کمی صبر کنید

به نام خدا

خبرگزاری روبش

پرسه در حوالی فرهنگ

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید.

آقای بهداد چگونه این عمل را تقبیح می‌کنید؟

آقای بهداد چگونه این عمل را تقبیح می‌کنید؟
چهارشنبه, ۵ خرداد ۱۴۰۰

مگر شما خودتان افاضه نکردید که
من زندگی می‌کنم حتی به غلط!
این هم زندگی کرده به غلط! حالا غلطش خیلی غلط بوده!
طبق مبنای فکری شما و امثال شما، نمی‌توان این توحش را نقد کرد...
توحشی که بخش مهم آن را آزادی بی حدوحصر جنابتان و سایر رفقای سلبریتی‌تان به آن معتقد هستید، در گفتارتان و در فیلم‌هایی چون ″قورباغه″ و... در حال دامن زدن به آن و تسری در جامعه هستید...
خودتان را گول نزنید...این توحش و سقوط انسانیت، نتیجه‌ی ذاتی تفکر لیبرال و متوحش است.
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

فرهادی سنگ‌پا را زنهار گفت

فرهادی سنگ‌پا را زنهار گفت

اصغر فرهادی راست گفت که ایران کشور سرکوب‌گر است و آزادی برای بیان تفکرات وجود ندارد ....

در طول این چهار دهه بسیاری از حرف‌ها که باید گفته می‌شد با وجود فرهادی و امثال او سانسور و سرکوب شد؛ در عوض این افراد، خوشایند جشنواره‌های خارجی را ساختند، دستوراتشان را پیاده کرده و تحویل دادند، علاوه‌بر آن لگدپرانی و پاچه‌خواری را هم اشانتیونش کردند، ظاهرا هم نه کسی مانع آن‌ها شده و نه به کسی جوابگو بودند..

وایپ/روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید.
@irwipe

ادامه مطلب
سخن سردبیر

جشنواره حقیقت

سه شنبه, ۹ دی ۱۳۹۹

چهاردهمین دوره از جشنواره بین‌المللی فیلم مستند ایران به شیوه‌ی اکران آنلاین به اتمام رسید.
این جشنواره‌ی مهم اولین تجربه برگزاری جشنواره به شیوه مجازی به حساب می‌آید.
موضوع حائز اهمیت پس از برگزاری جشنواره، بررسی تعدادی از عوامل مهم و اساسی دخیل در دو نحوه‌ی اجرای مجازی و حضور فیزیکی است. این مهم نیاز به ″شفاف‌سازی″ کامل از سوی مسئولین دارد. اعلام دقیق و کامل هزینه کرد مالی و آمارهایی که مربوط به بازدید فیلم‌ها و...است چشم‌انداز صحیحی را برای سال‌های آتی جشنواره ترسیم خواهد نمود.  
به جهت اهمیت این جشنواره، ″محتوای″ تعدادی از فیلم‌های مهم و به‌ویژه مستندهای برگزیده این جشنواره در کانال وایپ مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

روبش را در پیام‌رسان‌های بله، ایتا، سروش، روبیکا دنبال کنید.
@irwipe

 

صوت لو رفته از جلسه مسئولان و تصمیم‌گیران جشنواره فیلم فجر

صوت لو رفته از جلسه مسئولان و تصمیم‌گیران جشنواره فیلم فجر

چهارشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۹

مسئول۱: آخیش... به هرحال امسالم بزور با ۱۶ تا فیلم جشنواره رو راه انداختیم!
مسئول۲: خب... جلسه راجع به دستور العمل تقسیم غنائم فجره! چیزه! ببخشید، جوایز جشنواره فیلم...
مسئول۳: نمیدونم چرا هرکاری می‌کنیم اینا از رو نمیرن، درسته جشنواره به مناسبت پیروزی انقلابه، ولی دلیل نمیشه یه عده بخوان راجع به موضوعاتی غیر همین روند موجود فیلم بسازن، واقعیت‌ها!! رو باید ساخت...
مسئول۱: قبول دارم، ولی ضایَست وقتی می‌سازن و خوبم درمیاد، بهشون سیمرغ ندیم! اونوقت سه میشه که هدف جشنواره‌ چیه و چشم دیدن هر فیلمی رو نداریم...
مسئول۳: من میگم یه جایزه دبیری، آبدارچی، ناظمی، نگاهی، نظری چیزی در نظر بگیریم بدیم به این فیلم انقلابیا که بگیم دادیم بهشون رفت، ببندیم دهن منتقدارو.
مسئول۵: آره درسته اینجوری فیلمه هم میره تو حاشیه!!
مسئول۱: فیلمای جشنواره‌ای چی؟! اصل کاریا... چطوری باید مطرح بشن!؟ نمیشه جایزه‌های اصلی رو بدیم بهشون!!.. یه سری منتقدا ازاین که اینارو تو جشنواره راه دادیمَم صداشون دراومده، چه برسه به سیمرغ...
مسئول۴: من میگم نامزدشون کنیم، تو همه زمینه‌ها نامزد شن، هی نامزد شن تا بالاخره دیده شن دیگه...
مسئول۳: دیده که بشن کفایت میکنه، جایزه‌شونو از خارجکیا میگیرن، این همه فحش به نظام و مردم، نمیشه که اسکار و گربه و خرس و خرچنگ نگیره!
مسئول۲: یعنی میگین سیمرغ اصلیارو بدیم به همین فیلم حسابیای خودشون؟
مسئول۴: نه بابا! بگردین یه فیلم که اسم عملیاتی، شهیدی، چیزی روش باشه ولی محتواش نیَرزه پیدا کنین جایزه رو بدیم اون...
اگرم نبود یه چیز مِلوی ظاهرالصلاح پیدا کنین بدیم بره ...
مسئول ۴: یه راهی هم هستا!! یه جایزه‌‌ای هم میتونیم به اسم هیئت داوران تعیین کنیم! میدیم به بی‌همه‌چیزترین فیلمی که دوسش داریم و نمیتونیم چند تا جایزه‌ اصلی رو بدیم بهش! کلی نامزد بخشای دیگه هم که شده، کافیه دیگه...
مسئول ۱: همینه! با این روش، هم فیلم خوبه میره تو حاشیه، هم دهن‌ منتقدا بسته میشه، هم فیلمای جشنواره‌ای‌مون رو انداختیم سر زبون‌ها...
مسئول ۵: چه جالب!! دقیقا شد روندِ سالای پیش..استراتژی خوبیه
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

تمدید مهلت ارسال آثار به ششمین جشنواره فردا

تمدید مهلت ارسال آثار به ششمین جشنواره فردا

تمدید مهلت ارسال آثار به ششمین جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی«فردا»

دبیرخانه جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی«فردا» مهلت ارسال آثار به ششمین دوره این جشنواره را که پیشتر ۱۴ خردادماه اعلام شده بود، تا ۳۱ خرداد ماه سال جاری تمدید کرد.

به گزارش روابط عمومی ششمین جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی«فردا»، به دلیل ازدحام ارسال بخش عکس از طریق وب سایت جشنواره و همچنین تماس‌های متقاضیان شرکت در بخش فیلم این دوره از جشنواره فردا، در مورد ایجاد فرصت بیشتر برای ارسال آثار، دبیرخانه جشنواره مهلت ارسال آثار که پیش از این ۱۴ خردادماه اعلام شده بود، تا ۳۱ خرداد ماه تمدید کرد.

براین اساس، علاقه‌مندان و متقاضیان شرکت در این رویداد هنری می‌توانند آثار فیلم و عکس خود را مطابق با فراخوان و رعایت قوانین و مقررات وضع شده در آن و با توجه به محورهای موضوعی طرح شده، تا تاریخ ۳۱ خرداد ماه برای دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.

متقاضیان می‌توانند برای اطلاع از جزئیات بیشتر به سایت جشنواره به نشانی www.fardafest.ir مراجعه کرده و آثار خود را به دبیرخانه این جشنواره به نشانی تهران، خیابان انقلاب، چهارراه ولیعصر، روبروی پارک دانشجو، کوچه شهید بالاور، پلاک ۴، طبقه ۴، جهاددانشگاهی هنر ارسال کنند.

روبش را در پیام رسان ها دنبال کنید.

@irwipe

معرفی داوران بخش عکس ششمین جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی (فردا)

معرفی داوران بخش عکس ششمین جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی (فردا)

طی حکمی از سوی بهزاد رشیدی دبیر ششمین جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی، داوران بخش عکس این جشنواره معرفی شدند.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فردا؛ محمدمهدی رحیمیان، فرهاد فخریان و سروش کیایی آثار دریافت شده توسط بخش عکس جشنواره فردا را داوری و ارزیابی خواهند کرد.
محمدمهدی رحیمیان متولد ۱۳۴۰ در شمیران است.
وی دارای رتبه نخست در آزمون سراسری رشته عکاسی گروه هنر و دانش آموخته ممتاز رشته عکاسی از دانشگاه هنر است.
رحیمیان دارای درجه یک هنر(دکتری) در رشته عکاسی است سابقه تدریس دروس تخصصی عکاسی و سینما در مقاطع دکتری، کارشناسی ارشد و کارشناسی در دانشگاه‌های مختلف را دارد.
وی عضو هیات موسس انجمن عکاسان صنعتی، تبلیغاتی و معماری ایران، رئیس هیات مدیره انجمن عکاسان ایران و عضو چندین انجمن تخصصی عکاسی دیگر است.
رحیمیان همچنین عضو شورای سیاستگذاری دومین جشنواره تجسمی فجر، دبیر بخش عکس دومین و چهارمین جشنواره تجسمی فجر، مدیر هنری نمایشگاه‌های خانه عکاسان ایران، عضو شورای هنری هشتمین جشنواره بین‌المللی تجسمی فجر، عضو شورای سیاستگذاری خانه عکاسان ایران و سابقه مشارکت در نهادها و انجمن‌های عکاسی دیگری را هم در کارنامه خود دارد. حضور در ۲۶ نمایشگاه و مسابقه داخلی و خارجی، نگارش ۲۷ عنوان کتاب، مقاله پژوهش و سخنرانی، داور ی بیش از ۱۵۰ جشنواره عکس داخلی و بین‌المللی بخشی دیگر از کارنامه محمدمهدی رحیمیان است.
فرهاد فخریان متولد ۱۳۴۱ در آبادان است. فخریان جزء اولین دانش آموختگان دانشگاهی رشته عکاسی پس از انقلاب بوده است، وی پس از اخذ مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد عکاسی از دانشگاه هنر تهران برای عضویت در هیئت علمی گروه عکاسی دانشگا ه آزاد واحد تهران مرکزی دعوت می‌شود و دارای ۱۶ سال سابقه عضویت در هیئت علمی این دانشگاه است.
فخریان در سال ۱۳۹۶ موفق به اخذ دکترای هنرهای زیبا با گرایش عکاسی از دانشگاه یو اس ام مالزی می‌شود و بلافاصله به مدت ۲ سال پس از آن استادیار گروه هنرهای زیبا در دانشکده هنر این دانشگاه بوده است. او در طول ۳۴ سال سابقه آکادمیک، داور بسیاری از جشنواره‌های عکس داخلی و بین‌المللی بوده و نمایشگاه‌های عکس انفرادی و گروهی داخلی و بین‌المللی پر شماری را در کارنامه خود دارد.
سروش کیایی متولد ۱۳۵۴ در تهران و دارای مدرک کارشناسی مرمت آثار تاریخی از دانشگاه هنر (پردیس اصفهان) و کارشناسی ارشد عکاسی دانشگاه هنر تهران است.
وی سابقه ی تدریس در دانشگاه هنر تهران، دانشگاه هنر اصفهان و چندین دانشگاه دیگر را در کارنامه خود دارد. برخی از سوابق اجرایی سروش کیایی شامل عکاسی از فرش ها و اشیاء موزه ملک، عکاسی مادون قرمز از اتاق نقاشی کاخ گلستان، آثار کمال‌الملک، نقاشی ۵۳ قطعه‌ای صف سلام فتحعلیشاه و همکاری برای کتاب(طهران تا تهران) می‌شود.
وی همچنین تاکنون ۴ نمایشگاه انفرادی عکس برگزار کرده است.
ششمین جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی (فردا) با هدف معرفی فعالیت‌ها، توانمندی‌ها و دستاوردهای کشور در بخش‌های مختلف علمی، فناوری، نوآوری و صنعتی توسط جهاد دانشگاهی هنر با همکاری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دبیری بهزاد رشیدی برگزار می‌شود.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید.
@irwipe

انتصاب مدیران جشنواره فردا

انتصاب مدیران جشنواره فردا

طی احکامی جداگانه از سوی دبیر ششمین جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی فردا، دبیران و مدیران بخش های مختلف این جشنواره معرفی و منصوب شدند.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فردا، بهزاد رشیدی دبیر این جشنواره طی احکامی، صادق دهقانی را به عنوان دبیر بخش فیلم، امید پورآذر را به عنوان دبیر بخش عکس، افسانه بابا امینه را به عنوان مدیر روابط عمومی، مسعود ذهبیون و محمد خیاطی را به عنوان مشاوران، امین مختاری را به عنوان مدیر امور استان ها، حمید عباسی را به عنوان مدیر امور اجرایی بخش فیلم، امید کیوان آرا را به عنوان مدیر امور اجرایی بخش عکس، علی صدیقی را به عنوان مدیر پشتیبانی، حامد هاشمی را به عنوان مدیر هنری، و محمدحسین اثنی عشری را به عنوان مدیر مستندسازی ششمین دوره جشنواره فردا معرفی و منصوب کرد.
با توجه به ماهیت جهاد دانشگاهی و تخصصی بودن این جشنواره، مدیران و عوامل برگزاری آن از میان جوانان هنرمند و دانش آموختگان رشته های مختلف هنری از دانشگاه هنر و دانشگاه تهران انتخاب شده اند.
گفتنی است چهارده خرداد ماه، مهلت ارسال آثار به ششمین دوره جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی «فردا» است و علاقمندان می‌توانند آثار خود را از طریق وب‌سایت جشنواره به آدرس  www.fardafest.ir ارسال کنند.
ششمین جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی فردا به دبیری بهزاد رشیدی در تابستان ۱۴۰۰ برگزار می‌شود.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید.
@irwipe

یک خبر از فردا

یک خبر از فردا

انعقاد تفاهم‌نامه همکاری بین جهاد دانشگاهی هنر و انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند
با انعقاد تفاهم‌نامه همکاری مشترک بین جهاد دانشگاهی هنر و انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند، تعاملات و همکاری‌های تخصصی این دو مجموعه گسترش می‌یابد.
به گزارش روابط عمومی جهاد دانشگاهی هنر، این تفاهم‌نامه همکاری طی نشستی با حضور بهزاد رشیدی رییس واحد هنر جهاد دانشگاهی و دبیر ششمین جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی و بابک بهداد و حسن نقاشی رییس و نایب رییس انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند با هدف توسعه همکاری‌های تخصصی مشترک و کمک به سینمای مستند صنعتی و فناوری منعقد شد.
در قالب این تفاهم، همکاری‌های طرفین در موضوعاتی همچون برگزاری جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی(فردا)، برگزاری نشست‌های تخصصی و کارگاه‌های آموزشی با موضوع فیلم‌های مستند حوزه فناوری و صنعتی، اجرای طرح‌های مشترک، برگزاری دوره‌ها و ورک‌شاپ‌های آموزشی، همکاری در برگزاری مراسم "شب کارگردانان سینمای مستند" و مناسبت‌های سینمایی انجمن و همچنین اجرای طرح‌های مطالعاتی، پژوهشی و خدمات تخصصی همکاری خواهند کرد.

انتصاب اعضای شورای سیاستگذاری و هماهنگی ششمین جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی

انتصاب اعضای شورای سیاستگذاری و هماهنگی ششمین جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی

با حکم رییس جهاد دانشگاهی، اعضای شورای سیاستگذاری و هماهنگی ششمین جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی(فردا) منصوب شدند.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فردا، دکتر حمیدرضا طیبی رییس جهاد دانشگاهی طی حکمی، دکتر عیسی علیزاده، دکتر محمدرضا پورعابدی، پرویز کرمی، بهزاد رشیدی، محمد حمیدی مقدم، محسن یزدی، سید ‌احمد رسولی‌نژاد، دکتر روح‌الله حسینی، کسری نوری، صدیقه ببران، سید جمال هادیان طبایی زواره، قاسم بی‌نیاز و محمدحسن ترابی را به عنوان اعضای شورای سیاستگذاری و هماهنگی ششمین جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی (فردا) منصوب کرد.
براساس این گزارش، علاوه بر این افراد که هریک نماینده یک دستگاه و سازمان مرتبط با موضوع جشنواره فردا از جمله جهاد دانشگاهی، مجلس شورای اسلامی، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارتخانه‌های صنعتی کشور هستند، دکتر محمدمهدی رحیمیان به عنوان نماینده جامعه عکاسی، علی خسروی به عنوان نماینده انجمن کارگردانان سینمای مستند ایران و همچنین یکی از اعضای هیئت مدیره انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند ایران نیز عضو این شورا هستند تا ضمن تعیین سیاست‌های این رویداد ملی، هماهنگی‌های بین دستگاهی برای برگزاری و تاثیرگذاری بیشتر این جشنواره انجام شود.
گفتنی است، جشنواره فردا با اهدافی همچون «کمک به توسعه صنعت و فناوری کشور»، «کمک به فرهنگ مستندسازی تصویری در کشور»، «معرفی و نمایش فعالیت‌ها و دستاوردهای بخش‌های مختلف فناوری و صنعتی کشور»، «ارتقاء غرور ملی و تقویت روحیه خودباوری به ویژه در بین جوانان» و «ایجاد ارتباط و هم‌افزایی بین مراکز صنعتی و هنرمندان» و به دبیری بهزاد رشیدی برگزار می‌شود.

تحریف= برگزیده‌شدن

تحریف= برگزیده‌شدن

جشنواره فیلم فجر | مستند «هزار پا»
کارگردان: مهدی شامحمدی
این فیلم به کارگردانی مهدی شا‌محمدی یکی از مستندهای منتخب سی‌و‌نهمین جشنواره فجر است؛ همچنین در چهاردهمین دوره از جشنواره بین‌المللی حقیقت، جایزه تندیس طلایی در بخش شهید آوینی را از آن خود کرد.

این مستند روایت دو شهر شیعه نشین فوعه و کفریاست که در مدت پنج سال در محاصره داعش و جبهة‌النصره بودند و هواپیماها با عملیات بارریزی، آذوقه حداقلی مردم را تامین می‌کردند. مستند به معضلات بارریزی در شرایطی که به گفته روایِ مستند، گروه های مسلحین مانع بودند پرداخته است. مقاومت مردم و تلاش ارتش سرانجام منجر به تبادل اسرا شده؛ اما در جریان تبادل و در بین مسیر تعدادی از کودکان هنگامی که برای دریافت چیپس و پفک تجمع کرده بودند در اثر انفجار شهید می‌شوند.
نکته بسیار مهم و قابل تامل در ۱۸هزارپا، تاکید بر کنشگری کامل ارتش سوریه بدون ″هیچ اشاره‌ای″ به نقش ایران و یا حزب‌الله لبنان در جریان کمک‌رسانی‌ها به مردم و همچنین تبادل اسراست. تمام عملیات امداد رسانی، بارریزی با هواپیما، تبادل اسرا، کمک‌رسانی‌های مختلف به مردم و... همه و همه از طریق ارتش سوریه بوده و اسمی از ایران و نیروهایش برده نشده؛ به گونه‌ای که مخاطب می‌پندارد مستند ۱۸ هزارپا توسط یک فرد سوری وطن‌پرست که ″گرایشات ضد ایرانی و محور مقاومت″ دارد، ساخته شده است.
طبیعتا فیلم مستند همانگونه که از نامش پیداست فیلمی مبتنی بر واقعیات است و با توجه به اینکه کارگردان فیلم در زمان بارریزی در هواپیما حضور داشته، قطعا از چند و چون نقش ایران و بصورت کلی؛ محور مقاومت در این عملیات‌ها مطلع بوده و حال آنکه به چه دلیل به این موضوع نپرداخته، قابل تامل است.
مستندهایی از جنس ۱۸ هزار پا که معنا و مفهومی حداقلی از یک چنین جنگی را به تصویر می‌کشند تنها کار کردی که می‌توانند ارائه کنند کار کردی ″ضدجنگی  و نمایش تلخی‌ها و زشتی‌های″ جنگ است و نه فراتر از آن.
حال اینکه این مستند روایتگری ناقصی از درگیری‌های ارتش سوریه و داعش و جبهة‌النصره داشته و به عنوان برگزیده جایزه اصلی بخش شهید آوینی معرفی می‌شود و در جشنواره فجر انقلاب اسلامی!! قرار است چه پیامی با این مبنا را ارائه کند، جالب است.
لذا تنها می‌توان دلیل این نوع انتخاب‌ها را در سیاست‌هایی که تمایلی به بیان ایدئولوژی ندارند و صرفا دیدگاه جشنواره‌ای دارند، جستجو نمود.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

سلبریتی ها: مردودین درس اول

سلبریتی ها: مردودین درس اول

مفاد درس اول:
   ۱-  امنیت ملی چیست؟
   ۲-  مخل امنیت ملی کیست؟
   ۳-  حفظ امنیت ملی چه اهمیتی دارد؟
   ۴-  آیا کشوری در دنیا وجود دارد که بر سر امنیت ملی خود مماشات کند؟
   ۵-  آیا دعوت به آشوب، اخلال در امنیت ملی محسوب می‌شود؟
   ۶-  اگر دعوت‌کننده به هرج‌ومرج در کسوت گرداننده‌ی یک کانال تلگرامی باشد، مخل امنیت ملی نخواهد بود؟
   ۷-  با مخل امنیت ملی چه باید کرد؟
   ۸-  آیا باید منتظر ماند تا مخل امنیت ملی روزی به اشتباهات خود پی ببرد؟
   ۹-  آیا حس ترس و ناامنی که در روزهای مختل شدن امنیت ملی بر مردم عادی مستولی شده بود اهمیت ندارد؟
  ۱۰-  آیا نباید با تنبیهی درخورِ عمل انجام شده از اقدامات مشابه جلوگیری کرد تا دیگر کسی نتواند با اخلال در امنیت ملی، آبِ اعتراضاتِ به حقِ مردم نسبت به برخی مسائل اقتصادی را گل‌آلود کند و ماهی خود را بگیرد؟

این‌ها پیش پا افتاده‌ترین سوالاتی هستند که برخی از سلبریتی‌ها از درک پاسخ درست آن عاجزند و برخی دیگر با علم به پاسخ سوالات، قصد کم اهمیت جلوه دادن آن را دارند؛ و سعی دارند با گسترش حس ترحم کاذب در فضای عمومی، به عمل کَره‌گیری از جوّ ایجاد شده بپردازند.

کاش مسئولین نظارتی کمی بیشتر به آن‌ها و دلسوزی‌های هدف‌دارشان در قبال قاتل و تروریست و جاسوس و نفوذی توجه می‌کردند.

عالیه بهرام‌زاد
روبش را در پیام‌رسان‌های بله، ایتا، سروش، روبیکا دنبال کنید.
@irwipe

 

روح در گلدن گلوب

روح در گلدن گلوب

پنجشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۹

 پویانمایی روح۱ | برنده‌ی جایزه گلدن گلوب۲۰۲۱
پویانمایی «روح» از کمپانی دیزنی و پیکسار، سومین اثر «پیت داکتر» در مقام کارگردان، پس از پویانمایی «بالا»۲ در سال ۲۰۰۹ و «درون و بیرون»۳ در سال ۲۰۱۵ است. این سه انیمیشن در زمان اکرانِ خود، با اقبالِ عمومی روبه‌رو شدند، شاید بتوان گفت از مهم‌ترین عوامل موفقیت این انیمیشن‌ها، جذابیت بصری، پرداخت مناسب داستانی، گریز به مباحث روان‌شناختی و ایجاد انگیزه و تغییرِ نگرش در ارتباط با زندگی باشد.
در «درون و بیرون» به شناخت هیجانات و تاثیر آنان بر عملکرد انسان، پرداخته شده و با داستانی جذاب بهبود عملکرد انسان را در قالبِ مدیریتِ هیجان شادی معرفی می‌کند. انیمیشنی که برای انسان روان‌شناختی(انسانی که برای زیستن به وحی نیاز ندارد) یک گام به جلو است.
انیمیشنِ «روح» نیز با تاکید بر عوالم مختلف هستی زندگی پیشین(قبل از زندگی)، زندگی در دنیا، زندگی در عالم خلسه و قطع ارتباط با دنیا، زندگی پس از مرگ و پُل زدن بین این عوالم گامی در آموزش فلسفه‌ موردنظرِ خود در قالب هنر برداشته است. در این پویانمایی با تاکید بر ″زندگی در لحظه″ کلیدواژه سلامت روانی در دنیای روان‌شناختی برای رهایی از استرس و اضطراب در جانِ مخاطب القا می‌شود.
 پویانمایی روح، روح‌های سرگردانی که ارتباطشان را با دنیا قطع کردند همچنین روح‌های واردشده در خلسه را در «دنیایی موازی با دنیای مادی» نشان داده است. «تمدن مدرن» باعث به وجودآمدن «روح‌های سرگردان» زیادی شده زیرا ذات آن، اضطراب‌زا بوده، از طرفی رقابت موجود در بطنِ این تمدن، لازمه‌اش مسخ شدن انسان‌هاست بنابراین برای انگیزه‌بخشی به انسانِ مسخ‌شده امروزی در این انیمیشن با ارائه راهکارِ «وجود دنیای موازی و ایجاد تعادل بین خلسه و قطع نشدن رابطه با دنیا» به ایجادِ رمقی برای حضور در عرصه رقابت برای قدرتمندتر کردن ثروتمندان شده است. زیرا برای انسان‌های تحتِ سلطه با لذت‌های آنی مانند موسیقی، کار و... مانعی برای تفکر جهت مبارزه با سیستم غلط ایجاد می‌کنند، لذا سبب می‌شود این سیستم با تمامِ المان‌های افول، باز پابرجا بماند. همچنین با مطرح کردن جهان موازی و ارائه نظریه‌های بی‌پایه و غیر اصولی، دست به انکارِ ترتب جهان‌هایی که انسان در آن‌ها بوده و در آینده خواهد بود، می‌زنند؛ همچنین به این واسطه نسبت به دنیای پس از مرگ و خالق جهان، ابهام‌زایی می‌کنند.
در انیمیشن روح همچون تعدادی دیکر از فیلم‌ها و انمیشن‌ها از شخصیت‌های سیاه‌پوست استفاده می‌شود. به نظر می‌رسد حضورِ یک سیاه‌پوست به عنوان نقش اول فیلم، در این روزها که آمریکا با اعتراض سراسری سیاه‌پوستان به علت نژادپرستی و قتل آنان به دستِ حاکمیت این کشور، آشفته است، نشان از هوشِ کمپانی و کارگردان برای کاهش التهاب و دادن انگیزه به این قشر برای ماندن در فضای استکباریِ آمریکا را دارد. موید این مطلب، در سکانسی است که گاردنر به پدرش می‌گوید که جاز دوست ندارد و پدرش به او می‌گوید: سیاه‌پوستان با جاز توانستند در فرهنگ آمریکایی نقش ایفا کنند.
استفاده از کاراکترهای محجبه در بین شاگردان گاردنر، مرشدین و رهگذران؛ نشان از توجه کارگردان برای تاکید بر صلح بود و نام بردن مرشدینی چون گاندی و مادر ترازا در کنارِ ماری آنتوآنت و آبراهام لینکتون نشان از لیبرالیسم اعتقادی و عملی است. بدین معنا که، هم آموزه‌های مادرترازا که فردی معتقد است برای بعضی از افراد انگیزه‌بخش است و هم نوع نگرش و زیست ماری آنتوانت به ‌عنوان زنی شرور در تاریخ، تا زمانی‌که سبب انگیزه‌ی عده‌ای شود مقبول است. در این میان هیچ تعارضی هم بین این اعتقادات نیست و صلح ایجاب می‌کند تمام نگرش‌ها درکنارهم قرار بگیرند و تزاحمی نداشته باشند، اما این درحالی است که عقاید به حوزه فردی محدود شود و در سطح جامعه یک عقیده که آن هم عقیده استکباری و تمدن مادی است، حکمفرمایی کند.
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe


۱.Soul

۲.Up

۳. InsideOut

ادامه مطلب...
یک خبر از فردا

یک خبر از فردا

سه شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۹

انعقاد تفاهم‌نامه همکاری بین جهاد دانشگاهی هنر و انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند
با انعقاد تفاهم‌نامه همکاری مشترک بین جهاد دانشگاهی هنر و انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند، تعاملات و همکاری‌های تخصصی این دو مجموعه گسترش می‌یابد.
به گزارش روابط عمومی جهاد دانشگاهی هنر، این تفاهم‌نامه همکاری طی نشستی با حضور بهزاد رشیدی رییس واحد هنر جهاد دانشگاهی و دبیر ششمین جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی و بابک بهداد و حسن نقاشی رییس و نایب رییس انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند با هدف توسعه همکاری‌های تخصصی مشترک و کمک به سینمای مستند صنعتی و فناوری منعقد شد.
در قالب این تفاهم، همکاری‌های طرفین در موضوعاتی همچون برگزاری جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی(فردا)، برگزاری نشست‌های تخصصی و کارگاه‌های آموزشی با موضوع فیلم‌های مستند حوزه فناوری و صنعتی، اجرای طرح‌های مشترک، برگزاری دوره‌ها و ورک‌شاپ‌های آموزشی، همکاری در برگزاری مراسم "شب کارگردانان سینمای مستند" و مناسبت‌های سینمایی انجمن و همچنین اجرای طرح‌های مطالعاتی، پژوهشی و خدمات تخصصی همکاری خواهند کرد.

ادامه مطلب...
دیوانگی

دیوانگی

يكشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۹

مستند «دیوانگی»
کارگردان: صدرا علی‌بک
تهیه کننده : محمدصادق باطنی
حلقه مفقوده‌ی مسئله محوری
فیلم مستند دیوانگی که این روزها در حال اکران عمومی‌ است از جمله مستندهای اکران شده در چهاردهمین جشنواره سینما حقیقت و همچنین به عنوان پرمخاطب‌ترین فیلم مستند جشنواره عمار نیز شناخته شده است.
دیوانگی با یک سوال کوچک و تکراری آغاز می‌شود اما پا را فراتر از درجا زدن و تکرار مکررات گذاشته است. این سوال به مسائل مهم و اساسی دیگری منجر می‌شود که در زمره مسائل حائز اهمیت بسیاری از جوانان است.
فیلم با روایت طنزگونه و جذابی آغاز می‌شود و مخاطب را تا پایان با خود همراه می‌کند اگرچه در میانه آن کمی با کندی پیش می‌رود اما در بخش پایانی روند ابتدای فیلم را پی می‌گیرد. خلاقیتِ هشتگ‌گذاری از ویژگی‌های خوب دیوانگی است که موجب دسته‌بندی بهتر مباحث در ذهن مخاطب خواهد شد.
محمد صادق رتبه دوم کنکور ریاضی‌ست و در دانشگاه شریف مشغول به تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر است. او همچون بسیاری از دانشجویان، پس از ورود به دانشگاه دچار نوعی پوچی و سردرگمی شده و به دنبال یافتن پاسخ برای سوالات خویش است. در این میان به سراغ افراد مختلفی از دانشگاه، خانواده‌ها، مدیران موفق شرکت‌های استارت‌اپی، افرادی که پذیرش از دانشگاه‌های خارجی داشتند و افرادی که به نوعی در خلاف جهت انتظار جامعه و در راستای علاقمندی‌های خود حرکت کرده اند، می‌رود. محمد صادق همچون بسیاری از جوانان با گزینه‌های متفاوتی روبروست؛ ترک وطن، شروع کسب و کار، کشف استعداد و رفتن به سمت علاقه‌های فردی. او بدنبال انتخاب مسیر صحیح است و جستجوهایش برای یافتن آن، علاوه بر ایجاد دغدغه در مخاطبِ عام، منجر به طرح مسائل مهمی در بخش آموزش کشور می‌شود. چرایی اینکه، نظام آموزشی افراد را به سمتی سوق می‌دهد که عموما موفقیت را در رشته و دانشگاه خوب و نهایتا شغل ثابت و پردرآمد ببینند؟ و به موضوعات مهمی چون اثرگذاری، ساختن کشور و پیشرفت، اساسا فکر هم نکنند!؟
این مستند با طرح یک سوال از جامعه نخبگان آغاز می‌شود، اما مخاطب حقیقی آن همه افراد جامعه هستند و مفاهیمی که در آن بیان می‌شود جریان زندگی تک‌تکِ افرادی است که به‌دنبال حس مفید بودن هستند.
وجه تمایز دیوانگی با بسیاری از مستندهای چالشی و انتقادی، توجه به ریشه مشکلات و طرح موضوعِ مسئله‌محوری‌ست، موضوعی که عدم توجه به آن، ریشه بسیاری از معضلات کنونی آموزش و پژوهش کشور است.
این موضوع مهم در بخش پایانی مستند مطرح شده و در صحبت‌های تعدادی از افراد به آن پرداخته می‌شود‌. با بیان معضلِ عدم توجه به مسئله‌محوری؛ چالش‌های مترتب بر آن نیز از زبان افرادی که در فیلم با آنان گفتگو شده، مطرح می‌شود و در برخی موارد، راه‌حل نیز ارائه می‌شود.
فیلم حکم بر ماندن در کشور و یا ترک وطن صادر نمیکند اما گزاره‌هایی که از زبان شخصیت‌های مستند مطرح شده، امکان سنجش عقلی و دید کلی به مخاطب می‌دهد تا حداقل به گزینه‌های مختلف بیاندیشد.
مستند دیوانگی رمز پیشرفت کشور را دیوانگی جوانان و دلسوزان این آب و خاک می‌داند؛ کلنجار دیوانه‌وار با مشکلات، تحمل و تاب‌آوری در مقابل آنها و شجاعت در ناملایمات زندگی، که انسان را زنده نگه می‌دارد و کشور را می‌سازد.
جای خالی مستندهایی همچون دیوانگی که مشکلات واقعی جامعه را روایت کنند، در بین فیلم‌های مستند امروزی که محتوای بیشترشان به ناامیدی مطلق و سیاه‌نمایی از افراد و جامعه ختم می‌شود، بسیار محسوس است.
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

ادامه مطلب...
انتصاب اعضای شورای سیاستگذاری و هماهنگی ششمین جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی

انتصاب اعضای شورای سیاستگذاری و هماهنگی ششمین جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی

سه شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۹

با حکم رییس جهاد دانشگاهی، اعضای شورای سیاستگذاری و هماهنگی ششمین جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی(فردا) منصوب شدند.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فردا، دکتر حمیدرضا طیبی رییس جهاد دانشگاهی طی حکمی، دکتر عیسی علیزاده، دکتر محمدرضا پورعابدی، پرویز کرمی، بهزاد رشیدی، محمد حمیدی مقدم، محسن یزدی، سید ‌احمد رسولی‌نژاد، دکتر روح‌الله حسینی، کسری نوری، صدیقه ببران، سید جمال هادیان طبایی زواره، قاسم بی‌نیاز و محمدحسن ترابی را به عنوان اعضای شورای سیاستگذاری و هماهنگی ششمین جشنواره ملی فیلم و عکس فناوری و صنعتی (فردا) منصوب کرد.
براساس این گزارش، علاوه بر این افراد که هریک نماینده یک دستگاه و سازمان مرتبط با موضوع جشنواره فردا از جمله جهاد دانشگاهی، مجلس شورای اسلامی، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارتخانه‌های صنعتی کشور هستند، دکتر محمدمهدی رحیمیان به عنوان نماینده جامعه عکاسی، علی خسروی به عنوان نماینده انجمن کارگردانان سینمای مستند ایران و همچنین یکی از اعضای هیئت مدیره انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند ایران نیز عضو این شورا هستند تا ضمن تعیین سیاست‌های این رویداد ملی، هماهنگی‌های بین دستگاهی برای برگزاری و تاثیرگذاری بیشتر این جشنواره انجام شود.
گفتنی است، جشنواره فردا با اهدافی همچون «کمک به توسعه صنعت و فناوری کشور»، «کمک به فرهنگ مستندسازی تصویری در کشور»، «معرفی و نمایش فعالیت‌ها و دستاوردهای بخش‌های مختلف فناوری و صنعتی کشور»، «ارتقاء غرور ملی و تقویت روحیه خودباوری به ویژه در بین جوانان» و «ایجاد ارتباط و هم‌افزایی بین مراکز صنعتی و هنرمندان» و به دبیری بهزاد رشیدی برگزار می‌شود.

ادامه مطلب...
جشنواره تئاتر فجر | نمایش «یه کاست لته / روی c»

جشنواره تئاتر فجر | نمایش «یه کاست لته / روی c»

سه شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۹

جشنواره تئاتر فجر | نمایش «یه کاست لته / روی c»
نویسنده: هادی زرقانی
کارگردان: محمد اکبری
جامعه‌ی بی‌مرد
نمایش یک کاسه لته/ روی c، به نویسندگی هادی زرقانی و کارگردانی محمد اکبری در بخشِ مسابقه تئاتر فجر به اجرا درآمد.
دخترکی به همراهِ مادرش که کورمردی دارد، لباس‌های مردانه را می‌شویند و دختر، برای فردی بنام «جابر» لباس می‌شوید. پسری مطرب‌پیشه، درعین حال حقیر و طماع، گماشته‌ی جابر است و از هیچ‌کاری در راستای منافع خود فروگذار نیست، از تملق گرفته و نئشه کردنِ جابر تا پادویی برای دختر جابر.
او می‌خواهد دخترک را به بالینِ جابر بکشاند تا از این وصل، پولی به جیب بزند.
نمایش معرفی جامعه‌ایست که در آن، زنان بار اقتصادی را با هزار زحمت و شستنِ لباسِ زیر مردانه بر عهده دارند.
زنانی که حتی برای مستقل کردنِ مرد مورد علاقه‌شان، حاضرند پول‌هایشان را در اختیارِ مردان به ظاهر مرد بگذارند تا پادو دیگران نباشند.
این جامعه دو نمونه مرد دارد؛ نمونه‌ی اول؛ امثالِ جابر که پول درمی‌آورند اما پولِ حرام و به دنبال عیاشی به هر قیمتی هستند و نمونه دوم؛ امثالِ پسرک که پادویی برایشان غنیمت است و تلاشی برای استقلال نمی‌کنند و اوجِ آمال‌شان، مانندِ جابر شدن است.
این جامعه، در گذشته پهلوان و مَرد داشته که مُرده است. همانگونه که دختر بیان می‌کند جامعه با مرگِ پدرش بی‌پهلوان شده و ناامن است و حال مادر  کورمردی گرفته، چون مَردی در جامعه نمی‌بیند.
در این نمایش نمادین، جامعه‌ای روایت شده که در آن حکومت درخدمتِ قدرتمندانِ مستکبر است که حاضر است همه چیز را قربانی کند! حال آنکه در گذشته، حکومتی پهلوان هرچند فقیر، زنِ نمادین را حفظ می‌کرده و با رفتنش حکومت طماع، تنها به فکر منافع خویش است! و همه چیز از دست رفته است.
این نمایش اولین اجرایی نیست که در جشنواره تئاتر فجر زنان را سیاه بخت و فلاکت زده و مردان را ظالم و بی‌قید نمایش می‌دهد، همچنین در ذیل نمایش‌هایی است که به صورت نمادین و انتقادی جامعه کنونی را به چالش می‌کشد.
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

ادامه مطلب...
جشنواره فیلم کوتاه| ترس خود را جابه‌جا می‌کند

جشنواره فیلم کوتاه| ترس خود را جابه‌جا می‌کند

يكشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۹

جشنواره فیلم‌ کوتاه | ترس خود را جابه‌جا می‌کند
کارگردان: ملیکا غلامی و ایمان صالحی

فیلم کوتاه «ترس خود را جابه‌جا می‌کند» به کارگردانی مشترک «ملیکا غلامی و ایمان صالحی»، در جشنواره امسال به عنوان بهترین فیلم‌نامه و بهترین‌ فیلم معرفی شد.
موضوعِ فیلم؛ نگرانی‌های زنِ باردار و انتقال جنین به بدنِ همسرِ او و تجربه‌ی تغییرات هورمونی و ترس‌های شایع این دوران برای یک مرد، از موضوعات جذاب و تقریبا بکر بود.
عوامل فیلم با پرداختن بهتر این سوژه، می‌توانستند سبب ارتقای دانش و به‌تبعِ آن، همراهی و همدلی مردان نسبت به همسران باردارشان شوند.
اما نمایش فوران احساسات منفیِ مرد و نهایتا مرگ او در اثر عدم تحمل بارِ روانی ناشی از بارداری، باعث شد این فیلم سندی در جهت نمایش «تبعیض علیه زنان» آن‌هم در سطحِ امر ذاتی و تکوینی گردد.
رد پای نگاه جشنواره‌ای و روندی که از سال‌های گذشته پایه‌ریزی شده و به فیلم‌سازان جوان راه و رسم دریافت جایزه را نشان داده، در این فیلم کوتاه نیز مشهود است. قانون ″سقط جنین″ و ″سیاست‌های ضد جمعیتی″ در این سال‌ها از موضوعات قابل توجه جشنواره‌های گوناگون به حساب می‌آید.
 در بخشی از فیلم پزشک به مرد می‌گوید جنین هشت ماهه را سقط کند و رفتار زن در مواجهه با این نظر، طعنه‌ای معنادار به قانونِ عدمِ سقط جنین بعد از چهارماهگی است.
این فیلم، با رویکردی ضد سیاست‌های جمعیتی؛ تعریفی یک‌سویه از بارداری ارائه داده و آن را به نگرانی‌ها و ترس‌ها که البته قابل انکار نیست، تقلیل داده است.
زنِ باردار، «مجرای خلقتِ الهی» است و باروری، برای حفظ زندگی، قدرت و نشاطِ شایانی به زن می‌دهد و هماهنگ با اقتضائات وجودیِ اوست.
 او جمعِ اضداد است، از طرفی خوشحال است که موجودی را در بطن دارد و در عین حال نگران است که در حقِ جنین‌اش کوتاهی نکند، بنابراین نمایش یک‌جانبه نگرانی‌ها، سبب ناامیدی است.

 قصه‌ای که در ترس خودش را جابجا می‌کند؛ روایت شده، مصداق خارجی ندارد و از منطق عقلی برخوردار نیست. زن باردار است و از شربت ویتامینی خارجی تغذیه می‌کند. او دچار ترس شده و مرد به او می‌گوید «با این ویتامین‌ها سم هم بخوری، بچه مثل من قوی میشه» اما با مراجعه به پزشک مشخص می‌شود بچه‌ای در میان نبوده! پزشک به آن‌ها میگوید جنین تجزیه شده یا از ابتدا بچه‌ای نبوده و ورم بوده است!! ناگهان و به دلایل نامعلوم، مرد، حامل جنین می‌شود. در نگاه نمادین؛ حفظ نسل به مدت معدودی به مرد به عنوان نماد حاکمیت می‌رسد اما او قادر به حفظ نسل نیست و می‌میرد.
در صحنه پایانی فیلم، زن که حالا افسرده شده با گشودن در یخچال جنین یا قلبی را مشاهده می‌کند که رگش به شربت ویتامین خارجی متصل و در حال تغذیه است. در واقع جنینِ در حال تغذیه، امیدی می‌پروارند که پرورش نسل از دست حاکمیتِ پُر مدعا خارج شده و نسل جدید هم‌چنان به حیات خود ادامه می‌دهد آن‌هم با شربتِ خارجی!
این فیلم کوتاه با چنین محتوایی، به عنوان برگزیده جشنواره فیلم کوتاه و نامزد چند بخش برای دریافت جایزه معرفی شده است، حال آنکه در شرایط فعلی، کشور با معضل پیرشدگی جمعیت و چاله جمعیتی روبروست! 

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید.
@irwipe

ادامه مطلب...
باخانمان با خانواده‌ی ایرانی

باخانمان با خانواده‌ی ایرانی

شنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۹

مجموعه تلویزیونی باخانمان که پخش آن به تازگی از شبکه سه به اتمام رسید نمونه‌ای از طنز مطلوب را به نمایش درآورد. طنزی بدون هجو، بدون لودگی. انتخابِ موضوعِ درست با ظرفیتِ طنزِ جذاب و قرارگرفتن درست بازیگران در موقعیت‌های مناسب، لبخند را بر لب مخاطب نشاند.
مجموعه باخانمان در کنار دستیابی نسبی به هدف شاد کردن مخاطبان، اشاره‌های درست و به‌جایی به ارزش‌های اسلامی و ایرانی مانندِ افتخار به مادری، تعدد فرزند، ارتباط صحیحِ بین والدین و فرزندان با وجودِ پدری نه چندان مطلوب و استفاده از واژگانِ دینی داشت. به گونه‌ای که بینندگان می‌توانستند با خیال راحت به همراه خانواده به تماشای آن بنشینند.
گرچه برای رقم زدن ماجراها از گره‌های داستانی ساده‌ای استفاده شد، و با ظرفیتِ بالای موضوع، طنازی‌اش کم بود اما با این وجود می‌توان در مجموع نمره قابل قبولی به آن داد.
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

ادامه مطلب...
تئاتر فجر | نمایش "سگدو"

تئاتر فجر | نمایش "سگدو"

شنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۹

سی‌ونهمین جشنواره تئاتر فجر تئاتر فجر | نمایش "سگدو"
نویسنده و کارگردان : عباس غفاری


نمایش "سگدو" به کارگردانی عباس غفاری در بخش مسابقه تئاتر صحنه‌ای به اجرا درآمد و تندیس سی‌ونهمین جشنواره تئاتر فجر، دیپلم افتخار و جایزه نمایش‌نامه‌نویسی، دو جایزه بازیگری و طراحی گریم به آن تعلق گرفت.
سگدو داستان دختر جوان فیلم‌سازی است که هرچه سگدو می‌زند و تلاش می‌کند به خواسته‌اش نمی‌رسد، سرگردان و بی‌هدف تلاش می‌کند اما به جایی نمی‌رسد، در نتیجه تصمیم به مهاجرت می‌گیرد.
نورپردازی صحنه اندک و نمایش در فضایی تاریک اجرا می‌شود و زندگی مبهم و بی‌هویت دختر را به رخ می‌کشد. دختر برای رهایی از مشکلات جامعه‌ و محیط زندگی‌اش به فرانسه مهاجرت می‌کند؛ اما در آن‌جا هم هنوز مشکلات ایران رهایش نمی‌کند.
وجه پررنگ نمایش، ترس و توهماتی‌ست که به پلیس و نیروهای امنیتی نسبت داده شده و دختر مدام خود را تحت کنترل این نیروها تصور می‌کند!!
صحنه‌آرایی این نمایش، بسیار ساده و جزء اصلی آن یک تخت‌خواب است که در وسط اتاق قرار دارد؛ دختر یا روی آن خواب است یا زمان بیداری، نظاره‌گر توهمات حاصل از اتفاقات زندگی‌اش در ایران است. لباس خوابی در اتاق خوابش جلب توجه می‌کند و چندین بار در طول اجرا به آن اشاره می‌شود، اما او مالکیت آن را انکار و سعی می‌کند اتهام ارتباط داشتن با هر مردی را انکار کند؛ در کابوس‌هایش همه به او سوءظن دارند و انگ رابطه داشتن را به او می‌زنند ولی دختر رد می‌کند! این درحالی‌ست که مردی زن‌نما باوجود امتناع دختر، روی تخت او می‌خوابد ولی دخترِ اسیر توهم، او را مادر خود می‌بیند، درحالی‌که او واقعا مرد است!
آیا در جامعه ایرانی موضوع تجاوز به زنان در این حد همه‌گیر و امنیت جنسی آنان اینقدر مخدوش است؟!
تنها چاره دختر برای رهایی از توهمات و کابوس‌ها، رفع تلخی‌‌ها و مشکلاتش، حذف ملیت ایرانی و اخذ هویت و ملیتی فرانسوی است. او با تغییر پوشش و مدرن شدن، از دوگانگی شخصیتی در افکار، ظاهر و محدودیت‌های ملیت ایرانی رهایی می‌یابد و زندگی جدیدی را شروع می‌کند.
و در انتها مضمون نمایش سگدو با اشاره مکرر به اتاق خواب، تخت‌خواب، لباس خواب، رابطه جنسی، تشویش خاطر به علت تحت کنترل پلیس و نیروهای امنیتی بودن و تلاش برای فرار از هویت و ملیت ایرانی، شکل می‌گیرد.
اینکه نمایشنامه‌ای با این حد سیاه‌نمایی از اوضاع ایران و تخریب‌ هویت ملی، برگزیده جشنواره تئاتر فجر انقلاب اسلامی ایران شود، ناسپاسی و وقاحت بیش‌ازحد است که به روال معمول جشنواره‌‌ها تبدیل شده است.
در کدام کشور دنیا ماحصل بزرگترین رویداد فرهنگی آن کشور برضد آن کشور عمل می‌کند و درواقع مهر تائیدی بر محکومیت نظام حاکم و همراستا با سیاست‌های دشمن می‌شود؟!! و مضاف بر آن، مورد تشویق و تحسین هم واقع می‌شود؟!!
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

ادامه مطلب...
محسن قرایی و جواد نوروز بیگی یک گام جلوتر: دیروز فحاشی به نظام و حاکمیت، امروز توهین و فحاشی به مردم و نظام

محسن قرایی و جواد نوروز بیگی یک گام جلوتر: دیروز فحاشی به نظام و حاکمیت، امروز توهین و فحاشی به مردم و نظام

سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۹

جشنواره فیلم فجر | فیلم «بی همه چیز»
کارگردان: محسن قرایی
تهیه کننده: جواد نوروز بیگی
- محسن قرایی و جواد نوروز بیگی یک گام جلوتر: دیروز فحاشی به نظام و حاکمیت، امروز توهین و فحاشی به مردم و نظام
مسئولین روستا نامه‌ای به زنی ثروتمند به نام لیلا (لی‌لی) می‌دهند و نام بزرگ روستا، امیر را بدون اطلاعش زیر نامه می‌نویسند. لی‌لی در گذشته معشوقه امیر بوده و پس از بارداری نامشروع و تحت فشار مردم از روستا اخراج می‌شود. اکنون لی‌لی که در ازدواج با یک درباری، ثروتمند شده، قرار است با حضور در روستا مشکلات اقتصادی و مالی مردم را حل کند؛ اما او به شرطی حاضر به حل مشکلات می‌شود که مردم رضایت به کشتن بزرگ روستا یعنی امیر بدهند.

بی‌همه‌چیز رونویسی از چه اثری است؟
ملاقات با بانوی سالخورده، نمایشنامه‌ای اثر فردریش دورنمات، یک نویسنده پروتستان مسلک، اما بی‌دین است. فردی دین‌گریز و مردم‌ستیز که در تمامی داستان‌ها و نمایشنامه‌هایش این موضوع را به روشنی بیان می‌کند. دورنمات نویسنده‌ای است که تربیت مذهبی را مردود می‌داند و سایر جنبه‌های زندگی را پوچ و بی‌معنی. خالق حقیقیِ آثار دورنمات، در اصل ناامیدی و اعتقاد دینیِ از دست رفته اوست. او روایت‌هایش را به شکل نمادین و بدون حس همدلی با مردم ساخته است. قالب مورد پسند او کمدی تراژدی است. تلخ‌نامه‌هایی بدون قهرمانِ آرمانی و درخورِ ستایش، محصور در جامعه‌ای گوژفکر و منفعت‌طلب از جنس شبه قهرمانانش. ماجراهای زاییده ذهن دورنمات، آرامش‌بخش و امیدوار کننده و حتی راه‌گشا نیستند و برعکس آزاردهنده و توهین کننده‌اند. دورنمات با داستان‌هایش هشدار نمی‌دهد بلکه فقط در افکار ساخته ناامیدی‌هایش، غوطه می‌خورد. او زندگی را بی‌معنا معرفی می‌کند در نتیجه تلاش برای حفظ داشته‌های معنویِ باارزش را هم، کار بیهوده‌ای نشان می‌دهد. از دید او حالا که گرفتار زندگی کردن هستیم بهتر است از دارایی‌های لذیذی برخوردار باشیم و دنبال کردن هر مقصود دیگری مضحک است.
در نمایشنامه بانوی سالخورده هم، اصول اخلاقی را منافع اقتصادی و سود مالی تعیین می کند. یعنی وضع معیشت، نفسِ اخلاق را می‌سازد. از دید او، مردم، نامردم هستند و قهرمانانِ جامعه هم، موجوداتی دروغین و فاسد هستند.
فیلم «بی‌همه‌چیز» که به گفته کارگردان بر مبنای این نمایشنامه نوشته شده، یک رونویسی مو‌به‌مو ست و تنها در برخی جزئیات و آخر داستان متفاوت است. آن هم برای ایجاد نوعی برجستگی معنایی و نمادین ... و فی قلوبهم مرضٌ! یک تفاوت مهم در نمایش نقش امیر (ایل در نمایشنامه) است. ایلِ نمایشنامه، فقط یک خاروبار فروش ساده است و کمی محبوب مردم. او با دختری پولدار ازدواج کرده و حالا با بد شدن وضع اقتصادی جامعه، او هم فقیر شده اما نقشی در سیاست و جایگاه خاص قدرت ندارد. در فیلم «بی‌همه‌چیز» برعکس، امیر قدرتمندترین و با نفوذترین در بین مردم و فرد اول حکومت است. او رئیس خانه انصاف و حلال مشکلات مردم و محل مراجعه است. امیر در فیلم«بی‌همه‌چیز»، جایگاهی همچون رهبری را دارد. او جایگاه اجتماعی و سیاسی بالایی دارد. امضای او معتبرتر از امضای دهدار است، او کسی است که دهدار و همه افراد کلیدی را در روستا مشخص می کند، او دارای رای مردم و ناجی آنها در یک حادثه است.
امیر، فقط یک نام معمولی نیست. این نامی ست که به امرا و حاکمان مطلق جامعه دینی و سیاسی در تاریخ اسلام داده شده است. از نظر ظاهری هم امیر مردی‌ست ساده‌زیست و دوچرخه سوار؛ در واقع کارگردان دانسته‌هایش از رهبر انقلاب را در قالب امیر پیاده می‌کند.
در این فیلم زنی (نوری) معرفی می‌شود که به‌خاطر امیر، رضایت می‌دهد تمام دارایی‌اش را که یک گاو شیرده است از او بگیرند و برای همین از امیر کینه به دل دارد و کسی است که داوطلب می شود در زمان اعدام چهارپایه را از زیر پای امیر بکشد.
قاسمِ قصاب که از قضا برادر امیر است! گاو نوری را پیش پایِ هوسِ دورانِ جوانی امیر یعنی لی‌لی سر می‌برد. اما قرار نبود این اتفاق بیافتد و قول داده بودند گاو را به زن، سالم پس بدهند ولی گاو ذبح می‌شود و حالا این زن مال از دست رفته‌اش را از امیر می‌خواهد دست آخر هم گاوش را از لی لیِ نماد سلطنت پهلوی می گیرد. یعنی مردمی که نوری نمادشان است دارایی های از دست رفته شان را باید از جای دیگری بخواهند جایی که کارگردان، نشانی اش را تا آخر فیلم، تمام و کمال می دهد.

مردم در فیلم «بی‌همه‌چیز»، گرسنه‌اند. نان ندارند زندگیشان سخت می‌گذرد با این حال مخالف کشتن امیر هستند. اما در مقابل، ابزاری هم برای معامله با لی‌لی که مالک معدن است ندارند! اکنون کشتن امیرِ گناهکار که مسبب بسته بودن در معدن است، تنها چاره کار است.

کارگردان فیلم، لی‌لی را نمادی از حاکمیت گذشته ایران معرفی کرده، او در گذشته دختر زیبای روستا بوده که جوانان شهر روزی خواهان ازدواج با او بودند، او شهوت‌ران بوده و با همه‌کس دم‌خور. مردم هم از ماهیت او باخبرند. لی‌لی ادعا کرده از امیر فرزند آورده، اما مردم که طرفدار امیر هستند قبول نمی‌کنند و لی‌لی مجبور به فرار می‌شود.
این را بگذارید کنار این مطلب که فساد اخلاقی و فرهنگی حکومت پهلوی و شاه، از علل اصلی وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت دینی بود. لی‌لیِ «بی همه چیز» و شاه منفور پهلوی، هر دو از ترس مردم فرار کردند و کارگردان حالا با مظلوم‌نمایی لی‌لی و کمی تطهیر او و گناهکار کردن امیر، اشتباه مردم را به رخ می‌کشد و در واقع بیان می‌کند که اگر فسادی هست در هر دو فرد دیده می‌شود، حداقل در آن زمان گرسنه نبودید اما اکنون هستید!!
از قرار مسئولین روستا به خاطر رسیدگی به وضعیت نابسامان معیشتی مردم، نامه‌ای به لی‌لی که حالا زنی ثروتمند شده است می‌دهند و نام امیر، بزرگ روستا را بدون اطلاعش زیر آن می‌نویسند. لی‌لی که در ازدواج با یک درباری، ثروتمند شده، قرار است با حضور در روستا مشکلات اقتصادی و کسب‌وکار مردم را حل کند؛ اما او به شرطی حاضر به حل مشکلات می‌شود که مردم رضایت به کشتن بزرگ روستا یعنی امیر بدهند. امیر به نوعی قهرمان مردم و معتمدشان است. آنها با کمک‌های مالی لی‌لی و وعده وعیدهایش انتظار زندگی بهتری را دارند.
در «بی همه چیز»، مردم کم‌کم با پیشنهادهای وسوسه‌انگیز مالیِ لی‌لی در وضع اقتصادی کنونی و پیچیدن خبر رابطه گذشته امیر با لی‌لی از حمایتِ امیر دل می‌کنند و رو به سمت پیشنهاد لی‌لی می‌کنند تا شکم‌های گرسنه‌شان را نجات دهند. بزرگان روستا به امیر برای رهایی از این رسوایی پیشنهاد فرار می‌دهند اما در نهایت به او اجازه فرار نمی‌دهند. دهدار به او تفنگی می‌دهد تا خودش را خلاص کند اما امیر حاضر به خودکشی نیست. دست آخر همه مردم جمع می‌شوند رای می‌دهند به مرگ امیر!!. آنها انگشت‌های جوهری‌شان را بالا گرفته‌اند همانند آنچه که در رای به جمهوری اسلامی و پس از آن پای تمام صندوق‌های رای از مردم ایران دیده‌ایم! کارگردان که با فیلمش خود در مسند لی‌لی نشسته است رو به مردم کرده می گوید همان‌طور که به برقراری جمهوری اسلامی رای آری دادید باید بتوانید به نابودی آن هم رای آری بدهید. مردم «بی همه چیز» داستان، به مرگ امیر زنا کار و مایه فقرشان رای آری داده‌اند. آنها عدالتی را که خانه انصاف امیر برقرار کرده نمی‌خواهند؛ امیری که خود مجرم است و تازه کسی باید به جرایم او رسیدگی کند. مردم پای چوبه دار امیر اشک می‌ریزند. دهدار قول می‌دهد اگر فقط یک نفر رای خود را پس دهد امیر را اعدام نکنند، اما هیچ کدام رای خود را در کشتن امیر پس نمی‌گیرند.
دست آخر لی‌لیِ نماد سلطنت از خون امیر می‌گذرد زیرا امیر بی‌آبرو شد و مقصود لی‌لی هم حاصل شده؛ از طرفی او نماینده کارگردان است و باید ثابت کند رای مردم قابل اتکا نیست و فحاشی به مردم را تکمیل می کند. در واقع گرداننده نمایش می‌گوید این همان علت وجودی سلطنت است، قابل اعتماد نبودن رای مردم. بله این همان بهانه‌ای است که سلطنت پهلوی برای یک عمر جنایت و حکومت مطلقه خود آورده؛ همان دلیلی که بارها در حرف و عمل گفتند مردم نمی‌فهمند و رای آنها ارزش ندارد. مردم روزی با رای خود امیر را نگه داشتند و لی لی را فراری دادند. امروز به خاطر لی‌لی رای به مرگ امیر می‌دهند و او را پای چوبه دار می‌برند.  
ما که بیننده فیلم بودیم هیچ، مردم این روستا هم دیدند با این که جمع شدند و رای به مرگ امیر دادند اما لی‌لیِ نماد سلطنت پهلوی، باز هم به دلخواه خودش عملکرد و رای مردم برایش فقط تا آنجا اهمیت داشت که به مقصودش برسد؛ البته این منظور کارگردان نبود و منظور کارگردان این است که امیر بخاطر ننگی که بالا آورده باید خودش را بکشد و امیر خودش را کشت.
کارگردان پا را فراتر از نمایشنامه اصلی گذاشت و مرض قلبی‌اش را بروز داد ، امیر باید به جایی برسد که از شرمندگی و درماندگی خود را حلق‌آویز کند! امیر ساخته ذهن و قلبِ بیمارِ کارگردان کجا و ... ! نقش امیر، مغلطه ای است اسباب دست کارگردان برای نمایش فریب کارانه اش.
امروز در انقلاب اسلامی ایران که برخاسته از قلب رهبری فرزانه و مردمی مسلمان و فداکار است چنین فیلمی که ضد رهبری ، مردم و علیه باورها و اعتقادت مردم  ایران ساخته شده است به عنوان چهره واقعی مردم همین جامعه، وقیحانه راهی پرده سینما می‌شود و داوران هم این فیلم را درخور نامزدی برای دریافت جایزه جشنواره منسوب به فجر انقلاب اسلامی می‌دانند! مردمی که رنج کشیدند و از داشته‌ها و خون عزیزان خود گذشتند تا آنچه به دست می‌آورند کمتر از رضای خدا نباشد البته به لطف هنرمندان و مسئولین فرهنگی-هنری کشور، این هم دستمزدشان . . .
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

ادامه مطلب...
تحریف= برگزیده‌شدن

تحریف= برگزیده‌شدن

دوشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۹

جشنواره فیلم فجر | مستند «هزار پا»
کارگردان: مهدی شامحمدی
این فیلم به کارگردانی مهدی شا‌محمدی یکی از مستندهای منتخب سی‌و‌نهمین جشنواره فجر است؛ همچنین در چهاردهمین دوره از جشنواره بین‌المللی حقیقت، جایزه تندیس طلایی در بخش شهید آوینی را از آن خود کرد.

این مستند روایت دو شهر شیعه نشین فوعه و کفریاست که در مدت پنج سال در محاصره داعش و جبهة‌النصره بودند و هواپیماها با عملیات بارریزی، آذوقه حداقلی مردم را تامین می‌کردند. مستند به معضلات بارریزی در شرایطی که به گفته روایِ مستند، گروه های مسلحین مانع بودند پرداخته است. مقاومت مردم و تلاش ارتش سرانجام منجر به تبادل اسرا شده؛ اما در جریان تبادل و در بین مسیر تعدادی از کودکان هنگامی که برای دریافت چیپس و پفک تجمع کرده بودند در اثر انفجار شهید می‌شوند.
نکته بسیار مهم و قابل تامل در ۱۸هزارپا، تاکید بر کنشگری کامل ارتش سوریه بدون ″هیچ اشاره‌ای″ به نقش ایران و یا حزب‌الله لبنان در جریان کمک‌رسانی‌ها به مردم و همچنین تبادل اسراست. تمام عملیات امداد رسانی، بارریزی با هواپیما، تبادل اسرا، کمک‌رسانی‌های مختلف به مردم و... همه و همه از طریق ارتش سوریه بوده و اسمی از ایران و نیروهایش برده نشده؛ به گونه‌ای که مخاطب می‌پندارد مستند ۱۸ هزارپا توسط یک فرد سوری وطن‌پرست که ″گرایشات ضد ایرانی و محور مقاومت″ دارد، ساخته شده است.
طبیعتا فیلم مستند همانگونه که از نامش پیداست فیلمی مبتنی بر واقعیات است و با توجه به اینکه کارگردان فیلم در زمان بارریزی در هواپیما حضور داشته، قطعا از چند و چون نقش ایران و بصورت کلی؛ محور مقاومت در این عملیات‌ها مطلع بوده و حال آنکه به چه دلیل به این موضوع نپرداخته، قابل تامل است.
مستندهایی از جنس ۱۸ هزار پا که معنا و مفهومی حداقلی از یک چنین جنگی را به تصویر می‌کشند تنها کار کردی که می‌توانند ارائه کنند کار کردی ″ضدجنگی  و نمایش تلخی‌ها و زشتی‌های″ جنگ است و نه فراتر از آن.
حال اینکه این مستند روایتگری ناقصی از درگیری‌های ارتش سوریه و داعش و جبهة‌النصره داشته و به عنوان برگزیده جایزه اصلی بخش شهید آوینی معرفی می‌شود و در جشنواره فجر انقلاب اسلامی!! قرار است چه پیامی با این مبنا را ارائه کند، جالب است.
لذا تنها می‌توان دلیل این نوع انتخاب‌ها را در سیاست‌هایی که تمایلی به بیان ایدئولوژی ندارند و صرفا دیدگاه جشنواره‌ای دارند، جستجو نمود.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

ادامه مطلب...