیلم را در زمره فیلم‌های بی‌محتوا و خنثی در نظر گرفت که صرفاً حکم سرگرمی دارد و نه بیشتر.
داستان فیلم ماجان که علاوه بر انجمن سینمای جوان از سوی بنیاد فرهنگی هنری امام رضا علیه‌السلام نیز حمایت شده ازاین ‌قرار است که معلم مدرسه روستایی به دانش آموزان اعلام می‌کند که قول یک جایزه سفر به مشهد به ازای نوشتن انشاء با موضوع امام رضا علیه‌السلام و دریافت هزینه برای ترمیم مدرسه را از مسئولان گرفته است. اما هیچ‌کدام از این دو موضوع منجر به ابراز خوشحالی از سوی دانش آموزان نمی‌شود و جایزه نیز با رای بچه‌ها به پسری تعلق می‌گیرد که مشهد را ندیده و با تائید مادربزرگش که به زیارت رفته، توصیف حال و هوای امام‌زاده روستا و زمین‌های اطراف آن را نوشته و چند دختر و پسری که باهم در اطراف امام‌زاده خوش می‌گذرانند و به قول این دانش‌آموز حال می‌کنند.
 در این بین فیلم کوتاه "کبود" به کارگردانی علی توکلی ازجمله فیلم‌های نمادین این دوره از جشنواره است که اگرچه قابلیت پرداخت بهتری داشت اما بااین‌حال شایسته تقدیر است. کبود ماجرای دفن جسد مادری را نقل می‌کند که فرزندانش به علت ظلم خانواده‌اش به وی، شبانه او را دفن می‌کنند.

سی و هشتمین جشنواره فیلم کوتاه نیز همچون سال‌های گذشته میزبان فیلم‌های انتقادی به مسائل جامعه، مسئولان و به‌طورکلی به حاکمیت بود که مشخصا می‌توان از فیلم کوتاه "مورس" به کارگردانی روناک جعفری، به‌عنوان برنده جایزه بهترین کارگردانی در بخش فیلم داستانی، بهترین فیلم بخش مسابقه  و دیپلم افتخار بهترین طراحی صحنه و همچنین نامزد دریافت جایزه در بخش بهترین فیلم‌برداری و بهترین تدوین نام برد.
 فیلم کوتاه مورس با نگاهی به زندگی خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مارکسیستی که قبل از انقلاب اعدام شد ساخته شده است. اما مضمون فیلم با آنچه در واقعیت برای گلسرخی اتفاق افتاده تطابق ندارد و کارگردان با ادعای ساخت فیلمی سورئال! از این سوژه برای اعتراض و هجمه به واقعیتی مانند عدالت در جامعه امروزی استفاده کرده است.
 مورس ماجرای کشف علت حکم اعدام شخصی به نام خسروست که دوستانش با طرح نقشه‌ای و از طریق بهرام دوست و هم‌بندی خسرو که هادی حجازی فر نقش او را بازی می‌کند، پی به واقعیت ماجرا می‌برند. دوستان خسرو در مکان متروکه‌ای جمع می‌شوند تا با احضار روح خسرو توسط شخصی به نام سید علی شاه که عنوان می‌شود علت اصلی بسیاری از قتل‌های مشکوک را کشف کرده، واقعیت ماجرا را بفهمند.  روح احضار می‌شود و دوستان خسرو به همراه زنی که نقش همسر خسرو را بازی می‌کند از او سؤالاتی در این مورد که علت مرگ خودکشی بوده یا اعدام، با سیانور خودکشی کرده یا چیز دیگر و کجا خاک شده و ازاین‌دست می‌پرسند و روح با زبان مورس پاسخ می‌دهد تیرباران شده است. در فیلم دو بار جریان خوابی تعریف می‌شود که خسرو گفته مرا کشته‌اند و با نامی دیگر در مکانی دفن کرده‌اند، همچنین صحنه‌ای با مکث طولانی، انبوهی از پرونده‌هایی را به تصویر می‌کشد که به گفته دوست خسرو مشخص نیست صاحبان آن‌ها چه سرنوشتی داشته‌اند! اما خسرو این فیلم از آن دسته محکومینی است که از زندان گریخته و در نقش سید علی شاه در پی شخصی ست که او را لو داده است.
 حضور این فیلم در جشنواره که با "حمایت انجمن سینمای جوان" ساخته‌ شده و حتی جایزه بهترین فیلم را نیز دریافت کرده با ادعای سورئال بودن آن توسط کارگردان و صحبت‌های دبیر جشنواره از سیاست‌های حاکم بر جشنواره و همچنین انتقادها از سانسور در تضادی آشکار است. فیلم مورس که صریح و فراتر از یک فیلم انتقادی، انگشت اتهام را به‌سوی حکومت نشانه رفته و این‌چنین مورد استقبال قرارگرفته شاخصی ست که بسیاری از ابهامات را روشن می‌سازد.
فیلم مورس قطعاً به دنبال طرح موضوع  و انتقاد ذیل پرچم حکومت نیست و هدف از محتوای آن مشهود است؛ کما اینکه فیلم‌هایی در بخش‌های مستند و داستانی با نگاه نقادانه و اعتراضی حضور داشت  که می‌تواند منجر به حل مسئله شود. فیلم‌های با درون‌مایه انتقادی نه‌تنها آسیبی ندارد بلکه نیاز است به‌واسطه تبیین صحیح از ساخت چنین فیلم‌هایی حمایت شده و به سمت گره‌گشایی هدایت شود؛  فیلم‌هایی هم چون "قصه‌های همیشگی" به کارگردانی بابک مجیدی داستان بی‌مبالاتی مسئولین شهرستان آستارا در احداث جاده‌ای در تالاب استیل و مخاطرات محیط زیستی که در پی آن ایجادشده را روایت می‌کند و یا فیلم هم مسیر با آب به کارگردانی بهنام تاجمیر ریاحی که با خلاقیتی در حین ساخت مستندی راجع به عملکرد دولت، محرومیت روستایی از جنوب کرمان را به تصویر می‌کشد. فیلم مستند "مردی از رش هرمه" نیز ساخته برهان احمدی ازجمله فیلم‌های جشنواره است که بی‌مهری‌ها و کم‌کاری‌های مسئولان در قبال مردم سردشت و به‌ویژه روستای رش هرمه که در زمان جنگ قربانی حمله شیمیایی هواپیماهای رژیم بعث عراق شدند را روایت می‌کند. این فیلم مستند در زمان کنونی که فیلم تحریف شده درخت گردو به کارگردانی محمدحسین مهدویان در حال اکران است و به نظر می‌رسد به‌منظور جشنواره‌های خارجی ساخته شده حائز اهمیت است. این مستند ضعف‌ها و به عبارتی تحریف‌های فیلم درخت گردو درباره عامل بمباران، دادگاه لاهه و اتفاقاتی که در زمان بمباران شیمیایی و بحث‌های پیرامون درمان خانواده قادر مولان پور واقع شده را به‌درستی به تصویر می‌کشد.
 مستند "ماجرای ماجرا" ساخته مهداد حقیقی نیز ازجمله فیلم‌های مستند جشنواره فیلم کوتاه است که با نگاه انتقادی به سراغ اقامتگاه ماجرا در جزیره هرمز می‌رود که  سروصدای زیادی در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرده است و در قالب طنز شرایط منطقه و وضعیت مردم را به تصویر می‌کشد و همچنین با ارائه نظرات کارشناسان موافق و مخالف پیرامون این اقامتگاه، منجر به طرح مسائل دیگری از مناطق حاشیه کشور می‌شود.


مورس
مستند "میرو مار" ساخته امین پاک‌پرور برنده جایزه بخش پژوهش، ازجمله فیلم‌های مهم جشنواره سی و هشتم به شمار می‌رود. در این مستند به موضوع  بحران آب و تاریخچه آب‌رسانی از طریق ساخت تصفیه‌خانه و لوله‌کشی در تهران از زمان حکومت رضا پهلوی و عواملی که سبب ایجاد معضل کنونی شده، پرداخته می‌شود. در این مستند گفته می‌شود با آب رسانی به منازل و سدسازی‌های انجام شده مردم از آب کافی برخوردار می‌شوند تا اینکه با بروز تبعات منفی اصلاحات عرضی و همچنین افزایش رفاه قشر متوسط تعدادی از کشاورزان از روستاها به تهران مهاجرت می‌کنند و در پی افزایش جمعیت تهران مصرف آب نیز افزایش می‌یابد. در ادامه و پس از انقلاب با دستور امام خمینی رحمت‌الله علیه سیاست‌های کشاورزی تغییر می‌کند و راهبرد جهاد خودکفایی با استناد به صحبت‌های امام در پیش‌گرفته می‌شود و با شروع جنگ تحمیلی و اتخاذ سیاست افزایش جمعیت مصرف آب افزایش می‌یابد. همچنین وضعیت بازسازی و تعمیر شبکه آب‌رسانی علی‌رغم تأکید مقامات جمهوری اسلامی نیز نامشخص ذکر می‌شود. بنابراین در نگاه کارگردان مستند میر و مار سدسازی‌ها با توجیه تولید برق و ذخیره آب، سیاست افزایش جمعیت، مدیریت نادرست منابع آبی، اصرار بر تولید فراورده‌های کشاورزی و راهبرد جهاد خودکفایی از عمده دلایل شکل‌گیری بحران آب تهران به شمار می‌رود.

با وجود آغاز سدسازی‌های از دهه چهل، در این مستند انتقاد عمدتاً متوجه سدسازی‌های سه دهه اخیر در جمهوری اسلامی است که با شرکت‌های سدسازی که تنها به منافع خود می‌اندیشند و با توجیه تولید برق از سدها فعالیت می‌کنند؛ همراهی کرده است، درصورتی‌که تولید برق با احداث نیروگاه‌های خورشیدی نیز امکان‌پذیر است.
بحث و بررسی پیرامون صحت‌وسقم دلایل ذکرشده در فیلم مستند میرو مار و میزان تأثیر هر یک از عوامل ذکرشده بر عهده متخصصین امر است اما نکته‌ای که قابل تامل است انتقاد به راهبرد خودکفایی محصولات کشاورزی است که با توجه به اهمیت موضوع و سایر ابعاد آن، به بررسی‌های گسترده‌تری نیاز دارد. لذا نمی‌توان به‌صورت یک جانبه و تنها با استناد به مصرف آب، سیاست خودکفایی را تصمیم نادرستی عنوان کرد.


از بررسی فیلم‌هایی که مضمون انتقادی دارند می‌توان به میزان و نوع کارکردشان پی برد؛ اینکه آیا فیلم صرفا کارکرد تخریبی دارد یا با طرح مسئله بدنبال حل آن است، روشن است که برای هدایت فیلم ها به سمت و سوی صحیح در ابتدای امر نیاز است مسئولین امر درک صحیحی از نوع بیان کارکرد گونه فیلم‌های انتقادی داشته باشند تا بتوانند آن را ذیل سیاست‌های جشنواره برای جوانان فیلم‌ساز نیز تبیین کنند.


ادامه دارد...


فیلم کوتاه مورس

فیلم کوتاه مورس


فیلم کوتاه مورس؛ برنده جایزه بهترین کارگردانی فیلم داستانی و بهترین فیلم بخش مسابقه جشنواره فیلم کوتاه
سانسور حاکم است یا سیاست؟

فیلم کوتاه مورس به کارگردانی روناک جعفری که نامزد دریافت جایزه‌های بسیاری شد، از خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مارکسیستی نام می‌برد که قبل از انقلاب اعدام شد. اما مضمون فیلم با آنچه در واقعیت برای گلسرخی اتفاق افتاده تطابق ندارد و کارگردان با ادعای ساخت فیلمی سورئال! از این سوژه برای اعتراض و هجمه به واقعیتی مانند عدالت در جامعه امروزی استفاده کرده است.
 🎞مورس ماجرای کشف علت حکم اعدام شخصی به نام خسروست که دوستانش با طرح نقشه ای و با متقاعد ساختن بهرام؛ دوست و هم بندی خسرو پی به واقعیت ماجرا می‌برند.
 آن‌ها در مکان متروکه‌ای جمع می‌شوند تا با احضار روح خسرو توسط شخصی به نام «سید علی شاه» که ادعا می‌شود علت بسیاری از مرگ های مشکوک را کشف کرده! واقعیت ماجرا را بفهمند. آن‌ها می‌خواهند از روح بپرسند علت مرگ خودکشی بوده یا اعدام، با سیانور خودکشی کرده یا چیز دیگر، کجا خاک شده و... و روح با زبان مورس پاسخ می‌دهد که تیرباران شده است.

در فیلم دو بار جریان خوابی تعریف می شود که خسرو گفته او را کشته‌اند و با نامی دیگر در مکانی دفن کرده‌اند همچنین صحنه‌ای با مکث طولانی، انبوهی از پرونده‌هایی را به تصویر می کشد که مشخص نیست صاحبان آن‌ها چه سرنوشتی داشته‌اند! اما خسروِ این فیلم از آن دسته محکومینی به نظر می‌رسد که از زندان گریخته و در نقش سید علی شاه در پی شخصی‌ست که او را لو داده است.

حضور فیلمی که با حمایت انجمن سینمای جوان ساخته شده و سه جایزه دریافت کرده و این گونه صریح و فراتر از یک فیلم انتقادی، انگشت اتهام را به سوی حکومت نشانه رفته، با صحبت‌های دبیر جشنواره از سیاست‌های حاکم بر جشنواره و همچنین انتقادها از سانسورها در تضادی آشکار است.

وایپ/روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

فیلم کوتاه کپسول

فیلم کوتاه کپسول

معرفی فیلم کوتاه کپسول به اسکار 2022
کدام شاخصه داوران خارجی را متفق‌القول کرده؟ وحشیگری پدر یا نگون بختی پسر
از بین ده‌ها فیلم ایرانی و خارجی پذیرفته شده در سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، جایزه بزرگ بخش مسابقه سینمای بین‌الملل که به اسکار ۲۰۲۲ معرفی می‌شود، به فیلم «کپسول» ساخته امیر پذیرفته از ایران اختصاص یافت. به نقل از ابوالفضل جلیلی تمام داوران مهربانانه متفق‌القول این فیلم را انتخاب کردند.  

کپسول داستان پسر نوجوانی‌ست که پدر ستمگر و وحشی‌اش او را از تحصیل محروم کرده و در مغازه‌اش برای جابجایی کپسول‌های گاز به کار گرفته است. او با توسل به زور و تنبیه فیزیکی فرزندش را از بازی فوتبال منع می‌کند در حالی که علاقه و استعداد خوبی در این ورزش دارد. روزی که قرار است مسابقات فوتبال و انتخابی بهترین بازیکن انجام شود دست این نوجوان توسط پدر ظالمش به کپسول گاز زنجیر می‌شود. پدر حتی مانع از بازی زنجیر بدست پسر می‌شود!

انتخاب این فیلم به عنوان نماینده ایران سبب خوشحالی مسئولین شده و دبیر جشنواره آن را حاصل دوره عملکردی خویش معرفی می‌کند، حال آنکه این فیلم با این محتوا چه دستاوردی برای ایران در پی خواهد داشت اهمیتی ندارد!

وایپ/روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید:
@irwipe

درس اخلاق خانم بازیگر

درس اخلاق خانم بازیگر

بزرگ‌نمایی بخشی از گفته‌های #اکبر_مولایی توسط برخی از رسانه‌ها سببِ ترویجِ دین فردی و ایجادِ نگرشِ جمعِ بین شهوات و دین یا همان هم خرما و هم خدا می‌شود.
درحالیکه روحِ عبادات در افزایش انگیزه برای جهانی‌کردن نظام توحیدی است.

مهناز_افشار، که هنوز دستانش از خونِ طلبه‌ای که احتمالا جزو روضه‌خوانانِ حسین علیه السلام بوده، آلوده است این اظهارات را تصویری بدون ریا، خشونت و قضاوت می‌داند!
باید به ایشان گفت: تو خود ملکه‌ی قضاوتی خانم بازیگر! قضاوتی که منجر به اتهام و تشکیل پرونده‌ در قوه قضائیه است...

اما باید دانست که:
روضه‌خواندن و روضه شنیدن بسیار اتفاق می‌افتد، لذا وقتی شرکت در این روضه‌ها، ″ادب‌دانت″ کرد و مثل «طیّب حاج‌رضایی» از وفاداری به نظامِ سرسپرده‌ی استکبار در کودتای مرداد، به حضور در تظاهرات پانزده خرداد برای ایجاد نظام اسلامی برسی، آنگاه مشخص می‌شود، خوب به روضه گوش‌دل سپرده‌ای و اثر پذیرفته‌ای.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید:
@irwipe

نکبت روح سلبریتی

نکبت روح سلبریتی


یکی از عواملِ احساس نکبت در جامعه، سلبریتی‌هایی هستند که نکبت‌های وجودشان را به جای آنکه با روان‌شناس حل کنند یا در سطل زباله بریزند، در صفحه‌یشان پخش می‌کنند.

به این سلبریتی‌ها عرض می‌کنیم:
لطفا آشغال‌های روح‌تان را در جامعه نریزید.
بر پدر و مادر سلبریتی‌ای رحمت که از شهرت‌ش استفاده‌ی درست می‌کند.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید:
@irwipe

نقدی بر مجموعه دراکولا؛ طنزی قوی برای نمایش فساد ساختاری، ازدواج حرام و سبک زندگی مدرن!

نقدی بر مجموعه دراکولا؛ طنزی قوی برای نمایش فساد ساختاری، ازدواج حرام و سبک زندگی مدرن!

طنز یکی از روش‌های مناسب برای بیان نقدها به‌ویژه نقدهای تند و تیز در راستای اصلاح آسیب‌ها است.
تولید سریال‌های طنز تلویزیون از دهه‌های گذشته تا به امروز رواج داشته و از جهت ضریب اثرگذاری، متفاوت عمل کرده است. از افراد شاخص در زمینه طنز می‌توان «مهران مدیری» را نام برد که تجربه ساخت برنامه‌های طنز تلویزیون را در کارنامه دارد.
او طنزسازی را در حوزه سریال‌های نمایش خانگی در فضای پلتفرم‌ها با ساخت مجموعه «هیولا» آغاز کرد و پس از سریال «هیولا» به سراغ ساخت ادامه سریال و یا فصل دوم آن به نام «دراکولا» رفت. «دراکولا» تازه‌ترین سریال نمایش خانگی مدیری است که آن را کارگردانی کرده و سرپرستی نویسندگانش بر عهده‌ی «مهراب قاسم‌خانی» بوده است.
 مجموعه «هیولا» به کشاکش «شرافت و انسانیت» با «سبک زندگی مدرن» پرداخت.
در این مجموعه، شرافت مغلوب خواسته‌های زنانِ مردِ شریف داستان می‌شود و وسوسه‌های کامیاب، این مردِ شریف را در خود غرق می‌کند.
طمع، رقابت، ریا، اختلاف طبقاتی، خرد کردن انسان‌ها زیر چرخ اقتصادِ عده‌ای، از ارجاعات این مجموعه بود که تماما از صفات ذاتیِ ساختار اقتصاد مدرن است.
 دیدن اختلاف طبقاتی زجرآور بدون نقد مناسبِ سبک زندگی مدرن و زیرسوال بردن آن، ضعف اساسی این مجموعه بود! هیولا مخاطب را با بی‌شرف شدن «شرافت» همراه می‌ساخت؛ به‌گونه‌ای که آن را عاقلانه می‌پنداشت.
هیولا دست به تهوری تهوع‌آور زد و آن؛ ازدواج مادرِ سن‌و‌سال‌دارِ شرافت با دلالی جوان بود.
هرچند که نوع پرداخت و بازی‌ها در این مجموعه جالب و جذاب بود.
 مهران مدیری در سریال «دراکولا» به عاقبت «هیولاها» گریزی زد و در سکانسی کوتاه اشاره کرد که شرافت، بعد از آن‌همه ماجرا و بازیچه شدن، شریف ماندن را انتخاب کرد اما زنان خانواده چندان راضی نبودند و تنها پسر خانواده که در فصل اول نیز حامی شرافت بود، از این شرف پاسداری کرد، هرچند «گرایشات زنانه‌اش» جالب به نظر نمی‌رسید.
 و اما «دراکولا» فیلمی‌ست خوش‌ساخت به حساب می‌آید که بازی‌های قابل قبول بازیگرانش بر جذابیت آن افزوده است. دراکولا با درون‌مایه طنزش به سرگرمی خوبی از برای مخاطب تبدیل شده است. در این فصل نیز؛ ساختار نظام طبقاتی، تزویر و ریای ذاتیِ این ساختار به نمایش درآمد.

دراکولا

شاید بتوان گفت اوجش سکانسی بود که «بانو ژاله» در برخورد با زنی که همسرش بخاطر پنج میلیون تومان به زندان افتاده بود و ژاله نمی‌دانست این مبلغ پول چه مقدار است!!..

 چشم و هم‌چشمی‌های اشرافی، نگهداری پرهزینه حیوانات اهلی، داشتن مُد خانگی، داشتن خدمتکارانی که کارشان اندازه‌گیری میزان کفِ وان حمام یا گرم کردن حمام بود و روابط مبتنی بر ثروت و منفعت و به صورت کلی سبک زندگی تهی‌ای که اکنون در قشر متمول در جریان است، سبک زندگی افراد این سریال بود.

 

دراکولا

سطح مالی این افراد در ادامه‌ی تغییر می‌کند و با کلاهبرداری کامیاب از دو همسرش، آنها از زندگی متمولانه به زندگی معمولی می‌رسند که در آن برای کسب درآمد مجبور می‌شوند لباس‌های بِرندشان را بفروشند یا فلافل بخورند. اما این نمایش قابل قبول و قوی از تعاملات، سبک زندگی‌ها و رفتارها، حرف مهمی در چنته ندارد و با وجودی که این تغییر طبقه‌ی اقتصادی، احساس فلاکت را منتقل کرده اما سبب نمی‌شود که بانوان متمول احساس کنند که نیاز به تغییر در سبک زندگی‌شان دارند و یا باید کمی به جامعه بیندیشند و از انسان‌های دیگر حمایت کنند؛ بلکه تنها تغییر؛ تمایل به فلافل خوردنِ بانو معرفی می‌شود! به عبارتی مهران مدیری در این سریال نتوانست و یا نخواست نتیجه قابل قبولی از این سریال بگیرد!

همچنین نمایش ساختار فاسد و پولشویی در سایت‌های شرطبندی نیز جالب بود اما با افراط همراه بود و بی‌ثمر!! زیرا از طرفی نمایش فساد به‌گونه‌ای بود که به مخاطب یقین دهد که ساختارها فاسد هستند و امکان تغییر  در آن‌ها وجود ندارد و از طرف دیگر ساختار امنیتی کشور توان مقابله با این فساد را ندارد. زیرا نیروهای امنیتی نتوانستند مهره اصلی را دستگیر کنند و مهم‌تر آنکه مهره‌های دستگیر شده را نیز رقبای تبهکاران لو داده بودند.‌

 از سایر اشکالات اساسی دراکولا نمایش یک ازدواج حرام با اسم و شناسنامه جعلی است که موجب خنده مخاطب می‌شود، کامیاب با شناسنامه یکی از زیردستانش با همسر دومش ازدواج کرده  و حال صاحب شناسنامه ادعای همسری دارد و خواستگار آن زن است، این ماجرا در قالب طنز از نکات منفی سریال و در حکم قبح‌زدایی به حساب می‌آید.

 دراکولا

دراکولا با وجود داشتن شاخص‌های مطلوب یک مجموعه طنز و هزینه و انرژی صرف شده برای آن، می‌توانست اثرگذاری خوبی در تصحیح سبک زندگی باطل و تقبیح عادات و رفتارهای غلط داشته باشد از طرفی رفتار معمول و صحیح را در شخصیت پردازی نمایش دهد. در صورتی که مسیر مناسبی در پایان بندی این مجموعه در پیش گرفته نشد و مهران مدیری دراکولا را با وجود تمام نقاط قوتش ابتر و بی‌حاصل به پایان رسانید. آقای مدیری یک ابهام را در ذهن مخاطبش ایحاد کرد که هدف این سریال چیست؟!

آیا هدف نقد سبک زندگی‌ای بوده که بخش مهمی از آن در زندگی شخصی‌اش نیز جریان دارد؟! از حیوانات خانگی گرفته تا حقوق نجومی و برخی رفتارهایی که در سریال دراکولا با مطایبه به نمایش درآمد. یا نقدی در کار نیست، بلکه این نوع زندگی مطلوب ایشان است و آقای مدیری در پی تسری دادن سبک مفلوک زندگی خود به مخاطب است‼️سبکی که تنها به طنازی با آن می‌پردازد و نقد جدی‌ای به آن نمی‌کند! و این احتمال را تقویت می‌کند که مهران مدیری با این طنازی‌ها، سعی در پذیرش عمومی آن و عدم نقد دارد!

بنابراین در چنین اثری، عدم تاثیرگذاری بر رفتار مخاطب و کاهش فاصله طبقاتی طبیعی‌ست!

📡 وایپ/روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید

@irwipe

احضار، گاندو، دودکش در صدر بازدیدها

احضار، گاندو، دودکش در صدر بازدیدها

آمار قابل تأمل تلوبیون!
احضار، گاندو، دودکش در صدر بازدیدها

نگاهی گذرا به آمار بازدیدهای تلوبیون نشان از تفاوتی فاحش بین سریال‌های پخش شده از رسانه ملی دارد.
بررسی این مهم، نتایج مفیدی را از برای مسئولان و هنرمندان بدست می‌دهد تا در تولید سریال‌ها تجدید نظر کنند. چراکه به نظر می‌رسد تفاوت محتوایی این سریال‌ها دلیل استقبال مخاطبان بوده است.

سریال«احضار» با موضوع تقریبا بکرِ روح و جن، بازدید بالای شانزده میلیون را به خود اختصاص داده و «گاندو» با محتوایی مستندگونه و امنیتی، بازدیدی بالغ بر پانزده میلیون را ثبت کرده است! سریال «دودکش» نیز داستان‌های خانواده‌ای از قشر معمول جامعه است که نظر مثبت نه میلیون مخاطب تلوبیون را به خود جلب کرده است.

در حال حاضر تعداد بسیاری از فیلم‌های سینمایی و تئاترها هم‌سو با سیاست‌های جشنواره‌های جهانی و منویات آنان ساخته می‌شود و سرریز این محصولات بصورت رقیق‌تر در تلویزیون تولید می‌شود، محصولاتی تکراری که غالبا در تقابل با ″دین و فرهنگ ملی و اسلامی″ است. مقایسه‌ی بازدیدهای این سه سریال با سایر سریال‌ها و همچنین آمار تماشاگران فیلم‌های سینمایی حاکی از آن است که سطح سلیقه و پسند مخاطب بالاست؛ با وجودی که همت بسیاری صرف شده تا ذائقه‌ مخاطب تخریب شود.

لذا نیاز است که مسئولان فرهنگی و رسانه‌ای پایش ساده‌ای انجام دهند و برنامه‌ریزی‌های آینده را مبتنی بر واقعیات موجود انجام دهند.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید

@irwipe

شمول یک سریال

شمول یک سریال

به دور و بر خود نگاه کردم. به جوان‌های دم بخت و آن‌ها که تازه ازدواج کرده‌اند.
این جستار شاید برای یک مقایسه است و پاسخ به این سوال که قهرمانان سریال زندگی زیباست بیانگر چند درصد جوانان این دوره سنی هستند.
نشاط، شور جوانی، احترام به بزرگ‌تر و حتی پرداختن به مسئله‌هایی مانند سرطان و اعتیاد از نکات مثبت این سریال هستند؛ اما این ضعف قدیمی فیلم‌نامه‌های ما دست از سر این سریال هم برنداشته است. به تصویر کشیدن آدم‌های پول‌دار، تحصیل‌کرده و آرمانی به جای مردم کف کوچه و بازار با درآمدهای معمولی و عشق‌های عمدتا عادی که در طول زندگی مشترک بالنده می‌شود.
جذاب از جنس خانواده‌هایی با حیا و دین‌باور. نه روابطی باز و آزاد و خارج از عرف برای دختران و پسران، نمایش آواز و لالایی زنان و عاشقانه های افراطی همسران...
زندگی زیباست با شور و شیرینی جوانی، امید و زندگی آغاز شد و فراز و فرودهای زندگی را به نمایش گذاشت. اما در پایان راه همچون گاو نه من شیر، هرآنچه از امید و زندگی در مخاطب ساخته بود با تراژدی بیش از حد ویران کرد.
نمایش مرگ سعید و خاکسپاری او علاوه بر تلخ کردن کام مخاطب، سرشار از نمادها و القائاتی بود که کمترین خوانش را با عقاید و مرام مخاطب مسلمان ایرانی داشت. دفن یادگاری همراه جنازه، اعتقاد به جوانه زدن و زندگی از نوع دیگر و سر ریز شدن روح مرده در سایر انسان‌ها، حضور در مراسم با پوشش مشابه ادیان دیگر و حتی برخی فرقه‌های انحرافی، مراسم شمع و کافه و... بخشی از آن هاست.
عالیه بهرام‌زاد
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe