به نام خدا

سازمان اوج مسیر درستی را در مستندسازی طی نمی‌کند. تلخی صرف و بی‌محتوایی رسالت اوج نیست!

سازمان اوج مسیر درستی را در مستندسازی طی نمی‌کند. تلخی صرف و بی‌محتوایی رسالت اوج نیست!

🔹سازمان هنری رسانه ای اوج با یازده فیلم‌ در جشنواره «سینما حقیقت» حضور داشت. فیلم‌هایی که انتظار می‌رود هرکدام یک سروگردن از فیلم‌های موجود و مستقل بالاتر باشد، مستندهایی که بتواند مسائل جامعه را بیرون کشیده، حلاجی کند و در حد قواره‌ی خود، راه‌حل ارائه نماید یا مستندهای پژوهشی_گزارشی باشد که دست برتر را در جنگ روایت‌ها داشته باشد، همچنین فیلم‌های روایت اول در بسیاری از موضوعات مهم و اساسی را تولید کند.

🎥در بین یازده فیلم سازمان اوج در جشنواره‌، فیلم‌هایی مانند «ناقوس دریا» درباره صیادانی است که در کمین دزدان دریایی سومالی افتاده‌اند، فیلم «ریتم کند» در مورد نیازهای جنسی و عاطفی افراد معلول است و مستند «سرباز شماره صفر» به‌عنوان برنده جایزه شهید آوینی؛ داستان جانبازی است که خود و همسرش بیمارند و حکومت هیچ حمایتی از او نمی‌کند تا نهایتا با پایانی تلخ ابراز پشیمانی از گذشته کند. فیلم «خلیفه قاسم» نیز تنها روایت مشکلات یک افغان‌ در ایران است.
تولید فیلم‌هایی مانند «شیرینی فروش» و حتی «موذی» هم با وجود مسئله داشتن، نیازی به حمایت سازمان اوج نداشتند. فیلم «ننه مخمل» نیز که زنی سخت کوش را روایت کرد چیزی در چنته نداشت و مشخص نبود بدنبال چیست؟! تنها، نمایش اختلاف و نارضایتی مادرش و گلایه‌های «مخمل» از مادر و فرزندان، کفه سخت‌کوشی و تلاشش را نیز سبک کرد!

⁉️درحالیکه در اوضاع کنونی تعداد بسیار زیادی از موضوعات مهم و اساسی گذشته و حال وجود دارند که نیاز به ورود جسورانه و قوی سازمان اوج دارند. حضور اوج با چنین فیلم‌هایی ″ناامید کننده‌ست″ و شائبه ″سوءمدیریت″ یا ″ناآگاهی و نابلد″ بودن در اختصاص حمایت مادی، همچنین بی‌اطلاعی از فضای رسانه‌ای را قوت می‌بخشد.

🔹سازمان اوج باید ضمن به کارگیری مدیران ″متعهد و باسواد″ و ارتقای آنان در حین کار، برای تربیت افراد دغدغه‌مند و قوی و حمایت از آنان برنامه جامعی در نظر گیرد و ماموریت‌های کلان برای «پروژه‌های راهبردی و مهم» تعریف کند.

🔹این سازمان اگر بتواند ″روایت‌های اول قوی″ را تولید کند، یا تولیدات به مراتب بهتری از رسانه‌های بیگانه برای ″خنثی کردن تحریفات″ آنان داشته باشد حرفی برای گفتن خواهد داشت؛ در غیر این صورت مانند ساختارهای دیگر کارایی لازم را نخواهد داشت و در وضع موجود حل خواهد شد.

تصویرسازی برای مردم جهان با فیلم‌های گزینشی

تصویرسازی برای مردم جهان با فیلم‌های گزینشی

دهکده‌ی جهانی فریبی تئوریک در جهت اهداف استعماری
🔹بعد از بیانِ تجربه‌ی حامد حدادی از آمریکا و تعجب مردم آمریکا از اینکه مردم ایران به جای شتر از ماشین استفاده می‌کنند، توئیت‌های هم‌وطنانِ ساکن کشورهای اروپایی و کانادا در ارتباط با میزان اندکِ اطلاعاتِ اروپاییان در ارتباط با ایرانیان که حاویِ شترسوار بودن، نداشتن رایانه، با دست غذا خوردن، حقوق اندک زنان و.... می‌شود، در فضای مجازی پخش شده است.

🔹ایرانیان و مردم جهان منهای غرب، به واسطه‌ی شعار دهکده‌ی جهانی، در معرض سبک زندگی غربی و تمدن مادی و مظاهر زندگی منهای دین هستند و این در معرض بودن، گرایشات و به تبع آن رفتارها را به سمت این سبک می‌کشاند.
اما دهکده‌ی جهانی باعث نشده، مردم اروپا و آمریکا از مردم ایران و سایر کشورها اطلاعات صحیح بدست بیاورند، ممکن است یک علتِ کم‌اهمیتِ آن سطح بی‌تفاوتی مردم آن کشورها در مورد این موضوعات باشد، که در آن صورت انتظار بی اطلاعی می‌رود، نه روایت‌های عجیب و گزینشی در جهت تخریب مردم.
⛔️ علت اصلی اما «مدیریت رسانه‌ها» توسط دنیای استکبار است، فیلم‌های «سنگسار ثریا»، «بدون دخترم هرگز» و «آرگو» از رسانه‌های اروپا و آمریکا پخش می‌شود، حتی در مدارس آلمان از فیلم بدون دخترم هرگز به عنوان «منبع جامعه‌شناسی» ایران استفاده می‌شود.
 ⛔️این اقدامات نمی‌تواند از روی ناآگاهی باشد چون سفارت‌خانه‌ها و مسئولین دولتی و تجار با ایران در ارتباط هستند، پس به عمد و برای کاهش تاثیر انقلاب ایران در جهان است‌، چرا که انقلاب اسلامی توانست مدیریتی با محوریت «توحید» و با شعار «حمایت از مستضعفان» و با «تقویت تعقل و تفکر» بنا کند؛ پس خطری جدی برای گرایشات مردم اروپا و آمریکا که خسته از تعارضات ذاتیِ تمدن مدرن هستند به حساب می‌آید. بنابراین لازم است ایران را عقب‌افتاده نشان دهند و این موضوع به لطف تولیدات اهالی سینما در جهت «سیاه‌نمایی‌ها» و تولیداتی مانند بدون دخترم هرگز و همچنین ادعاها و اقدامات برخی از سلبریتی‌ها انجام می‌گیرد.
👤زهرا خندان

" کاری که بر زمین مانده..."

با گذشت دو سال از سقوط هواپیمای اوکراینی تعداد انگشت‌شماری اثر در روایت و روشن کردن ابعاد این حادثه تولید شده است.
🎞 مستند «امیر» که در جشنواره سینما حقیقت دیده نشد، شخصیت شهید امیر اشرفی و همسرش که در حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی پر کشیدند را نمایش داد.
🔆 این مستند روح بلند و آرام مادر و پدری‌ را به تصویر می‌کشد که در اوج صبوری و سعه صدر با رنجی که بر آنان وارد شده مواجه می‌شوند و با وجود سختی بسیار از آن به عنوان امتحان الهی و فرصت رشد یاد می‌کنند؛ گویی موضوع اصلی نمایش ایمان و صلابتی‌ست که همچنان وجود دارد...
♨️ کارگردان سعی کرده به‌جای غبارآلود کردن فضا، قضاوت و محاکمه، مطالبه صحیح بازماندگان حادثه از مسئولان که شفاف‌سازی و مقابله با خاطیان احتمالی است را روایت کند.
🔹 می‌توان حدس زد اگر شخصیت اصلی مستند از دلبستگان به نظام نبود یا محتوای اثر عناد با نظام بود؛ امکان حمایت و نامزد شدن، حتی جایزه گرفتن در جشنواره و دیده شدن را داشت.
💢 اگرچه ساخت امیر در فضای رسانه‌ای حاضر که فرصت‌طلبان راه تخریب را در پیش گرفته‌اند و سایرین سکوت را برگزیده‌اند اقدام خوبی‌ست اما این حادثه دارای حواشی و ابعاد گسترده‌ای است که جا دارد به تفصیل به هریک از آن‌ها پرداخته شود.
◀️ روند تحقیقات برای روشن شدن جزئیات حادثه، توضیح روشن چگونگی بروز حادثه، نحوه شناسایی و برخورد با مسببین احتمالی آن، جلسات دادگاه تشکیل شده برای متهمین، روال پرداخت حق و حقوق بازماندگان و دلجویی از آنان از این دست می‌باشد.
❗️گفتنی‌ست تعلل در پرداختن به این موضوعات راه را برای ساخت آثار غیرقابل اعتماد و تحریف واقعیت توسط دشمنان و فرصت‌طلبان باز می‌کند، بنابراین به حمایت و پشتیبانی جدی نهادهای ذیربط نیاز دارد.
👤 معصومه عمرانی

🔴آبتین بهانه است، مشروعیت نظام نشانه است

🔴آبتین بهانه است، مشروعیت نظام نشانه است

🔹«بکتاش آبتین» به دلایل امنیتی در زندان بوده است، وقتی از دلایل امنیتی سخن گفته می‌شود آن‌هم نسبت به یک نویسنده، شاعر و فیلمساز، حتما دلایلی بالاتر از سخنان تندوتیز انتقادی، فحاشی نسبت به اصل نظام و...‌ مدنظر است، زیرا آزادیِ بیان در جمهوریِ اسلامیِ ایران به قدری زیاد است که برخی نویسندگان منتقد در صفحه‌هایشان به راحتی از صدر تا ذیل حکومت، توهین می‌کنند و در پست‌های دیگر از چاپ کتاب‌هایشان در ساختار نظام اسلامی سخن می‌گویند؛ برخی از فیلمسازان، علنا در مصاحبه‌هایشان، علیه نظام و ساختار حکومتی ابراز نظر می‌کنند و دوباره با اقبال بیشتری با پول همین حکومت فیلم می‌سازند؛ برخی از بازیگران هم که در فحاشی و تهمت ظالم به نظام، گوی سبقت را از هم می‌ربایند، حتی بازیگری که مدتی پیش، وضعیت مملکت را داغون  و امید داشتن در آن را غیرممکن می‌داند، باز هم خندوانه را تولید می‌کند!!
 دیگری که صداوسیما را چرند می‌داند، اما با آن همکاری می‌کند!! با وجود این مصادیق، دلایل امنیتی احتمالا فراتر از مباحثی است که حدِ کمتر از آن، در حکومت‌های دیگر، حبس دارد.
🔹فارغ از مسئله‌ی آقای آبتین، عکس‌العمل‌های اهالی رسانه و هنر قابل توجه است؛
کانون نویسندگان، حکومت را آزادی ستیز می‌خواند و زندانیان سیاسی را دلاوران آزادی‌خواه.
⛔️برخی از بازیگرانِ همیشه در صحنه‌ی مبارزه با ظلمِ حکومت هم، آه و افغان سردادند و ظالم را نفرین کردند!!
بعد از پیام «خانه سینما»، «غزاله معتمد» فریاد می‌زند که هیئت مدیره در رکاب ظلم است!
فیلمسازی دیگر بر جامعه‌ی هنری شرم می‌باراند که بازتولیدکننده‌ی روایت قاتلان هنرمندان است، فیلمساز دیگری فریاد می‌زند که خانه سینما بخشی از حاکمیت است.
⛔️ خانه سینما هم که در بیانیه‌اش، حکومت را ظالم خطاب نکرده بود، بعد از واکنش‌ها، از جریحه‌دار شدن احساسات اهالی سینما عذرخواهی کرده است، این اقدام خانه‌ی سینما یکی به نعل و یکی به میخ زدن است و با این قشر از هنرمندان که ظلم را در حاکمیت می‌بینند، همراهی نموده است.
⛔️این سخنان جز این نیست که حتما باید حاکمیت‌ستیز باشی تا در جامعه‌ی هنرمندان پذیرفته شوی‼️  اقدامات اهالی سینما و به تبع خانه‌ی سینما با سیاست همخوان‌تر است تا فرهنگی که باید منتقل‌کننده‌ی ارزش‌های انسانی باشد. راستی مگر جامعه‌ی هنرمندان جدا از مردم هستند، مردمی که جزوی از حاکمیت هستند. هالیوود و سایر ساختارهای تمدن غرب در خدمت اهداف تمدنی دنیای استکبار هستند و هر کس خارج از آن ابراز نظری کند و حقیقتی چون ظلم به فلسطین و.... را فریاد بزند، از دایره‌ی هنرمندان، خارج می‌شوند.
البته باید به این افراد گفت؛ شماها هم در خدمت دنیای استکبار هستید، چگونه است که فریاد ظلم و مرگ بر ظالم می‌دهید ⁉️ خودتان مصداقِ بارز ظلم بر اذهان و افکار مردم با تولیدات مسمومِ‌تان هستید‼️ چگونه در کنارِ ظالمان و خون‌آشامانِ ملت ایران، شعار ظلم‌ستیزی می‌دهید⁉️
⁉️چگونه است برای امثال آبتین‌ها قلم‌فرسایی می‌کنید اما برای شهدای هسته‌ای چیزی نمی‌گویید
شهدای هسته‌ای که در معرکه‌ی جنگ نبودند که بگویید خودشان خواسته‌اند، بلکه در شهر و در کنار ما، در جلوی چشم خانواده‌هایشان با بمب‌گذاری و نقش مستقیم صهیونیست به درجه‌ی شامخ شهادت نائل شدند و جرمشان فقط علم‌شان بود و وطن فروش نبودنشان.
آنها که به معشوق خود رسیدند و طبق سنت ثابت هستی خون‌هایشان، آبادانی کشور را به دنبال دارد اما اینجا شماهایی که بزدلانه زیر پوشش صلح برای همه‌ی جهان پنهان شدید و چیزی نگفتید خودتان را رسوا کردید‼️
چطور برای امثال آقاسلطان‌ها، یقه پاره می‌کنید اما برای «ذوالعلی‌ها» و «خلیلی‌ها» که در فتنه‌ی ساخته شده از همراهی همیشگی‌تان با ساختار مستکبر جهانی به شهادت رسیدند، سخنی نمی‌گویید.
لال باد دهانی که حقیقت را وارونه جلوه می‌دهد، کور باد چشمانی که خود را بازیچه‌ی دنیای استکبار کرده‌اند.

غربِ دور شرق نزدیک در اولین روز جشنواره عمار

غربِ دور شرق نزدیک در اولین روز جشنواره عمار

مستند «غربِ دور شرق نزدیک» به کارگردانی عبدالرضا هادی‌زاده به روابط ایران و چین در دولت گذشته می‌پردازد.
🔹چین به عنوان قدرتی جهانی در عرصه دیپلماسی سیاست‌هایی همسو با ایران را در مجامع بین‌المللی اتخاذ می‌کند و رابطه با ایران را حتی در دوران تحریم حفظ می‌کند.
از طرف دیگر دولت «حسن روحانی» در خیال خام رابطه با غرب است، این وهمیات در سفر رئیس جمهور چین به تهران نیز آشکارتر می‌شود و «جین‌پینگ» نیز دستاورد چندانی از این سفر ندارد تا اینکه نظام تصمیم دیگری می‌گیرد.
🔹مستند اثر خوش‌ساختی است، حاشیه روی ندارد و سندی برای ثبت در تاریخ محسوب می‌شود.

فراموش نمی‌کنیم

فراموش نمی‌کنیم

ملت ایران فراموش نمی‌کنند⬇️
❌ به شهادت رسیدن جوان‌های مخلص، متفکر و مدبر را که به واسطه‌ی کمک‌های شرق و غرب و در راس آن آمریکا به صدام ملعون انجام گرفت
❌سرنگون کردن عمدیِ هواپیمای مسافربری توسط ناو آمریکایی وینسن را
❌ بمباران شیمیایی سردشت را که با همکاری گسترده آلمان، آمریکا، انگلیس، فرانسه، اتریش، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا و سوئد با رژیم بعث در زمینه فروش تجهیزات بیولوژیک انجام گرفت
❌ بی‌اثر ماندن مصوبه شورای امنیت سازمان ملل در محکومیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان و جنایات جنگی آشکار «صدام» با وتوی آمریکا را
❌ آموزش نفوذی‌ها در مراکز آموزشی انگلستان و سایر دول غربی و متصدی شدن آنان بر بخشی از مدیریت کشور را
❌ ملقب شدن ایران به محور شرارت بعد از در باغِ سبز خاتمی به احمق‌های بین‌الملل را
❌ فتنه‌ی هشتادوهشت و نابود شدن بخشی از سرمایه‌های کشور را
❌ حادثه‌ی منا را
❌ فتنه‌ی نودوهشت با سومدیریتِ مدیرانِ غرب‌زده را

و فراموش نمی‌کنیم
❌ جنایت صهیونیست در به شهادت رساندن دانشمندان هسته‌ای در مقابل چشم خانواده‌هایشان را
❌ جنایت آمریکا برای به شهادت رساندن سردار دل‌ها را

و فراموش نمی‌کنیم
❌ درگذشتگان سیل، زلزله، سوانح رانندگی، کرونا و... را
و
❌ درگذشتگان واقعه‌ی هواپیمایی اوکراین را که مقلب به شهید شدند
 
🔸ملت ایران، همان‌لحظه که هواپیما سقوط کرد، مانند تمام وقایع تلخ این چندساله‌ی کشور داغدار شدند و دلشان به درد آمد.

⁉️اما چندی از سلبریتی‌ها که همواره بر طبل بی‌کفایتی کشور می‌کوبند، چه چیزها را فراموش نمی‌کنند؟
❌مجوز نگرفتن برخی از فیلم‌هایشان که علنا فرهنگ ایرانی_اسلامی را نابود می‌کند
❌عریان نشدن و محدودیت‌های نمایش محتواهای جنسی در محصولات به اصطلاح فرهنگی‌یشان
❌ اعدام مجرمینی چون افکاری
❌ زندانی شدن مجرمین امنیتی
و...
و همچنین بعد از چندروز که متوجه می‌شوند، هواپیما با اشتباهِ فردی ساقط شد، آنموقع یادشان می‌آید که فراموش نکنند درگذشتگان هواپیمای اوکراین را!!

⚠️اجازه دهید با توجه به مشی کلی‌تان این فراموش نکردن را هم سیاسی بدانیم...

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

🔻حسن نقاشی: کسانی که ادای اپوزسیون را در می‌آورند اکراه کنند و از جشنواره حکومتی جایزه نگیرند.
🔻حسن وزیرزاده: از مخالفان حاج قاسم سلیمانی دعوت می‌کنم مستند «آورتین» را تماشا کنند.
🔻محسن اسلام‌زاده: حال منطقه شوش و هرندی خوب نیست و با شعار دادن درست نمی‌شود کارتن خواب‌ها وجود دارند و نیازمند افراد مثل خانم علیزاده هستند.
 خانم سپیده علیزاده ( سوژه اصلی مستند «هیچکس منتظرت نیست»)در حال کوچ به کرج است، خواهش می‌کنم هر کسی که دستش می‌رسد فکری برای این قضیه کند.
🔻جعفر نجفی: ابتدا این جایزه را به پدر و مادر بختیاری‌ام تقدیم می‌کنم/ در نهایت تقدیم بعدی من برای این جایزه هدیه آن به مردم نجیب، اصیل و بزرگِ بختیاری است.
🔻مهدی قربانی: ضمن اشاره به مهاجرت برخی هنرمندان به خارج از کشور، از مسئولان خواست جلوی این جریان را بگیرند و به‌ویژه نگذارند در بخش مستند این اتفاق بیفتد.
🔻محمد سلیمی‌راد جایزه‌اش را به روح پدر شهیدش اهدا کرد.

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

👤رئیس سازمان سینمایی:
🔸مهم‌ترین بحث فرهنگی دولت سیزدهم به ویژه در زمینه سینما؛ گفتمان انقلابی و نهضت تولید محتوایی در کشور است؛ اما این، به معنای ایجاد محدودیت برای سینماگران نیست.

🔸در این مدت شصت روز بیش از پانصد نفر را ملاقات کردم که شامل سینماگران و دست اندرکاران تولید و مردم بوده و همگی از شرایط موجود ناراضی بودند.

🔸سینمای ایران متعلق به ده هزار نفر است، نمی‌توانیم بگوییم که همه امکانات و تجهیزات در اختیار ۲۰؛ ۳۰ نفر باشد. دوران پدر خواندگی در سینمای ایران تمام شده است. مشکلات سینمای امروز ناشی از تساهل و تسامح مدیریت پیشین است.
دوران تلفن زدن و سفارش کردن تمام شده است.

🔸نگران چشمان منتظر فیلمسازان شهرستان‌ها، هنرمندان بدون رانت و خانواده‌های ارجمند همکاران و سینماگران هستیم.

🔸سال آینده سال جهش تولید در حوزه سینما و به ویژه فضای مستند خواهد بود، قول میدهم بودجه بخش تولید افزایش یابد.

🔸درهای سازمان سینمایی به روی همه هنرمندان با گرایش‌ها و تفکرات گوناگون باز است.

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

این جمله‌، ادعای عوامل فیلم مستند «خون‌ریزی» پس از پایان نمایش فیلم، در سالن سینما چهارسو است.
✅«محمد خوشدل‌فر» اولین تجربه حضورش در جشنواره سینما حقیقت را پرهیاهو آغاز کرد. مستند او که از دل پژوهش مطالب، تصاویر و فیلم‌ها بیرون آمده، واقعیت تلخی‌ست که آیه «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت»ْ را تداعی می‌کند.

 🎞 مستند کوتاه ملی «خونریزی» درباره تصویب قانون آزادی سقط جنین در امریکا و اتفاقات پس از آن است؛ دلایل طرح این قانون، مخالفان و موافقان و تحولاتی که در طرفدارن این قانون رخ می‌دهد شاکله این فیلم مستند است.

 ♨️غم‌انگیزترین و در عین حال موثرترین صحنه فیلم، صحنه‌ایست که در آن دست و پا زدن جنینِ در حال سقط نمایش داده می‌شود. این تصویر سبب تحول یکی از طرفدارن سرسخت آزادی سقط جنین و مسئول یکی از شعبه‌های «پِلندپَرنت‌هود»؛ بزرگترین مرکز سقط جنین امریکا می‌شود.

🔸«خون‌ریزی» تجربه‌ای حقیقی را پیش روی همگان قرار می‌دهد تا هر انسان آزاده‌ای با قوه عاقله خود، این عمل و آزادی‌های بی‌بندوبارِ پوشش و روابط جنسی که زمینه‌ ایجاد این درخواست شد را نفی کند.

ذره ای امید

ذره ای امید

فیلم «هم‌قدم» به کارگردانی محسن سخا از معدود فیلم‌‌های جشنواره‌ای در بخش مسابقه ملی « سینما حقیقت» است که از روایت تلخ و افسرده فاصله دارد. مرد خانواده با سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و همسرش مهربانانه در کنار اوست، با وجود شرایط سخت؛ خانواده از هم‌پاشیده و نگون بخت معرفی نمی‌شود.

⚠️این فیلم در مقایسه با فیلم‌های مستندی مانند؛ «پائیزان» و «آشیانه خالی» که هر دو روایت بی‌مهری فرزند به پدرومادر سالخورده است، امیدبخش است.

🔹اگرچه این دو فیلم نیز واقعیتی انکار ناپذیر است اما کارگردان می‌تواند با انتخاب سوژه‌، نوع روایت و پایان‌بندی آن علاوه بر بیان دغدغه‌اش، پیام روشنی به مخاطب بدهد، فرهنگ‌ بد را نقد کند و حتی در جهت اصلاح و اعتلای فرهنگ حرکت کند.

جایگاه ایران در تولید فیلم‌های راهبردی کجاست؟

جایگاه ایران در تولید فیلم‌های راهبردی کجاست؟

هالیوود در مورد خارج کردن نیروهای آمریکایی از افغانستان فیلم می‌سازد تا ″تحقیر شدنی″ که به واسطه درک غلط از حضورشان در افغانستان داشتند را تحریف کند، «تل ماسه» و فیلم‌های مشابه را تولید می‌کند که در فضای آماده کنونی، روایت آخرالزمانی خود را به خورد مخاطب دهد.

▪️امارات متحده فیلم‌های «الکمین» و «موصل» را درباره حضورش در جنگ یمن و آزاد سازی شهر موصل از دست داعش؛ با وجود به کارگیری فیلم‌سازان خارجی، می‌سازد تا پیش‌دستانه روایت خود را تبیین کند.

▪️اسرائیل فیلم‌های مهمی همچون؛ زندگی حضرت موسی و فیلم‌های راهبردی با هدف ″عادی‌سازی″ روابط با کشورهای منطقه را تولید کرده و می‌کند.
 سایر کشورها نیز که هر کدام مبتنی بر سیاست‌ها و رهبردهایشان در صدد ترویج ایدئولوژی‌هایشان هستند.

⁉️اما سهم ایران در این هیاهوی رسانه‌ و هنر که غالبا در خدمت ″تحریف″ است، کجاست؟ چگونه می‌توان ذهنیتی که به‌واسطه چنین فیلم‌هایی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد را تصحیح کرد؟!

فیلم‌های برگزیده بخش شهید آوینی بی‌تناسب با نام شهید

فیلم‌های برگزیده بخش شهید آوینی بی‌تناسب با نام شهید

جشنواره مهم مستند «سینما حقیقت» با دبیری ″محمد حمیدی‌مقدم″، پانزدهمین دوره خود را به دو صورت حضوری و مجازی پشت سر گذاشت.

خبرگزاری روبش با تماشا و بررسی ویژه‌ی تعداد بالا و تقریبا تمامی فیلم‌های بخش ملی پانزدهمین دوره از جشنواره و تعدادی از فیلم‌های بخش شهید آوینی و همچنین بخش بین‌الملل، برخی آسیب‌های مهم این رویداد را با هدف تبیین و سپس اصلاح در این یادداشت بیان می‌نماید. همچنان که در حین برگزاری جشنواره نیز به آسیب‌ها و نقاط قوت برخی از فیلم‌های اکران شده در جشنواره پرداخت.
بررسی مجزای همه فیلم‌های اکران شده در این رویداد، به ویژه فیلم‌های برگزیده در بخش‌های مختلف، برای آگاهی بخشی و به منظور رشد کیفی مستندهای «سینما حقیقت» لازم است اما با توجه به فراگیر بودن مخاطبِ نوشتار؛ کلیت جشنواره و موارد مهم آن بیان می‌شود و بررسی جداگانه تعداد دیگری از فیلم‌ها به زمان آینده موکول می‌گردد.
در این دوره از جشنواره فیلم‌های مستندِ برگزیده که در بخش‌های مسابقه ملی، جایزه شهید آوینی و بخش بین‌الملل اکران شد ویترینی از سلایق، اهداف و نگرش‌های مختلف بود. فیلم‌های مستند انتقادی با روایت ناقص و جهت‌دار و حتی ناامید کننده همانند مستندهای؛ «احتضار» به کارگردانی حجت طاهری، «مادر بی‌سیم» زهرا نیازی، «چهره‌پرداز» جعفر نجفی، «من زنده برگشتم» مجتبی حیدری، «گود» آیدین حلال زاده و سپیده سالاروند، «گزارش یک کوچ» عبدالخالق طاهری و... و برخی همانند مستند انتقادی اما قاعده‌مند «امیر» به کارگردانی داود میرزابیگی، مستندهایی امیدبخش همانند فیلم ‌مستند «هیچ کس منتظرت نیست» محسن اسلامزاده و «قلعه برقرار» حسن نقاشی، «بچه‌های زمین خاکی» میکائیل دیانی، «برایمان بمان» سمیه کریمی و مستندهایی با رویکرد پژوهشی و گزارشی همچون «دبستان پارسی» حسن نقاشی، «نان بی‌جان» رضا پر دل، «سرخ‌های زرد» محمد مهدی خالقی، «جابجایی یا نابجایی» پریسا گرگین و حتی مستندهایی بی‌محتوا، در بین فیلم‌های این دوره از جشنواره وجود داشت.

آنچه در رویداد پانزدهم خودنمایی کرد رویکرد برخی از فیلم‌های بخش «شهید آوینی» و به ویژه سه فیلم مستندی‌ست که موفق به دریافت جایزه شدند. فیلم‌های با سوژه‌های تقریبا مشابه و پیامی یکسان که به نظر قابل تأمل است و توجه ویژه‌ای را از سوی تمامی مسئولان و مدیران دست‌اندکار در مباحث «جنگ و مقوله مقاومت» می‌طلبد.
چند سالی‌ست که در جشنواره‌های مختلف موضوع جنگ به صورت کلی، جنگ تحمیلی و بازماندگان دوران جنگ مورد توجه هنرمندان قرار گرفته است. مضمون فیلم‌های مختلفی که در این باب ساخته شده نشان از بی‌توجهی و یا کم‌کاری و حتی قصور مدیران و مسئولان دخیل در امر دارد. سخن درباره فیلم‌های با موضوع جنگ و حواشی آن بسیار است و بعضا در یادداشت‌های گذشته بخصوص در مطالب پیرامون «جشنواره فیلم کوتاه» به آن پرداخته شده است اما آنچه اکنون مطرح است سه فیلم برگزیده جایزه شهید آوینی؛ یعنی فیلم «سرباز شماره صفر» برنده جایزه تندیس طلایی به کارگردانی محمد سلیمی‌راد، فیلم «روزهای ناتمام» مهدی قربان‌پور برنده تندیس نقره‌ای و برنده تندیس برنزی شهید آوینی؛ فیلم «تفنگ برادرم» اثر کامران جاهدی‌ در جشنواره مستند سینما حقیقت است.
مستند «سرباز شماره صفر» داستان رزمنده‌ای‌ است که در پی مریضی همسرش و بالا بودن مخارج درمان وی و همچنین خودش، قصد گرفتن دفترچه بیمه و استفاده از مزایای جانبازی است. او با مشقت فراوان نمی‌تواند زخمی و جانباز شدنش را اثبات کند و دفترچه بگیرد. در نهایت می‌گوید از همه چیز پشیمان است و در قبال جبهه رفتن چیزی عایدش نشده! صحنه‌های پایانی فیلم بشدت ناامید کننده و تلخ است و تنها با خوشبینی می‌توان از کنار آن رد شد.
فیلم «روزهای ناتمام» نیز مشابه فیلم قبلی، معرفی رزمنده‌ایست که چیزی از جنگ عایدش نشده و همچنین پس از سه سال جهاد در زمان کرونا نیز جایی استخدام نمی‌شود. احوالات این رزمنده نیز گلایه از زمان جنگ و انتقاد است؛ او می‌گوید «اصلا چرا بچه‌ این سنی را گذاشتند برود جنگ». در این فیلم نیز همانند فیلم قبلی، تنها با نگاه خوشبینانه می‌توان از برخی طعنه‌، کنایه و نماد سازی آن عبور کرد و فیلم را در ضدیت با نظام تفسیر نکرد.
فیلم «تفنگ برادرم» نیز قصه «خواهر بسیطی» زن قهرمانی از گیلانغرب است که پس از سال‌ها رشادت مردانه در زمان جنگ تحمیلی مورد بی‌مهری مسئولان قرار می‌گیرد و سرانجامش به ″خودکشی″ ختم می‌شود. تفاوت این زن قهرمان با رزمنده‌های دو فیلم قبلی، مقاومت در قبال شماتت دیگران و پایبند بودن به اهداف و عقاید خویش است.

هر سه فیلم روایت‌های واقعی هستند که نمی‌توان آن را نادیده گرفت و انکار کرد و پیام ناخوشایندشان در حکم تلنگری اساسی برای مسئولان و مدیران مربوطه است که نباید اجازه بدهند چنین واقعیت‌هایی به‌وقوع بپیوندد.
از طرفی هوشمندی و دقت نظر تمام نهادهای ذیربط را می‌طلبد که مراقبت کنند تا تمام حقایق جنگ به درستی بیان شود و تنها روایات «ناقص»، «جشنواره‌پسند» و ذیل اهداف «سند ۲۰۳۰» تولید و اکران نشود.


متاسفانه در سال‌های اخیر علاوه بر تعددِ آثار ضد جنگ، معرفی و پرداختن به جانبازان و یا بازماندگانِ پشیمان و منفعل و به حاشیه رانده شده، افزایش یافته و این موضوع نگران کننده است. آسیبی که در فیلم‌های ذکر شده نیز بارز بود. مضاف بر این، نمایش تلخی، ناامیدی و بن‌بستی‌ست که در هریک از این سه فیلم نمود دارد و مهم تر از آن در نظر گرفتن هر سه فیلم باهم، به عنوان برگزیدگان جشنواره القای نامناسبی بدنبال دارد. در حالی که هر یک از این فیلم‌ها در عین طرح واقعیت می‌توانست نتیجه متفاوتی از شکل کنونی داشته باشد و یا حداقل تلخی آن تقلیل یابد.
علاوه بر فیلم‌های برگزیده بخش شهید آوینی، تعداد قابل توجهی از فیلم‌ها نیز همانطور که در طی برگزاری جشنواره به آن پرداخته شد به موضوع مهاجران افغان اختصاص داشت.
از موضوعات دیگری که مورد توجه هنرمندان و هیئت انتخاب جشنواره بوده، پرداختن به «نیازهای جنسی و عاطفی اقشار معلول» است. این موضوع از سوژه‌های جدید و به نظر مهمی است و نیاز است که سمت و سوی درستی برای آن تعریف شود. زیرا دو فرضیه برای طرح آن در فیلم‌ها مطرح است؛ فرض اول صورت مسئله‌ایست که بیان شده؛ یعنی مسئله نیاز جنسی و عاطفی افرادی‌که همانند مردم عادی جامعه نمی‌توانند ازدواج کنند و فرض دوم طرح کلی مباحث جنسی به بهانه این قشر از افراد جامعه است. در صورت صحت فرض دوم، لازم است که اصل مسئله با هوشیاری و به شیوه صحیح بیان شود نه به واسطه این قشر و به این طریق.
فیلم‌های مستند «ریتم کند» به کارگردانی محسن علیدادی، «یکی از رؤیاهای من» محسن هادی و «رنج عاشقی» علی‌اکبر نوروزپور از جمله این فیلم‌ها هستند. نقدی که به هر سه فیلم وارد است اکتفا به طرح مسئله بدون حصول نتیجه‌ی قابل قبول است. به عنوان نمونه در فیلم مستند ریتم کند کارگردان اثر، بجای برخی سکانس‌ها که تنها به کشدار کردن فیلم منتهی شد می‌توانست با رجوع به چند کارشناش و متخصص، اثر خود را غنا بخشد و آن را تلخ و ناامید به اتمام نرساند اما تنها به زندگی فرد معلول ذهنی و حواشی زندگی او اکتفا نمود.
این نوع از طرح مسئله در فیلم‌های با موضوع محیط زیست هم مشهود بود. فیلم‌هایی از نوع «همه می‌دانند» و بی نتیجه! فیلم مستند «احتضار» مشکلاتی پراکنده همچون؛ قطع بی‌رویه درختان برای مصارفی مانند فروش و تولید زغال، آتش‌سوزی جنگل‌ها، بی‌مبالاتی مسئولان و فقر مردم منطقه را دست‌مایه خود قرار داده بود.
روش بیان مشکلات که در این گونه از مستندها انتخاب می‌شود مشابه شبکه‌های معاند است که کمک چندانی به حل آن نخواهد کرد و تنها بار روانی آن بر مخاطب و جامعه تحمیل خواهد شد. بنابراین نیاز است هزینه- فایده آن بررسی شود یا بهتر آنکه همانند مستندهایی مانند «زندگی در آرشیو» گروه مستند ساز با پیگیری سوژه به سرانجامی قطعی برسند و یا در راستای رسیدن به پایانی مناسب و امیدبخش تلاش کنند.

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

🔻حسن نقاشی: کسانی که ادای اپوزسیون را در می‌آورند اکراه کنند و از جشنواره حکومتی جایزه نگیرند.
🔻حسن وزیرزاده: از مخالفان حاج قاسم سلیمانی دعوت می‌کنم مستند «آورتین» را تماشا کنند.
🔻محسن اسلام‌زاده: حال منطقه شوش و هرندی خوب نیست و با شعار دادن درست نمی‌شود کارتن خواب‌ها وجود دارند و نیازمند افراد مثل خانم علیزاده هستند.
 خانم سپیده علیزاده ( سوژه اصلی مستند «هیچکس منتظرت نیست»)در حال کوچ به کرج است، خواهش می‌کنم هر کسی که دستش می‌رسد فکری برای این قضیه کند.
🔻جعفر نجفی: ابتدا این جایزه را به پدر و مادر بختیاری‌ام تقدیم می‌کنم/ در نهایت تقدیم بعدی من برای این جایزه هدیه آن به مردم نجیب، اصیل و بزرگِ بختیاری است.
🔻مهدی قربانی: ضمن اشاره به مهاجرت برخی هنرمندان به خارج از کشور، از مسئولان خواست جلوی این جریان را بگیرند و به‌ویژه نگذارند در بخش مستند این اتفاق بیفتد.
🔻محمد سلیمی‌راد جایزه‌اش را به روح پدر شهیدش اهدا کرد.

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

👤رئیس سازمان سینمایی:
🔸مهم‌ترین بحث فرهنگی دولت سیزدهم به ویژه در زمینه سینما؛ گفتمان انقلابی و نهضت تولید محتوایی در کشور است؛ اما این، به معنای ایجاد محدودیت برای سینماگران نیست.

🔸در این مدت شصت روز بیش از پانصد نفر را ملاقات کردم که شامل سینماگران و دست اندرکاران تولید و مردم بوده و همگی از شرایط موجود ناراضی بودند.

🔸سینمای ایران متعلق به ده هزار نفر است، نمی‌توانیم بگوییم که همه امکانات و تجهیزات در اختیار ۲۰؛ ۳۰ نفر باشد. دوران پدر خواندگی در سینمای ایران تمام شده است. مشکلات سینمای امروز ناشی از تساهل و تسامح مدیریت پیشین است.
دوران تلفن زدن و سفارش کردن تمام شده است.

🔸نگران چشمان منتظر فیلمسازان شهرستان‌ها، هنرمندان بدون رانت و خانواده‌های ارجمند همکاران و سینماگران هستیم.

🔸سال آینده سال جهش تولید در حوزه سینما و به ویژه فضای مستند خواهد بود، قول میدهم بودجه بخش تولید افزایش یابد.

🔸درهای سازمان سینمایی به روی همه هنرمندان با گرایش‌ها و تفکرات گوناگون باز است.

تنها باورهای ما هستند که ما را دَر زندگی محدود می‌کُند

تنها باورهای ما هستند که ما را دَر زندگی محدود می‌کُند

🎞مستند «ای کاش داد می‌زدم» داستان یک معلمِ نهضت سوادآموزی است و بر اساس یک گذشته به تدریس اتباع افغان علاقه نشان می‌دهد، اما با توجه به قانون نهضت سوادآموزی، باید به ازای هر افغان یک ایرانی را نیز ثبت‌نام کند، تا بتواند امتیاز معلمی خود را حفظ کند. او در این مسیر تلاش فراوانی می‌کند.
مستند روایت اغراق آمیزی از مسئولیت‌پذیری خانم معلم دارد که بدلیل هم‌بازی نشدنش با یک دختر افغان در کودکی پشیمان است و عذاب وجدان دارد. همچنین سعی دارد داشتن ارتباط حسنه با اتباع را به نمایش بگذارد و انسانیت را محور قرار دهد.

🔷 از طرف دیگر در این مستند زنانِ ایرانی که از سطح فرهنگی بالایی برخوردار نبودند، نمایش داده می‌شوند و به تبع آن ازدواج دختران در سنین پایین و فرزندآوری تقبیح می‌گردد.
 درست است که واقعیت آن قشر است اما ناخودآگاه به تناسب بین ارزش‌هایی چون ازدواج در سن مناسب و فرزندآوری بالا با کم‌سوادی منجر می‌شود.

🔶 نکته‌ی قابل تامل در این مستند، قرار دادن صحبت‌های شوهر یکی از زنان بود که ادعا می‌کرد؛ «الان باید به فکر ایمان و آخرت خودمون باشیم نه سواد»، و یا در جواب حرف معلم که می‌خواهد به منزل آن‌ها برود می‌گوید؛ «محرم و نامحرمی گفتن، ما چندخانواده یه جا زندگی می‌کنیم، نامحرم مخصوصا زن بده».
بعد از این مکالمه معلم بر روی تخته می‌نویسد:
تنها باورهای ما هستند که ما را دَر زندگی محدود می‌کُند.
این کلام تاحدی درست است چون اگر باورها درست باشند سبب رُشد می‌شود. انسان، بدون باور قادر به زندگی نیست.
و از سویی این کلام بعد از مکالمه با آن مرد که آخرت‌گرایی را منافات با علم‌آموزی می‌دانست، چه نتیجه‌ای دربردارد⁉️ جز آنکه در ذهن مخاطب یک تناسب بین آخرت‌گرایی و رعایت محرم‌ونامحرم با تحجر و زن را در حد ضعیفه دانستن برقرار می‌کند⁉️.

❌ این دست مستندها هرچند از واقعیت پرده برمی‌دارد اما تمام واقعیت نیست، چرا باید مسئله‌ی مهمی چون ازدواج به‌هنگام و فرزندآوری بالا اینقدر حقیر نمایش داده شود؟
زهرا خندان

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

این جمله‌، ادعای عوامل فیلم مستند «خون‌ریزی» پس از پایان نمایش فیلم، در سالن سینما چهارسو است.
✅«محمد خوشدل‌فر» اولین تجربه حضورش در جشنواره سینما حقیقت را پرهیاهو آغاز کرد. مستند او که از دل پژوهش مطالب، تصاویر و فیلم‌ها بیرون آمده، واقعیت تلخی‌ست که آیه «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت»ْ را تداعی می‌کند.

 🎞 مستند کوتاه ملی «خونریزی» درباره تصویب قانون آزادی سقط جنین در امریکا و اتفاقات پس از آن است؛ دلایل طرح این قانون، مخالفان و موافقان و تحولاتی که در طرفدارن این قانون رخ می‌دهد شاکله این فیلم مستند است.

 ♨️غم‌انگیزترین و در عین حال موثرترین صحنه فیلم، صحنه‌ایست که در آن دست و پا زدن جنینِ در حال سقط نمایش داده می‌شود. این تصویر سبب تحول یکی از طرفدارن سرسخت آزادی سقط جنین و مسئول یکی از شعبه‌های «پِلندپَرنت‌هود»؛ بزرگترین مرکز سقط جنین امریکا می‌شود.

🔸«خون‌ریزی» تجربه‌ای حقیقی را پیش روی همگان قرار می‌دهد تا هر انسان آزاده‌ای با قوه عاقله خود، این عمل و آزادی‌های بی‌بندوبارِ پوشش و روابط جنسی که زمینه‌ ایجاد این درخواست شد را نفی کند.

ذره ای امید

ذره ای امید

فیلم «هم‌قدم» به کارگردانی محسن سخا از معدود فیلم‌‌های جشنواره‌ای در بخش مسابقه ملی « سینما حقیقت» است که از روایت تلخ و افسرده فاصله دارد. مرد خانواده با سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و همسرش مهربانانه در کنار اوست، با وجود شرایط سخت؛ خانواده از هم‌پاشیده و نگون بخت معرفی نمی‌شود.

⚠️این فیلم در مقایسه با فیلم‌های مستندی مانند؛ «پائیزان» و «آشیانه خالی» که هر دو روایت بی‌مهری فرزند به پدرومادر سالخورده است، امیدبخش است.

🔹اگرچه این دو فیلم نیز واقعیتی انکار ناپذیر است اما کارگردان می‌تواند با انتخاب سوژه‌، نوع روایت و پایان‌بندی آن علاوه بر بیان دغدغه‌اش، پیام روشنی به مخاطب بدهد، فرهنگ‌ بد را نقد کند و حتی در جهت اصلاح و اعتلای فرهنگ حرکت کند.

احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم

احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم


🗣 زنان، کودکانی هستند که زود فریفته می‌شوند، فریبنده هستند، فریبکار نه
🗣احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم
🗣اگر مادرم از من می‌پرسید میخواستی بدنیا بیای یا نه؟..قطعا جوابم نه بود...

🎥این جملاتی از گفتگوهای فیلم مستند
«یاشماق» به کارگردانی «رضا غلامی مطلق» در بخش مسابقه نیمه بلند ملی در جشنواره حقیقت است.

⚛️ مستند، روایتگرِ زندگی سه بازیگرِ زن تئاتری است که هرکدام گرفتار سنت‌های برخی از ترکمن‌ها شده‌اند.

1⃣ زنی است که با سنت «قارشلق» ازدواج کرده است، در این سنت، یک دختر به یک خانواده می‌دهند و یک دختر می‌گیرند. اگر بنا به هر دلیلی یکی از زوجین طلاق بگیرند زوج دیگر نیز باید از هم جدا شوند.
⛔️ ظلمی آشکار در سنتی اشتباه که اختیار در انتخاب همسر را از دختران و پسران سلب کرده است و بدتر از آن، محکوم به طلاق و به طبع آن؛ همانند «صاحب جمال» در این مستند، محکوم به ندیدن فرزند می‌شوند.
 🔴 برادر «صاحب جمال» طلاق گرفته و بچه را نزد خود نگه داشته، به همین دلیل خواهرش نیز حق دیدن فرزندش را ندارد.او از اقدام قانونی نیز هراس دارد و منصرف می‌شود زیرا اطرافیان به او گفته‌اند که آن‌ها در هر صورت بچه را تحویل نمی‌دهند چون زورشان بیشتر است. او برای مقابله با سنت‌های اشتباه، خود را مشغول بچه‌های روستا و تئاتر می‌کند.

2⃣ زنی معرفی می‌شود که با رسیدن به مقطع پیش‌دانشگاهی باید بخاطر عرف خانوادگی و سن‌اش، ازدواج کند؛ ازدواج با مردی که یک‌ماه بعد از جواب مثبت، او را می‌بیند.
این زن از زندگی‌اش راضی نیست و همسرش بدلیل سردی عاطفی نمی‌تواند او را هیچ‌جوره خوشحال کند.

3⃣ دختری که برای پسرعمویش نشان شده و به او علاقه‌ای ندارد اما اصرارهای پدر و ترس از آینده که اگر با غریبه‌ای بدتر از او ازدواج کند و حامی نداشته باشد،  دختر را نگران از دادنِ جواب منفی کرده، اما در نهایت تصمیم می‌گیرد، جواب «نه» بدهد حتی اگر در آخر مجبور به گفتن «بله» شود.

🔔نمایش سنت‌های اشتباهِ قومی جزو رسالت‌های مستند در بخش ملی است، آن‌هم سنت‌هایی که منجر به ظلم به زنان در محیط خانواده شود، ″دادخواهی‌ای″ که «مقام معظم رهبری» آن را بارها تکرار کرده‌اند.
⭕️ اما در این مستند، تنها، راهکارِ فرهنگی معرفی شده که بسنده نیست، به ویژه در موردی که زن با توجه به «قوانینِ جمهوری اسلامی» می‌تواند به راحتی حضانت طفلِ خود را بگیرد.

❓ *چرا حاشیه سازی*
 ⛔️کارگردان مستند اگر به جای القای غیرمستقیم رهایی این زنان از بار روانی ظلمی که به آنان شده، توسط «موسیقی، رقص و سیگار» به ایجادِ جسارت برای گرفتن حق از مجاریِ قانونی اهتمام می‌ورزید کار ارزنده‌ای انجام داده بود و برای جلب توجه نیازی به نمایش «حرکات موزون» و «شانه‌زدن مو» از پشت پرده نداشت.

🔴 *بازهم سیاست‌های ضد جمعیت*
❗️ نکته‌ی قابل تامل این مستند اشاره به انگیزه‌های خودخواهانه فرزندآوری است؛ یکی از انگیزه‌ها نامطلوب فرزندآوری ″ادامه یافتن نسل″ معرفی می‌شود‼️ و در ادامه ادعای زن کارگردان مطرح می‌شود که می‌گوید: اگر مادرم از من می‌پرسید «میخواستی بدنیا بیای یا نه؟ قطعا جوابم نه بود»...اینکه «نسلی بیارم و در دنیای عجیب و غریب رها کنم، خودخواهیه»‼️
این نوع حرف‌ها در کلامِ «صاحب جمال» نیز بود که هم در مطلع و هم در پایان گفت: «احساس گناه می‌کنم بچه‌ای بدنیا آوردم و رهایش کردم...»

⚛️ این ادبیات، خودش عین خودخواهی است «فرزند نیاورم چون دنیا عجیب و غرب است یا رها می‌شود» یعنی من حاضر به پذیرش مسئولیت برای آوردنِ نسلی مسئول نیستم، من حاضر به آوردن نسل برای پایداری جهان نیستم..

🔔تکرار جملاتی که نتایج منفی و ضد سیاست‌های جمعیتی به‌عنوان یکی از معضلات اساسی کشور، را القا می‌کند و از دل حرف و دغدغه‌ای درست، پرداخت حاشیه‌‌ای ظهور و بروز می‌یابد!


«منصور»، مدیرِ تراز جمهوری اسلامی

«منصور»، مدیرِ تراز جمهوری اسلامی

 فیلم منصور، فیلمی که  روح و جان را سرشار از شخصیت متعالی شهید ستاری می‌کند.

«منصور»، انسانی حقیقی را به نمایش گذاشته که مختصاتش منطبق بر جهان‌بینی توحیدی و ایدئولوژی اسلامی است.
✅ انسانی ذوابعاد که به‌هنگام مقتدر است و‌ به‌هنگام مهربان.
به‌هنگام سخت‌گیر و‌ به‌هنگام سهل‌گیر.
به‌هنگام تند، خشمگین و متکبر و‌ به‌هنگام رئوف و‌ متواضع...

🔷فیلم مسئولی را به نمایش درآورده که می‌داند به ازای کوچکترین توانمندی و استعداد، روزی نه چندان دور بازخواست خواهد شد. حتی اگر این استعداد، توانایی آموختن و ساختن باشد.
مسئولی که باور دارد عزت تنها از آن خداست و‌به هرکس که جبین بر خاک عبودیت نهد این عزت را خواهد داد...

🔶 این قهرمان به عجز می‌رسد، اما به یأس هرگز و به هنگام عجز، دست به دعای همراه با عمل بلند می‌کند.
او  انسان رشیدی است که بحران‌ها، فصل رویشِ او هستند. انسانی که مسئولیت کلان نیروی هوایی کشور او را از توجه به جزئیات پیرامونش باز نمی داد.

🔸 «منصور» صالح مصلحی را به تماشا گذاشته که ایمانش، او را چون پاره‌های آهن مستحکم کرده بود. زیرا در راه آبادانی این مرز و بوم باید چون پاره‌های آهن بود و موانعی که بر سر راه، علم می‌شود جز با پشتوانه ایمان، برطرف نخواهد شد.

🔴 نکته‌ی مهم و متفاوت این فیلم، در به تصویر کشیدن نقش همسر شهید است، که طریقی میانه و حقیقی در پیش گرفته است؛ متاسفانه در طول سالیان گذشته با فانتزی سازی از شخصیت شهدا که در اغلب کتاب‌ها و سریال‌ها و فیلم‌ها به چشم می‌خورد، شخصیت واقعی معرفی نشده و توقعات را بالا برده است.

🔹 با این فیلم می‌توان گریست
برای پیشرفت‌های کشور که تماما با خون دل به دست آمده‌اند ..
خون دلی که نه از دشمن، که از دست خودی‌ها، خورده‌اند.
✍️ سهیلا آقاجانلو

تعددِ فیلم‌های مستند سینما حقیقت با موضوع مهاجران افغانستانی

تعددِ فیلم‌های مستند سینما حقیقت با موضوع مهاجران افغانستانی

🎥پانزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» در پردیس سینمایی چهارسو و همچنین به صورت برخط در حال برگزاری است.
دومین روز از این جشنواره در حالی به کار خود پایان داد که ″سه″ فیلم مستند؛ تنها در بخش «مسابقه ملی» با موضوع مشکلات ″مهاجران افغان″ به نمایش درآمد.

🔸بدیهی‌ست تولید مستندی که به منظور آگاهی بخشی به جامعه، ایجاد مطالبه و ارائه راه‌حل برای رفع مشکل باشد عمل شایسته‌ای است؛ به شرطی که در بازه زمانی خاص، سبب دامن زدن به مشکلی دیگر و یا ایجاد آسیب جدیدی نشود.

 🔔هر یک از سه فیلم‌ مستند روز دوم جشنواره؛ با چشم پوشی از طعنه و کنایه‌های آشکاری که در یکی از مستندها به حکومت زده شده بود، راوی داستان متفاوتی بودند و مشکلی را به درستی مطرح کردند اما در مجموع افزایش تعداد فیلم‌ها حول موضوع مهاجران افغان و به‌طورکلی تعداد قابل توجه فیلم‌ها با موضوع افغانستان در ″جشنواره‌های″ سال جاری قطعا اتفاقی نیست و نگران کننده است.

⛔️دشمنان دو ملت ایران و افغانستان همچنان در تلاش برای اختلاف افکنی هستند؛ آن‌ها از طرق مختلف باید اذهان مردم افغان را نسبت به ایران و ایرانی و بالعکس مخدوش کنند. اثبات ″تحقیر شد ن″ مهاجران و ″سوء‌استفاده″ از آن‌ها در ایران، ظلمی که از سوی مردم و حکومت به آن‌ها می‌شود و ″سیاست‌های″ حکومت ایران در قبال افغانستان و...موضوعاتی هستند که در حال حاضر دشمن تمرکز ویژه‌ای روی آن‌ها دارد.

🎥فیلم‌ مستند «گود» ماجرای بچه‌های کار افغان است که زباله‌های بازیافتی را جمع‌آوری می‌کنند. پیمانکاران شهرداری تهران در ازای دریافت مبلغ سه میلیون تومان از کودکان افغان به آن‌ها اجازه می‌دهند تا در ساعات مشخصی زباله‌های بازیافتی محله‌های تعیین شده را جمع آوری کنند و کسب درآمد داشته باشند.
بچه‌های این فیلم در مکانی به نام گود که مملو از زباله است زندگی می‌کردند که توسط ماموران کلانتری و شهرداری تخریب می‌شود. ماموران حتی اجازه انتقال وسایل را هم به بچه‌‌ها نمی‌دهند و حتی یکی از بچه‌ها مدعی‌ست که مامور کلانتری گوشی‌اش را نیز با خود برده است.

 🎥مستند «گیسلو» داستان زندگی زهرا دختر کرمانی‌ست که در نوجوانی بدون اطلاع خانواده به همراه دوستش؛ جان محمد که از ″اهل تسنن″ و ″طالب″ است به افغانستان می‌رود. زهرا در ابتدا از افغان بودن جان محمد بی‌اطلاع بوده و پس از رفتن به افغانستان طبق رسومات خانواده جان‌محمد ازدواج می‌کند. او در کنار جان‌محمد رنج بسیاری را تحمل می‌کند تا حدی که برادر شوهرش به او تجاوز کرده و جان‌محمد نیز اطلاع داشته است.
او اکنون بازگشته و پنج سال است که با پسرانش تنها در ایران زندگی می‌کند. فرزندان او شناسنامه‌ ندارند و طبق قانون ایران زهرا باید زوجیت خود را به لحاظ قانونی برای دادگاه اثبات کند تا بتواند طلاق بگیرد. او در ایران و افغانستان به دنبال پیدا کردن شوهرش می‌رود اما دوستان و آشنایانش در ایران و خانواده جان‌محمد در افغانستان اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. خانواده او حتی اجازه ورود زهرا به خانه‌اش برای برداشتن کارت واکسن و عکس‌هایش را نیز نمی‌دهند.
در این مستند عنوان شده ۱۲۰۰ زن کرمانی به سرنوشت زهرا دچار شده‌اند.

🎥مستند «آب، باد، خاک، نان» نیز داستان زندگی کودکی معلول به نام ابوالفضل است که با مادرش در روستای فقیر فهرج زندگی می‌کند. او هم‌بازی و دوستی به‌نام ستایش دارد که افغان است. ستایش و برادران و خواهرانش با مادرشان زندگی می‌کنند و بدلیل نداشتن شناسنامه نمی‌توانند به مدرسه بروند. این موضوع که ابوالفضل از آن ناراحت است، اگرچه داستان فرعی فیلم به حساب می‌آید اما بروز پررنگی دارد و چند بار در این فیلم مطرح می‌شود.

🔔فیلم‌های ذکر شده در این جشنواره و همچنین تعداد قابل توجه فیلم‌های کوتاه در جشنواره بین‌المللی «فیلم کوتاه تهران» با موضوع افغانستان اتفاقی نیست و نیازمند هوشمندی مسئولان امر است.

یادداشتی بر سریال بازی مرکب Squid Game آیا این سریال پرهیاهو در نقد سرمایه‌داری است؟

یادداشتی بر سریال بازی مرکب Squid Game آیا این سریال پرهیاهو در نقد سرمایه‌داری است؟

بازی مرکب مدتی‌ست که بر سر زبان‌ها افتاده و نقل محافل شده، تحلیل‌ها حکایت از بازخورد مثبت سریالِ محبوبِ نتلفلیکس به کارگردانی «هوانگ دونگ هیوک» کره‌ای دارد. بسیاری نگاه مثبت به این سریال دارند و آن را در ضدیت با سرمایه‌داری و جانبداری از حق فقرا و ضعیفان جامعه تحلیل می‌کنند، اما باید دید مضمون سریال همراهی با فقرای جامعه و بلکه جهان و هجمه به ثروتمندان است یا حرف دیگری دارد.

🔸در بازی مرکب، ۴۵۶ نفر از افراد بدهکار و فقیر جامعه کره جنوبی در جزیره‌ای ناشناخته جمع می‌شوند تا برای برنده شدن در بازی مرگبار و دریافت جایزه‌ای هنگفت، رقابت کنند.
این سریال پر سر و صدا دارای جزئیات بسیاری است، از صحنه ابتدایی فیلم، نحوه انتخاب بازیکنان، مکان ساده و رنگارنگ بازی، نحوه پوشش بازیکنان، کارکنان، فرمانده و مهمانان ویژه بازی‌ها، شخصیت‌های انتخاب شده تا صحنه انتهای فیلم و حتی شرایط کشور و مردم کره جنوبی که هر یک از این موارد می‌تواند موضوعی برای بحث راجع به این فیلم باشد.

🔹اما آنچه در این میان مهم به نظر می‌رسد؛ بررسی موضع فیلم نسبت به سرمایه‌داری و همچنین نمادسازی‌ در سریال است.
کارگردان، با انتخاب بازیکنان از اقشار مختلف مردم، نمونه کوچکتری از جامعه پیرامون را در جزیره ایجاد می‌کند و در واقع بازیکنان، محل بازی‌ها و کارکنان که در کسوت حاکمیتند، نمادی از جامعه بیرونی است؛ و تنها مناسبات بین افراد به‌گونه‌ای شفاف‌تر و عیان‌تر تصویر می‌شود.

⛔️بازی‌های مرگبار توسط پیرمردی به نام «ایل نام» طراحی شده تا زندگی‌ا‌ش را از یکنواختی خارج کند. ایل در برخی زبان‌ها از جمله زبان عبری به معنی «خدا» است. او خالق بازی‌هاست و جامعه نمادینی که در آن بازیکنان با اختیار خود در آن حضور دارند و بازی می‌کنند را اداره می‌کند. جنگ برای بقا یا مرگ بازیکنان، اسبابِ سرگرمی و خوشگذرانی و قمار و شرط‌بندی ایل و سپس دوستان ثروتمندش است.
 
⁉️جالب آنکه در جامعه‌ی‌ بازیکنان، افراد با ادیان و فرق مسیحی، مسلمانِ شیعی، بودایی و آتئیست و.‌‌. وجود دارد اما کسی یهودی نیست...

⛔️بازی‌های ساده و در عین حال مرگبارِ سریال بازی مرکب، در شش مرحله طراحی شده‌اند و همانطور که در سریال نیز توسط بازیکن مسیحی اشاره می‌شود ″شش″ عدد مقدسی است و خداوند در شش روز جهان را خلق کرده است. از طرفی در انتهای سریال نیز برنده بازی؛ «سونگ گی هون» که از شواهد موجود پسر ایل است، به ″طبقه هفتم″ ساختمانی دعوت می‌شود که ایل نام در آنجا حضور دارد و از بالا ″خداگونه″ بیرون را تماشا می‌کند.

⛔️از سویی دیگر، جامعه‌ای که در بازی مرکب خلق شده مبتنی بر فردمحوری است؛ آسیبی که در جهان کنونی نیز دامنگیر بشریت است.
در طول بازی‌ها بازیکنان خواه یا ناخواه مجبور‌اند به منفعت شخصی عمل کنند نه منافع جمع و اجتماع؛ اگرچه در برخی بازی های مانند طناب کشی که بازی گروهی‌ست منفعت گروه مهم است؛ اما به صورت کلی فردمحوری و اصالت فرد، اصل حاکم بر بازی‌ست و بازیکنان در جنگ بقا و برای تصاحب جایزه ناگزیر به رعایت این اصل می‌شوند. کشتن و قربانی کردن دیگران، خیانت، دروغ، حیله‌گری، جنایت و هر رذیلت دیگری که در جامعه بیرونِ بازی وجود دارد، در این مکان نیز بدون دخالت مسئولان مکان، مجاز است.

❗️اگرچه این رفتارها همانطور که در سریال نمایش داده شد، در جامعه نیز نمود دارد و ذهن مخاطب را دچار چالش می‌کند اما پذیرش اینکه مقصود کارگردان از نمایش آسیب‌ها و تصویری که ارائه داده، صرفا تلنگری‌ست، کمی دشوار است!

⚠️به نظر می‌رسد هدف بالاتر و فراتر از دادنِ درس اخلاق است و معنای دیگری از آن استنباط می‌شود...
🎞در سریال بازی مرکب جامعه‌ای که نمایش داده می‌شود نمادی از جامعه بیرونی‌‌ست. جامعه‌ای که خداوند آن را خلق کرده و با این قواعد مدیریت می‌کند. در این جامعه‌ داروینیسم نمود دارد و مناسبات بین انسان‌ها عریان‌تر و مملو از خشونت نمایش داده شده است.
در طول بازی‌ها تمامی افراد که هر کدام نمادی از طیف‌های بشری‌ست توسط دیگران حذف می‌شوند و یا از بین میروند؛ افراد نخبه و ساده‌لوح و صاحب حرفه، نمادهای خشونت و پورن و افراد ضعیف و حتی دین‌دار و...، تا در پایان «گی هون» به‌عنوان فرد اخلاق‌مدار که یک «بودایی» است قهرمان داستان معرفی ‌شود. قهرمانی که در فیلم‌ها و سریال‌ها کمتر شاهدش بودیم.

⛔️در این بازی‌ها، افراد ثروتمند که هر کدام نقاب بر چهره دارند به مکان بازی‌ها دعوت شده‌اند تا در حکم مهمان، جنگ بقای فقرا و ضعیفان را از پشت مانیتورها تماشا کنند. آنان نقشی در اداره بازی ندارند و تنها خوشگذرانی و قمار می‌کنند، حاکمیت بازی بر عهده «ایل نام» و کارکنان اوست بنابراین اگر بازخواست و اعتراضی باشد از حاکمیت اصلی این جامعه دوقطبی است و نه مهمانان ثروتمندش که تنها تماشاگرند!! و البته مهمانان ویژه در حاشیه امنِ اتفاقاتی‌ که کارگردان برای بازیکنان و همچنین گردانندگان بازی‌ها و نحوه اداره آنان، تدارک دیده، قرار می‌گیرند و در چشم مخاطب بروز کمتری دارند.
⛔️بنابراین به نظر می‌رسد بازی مرکب درصدد نقد و اعتراض به سرمایه‌داری و ثروتمندان نیست و حتی با هوشمندی آنان را توجیه نیز کرده است.