به نام خدا

چهلمین جشنواره فیلم فجر/بخش محتوایی فیلم‌ها؛ حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن /2

چهلمین جشنواره فیلم فجر/بخش محتوایی فیلم‌ها؛ حاکمیت ستیزی؛ محوریت فرد و معرفی شاکله‌ای نادرست از زن /2

در بخش اول این مطلب در باب رسانه رحمت بودن یا نبودن چهلمین جشنواره فیلم فجر مباحثی مطرح شد و متولیان جشنواره و همچنین انواع رسانه‌ها در این راستا بررسی شدند. در مطالب پیش رو قسمت اصلی جشنواره؛ یعنی بخش فیلم‌های جشنواره نیز از این منظر بررسی می‌شوند.

مهم‌ترین قسمت جشنواره فیلم‌های بخش مسابقه است که با نظر هیئت انتخاب برگزیده شده و برای اهالی رسانه و منتقدان پخش و سپس ارزیابی می‌شوند. پیامی که از برگزاری جشنواره مخابره می‌شود بر مبنای محوریت کلی این فیلم‌هاست و با بررسی محتوای تک تک فیلم‌ها و یافتن معنا و مفهوم غالب در آن‌ها حاصل می‌شود.
 محوریت و تشابهات دوره چهلم را می‌توان در دو موضوع « نسبت افراد با حاکمیت» و «نحوه تصویر زن» بررسی نمود.
در تعدادی از بیست و دو فیلم حاضر، فرد محوری و ضدیت با نمادهای حاکمیت و حرکتی خلاف جهت سیستم بارز است. در فیلم‌هایی نظیر علفزار به کارگردانی کاظم دانشی، مرد بازنده محمد حسین مهدویان، هناس حسین دارابی، دسته دختران منیر قیدی، برف آخر امیرحسین عسکری، لایه‌های دروغ رامین سهراب، مستند احضار، نگهبان شب رضا میرکریمی این آسیب چشم‌نواز است.
در فیلم علفزار که چهار سیمرغ بلورین از جمله سیمرغ بهترین فیلم‌نامه را نیز دریافت کرد، بازپرسی مسئول پرونده تجاوز گروهی به خانواده شهردار شهر است که تن به خواسته‌های غیرقانونی و مصلحت‌جویانه مافوق ظاهر به‌صلاح خود برای مختومه کردن پرونده نمی‌دهد. از طرفی هنگامی که در پرونده‌ی ابلاغ دستور به صدور شناسنامه برای یک دختر زنازاده با منع قانونی مواجه است با علم به عدم محرمیت زوج داستان و دور زدن قانون و شرع دستور صدور شناسنامه را می‌دهد.
در فیلم «مرد بازنده» نیز مامور پلیس‌از پرونده قتلی که یک آقازاده مظنون آن است برکنار می‌شود اما این مامور قانون با بی‌قانونی همانند کارآگاه‌ فیلم‌های غربی، خودسرانه پرونده را دنبال می‌کند و در نهایت نیز طبق تشخیص و خواست خودش با قاتل رفتار می‌کند.

داریوش رضایی‌نژاد و همسرش؛ شهره پیرانی نیز در فیلم «هناس» که برشی از داستان زندگی آن‌هاست، در برابر تهدیدات خارجی و با وجود ترس از آسیب دیدن، خودسرانه عمل کرده و از خودشان محافظت می‌کردند. نیروهای امنیتی و نظامی محلی از اعراب در محافظت از این خانواده نداشتند و حتی در جریان حوادث نیز قرار نگرفتند.
زنان و دختران فیلم «دسته دختران» نیز همانند چند جوان فیلم «خائن کشی» عملکردی خودسرانه و بنا بر تشخیص مصلحت خویش داشتند. دختران دسته دختران برای خودشان گروهی جداگانه تشکیل دادند و برای دفاع از وطن همانند مردان دست به سلاح شدند. عیاران خائن کشی نیز در زمان مصدق دست به سرقت از دولت زدند تا به مصدق کمک کنند. اگر چه زمان و ماهیت این دو فیلم متفاوت است اما در هر دو برای دفاع از وطن و حفظ منافع عملی مستقل و خودسرانه انحام می‌شود.
 در فیلم‌های «نگهبان شب»، «برف آخر» و مستند «احتضار» نیز در هر یک به نوعی حاکمیت مقابل مردم و یا به عبارت دقیق‌تر، مقابل بخشی از مردم قرار دارد. در فیلم مستند برگزیده احتضار نیروهای حاکمیتی در تقابل با مردم عمل می‌کردند و در واقع مشکلات ایجاد شده برای عشایر چند استان حاصل عملکرد نیروهای دولتی منابع طبیعی بود، نمونه ای که به طور رقیق‌تر در فیلم سینمایی «برف آخر» نیز نمود داشت.
نگهبان شب نیز که با مساعدت شهرداری ساخته شده با در نظر داشتن موضوع، این تقابل را بیان می‌کند.
در باب مسائل انتقادی بارها گفته شده؛ طرح نقد و آسیب با رویکرد حل مسئله در بیان مشکلات بصورت یکطرفه و با خشم و نیش و کنایه متفاوت است و عملا اثر سوء دارد، در صورتی‌که نقد درست و قاعده‌مند سنگری برای پیشرفت است.
موضوع چگونگی تصویر «زن» یا شاکله‌ای که از یک زن در فیلم‌های جشنواره مطرح و معرفی شده، محوریتی‌ پررنگ در محتوای فیلم‌هاست. اکثر غریب به اتفاق زنان و دختران فیلم‌های سینمایی و حتی مستند و فیلم کوتاه شخصیت درستی از زن و دختر ایرانی را به تصویر نکشیدند. تنها در فیلم «موقعیت مهدی» تصویر معقولی از همسران شهیدان مهدی و به‌ویژه حمید باکری در جایگاه و شرایط خود ارائه شده است. در فیلم شب طلایی یوسف حاتمی‌کیا نیز شخصیت یک مادر ایرانی به درستی شکل گرفته است و در فیلم «بدون قرار قبلی» بهروز شعیبی، گرمی و حلاوت یک زن ایرانی نمایان است.
در بارزترین فیلم جشنواره با محوریت زنان، یعنی فیلم دسته دختران، زنان و دخترانی که دسته را تشکیل داده‌اند هیچ یک نه تنها نماینده زن قهرمان ایرانی نیست بلکه شخصیت‌ها که ساختگی و زاییده ذهن کارگردان اثر است، دنبال انگیزه شخصی هستند. یکی عذاب وجدان کشته شدن فرزند را دارد، دیگری بدلیل اختلاف با شوهر در دسته است، یکی از خانواده گریخته و...
در فیلم علفزار زنان یا فاسدند؛ همانند زنانی که برهنه و مست در استخر باغ بودند و یا نگون بخت و ابزار مردانند، مانند مادر چادری چهار پسر متجاوز و همسر شهردار.
 فیلم کوتاه «هرگز، گاهی ، همیشه» دختری جوان و بی‌قید و بند در نقش خواهری مهربان تصویر می‌شود.
شخصیت خانم شهره پیرانی در فیلم هناس نیز دارای ضعف‌هایی‌ست که نمی‌توان او را یک قهرمان لحاظ کرد. با وجودی که عوامل اثر، فیلم را از زاویه زن داستان ساخته‌اند و قصد بیان چالش‌های همسر شهید را در زندگی داشتند.
 در فیلم «برف آخر» دختر نوجوان شخصیت خلیل که به غلط سنتی و غیرتی معرفی شده، از خانه فرار می‌کند تا مجبور به ازدواج با مردی با اختلاف سنی بالا نشود.
همسر خلیل نیز که در سن پایین با او ازدواج کرده، شرایط مناسبی ندارد. این نوع از زن ستیزی به واسطه مرد سنتی، موضوع فیلم کوتاه «هاجرو» نیز است.
در فیلم «مرد بازنده» زن مذهبی فیلم برای سربه‌راه شدن شوهرش؛ شهاب انتخاب شده و با ازدواج مجدد او نیز کنار می‌آید. زنی دیگر با وجود متاهل بودن مورد آزار و اذیت جنسی شهاب قرار می‌گیرد که از دوران نوجوانی عاشقش بوده، بهار نیز زنی در شمایل الوات است.
 درفیلم خائن کشی نیز زنان بدنبال دریافت محبت از مردان‌اند و دنبال عشق و عاشقی‌هایشان.
 (در فیلم پرحاشیه نمور نامزد یا شوهر زنی پس از اطلاع از بارداری، او را ترک می‌کند و زن به اجبار برادرش با مردی دیگری ازدواج می‌کند)
در فیلم «شب طلایی» زندگی واقعی نسرین دختر خانواده و آزار و اذیت‌هایی که در زندگی مشترک از همسرش دیده، در طول داستان اصلی فیلم؛ یعنی جستجو برای یافتن شمش‌های طلا، توسط دخترش افشا می‌شود. نسرین زنی بوده که از شوهرش کتک‌ می‌خورده و چیزی برای خودش نداشته اما طوری وانمود کرده که دیگران تصور خوبی از زندگی او داشته باشند. زنان دیگر این فیلم نیز از جمله مریم به عنوان زن مذهبی خرافاتی معرفی می‌شود و دختر جوانی دارد که از زبان نامزد سابقش  بیان می‌شود بین آن‌ها رابطه‌ای فراتر از آنچه از یک دختر محجبه انتظار می‌رود بینشان شکل گرفته است‌. سایر زنان و دختران نیز به استثنای نقش مادر، شرایط معمول و معقولی ندارند.
در فیلم بی‌مادر سید مرتضی فاطمی، ماجرای زوجی تحصیلکرده و ثروتمند روایت شده که فرزندی ندارند و زن در تلاش است تا از طریق رحم اجاره‌ای صاحب فرزند شوند. زن داستان پزشک است و مایه‌های اعتقادی نیز دارد، او بدلیل اشتباهاتی که در حد او نیست توسط شوهرش تحقیر می‌شود.
در فیلم مستند «هیچ کس منتظرت نیست» محسن اسلامزاده، زن قهرمانِ محترم فیلم در عین دغدغه‌مندی و کمک به معتادان و زنان بی‌سرپرست، شاخصه‌های یک زن مسلمان جهادی را ندارد و نمی‌تواند الگوی مناسبی برای تربیت زن باشد.

با تصویری که از مجموع فیلم‌ها در حوزه چگونگی تصویر زن قابل دریافت است و موضوع حاکمیت ستیزی، همچنین با توجه به ضریب اثر بالاتر فیلم‌ها در کلیت جشنواره نسبت به متولیان و رسانه‌ها، نمی‌توان آن را به عنوان یک رسانه رحمت به شمار آورد و پیام و محتوای آن را در جهت هدایت مخاطب دانست.

روایت_فتح

روایت_فتح

شهید آوینی، مردِ جریان‌ساز حوزه‌ی هنری بود و آنقدر خوب انقلاب و اسلام و امام را فهمیده بود که حرف‌هایش برای تاریخ ثبت شد.

سخنان و اقداماتی که نشان داد، آوینی، خودش را تکثیر کرد و مرگش مانعِ تکثیر شدنش نشد که البته نوعِ مرگی را زیست که عین زنده بودن است.

آوینی‌هایی چون  او در این انقلاب هستند و این روزها جامعه‌ی هنری و صد البته نظام تئوریک هنر، فقدان یکی دیگر از آوینی‌ها را به سوگ نشسته است....

نادر_طالب‌زاده

او، هم‌جنس آوینی بود. کارهایش و افکارش را باید در طول تاریخ نگریست نه محبوس در این زمانه.

بهرام رادان: قوه قضائیه همکاری صادقانه‌ای داشت!/ نگران شدم/کاسه داغ‌تر از آش نشوید!

نشست رسانه‌ای فیلم علف‌زار به کارگردانی کاظم دانشی و تهیه کنندگی بهرام رادان با سوال خبرنگاری از احتمال مشکل‌دار شدن فیلم در اکران آغاز شد که نگرانی بهرام رادان را برانگیخت و در پاسخ گفت نیاز به سعه صدر است و قوه قضائیه و سازمان سینمایی همکاری صادقانه با او داشته اند.

اما چرا علف‌زار؟؟
تفسیر نام فیلم علف‌زار را به پیشنهاد بهرام رادان و در پاسخ به سوال خبرنگار که از نام فیلم و چرایی انتخاب این کلمه برای فیلم می‌پرسد، می‌گذاریم بر عهده مخاطب!! این پاسخ از جنس پاسخ‌های محمد حسین مهدویان است که جملاتش تکراری شده که در ازای بسیاری از سوالات میگوید: این قضاوت شماست! مخاطب ببیند و برداشت کند! و ...

زنی چادری مادر چهار پسری است که به زن‌های متاهل در جلو چشم فرزند و همسر، تجاوز کردند! درحالی‌که کارگردان قسم می‌خورد مادر و خواهرش چادری‌اند و قصد بی‌احترامی نداشته! ناگفته نماند که یک خانم چادری غیر فاسد هم در فیلم هست که رادان و دانشی اشاره می‌کنند که علاوه بر مادر پسرها خانم جاویدنیا هم چادری است. از آن طرف مائده طهماسبی از طراح گریمش تشکر می‌کند و می‌گوید: ″پسر من، محمد معتضدی، در فیلم بیماری پوستی (برص) دارد که از مادر به پسر منتقل می‌شود و طراحی گریم او در رسیدن به نقش برایم خیلی جذاب بود.″ زن یکی از پسران متجاوز هم چادر‌یست! ماهم قضاوت را می‌گذاریم بر عهده مخاطب!

علف‌زار که مشخص نیست شخصیت اصلی دارد یا شخصیت‌های اصلی!؟ می‌خواهد از تجاوز به زن که نقشش را سارا بهرامی بازی می‌کند حرف بزند یا فساد سیستم را بیان کند یا داستان خیانت خواهر سارا را یا جناب شهردار را یا داستان اصلی متعلق به بازپرسی‌ست که می‌خواهد مقابل سیستم فاسد باایستد! که شخصیتش درست از آب در نمی‌آید و انتقالی گرفتن و بچه مریض‌اش تلگرافی بیان می‌شود.
این بازپرس که نقشش را پژمان جمشیدی بازی کرده، تحت فشار است که پرونده را مختومه کند زیرا خانواده ای که به آن‌ها تجاوز شده بستگان شهردار هستند.

در صحنه‌های ابتدای فیلم نوشته شده داستان واقعی‌ست ولی در نشست خبری، دانشی می‌گوید چند تا پرونده را ترکیب کرده و داستان را نوشته و ماحصلش شده این فیلم.

برخی شخصیت‌ها را معرفی می‌کنیم؛ مافوق ظاهر به صلاح بازپرس که هنگام پخش اذان در حال آماده شدن برای نماز است و همزمان او را تهدید می‌کند که پرونده را مختومه کند و...، شهردار، فرزندان شرابخوار شهردار و پسران متجاوز و پدر و مادرشان، زوج معتاد که فرزند زنا زاده دارند، شخصیت‌های خرده روایت‌ها و...که همگی فاسدند!
پدرها، مادرها، نهادهای حکومت، ظاهر به صلاح و ناصلاح، عوام و خواص همگی فاسدند! بچهای نسل جدید فیلم نیز یکی زنازاده ست، یکی با اشتباه بازپرس کشته شده و یکی صحنه تجاوز را دیده. تنها بازپرس است که او فاسد معرفی نشده.
با این حال رادان در کسوت تهیه کننده و حتی کارگردان پنهان! مدعیست فیلم عدالتخواهانه است و برای پیشگیری از وقوع جرم لازم است!!

جشنواره تئاتر فجر؛ نمایش غلامرضا لبخندی/هدف شهرداری تهران برای حمایت از کهبد تاراج چیست؟

جشنواره تئاتر فجر؛ نمایش غلامرضا لبخندی/هدف شهرداری تهران برای حمایت از کهبد تاراج چیست؟

«کهبد تاراج» نویسنده و کارگردان نمایش «غلامرضا لبخندی» از نمایش‌های صحنه‌ای در چهلمین جشنواره تئاتر فجر است.
نمایش با راز و نیاز پدری با امام رضا(ع) آغاز می‌شود، پدری که نگران آینده فرزندی‌ست که در راه دارد و برایش «عاقبت‌به‌خیری» می‌خواهد و او را «نذر» امام می‌کند! فرزندی که بعدها «خفاش شب» نام گرفت و زندگی شوم و نکبتش دست‌مایه اجرای نمایش شد.
این نمایش مربوط به سال ۷۶، یعنی ۲۴ سال پیش است که «غلامرضا خوشرو» معروف به خفاش شب، ۹ زن بیگناه را به قتل رسانید.
کارگردان، این نمایش را در صحنه‌ای برای تماشاگران روایت می‌کند که غلامرضا در یک پیکانِ نصفه نشسته و روح هر یک از زنانی که به دست او به قتل رسیده‌اند؛ ماجرای قتلشان را برای بازپرس و مقابل تماشاگران بصورت مونولوگ بازگو می‌کنند.
چند زنی که از آن ″نه″ زن برای نمایش انتخاب شدند تا حادثه‌ای که برایشان اتفاق افتاده را روایت ‌کنند به نظر هوشمندانه انتخاب شده‌اند، زیرا هر یک به‌نوعی نگران «قضاوت شدن» توسط بازماندگان و خانواده‌هایشان هستند.
از طرفی غلامرضا، در پاسخ به سوالات، اتهامات وارده را نمی‌پذیرد و مدام از فردی به‌نام «مجید غلامی» نام می‌برد که زاده ذهن اوست و قتل‌ها را انجام داده است. شخصیتی که در جلسات دادگاه بر خیالی بودن او بواسطه روانکاوی تأکید می‌شود، اما در نهایت و در صحنه آخر از هویت واقعی او رونمایی می‌شود!!
صحنه اعدام غلامرضا، با نقاشی طناب دار و چهارپایه روی زمین و دراز کشیدن غلامرضا بر روی آن اجرا می‌شود، سپس در صحنه پایانی شخصی وارد صحنه می‌شود که پس از مراوده کوتاهی با بازپرس در قامت همدستش، بر سر جنازه غلامرضا، خود را مجید غلامی معرفی می‌کند.
کارگردان با تقلیل جنایت غلامرضا به‌عنوان یک جانی که حتی به جنازه قربانیانش هم رحم نمی‌کند؛ انگشت اتهام را به سمت «حکومت و جامعه» نشانه رفته است!!
«تاراج» با انتخاب این سوژه و بدون مطالعه و پژوهش کافی درباره او، با این پیام و محتوا که متاسفانه در سایه غفلت و حتی خیانت مسئولین و مدیران حاصل شده، این جنایت و ظلم را به «دین و حکومت» ارجاع می‌دهد.
❓حال آنکه امثال این فرد آیا جنایات مشابه و به مراتب بدتر از این اتفاق در «جوامع غربی» را به همین شیوه توجیه می‌کنند؟ آیا در اروپا که اخبار ظلم و تجاوز به زنان به روالی عادی تبدیل شده، حکومت و نظام جمهوری اسلامی حاکم است؟ «دولت‌ها» و دین «مسیحیت» مقصر این اتفاقات است؟ بله ممکن است در مطالعاتی، دین مدرن و خودساخته جوامع غربی و دولت‌هایشان بدلیل عدم حفظ کرامت زن مقصر نیز باشند اما این جرم‌ها فقط در ایران به‌اینگونه قضاوت شده و برای آن حکم صادر می‌شود!
 ⛔️مرثیه آن‌جاست که «شهرداری تهران» از کارگردان و نویسنده چنین اثری با این افکار، در مراسم اختتامیه تئاتر فجر حمایت می‌کند تا برای مسائل اجتماعی نمایش ‌نامه بنویسد! متاسفانه مشخص نیست افراد تصمیم‌گیر شهرداری چه متر و میزانی برای این انتخاب داشته‌اند؟!!


برگزیدگان اسکار

برگزیدگان اسکار

در مراسم انتخاب بهترین‌های اسکار یکی از حواشی پر بازدید دوره هفتاد و چهارم کشیده‌ی‌ «ویل اسمیت» بهترین بازیگر مرد اسکار ۲۰۲۲ به صورت مجری مراسم بود که همسرش را مورد تمسخر قرار داد. همسر این بازیگر بدلیل ابتلا به بیماری کچل شده است.
🔸برگزیدگان مراسم به شرح زیر است:
🎞بهترین فیلم: «کدا»
🔹بهترین صداگذاری: «تلماسه»
🔹بهترین فیلم کوتاه: «خداحافظی طولانی»
🔹بهترین مستند کوتاه: «ملکه بسکتبال»
🔹بهترین انیمیشن کوتاه:«برف پاک کن»
🔹بهترین: تدوین:جو واکر «تلماسه»
🔹بهترین موسیقی متن: هانس زیمر «تلماسه»
🔹بهترین چهره‌آرایی: «چشمان تامی فی»
🔹بهترین طراحی صحنه: «تلماسه»
🔹بهترین بازیگر نقش مکمل زن: آریانا دبوس «داستان وست ساید»
🔹بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: تروی کوتسور«کدا»
🔹بهترین فیلمبرداری:گریگ فریزر «تلماسه»
🔹بهترین جلوه های ویژه:«تلماسه»
🔹بهترین انیمیشن: «افسون»
🔹بهترین فیلم بین الملل:«ماشین من را بران» محصول ژاپن
🔹بهترین طراحی لباس:«کروئلا»
🔹بهترین فیلمنامه اوریجینال:«بلفاست»
🔹بهترین فیلمنامه اقتباسی:«کُدا»
🔹بهترین مستند بلند:«تابستان روح»
🔹بهترین ترانه: بیلی آیلیش و فینیاس اوکانل «زمانی برای مردن نیست»
🔹بهترین بازیگر نقش اول زن:جسیکا چستن « چشمان تامی‌فی»
🔹بهترین بازیگر نقش اول مرد:ویل اسمیت « شاه ریچارد »
🔹بهترین کارگردانی:جین کمپیون «قدرت سگ»

تجلیل رهبر معظم انقلاب از فیلم سینمایی «موقعیت مهدی»

تجلیل رهبر معظم انقلاب از فیلم سینمایی «موقعیت مهدی»

🔹فیلم موقعیت مهدی، عالی بود. پر از نکته‌های دقیق و روایت درست...
شخصیت شهیدان باکری خصوصا محور فیلم که آقا مهدی است را به درستی و با ظرافت، تصویر و روایت کرده است.
زاویه روایت فیلم هم ابتکاری بود خاصه با محوریت خانه و خانواده.
🔹برخی قسمتها، مثل "مواجهه آقا مهدی با خانواده بعد ازشهادت آقا حمید و برنگشتن پیکر برادر شهیدش" و قسمت "من مهدی باکری نیستم" یا "روایت شهادت خود آقا مهدی باکری" و... پر از نکته است. از این نکات قابل تامل در فیلم فراوان است، شاید بیست نکته‌ی اینگونه وجود دارد.
🔹این فیلم از اون فیلمهائی است که آدم دوست داره تا تموم شد بازم دوباره اونو ببینه.
🔹از تمام عوامل دست اندرکار ساخت این اثر بسیار خوب، کارگردان و تهیه کننده فیلم، تشکر و قدردانی باید کرد...»

غربِ دور شرق نزدیک در اولین روز جشنواره عمار

غربِ دور شرق نزدیک در اولین روز جشنواره عمار

مستند «غربِ دور شرق نزدیک» به کارگردانی عبدالرضا هادی‌زاده به روابط ایران و چین در دولت گذشته می‌پردازد.
🔹چین به عنوان قدرتی جهانی در عرصه دیپلماسی سیاست‌هایی همسو با ایران را در مجامع بین‌المللی اتخاذ می‌کند و رابطه با ایران را حتی در دوران تحریم حفظ می‌کند.
از طرف دیگر دولت «حسن روحانی» در خیال خام رابطه با غرب است، این وهمیات در سفر رئیس جمهور چین به تهران نیز آشکارتر می‌شود و «جین‌پینگ» نیز دستاورد چندانی از این سفر ندارد تا اینکه نظام تصمیم دیگری می‌گیرد.
🔹مستند اثر خوش‌ساختی است، حاشیه روی ندارد و سندی برای ثبت در تاریخ محسوب می‌شود.

فراموش نمی‌کنیم

فراموش نمی‌کنیم

ملت ایران فراموش نمی‌کنند⬇️
❌ به شهادت رسیدن جوان‌های مخلص، متفکر و مدبر را که به واسطه‌ی کمک‌های شرق و غرب و در راس آن آمریکا به صدام ملعون انجام گرفت
❌سرنگون کردن عمدیِ هواپیمای مسافربری توسط ناو آمریکایی وینسن را
❌ بمباران شیمیایی سردشت را که با همکاری گسترده آلمان، آمریکا، انگلیس، فرانسه، اتریش، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا و سوئد با رژیم بعث در زمینه فروش تجهیزات بیولوژیک انجام گرفت
❌ بی‌اثر ماندن مصوبه شورای امنیت سازمان ملل در محکومیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان و جنایات جنگی آشکار «صدام» با وتوی آمریکا را
❌ آموزش نفوذی‌ها در مراکز آموزشی انگلستان و سایر دول غربی و متصدی شدن آنان بر بخشی از مدیریت کشور را
❌ ملقب شدن ایران به محور شرارت بعد از در باغِ سبز خاتمی به احمق‌های بین‌الملل را
❌ فتنه‌ی هشتادوهشت و نابود شدن بخشی از سرمایه‌های کشور را
❌ حادثه‌ی منا را
❌ فتنه‌ی نودوهشت با سومدیریتِ مدیرانِ غرب‌زده را

و فراموش نمی‌کنیم
❌ جنایت صهیونیست در به شهادت رساندن دانشمندان هسته‌ای در مقابل چشم خانواده‌هایشان را
❌ جنایت آمریکا برای به شهادت رساندن سردار دل‌ها را

و فراموش نمی‌کنیم
❌ درگذشتگان سیل، زلزله، سوانح رانندگی، کرونا و... را
و
❌ درگذشتگان واقعه‌ی هواپیمایی اوکراین را که مقلب به شهید شدند
 
🔸ملت ایران، همان‌لحظه که هواپیما سقوط کرد، مانند تمام وقایع تلخ این چندساله‌ی کشور داغدار شدند و دلشان به درد آمد.

⁉️اما چندی از سلبریتی‌ها که همواره بر طبل بی‌کفایتی کشور می‌کوبند، چه چیزها را فراموش نمی‌کنند؟
❌مجوز نگرفتن برخی از فیلم‌هایشان که علنا فرهنگ ایرانی_اسلامی را نابود می‌کند
❌عریان نشدن و محدودیت‌های نمایش محتواهای جنسی در محصولات به اصطلاح فرهنگی‌یشان
❌ اعدام مجرمینی چون افکاری
❌ زندانی شدن مجرمین امنیتی
و...
و همچنین بعد از چندروز که متوجه می‌شوند، هواپیما با اشتباهِ فردی ساقط شد، آنموقع یادشان می‌آید که فراموش نکنند درگذشتگان هواپیمای اوکراین را!!

⚠️اجازه دهید با توجه به مشی کلی‌تان این فراموش نکردن را هم سیاسی بدانیم...

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

🔻حسن نقاشی: کسانی که ادای اپوزسیون را در می‌آورند اکراه کنند و از جشنواره حکومتی جایزه نگیرند.
🔻حسن وزیرزاده: از مخالفان حاج قاسم سلیمانی دعوت می‌کنم مستند «آورتین» را تماشا کنند.
🔻محسن اسلام‌زاده: حال منطقه شوش و هرندی خوب نیست و با شعار دادن درست نمی‌شود کارتن خواب‌ها وجود دارند و نیازمند افراد مثل خانم علیزاده هستند.
 خانم سپیده علیزاده ( سوژه اصلی مستند «هیچکس منتظرت نیست»)در حال کوچ به کرج است، خواهش می‌کنم هر کسی که دستش می‌رسد فکری برای این قضیه کند.
🔻جعفر نجفی: ابتدا این جایزه را به پدر و مادر بختیاری‌ام تقدیم می‌کنم/ در نهایت تقدیم بعدی من برای این جایزه هدیه آن به مردم نجیب، اصیل و بزرگِ بختیاری است.
🔻مهدی قربانی: ضمن اشاره به مهاجرت برخی هنرمندان به خارج از کشور، از مسئولان خواست جلوی این جریان را بگیرند و به‌ویژه نگذارند در بخش مستند این اتفاق بیفتد.
🔻محمد سلیمی‌راد جایزه‌اش را به روح پدر شهیدش اهدا کرد.

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

👤رئیس سازمان سینمایی:
🔸مهم‌ترین بحث فرهنگی دولت سیزدهم به ویژه در زمینه سینما؛ گفتمان انقلابی و نهضت تولید محتوایی در کشور است؛ اما این، به معنای ایجاد محدودیت برای سینماگران نیست.

🔸در این مدت شصت روز بیش از پانصد نفر را ملاقات کردم که شامل سینماگران و دست اندرکاران تولید و مردم بوده و همگی از شرایط موجود ناراضی بودند.

🔸سینمای ایران متعلق به ده هزار نفر است، نمی‌توانیم بگوییم که همه امکانات و تجهیزات در اختیار ۲۰؛ ۳۰ نفر باشد. دوران پدر خواندگی در سینمای ایران تمام شده است. مشکلات سینمای امروز ناشی از تساهل و تسامح مدیریت پیشین است.
دوران تلفن زدن و سفارش کردن تمام شده است.

🔸نگران چشمان منتظر فیلمسازان شهرستان‌ها، هنرمندان بدون رانت و خانواده‌های ارجمند همکاران و سینماگران هستیم.

🔸سال آینده سال جهش تولید در حوزه سینما و به ویژه فضای مستند خواهد بود، قول میدهم بودجه بخش تولید افزایش یابد.

🔸درهای سازمان سینمایی به روی همه هنرمندان با گرایش‌ها و تفکرات گوناگون باز است.

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

این جمله‌، ادعای عوامل فیلم مستند «خون‌ریزی» پس از پایان نمایش فیلم، در سالن سینما چهارسو است.
✅«محمد خوشدل‌فر» اولین تجربه حضورش در جشنواره سینما حقیقت را پرهیاهو آغاز کرد. مستند او که از دل پژوهش مطالب، تصاویر و فیلم‌ها بیرون آمده، واقعیت تلخی‌ست که آیه «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت»ْ را تداعی می‌کند.

 🎞 مستند کوتاه ملی «خونریزی» درباره تصویب قانون آزادی سقط جنین در امریکا و اتفاقات پس از آن است؛ دلایل طرح این قانون، مخالفان و موافقان و تحولاتی که در طرفدارن این قانون رخ می‌دهد شاکله این فیلم مستند است.

 ♨️غم‌انگیزترین و در عین حال موثرترین صحنه فیلم، صحنه‌ایست که در آن دست و پا زدن جنینِ در حال سقط نمایش داده می‌شود. این تصویر سبب تحول یکی از طرفدارن سرسخت آزادی سقط جنین و مسئول یکی از شعبه‌های «پِلندپَرنت‌هود»؛ بزرگترین مرکز سقط جنین امریکا می‌شود.

🔸«خون‌ریزی» تجربه‌ای حقیقی را پیش روی همگان قرار می‌دهد تا هر انسان آزاده‌ای با قوه عاقله خود، این عمل و آزادی‌های بی‌بندوبارِ پوشش و روابط جنسی که زمینه‌ ایجاد این درخواست شد را نفی کند.

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

صحبت‌های برگزیدگان جشنواره حقیقت، هنگام دریافت جایزه

🔻حسن نقاشی: کسانی که ادای اپوزسیون را در می‌آورند اکراه کنند و از جشنواره حکومتی جایزه نگیرند.
🔻حسن وزیرزاده: از مخالفان حاج قاسم سلیمانی دعوت می‌کنم مستند «آورتین» را تماشا کنند.
🔻محسن اسلام‌زاده: حال منطقه شوش و هرندی خوب نیست و با شعار دادن درست نمی‌شود کارتن خواب‌ها وجود دارند و نیازمند افراد مثل خانم علیزاده هستند.
 خانم سپیده علیزاده ( سوژه اصلی مستند «هیچکس منتظرت نیست»)در حال کوچ به کرج است، خواهش می‌کنم هر کسی که دستش می‌رسد فکری برای این قضیه کند.
🔻جعفر نجفی: ابتدا این جایزه را به پدر و مادر بختیاری‌ام تقدیم می‌کنم/ در نهایت تقدیم بعدی من برای این جایزه هدیه آن به مردم نجیب، اصیل و بزرگِ بختیاری است.
🔻مهدی قربانی: ضمن اشاره به مهاجرت برخی هنرمندان به خارج از کشور، از مسئولان خواست جلوی این جریان را بگیرند و به‌ویژه نگذارند در بخش مستند این اتفاق بیفتد.
🔻محمد سلیمی‌راد جایزه‌اش را به روح پدر شهیدش اهدا کرد.

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

صحبت‌های امیدبخش و بدون تکلف «محمد خزایی» در مراسم اختتامیه جشنواره حقیقت

👤رئیس سازمان سینمایی:
🔸مهم‌ترین بحث فرهنگی دولت سیزدهم به ویژه در زمینه سینما؛ گفتمان انقلابی و نهضت تولید محتوایی در کشور است؛ اما این، به معنای ایجاد محدودیت برای سینماگران نیست.

🔸در این مدت شصت روز بیش از پانصد نفر را ملاقات کردم که شامل سینماگران و دست اندرکاران تولید و مردم بوده و همگی از شرایط موجود ناراضی بودند.

🔸سینمای ایران متعلق به ده هزار نفر است، نمی‌توانیم بگوییم که همه امکانات و تجهیزات در اختیار ۲۰؛ ۳۰ نفر باشد. دوران پدر خواندگی در سینمای ایران تمام شده است. مشکلات سینمای امروز ناشی از تساهل و تسامح مدیریت پیشین است.
دوران تلفن زدن و سفارش کردن تمام شده است.

🔸نگران چشمان منتظر فیلمسازان شهرستان‌ها، هنرمندان بدون رانت و خانواده‌های ارجمند همکاران و سینماگران هستیم.

🔸سال آینده سال جهش تولید در حوزه سینما و به ویژه فضای مستند خواهد بود، قول میدهم بودجه بخش تولید افزایش یابد.

🔸درهای سازمان سینمایی به روی همه هنرمندان با گرایش‌ها و تفکرات گوناگون باز است.

تنها باورهای ما هستند که ما را دَر زندگی محدود می‌کُند

تنها باورهای ما هستند که ما را دَر زندگی محدود می‌کُند

🎞مستند «ای کاش داد می‌زدم» داستان یک معلمِ نهضت سوادآموزی است و بر اساس یک گذشته به تدریس اتباع افغان علاقه نشان می‌دهد، اما با توجه به قانون نهضت سوادآموزی، باید به ازای هر افغان یک ایرانی را نیز ثبت‌نام کند، تا بتواند امتیاز معلمی خود را حفظ کند. او در این مسیر تلاش فراوانی می‌کند.
مستند روایت اغراق آمیزی از مسئولیت‌پذیری خانم معلم دارد که بدلیل هم‌بازی نشدنش با یک دختر افغان در کودکی پشیمان است و عذاب وجدان دارد. همچنین سعی دارد داشتن ارتباط حسنه با اتباع را به نمایش بگذارد و انسانیت را محور قرار دهد.

🔷 از طرف دیگر در این مستند زنانِ ایرانی که از سطح فرهنگی بالایی برخوردار نبودند، نمایش داده می‌شوند و به تبع آن ازدواج دختران در سنین پایین و فرزندآوری تقبیح می‌گردد.
 درست است که واقعیت آن قشر است اما ناخودآگاه به تناسب بین ارزش‌هایی چون ازدواج در سن مناسب و فرزندآوری بالا با کم‌سوادی منجر می‌شود.

🔶 نکته‌ی قابل تامل در این مستند، قرار دادن صحبت‌های شوهر یکی از زنان بود که ادعا می‌کرد؛ «الان باید به فکر ایمان و آخرت خودمون باشیم نه سواد»، و یا در جواب حرف معلم که می‌خواهد به منزل آن‌ها برود می‌گوید؛ «محرم و نامحرمی گفتن، ما چندخانواده یه جا زندگی می‌کنیم، نامحرم مخصوصا زن بده».
بعد از این مکالمه معلم بر روی تخته می‌نویسد:
تنها باورهای ما هستند که ما را دَر زندگی محدود می‌کُند.
این کلام تاحدی درست است چون اگر باورها درست باشند سبب رُشد می‌شود. انسان، بدون باور قادر به زندگی نیست.
و از سویی این کلام بعد از مکالمه با آن مرد که آخرت‌گرایی را منافات با علم‌آموزی می‌دانست، چه نتیجه‌ای دربردارد⁉️ جز آنکه در ذهن مخاطب یک تناسب بین آخرت‌گرایی و رعایت محرم‌ونامحرم با تحجر و زن را در حد ضعیفه دانستن برقرار می‌کند⁉️.

❌ این دست مستندها هرچند از واقعیت پرده برمی‌دارد اما تمام واقعیت نیست، چرا باید مسئله‌ی مهمی چون ازدواج به‌هنگام و فرزندآوری بالا اینقدر حقیر نمایش داده شود؟
زهرا خندان

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

آمار سقط جنین ایران به تناسب جمعیت، بالاتر از امریکاست!

این جمله‌، ادعای عوامل فیلم مستند «خون‌ریزی» پس از پایان نمایش فیلم، در سالن سینما چهارسو است.
✅«محمد خوشدل‌فر» اولین تجربه حضورش در جشنواره سینما حقیقت را پرهیاهو آغاز کرد. مستند او که از دل پژوهش مطالب، تصاویر و فیلم‌ها بیرون آمده، واقعیت تلخی‌ست که آیه «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت»ْ را تداعی می‌کند.

 🎞 مستند کوتاه ملی «خونریزی» درباره تصویب قانون آزادی سقط جنین در امریکا و اتفاقات پس از آن است؛ دلایل طرح این قانون، مخالفان و موافقان و تحولاتی که در طرفدارن این قانون رخ می‌دهد شاکله این فیلم مستند است.

 ♨️غم‌انگیزترین و در عین حال موثرترین صحنه فیلم، صحنه‌ایست که در آن دست و پا زدن جنینِ در حال سقط نمایش داده می‌شود. این تصویر سبب تحول یکی از طرفدارن سرسخت آزادی سقط جنین و مسئول یکی از شعبه‌های «پِلندپَرنت‌هود»؛ بزرگترین مرکز سقط جنین امریکا می‌شود.

🔸«خون‌ریزی» تجربه‌ای حقیقی را پیش روی همگان قرار می‌دهد تا هر انسان آزاده‌ای با قوه عاقله خود، این عمل و آزادی‌های بی‌بندوبارِ پوشش و روابط جنسی که زمینه‌ ایجاد این درخواست شد را نفی کند.

ذره ای امید

ذره ای امید

فیلم «هم‌قدم» به کارگردانی محسن سخا از معدود فیلم‌‌های جشنواره‌ای در بخش مسابقه ملی « سینما حقیقت» است که از روایت تلخ و افسرده فاصله دارد. مرد خانواده با سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و همسرش مهربانانه در کنار اوست، با وجود شرایط سخت؛ خانواده از هم‌پاشیده و نگون بخت معرفی نمی‌شود.

⚠️این فیلم در مقایسه با فیلم‌های مستندی مانند؛ «پائیزان» و «آشیانه خالی» که هر دو روایت بی‌مهری فرزند به پدرومادر سالخورده است، امیدبخش است.

🔹اگرچه این دو فیلم نیز واقعیتی انکار ناپذیر است اما کارگردان می‌تواند با انتخاب سوژه‌، نوع روایت و پایان‌بندی آن علاوه بر بیان دغدغه‌اش، پیام روشنی به مخاطب بدهد، فرهنگ‌ بد را نقد کند و حتی در جهت اصلاح و اعتلای فرهنگ حرکت کند.

احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم

احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم


🗣 زنان، کودکانی هستند که زود فریفته می‌شوند، فریبنده هستند، فریبکار نه
🗣احساس گناه می‌کنم بچه‌ای به‌دنیا آوردم و رهایش کردم
🗣اگر مادرم از من می‌پرسید میخواستی بدنیا بیای یا نه؟..قطعا جوابم نه بود...

🎥این جملاتی از گفتگوهای فیلم مستند
«یاشماق» به کارگردانی «رضا غلامی مطلق» در بخش مسابقه نیمه بلند ملی در جشنواره حقیقت است.

⚛️ مستند، روایتگرِ زندگی سه بازیگرِ زن تئاتری است که هرکدام گرفتار سنت‌های برخی از ترکمن‌ها شده‌اند.

1⃣ زنی است که با سنت «قارشلق» ازدواج کرده است، در این سنت، یک دختر به یک خانواده می‌دهند و یک دختر می‌گیرند. اگر بنا به هر دلیلی یکی از زوجین طلاق بگیرند زوج دیگر نیز باید از هم جدا شوند.
⛔️ ظلمی آشکار در سنتی اشتباه که اختیار در انتخاب همسر را از دختران و پسران سلب کرده است و بدتر از آن، محکوم به طلاق و به طبع آن؛ همانند «صاحب جمال» در این مستند، محکوم به ندیدن فرزند می‌شوند.
 🔴 برادر «صاحب جمال» طلاق گرفته و بچه را نزد خود نگه داشته، به همین دلیل خواهرش نیز حق دیدن فرزندش را ندارد.او از اقدام قانونی نیز هراس دارد و منصرف می‌شود زیرا اطرافیان به او گفته‌اند که آن‌ها در هر صورت بچه را تحویل نمی‌دهند چون زورشان بیشتر است. او برای مقابله با سنت‌های اشتباه، خود را مشغول بچه‌های روستا و تئاتر می‌کند.

2⃣ زنی معرفی می‌شود که با رسیدن به مقطع پیش‌دانشگاهی باید بخاطر عرف خانوادگی و سن‌اش، ازدواج کند؛ ازدواج با مردی که یک‌ماه بعد از جواب مثبت، او را می‌بیند.
این زن از زندگی‌اش راضی نیست و همسرش بدلیل سردی عاطفی نمی‌تواند او را هیچ‌جوره خوشحال کند.

3⃣ دختری که برای پسرعمویش نشان شده و به او علاقه‌ای ندارد اما اصرارهای پدر و ترس از آینده که اگر با غریبه‌ای بدتر از او ازدواج کند و حامی نداشته باشد،  دختر را نگران از دادنِ جواب منفی کرده، اما در نهایت تصمیم می‌گیرد، جواب «نه» بدهد حتی اگر در آخر مجبور به گفتن «بله» شود.

🔔نمایش سنت‌های اشتباهِ قومی جزو رسالت‌های مستند در بخش ملی است، آن‌هم سنت‌هایی که منجر به ظلم به زنان در محیط خانواده شود، ″دادخواهی‌ای″ که «مقام معظم رهبری» آن را بارها تکرار کرده‌اند.
⭕️ اما در این مستند، تنها، راهکارِ فرهنگی معرفی شده که بسنده نیست، به ویژه در موردی که زن با توجه به «قوانینِ جمهوری اسلامی» می‌تواند به راحتی حضانت طفلِ خود را بگیرد.

❓ *چرا حاشیه سازی*
 ⛔️کارگردان مستند اگر به جای القای غیرمستقیم رهایی این زنان از بار روانی ظلمی که به آنان شده، توسط «موسیقی، رقص و سیگار» به ایجادِ جسارت برای گرفتن حق از مجاریِ قانونی اهتمام می‌ورزید کار ارزنده‌ای انجام داده بود و برای جلب توجه نیازی به نمایش «حرکات موزون» و «شانه‌زدن مو» از پشت پرده نداشت.

🔴 *بازهم سیاست‌های ضد جمعیت*
❗️ نکته‌ی قابل تامل این مستند اشاره به انگیزه‌های خودخواهانه فرزندآوری است؛ یکی از انگیزه‌ها نامطلوب فرزندآوری ″ادامه یافتن نسل″ معرفی می‌شود‼️ و در ادامه ادعای زن کارگردان مطرح می‌شود که می‌گوید: اگر مادرم از من می‌پرسید «میخواستی بدنیا بیای یا نه؟ قطعا جوابم نه بود»...اینکه «نسلی بیارم و در دنیای عجیب و غریب رها کنم، خودخواهیه»‼️
این نوع حرف‌ها در کلامِ «صاحب جمال» نیز بود که هم در مطلع و هم در پایان گفت: «احساس گناه می‌کنم بچه‌ای بدنیا آوردم و رهایش کردم...»

⚛️ این ادبیات، خودش عین خودخواهی است «فرزند نیاورم چون دنیا عجیب و غرب است یا رها می‌شود» یعنی من حاضر به پذیرش مسئولیت برای آوردنِ نسلی مسئول نیستم، من حاضر به آوردن نسل برای پایداری جهان نیستم..

🔔تکرار جملاتی که نتایج منفی و ضد سیاست‌های جمعیتی به‌عنوان یکی از معضلات اساسی کشور، را القا می‌کند و از دل حرف و دغدغه‌ای درست، پرداخت حاشیه‌‌ای ظهور و بروز می‌یابد!


«منصور»، مدیرِ تراز جمهوری اسلامی

«منصور»، مدیرِ تراز جمهوری اسلامی

 فیلم منصور، فیلمی که  روح و جان را سرشار از شخصیت متعالی شهید ستاری می‌کند.

«منصور»، انسانی حقیقی را به نمایش گذاشته که مختصاتش منطبق بر جهان‌بینی توحیدی و ایدئولوژی اسلامی است.
✅ انسانی ذوابعاد که به‌هنگام مقتدر است و‌ به‌هنگام مهربان.
به‌هنگام سخت‌گیر و‌ به‌هنگام سهل‌گیر.
به‌هنگام تند، خشمگین و متکبر و‌ به‌هنگام رئوف و‌ متواضع...

🔷فیلم مسئولی را به نمایش درآورده که می‌داند به ازای کوچکترین توانمندی و استعداد، روزی نه چندان دور بازخواست خواهد شد. حتی اگر این استعداد، توانایی آموختن و ساختن باشد.
مسئولی که باور دارد عزت تنها از آن خداست و‌به هرکس که جبین بر خاک عبودیت نهد این عزت را خواهد داد...

🔶 این قهرمان به عجز می‌رسد، اما به یأس هرگز و به هنگام عجز، دست به دعای همراه با عمل بلند می‌کند.
او  انسان رشیدی است که بحران‌ها، فصل رویشِ او هستند. انسانی که مسئولیت کلان نیروی هوایی کشور او را از توجه به جزئیات پیرامونش باز نمی داد.

🔸 «منصور» صالح مصلحی را به تماشا گذاشته که ایمانش، او را چون پاره‌های آهن مستحکم کرده بود. زیرا در راه آبادانی این مرز و بوم باید چون پاره‌های آهن بود و موانعی که بر سر راه، علم می‌شود جز با پشتوانه ایمان، برطرف نخواهد شد.

🔴 نکته‌ی مهم و متفاوت این فیلم، در به تصویر کشیدن نقش همسر شهید است، که طریقی میانه و حقیقی در پیش گرفته است؛ متاسفانه در طول سالیان گذشته با فانتزی سازی از شخصیت شهدا که در اغلب کتاب‌ها و سریال‌ها و فیلم‌ها به چشم می‌خورد، شخصیت واقعی معرفی نشده و توقعات را بالا برده است.

🔹 با این فیلم می‌توان گریست
برای پیشرفت‌های کشور که تماما با خون دل به دست آمده‌اند ..
خون دلی که نه از دشمن، که از دست خودی‌ها، خورده‌اند.
✍️ سهیلا آقاجانلو

تعددِ فیلم‌های مستند سینما حقیقت با موضوع مهاجران افغانستانی

تعددِ فیلم‌های مستند سینما حقیقت با موضوع مهاجران افغانستانی

🎥پانزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» در پردیس سینمایی چهارسو و همچنین به صورت برخط در حال برگزاری است.
دومین روز از این جشنواره در حالی به کار خود پایان داد که ″سه″ فیلم مستند؛ تنها در بخش «مسابقه ملی» با موضوع مشکلات ″مهاجران افغان″ به نمایش درآمد.

🔸بدیهی‌ست تولید مستندی که به منظور آگاهی بخشی به جامعه، ایجاد مطالبه و ارائه راه‌حل برای رفع مشکل باشد عمل شایسته‌ای است؛ به شرطی که در بازه زمانی خاص، سبب دامن زدن به مشکلی دیگر و یا ایجاد آسیب جدیدی نشود.

 🔔هر یک از سه فیلم‌ مستند روز دوم جشنواره؛ با چشم پوشی از طعنه و کنایه‌های آشکاری که در یکی از مستندها به حکومت زده شده بود، راوی داستان متفاوتی بودند و مشکلی را به درستی مطرح کردند اما در مجموع افزایش تعداد فیلم‌ها حول موضوع مهاجران افغان و به‌طورکلی تعداد قابل توجه فیلم‌ها با موضوع افغانستان در ″جشنواره‌های″ سال جاری قطعا اتفاقی نیست و نگران کننده است.

⛔️دشمنان دو ملت ایران و افغانستان همچنان در تلاش برای اختلاف افکنی هستند؛ آن‌ها از طرق مختلف باید اذهان مردم افغان را نسبت به ایران و ایرانی و بالعکس مخدوش کنند. اثبات ″تحقیر شد ن″ مهاجران و ″سوء‌استفاده″ از آن‌ها در ایران، ظلمی که از سوی مردم و حکومت به آن‌ها می‌شود و ″سیاست‌های″ حکومت ایران در قبال افغانستان و...موضوعاتی هستند که در حال حاضر دشمن تمرکز ویژه‌ای روی آن‌ها دارد.

🎥فیلم‌ مستند «گود» ماجرای بچه‌های کار افغان است که زباله‌های بازیافتی را جمع‌آوری می‌کنند. پیمانکاران شهرداری تهران در ازای دریافت مبلغ سه میلیون تومان از کودکان افغان به آن‌ها اجازه می‌دهند تا در ساعات مشخصی زباله‌های بازیافتی محله‌های تعیین شده را جمع آوری کنند و کسب درآمد داشته باشند.
بچه‌های این فیلم در مکانی به نام گود که مملو از زباله است زندگی می‌کردند که توسط ماموران کلانتری و شهرداری تخریب می‌شود. ماموران حتی اجازه انتقال وسایل را هم به بچه‌‌ها نمی‌دهند و حتی یکی از بچه‌ها مدعی‌ست که مامور کلانتری گوشی‌اش را نیز با خود برده است.

 🎥مستند «گیسلو» داستان زندگی زهرا دختر کرمانی‌ست که در نوجوانی بدون اطلاع خانواده به همراه دوستش؛ جان محمد که از ″اهل تسنن″ و ″طالب″ است به افغانستان می‌رود. زهرا در ابتدا از افغان بودن جان محمد بی‌اطلاع بوده و پس از رفتن به افغانستان طبق رسومات خانواده جان‌محمد ازدواج می‌کند. او در کنار جان‌محمد رنج بسیاری را تحمل می‌کند تا حدی که برادر شوهرش به او تجاوز کرده و جان‌محمد نیز اطلاع داشته است.
او اکنون بازگشته و پنج سال است که با پسرانش تنها در ایران زندگی می‌کند. فرزندان او شناسنامه‌ ندارند و طبق قانون ایران زهرا باید زوجیت خود را به لحاظ قانونی برای دادگاه اثبات کند تا بتواند طلاق بگیرد. او در ایران و افغانستان به دنبال پیدا کردن شوهرش می‌رود اما دوستان و آشنایانش در ایران و خانواده جان‌محمد در افغانستان اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. خانواده او حتی اجازه ورود زهرا به خانه‌اش برای برداشتن کارت واکسن و عکس‌هایش را نیز نمی‌دهند.
در این مستند عنوان شده ۱۲۰۰ زن کرمانی به سرنوشت زهرا دچار شده‌اند.

🎥مستند «آب، باد، خاک، نان» نیز داستان زندگی کودکی معلول به نام ابوالفضل است که با مادرش در روستای فقیر فهرج زندگی می‌کند. او هم‌بازی و دوستی به‌نام ستایش دارد که افغان است. ستایش و برادران و خواهرانش با مادرشان زندگی می‌کنند و بدلیل نداشتن شناسنامه نمی‌توانند به مدرسه بروند. این موضوع که ابوالفضل از آن ناراحت است، اگرچه داستان فرعی فیلم به حساب می‌آید اما بروز پررنگی دارد و چند بار در این فیلم مطرح می‌شود.

🔔فیلم‌های ذکر شده در این جشنواره و همچنین تعداد قابل توجه فیلم‌های کوتاه در جشنواره بین‌المللی «فیلم کوتاه تهران» با موضوع افغانستان اتفاقی نیست و نیازمند هوشمندی مسئولان امر است.

یادداشتی بر سریال بازی مرکب Squid Game آیا این سریال پرهیاهو در نقد سرمایه‌داری است؟

یادداشتی بر سریال بازی مرکب Squid Game آیا این سریال پرهیاهو در نقد سرمایه‌داری است؟

بازی مرکب مدتی‌ست که بر سر زبان‌ها افتاده و نقل محافل شده، تحلیل‌ها حکایت از بازخورد مثبت سریالِ محبوبِ نتلفلیکس به کارگردانی «هوانگ دونگ هیوک» کره‌ای دارد. بسیاری نگاه مثبت به این سریال دارند و آن را در ضدیت با سرمایه‌داری و جانبداری از حق فقرا و ضعیفان جامعه تحلیل می‌کنند، اما باید دید مضمون سریال همراهی با فقرای جامعه و بلکه جهان و هجمه به ثروتمندان است یا حرف دیگری دارد.

🔸در بازی مرکب، ۴۵۶ نفر از افراد بدهکار و فقیر جامعه کره جنوبی در جزیره‌ای ناشناخته جمع می‌شوند تا برای برنده شدن در بازی مرگبار و دریافت جایزه‌ای هنگفت، رقابت کنند.
این سریال پر سر و صدا دارای جزئیات بسیاری است، از صحنه ابتدایی فیلم، نحوه انتخاب بازیکنان، مکان ساده و رنگارنگ بازی، نحوه پوشش بازیکنان، کارکنان، فرمانده و مهمانان ویژه بازی‌ها، شخصیت‌های انتخاب شده تا صحنه انتهای فیلم و حتی شرایط کشور و مردم کره جنوبی که هر یک از این موارد می‌تواند موضوعی برای بحث راجع به این فیلم باشد.

🔹اما آنچه در این میان مهم به نظر می‌رسد؛ بررسی موضع فیلم نسبت به سرمایه‌داری و همچنین نمادسازی‌ در سریال است.
کارگردان، با انتخاب بازیکنان از اقشار مختلف مردم، نمونه کوچکتری از جامعه پیرامون را در جزیره ایجاد می‌کند و در واقع بازیکنان، محل بازی‌ها و کارکنان که در کسوت حاکمیتند، نمادی از جامعه بیرونی است؛ و تنها مناسبات بین افراد به‌گونه‌ای شفاف‌تر و عیان‌تر تصویر می‌شود.

⛔️بازی‌های مرگبار توسط پیرمردی به نام «ایل نام» طراحی شده تا زندگی‌ا‌ش را از یکنواختی خارج کند. ایل در برخی زبان‌ها از جمله زبان عبری به معنی «خدا» است. او خالق بازی‌هاست و جامعه نمادینی که در آن بازیکنان با اختیار خود در آن حضور دارند و بازی می‌کنند را اداره می‌کند. جنگ برای بقا یا مرگ بازیکنان، اسبابِ سرگرمی و خوشگذرانی و قمار و شرط‌بندی ایل و سپس دوستان ثروتمندش است.
 
⁉️جالب آنکه در جامعه‌ی‌ بازیکنان، افراد با ادیان و فرق مسیحی، مسلمانِ شیعی، بودایی و آتئیست و.‌‌. وجود دارد اما کسی یهودی نیست...

⛔️بازی‌های ساده و در عین حال مرگبارِ سریال بازی مرکب، در شش مرحله طراحی شده‌اند و همانطور که در سریال نیز توسط بازیکن مسیحی اشاره می‌شود ″شش″ عدد مقدسی است و خداوند در شش روز جهان را خلق کرده است. از طرفی در انتهای سریال نیز برنده بازی؛ «سونگ گی هون» که از شواهد موجود پسر ایل است، به ″طبقه هفتم″ ساختمانی دعوت می‌شود که ایل نام در آنجا حضور دارد و از بالا ″خداگونه″ بیرون را تماشا می‌کند.

⛔️از سویی دیگر، جامعه‌ای که در بازی مرکب خلق شده مبتنی بر فردمحوری است؛ آسیبی که در جهان کنونی نیز دامنگیر بشریت است.
در طول بازی‌ها بازیکنان خواه یا ناخواه مجبور‌اند به منفعت شخصی عمل کنند نه منافع جمع و اجتماع؛ اگرچه در برخی بازی های مانند طناب کشی که بازی گروهی‌ست منفعت گروه مهم است؛ اما به صورت کلی فردمحوری و اصالت فرد، اصل حاکم بر بازی‌ست و بازیکنان در جنگ بقا و برای تصاحب جایزه ناگزیر به رعایت این اصل می‌شوند. کشتن و قربانی کردن دیگران، خیانت، دروغ، حیله‌گری، جنایت و هر رذیلت دیگری که در جامعه بیرونِ بازی وجود دارد، در این مکان نیز بدون دخالت مسئولان مکان، مجاز است.

❗️اگرچه این رفتارها همانطور که در سریال نمایش داده شد، در جامعه نیز نمود دارد و ذهن مخاطب را دچار چالش می‌کند اما پذیرش اینکه مقصود کارگردان از نمایش آسیب‌ها و تصویری که ارائه داده، صرفا تلنگری‌ست، کمی دشوار است!

⚠️به نظر می‌رسد هدف بالاتر و فراتر از دادنِ درس اخلاق است و معنای دیگری از آن استنباط می‌شود...
🎞در سریال بازی مرکب جامعه‌ای که نمایش داده می‌شود نمادی از جامعه بیرونی‌‌ست. جامعه‌ای که خداوند آن را خلق کرده و با این قواعد مدیریت می‌کند. در این جامعه‌ داروینیسم نمود دارد و مناسبات بین انسان‌ها عریان‌تر و مملو از خشونت نمایش داده شده است.
در طول بازی‌ها تمامی افراد که هر کدام نمادی از طیف‌های بشری‌ست توسط دیگران حذف می‌شوند و یا از بین میروند؛ افراد نخبه و ساده‌لوح و صاحب حرفه، نمادهای خشونت و پورن و افراد ضعیف و حتی دین‌دار و...، تا در پایان «گی هون» به‌عنوان فرد اخلاق‌مدار که یک «بودایی» است قهرمان داستان معرفی ‌شود. قهرمانی که در فیلم‌ها و سریال‌ها کمتر شاهدش بودیم.

⛔️در این بازی‌ها، افراد ثروتمند که هر کدام نقاب بر چهره دارند به مکان بازی‌ها دعوت شده‌اند تا در حکم مهمان، جنگ بقای فقرا و ضعیفان را از پشت مانیتورها تماشا کنند. آنان نقشی در اداره بازی ندارند و تنها خوشگذرانی و قمار می‌کنند، حاکمیت بازی بر عهده «ایل نام» و کارکنان اوست بنابراین اگر بازخواست و اعتراضی باشد از حاکمیت اصلی این جامعه دوقطبی است و نه مهمانان ثروتمندش که تنها تماشاگرند!! و البته مهمانان ویژه در حاشیه امنِ اتفاقاتی‌ که کارگردان برای بازیکنان و همچنین گردانندگان بازی‌ها و نحوه اداره آنان، تدارک دیده، قرار می‌گیرند و در چشم مخاطب بروز کمتری دارند.
⛔️بنابراین به نظر می‌رسد بازی مرکب درصدد نقد و اعتراض به سرمایه‌داری و ثروتمندان نیست و حتی با هوشمندی آنان را توجیه نیز کرده است.

جایگاه ایران در تولید فیلم‌های راهبردی کجاست؟

جایگاه ایران در تولید فیلم‌های راهبردی کجاست؟

هالیوود در مورد خارج کردن نیروهای آمریکایی از افغانستان فیلم می‌سازد تا ″تحقیر شدنی″ که به واسطه درک غلط از حضورشان در افغانستان داشتند را تحریف کند، «تل ماسه» و فیلم‌های مشابه را تولید می‌کند که در فضای آماده کنونی، روایت آخرالزمانی خود را به خورد مخاطب دهد.

▪️امارات متحده فیلم‌های «الکمین» و «موصل» را درباره حضورش در جنگ یمن و آزاد سازی شهر موصل از دست داعش؛ با وجود به کارگیری فیلم‌سازان خارجی، می‌سازد تا پیش‌دستانه روایت خود را تبیین کند.

▪️اسرائیل فیلم‌های مهمی همچون؛ زندگی حضرت موسی و فیلم‌های راهبردی با هدف ″عادی‌سازی″ روابط با کشورهای منطقه را تولید کرده و می‌کند.
 سایر کشورها نیز که هر کدام مبتنی بر سیاست‌ها و رهبردهایشان در صدد ترویج ایدئولوژی‌هایشان هستند.

⁉️اما سهم ایران در این هیاهوی رسانه‌ و هنر که غالبا در خدمت ″تحریف″ است، کجاست؟ چگونه می‌توان ذهنیتی که به‌واسطه چنین فیلم‌هایی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد را تصحیح کرد؟!