به نام خدا

رسانه و عنکبوت مقدس

پس از فروکش کردن سروصداهایی که از سوی بسیاری از افراد درباره فیلم سینمایی «عنکبوت مقدس» به پا خواست، اکنون نیاز است صاحب‌نظران و مسئولان درباره حواشی این فیلم و عملکرد رسانه‌ها و نیز خودشان کنکاش کنند.هیچ شکی نیست که حجم بالای واکنش‌های مردم به علت «حب به امام رئوف علیه‌السلام» و «دین‌داری‌شان» و اطلاع از توهین آن فیلم به مقدسات است اما واکنش «مسئولان» بیشتر متاثر از «رسانه» بوده است.
ابزاری که بدلیل عدم شناخت و چگونگی عملکرد درست و غلط آن در داخل کشور، ذهن‌های مخاطبان و به ویژه «عملکرد مسئولین» را بصورت آشفته‌ای مدیریت می‌کند.
در باب فیلم «عنکبوت مقدس» فرض می‌شود نظرات درباره محتوای توهین آمیز و غرض‌دار آن صحت دارد و عوامل ساخت آن با هدف توهین و تخریب به اعتقادات و ارتباط دادن محتوای فمینیستی و ظلم به زنان در داخل ایران، به عقاید مذهبی شیعه، این فیلم را ساخته‌اند.❓اما سوالی در این میان مطرح است که آیا انتظاری به غیر از ارائه محتوای جهت‌دار از این فیلم، عوامل و سرمایه‌گذارانش مورد انتظار است؟ مهم‌تر آنکه عنکبوت مقدس به اذعان کارشناسان و حتی مخاطبانی که در طی جشنواره کن آن را تماشا کردند «فاقد ارزش سینمایی» است و اثرگذاری آن در اذهان «مخاطب جهانی» نازل‌تر از فیلم‌هایی است که بصورت رسمی در جشنواره‌های خارجی شرکت می‌کنند!! همچنین دادن جایزه به بازیگر زن آن کاملا سیاسی و جهت‌دار در جهت تخریب ارزش‌های ایرانی اسلامی و دادن ضریب به این فیلم بوده است.
بیان حقیقت تلخ است اما باید گفت برخی آثار تولید و پخش شده با «مجوز وزارت ارشاد» در نسبت با عنکبوت مقدس، هتاکانه‌تر به ارزش‌های اعتقادی مردم حمله کرده‌اند و متاسفانه واکنشی در پایین‌ترین سطح از آنچه در مورد فیلم عنکبوت مقدس بود، نیز اتفاق نیفتاد زیرا غالب مردم از محتوای آن بی‌اطلاع بوده‌اند و رسانه‌ها نیز به این موارد نپرداختند و یا به عبارتی مدیریت رسانه‌ای شکل نگرفت و به تبع واکنشی هم نشان داده نشد!
دست به نقدترین شاهد مثال بر این ادعا نمایش «غلامرضا لبخندی» در «چهل و یکمین جشنواره تیاتر فجر» بود که دقیقا با همین موضوع به روی صحنه رفت و هتاکانه به «دین و نظام» حمله کرد اما صدایی از کسی بلند نشد، بلکه از سوی «شهرداری تهران» مورد تقدیر نیز قرار گرفت! حال آنکه در مورد عنکبوت مقدس مسئولان همراه مردم از این فیلم اعلام انزجار کردند که البته درست هم بود.
بنابراین این واکنش مسئولین همان اثر «رسانه» است که درست یا نادرست اتفاقات را رقم می‌زند. حال این اتفاقات یا مدیریت می‌شوند و یا آشفته هدایت می‌شوند.
فیلم‌های سینمایی بسیاری که در این سال‌ها در نقد و یا به عبارت بهتر در تخریب «مسایل شرعی» ساخته شده؛ یک سمتش حمله به دین و اعتقادات است و تلخ‌تر آنکه برخی از آن‌ها در جشنواره‌های جهانی نیز شرکت کرده و در اذهان مردم ناآگاه دنیا اثرگذار شده‌اند، از طرفی در داخل نیز بدلیل عدم اطلاع مردم آنگونه که باید حساسیت‌ بدنبال نداشت.
در مورد فیلم سخیف و البته فاقد ارزش‌های سینمایی عنکبوت مقدس واکنش‌های مردمی نشان داد «نظام حساسیت مردم»، متمایل به «دین‌داری» و «حفظ ارزش‌های اصیل» است، نه چند پست و اظهارنظرهای برخی سلبریتی‌های سطحی که رفتار نادرستی دارند و با این هیاهوها؛ به ویژه در رسانه، مدیریت مسئولان ناآگاهِ به حقیقت اصلی جامعه متدین ایرانی را به دست می‌گیرند.
به جاست که مسئولان با توجه به این شناخت که حاصل واکنش‌های مردمی به این فیلم است، در مجوز دادن و هدایت کردن غذای روح مردم مدنظر داشته باشند و بدانند هیاهوهای سلبریتی‌ها با «آگاه‌سازی مردم» به محاق خواهد رفت، همانطور که در قضیه تبریک‌های آنان به زن بازیگر تحقق یافت.

سنگ تمام روبیکا برای تبلیغ دینامیت و گشت ارشاد ۳

روبیکا مدتی‌ست مجدانه برای تبلیغ ویژه‌ی فیلم‌هایی مثل «دینامیت» و «گشت ارشاد» و... تلاش می‌کند.
عملکرد مدیران روبیکا در تبلیغ فیلمی همچون دینامیت دو پیام به مخاطب می‌دهد؛ اول اینکه هیچ یک متوجه محتوا و آسیب‌های این فیلم نشدند و دوم؛ متوجه شدند و پای عمد مادی یا معنوی! در میان است.
اگر تنها یک ایراد این فیلم‌ها را در نظر بگیریم و از سایر پیام‌های ناجوانمردانه آن‌ها چشم پوشی کنیم، پس از مسئولان وزارت ارشاد در مراحل مختلف تولید و اکران فیلم، باید به حال مدیران روبیکا که نام برخی نهادها را نیز یدک می‌کشند تاسف بخوریم.
در هر دو فیلم مذکور و چند فیلم‌ دیگر؛ افراد هم‌فکر و هم عقیده و حتی افرادی که از لحاظ شاخصه‌های ظاهری با مدیران محترم روبیکا مشابهت دارند به سخره گرفته می‌شوند و به آنان توهین می‌شود.
شخصیت‌هایی که نظیرشان در حال حاضر یا وجود خارجی ندارند و یا اگر هستند بسیار قلیل‌اند، اما در این فیلم‌ها نماد تعداد بالایی معرفی می‌شوند و روبیکا این افراد را به عنوان نماد مدیرانش به مخاطب عمدتا نوجوان که آگاهی کمی از نماینده و نسخه اصلی این تفکر؛ یعنی شهدا، دارند معرفی می‌کند!

توقیف چاره کار نیست/ مناظرات علمی و فقهی با حضور پزشک ادعاکننده برگزار کنید.

در برنامه‌ای تلویزیونی دکتری ادعا می‌کند که نمازخواندن مسلمانان عاملی برای بالا رفتن آمار آرتروز است و پس از دریافت واکنش‌ها می‌گوید سخنانش تقطیع شده! اما نسخه کامل صحبت ایشان نشان از سوءبرداشت ندارد.
 این ادعا که از طریق رسانه‌ای عمومی پخش شده باید با شواهد علمی و منطبق بر مولفه‌های علم پزشکی اثبات شود، به این شکل که مناظره‌ای با همین عنوان و با حضور متخصصین امور پزشکی و البته فقهی برگزار شود و از همین رسانه صداوسیما نیز پخش گردد. در غیر این صورت توقیف این برنامه برای ادعایی که بانی پخش شدنش، رسانه‌ی عمومی است و در فضای مجازی نیز به صورت گسترده پخش شده است، کفایت نمی‌کند.
ضمن آنکه اگر تبیین صحیحی برای مخاطب صورت نگیرد و تنها به توقیف و برخورد که راه‌حل سطحی و راحتی است اکتفا شود، اثر سوء این ادعا را خنثی نخواهد کرد، بلکه برعکس در زمان حال و آینده سبب سوءاستفاده و القای درست بودن این ادعا نیز خواهد شد!



یادداشتی بر سریال بازی مرکب Squid Game آیا این سریال پرهیاهو در نقد سرمایه‌داری است؟

بازی مرکب مدتی‌ست که بر سر زبان‌ها افتاده و نقل محافل شده، تحلیل‌ها حکایت از بازخورد مثبت سریالِ محبوبِ نتلفلیکس به کارگردانی «هوانگ دونگ هیوک» کره‌ای دارد. بسیاری نگاه مثبت به این سریال دارند و آن را در ضدیت با سرمایه‌داری و جانبداری از حق فقرا و ضعیفان جامعه تحلیل می‌کنند، اما باید دید مضمون سریال همراهی با فقرای جامعه و بلکه جهان و هجمه به ثروتمندان است یا حرف دیگری دارد.

🔸در بازی مرکب، ۴۵۶ نفر از افراد بدهکار و فقیر جامعه کره جنوبی در جزیره‌ای ناشناخته جمع می‌شوند تا برای برنده شدن در بازی مرگبار و دریافت جایزه‌ای هنگفت، رقابت کنند.
این سریال پر سر و صدا دارای جزئیات بسیاری است، از صحنه ابتدایی فیلم، نحوه انتخاب بازیکنان، مکان ساده و رنگارنگ بازی، نحوه پوشش بازیکنان، کارکنان، فرمانده و مهمانان ویژه بازی‌ها، شخصیت‌های انتخاب شده تا صحنه انتهای فیلم و حتی شرایط کشور و مردم کره جنوبی که هر یک از این موارد می‌تواند موضوعی برای بحث راجع به این فیلم باشد.

🔹اما آنچه در این میان مهم به نظر می‌رسد؛ بررسی موضع فیلم نسبت به سرمایه‌داری و همچنین نمادسازی‌ در سریال است.
کارگردان، با انتخاب بازیکنان از اقشار مختلف مردم، نمونه کوچکتری از جامعه پیرامون را در جزیره ایجاد می‌کند و در واقع بازیکنان، محل بازی‌ها و کارکنان که در کسوت حاکمیتند، نمادی از جامعه بیرونی است؛ و تنها مناسبات بین افراد به‌گونه‌ای شفاف‌تر و عیان‌تر تصویر می‌شود.

⛔️بازی‌های مرگبار توسط پیرمردی به نام «ایل نام» طراحی شده تا زندگی‌ا‌ش را از یکنواختی خارج کند. ایل در برخی زبان‌ها از جمله زبان عبری به معنی «خدا» است. او خالق بازی‌هاست و جامعه نمادینی که در آن بازیکنان با اختیار خود در آن حضور دارند و بازی می‌کنند را اداره می‌کند. جنگ برای بقا یا مرگ بازیکنان، اسبابِ سرگرمی و خوشگذرانی و قمار و شرط‌بندی ایل و سپس دوستان ثروتمندش است.
 
⁉️جالب آنکه در جامعه‌ی‌ بازیکنان، افراد با ادیان و فرق مسیحی، مسلمانِ شیعی، بودایی و آتئیست و.‌‌. وجود دارد اما کسی یهودی نیست...

⛔️بازی‌های ساده و در عین حال مرگبارِ سریال بازی مرکب، در شش مرحله طراحی شده‌اند و همانطور که در سریال نیز توسط بازیکن مسیحی اشاره می‌شود ″شش″ عدد مقدسی است و خداوند در شش روز جهان را خلق کرده است. از طرفی در انتهای سریال نیز برنده بازی؛ «سونگ گی هون» که از شواهد موجود پسر ایل است، به ″طبقه هفتم″ ساختمانی دعوت می‌شود که ایل نام در آنجا حضور دارد و از بالا ″خداگونه″ بیرون را تماشا می‌کند.

⛔️از سویی دیگر، جامعه‌ای که در بازی مرکب خلق شده مبتنی بر فردمحوری است؛ آسیبی که در جهان کنونی نیز دامنگیر بشریت است.
در طول بازی‌ها بازیکنان خواه یا ناخواه مجبور‌اند به منفعت شخصی عمل کنند نه منافع جمع و اجتماع؛ اگرچه در برخی بازی های مانند طناب کشی که بازی گروهی‌ست منفعت گروه مهم است؛ اما به صورت کلی فردمحوری و اصالت فرد، اصل حاکم بر بازی‌ست و بازیکنان در جنگ بقا و برای تصاحب جایزه ناگزیر به رعایت این اصل می‌شوند. کشتن و قربانی کردن دیگران، خیانت، دروغ، حیله‌گری، جنایت و هر رذیلت دیگری که در جامعه بیرونِ بازی وجود دارد، در این مکان نیز بدون دخالت مسئولان مکان، مجاز است.

❗️اگرچه این رفتارها همانطور که در سریال نمایش داده شد، در جامعه نیز نمود دارد و ذهن مخاطب را دچار چالش می‌کند اما پذیرش اینکه مقصود کارگردان از نمایش آسیب‌ها و تصویری که ارائه داده، صرفا تلنگری‌ست، کمی دشوار است!

⚠️به نظر می‌رسد هدف بالاتر و فراتر از دادنِ درس اخلاق است و معنای دیگری از آن استنباط می‌شود...
🎞در سریال بازی مرکب جامعه‌ای که نمایش داده می‌شود نمادی از جامعه بیرونی‌‌ست. جامعه‌ای که خداوند آن را خلق کرده و با این قواعد مدیریت می‌کند. در این جامعه‌ داروینیسم نمود دارد و مناسبات بین انسان‌ها عریان‌تر و مملو از خشونت نمایش داده شده است.
در طول بازی‌ها تمامی افراد که هر کدام نمادی از طیف‌های بشری‌ست توسط دیگران حذف می‌شوند و یا از بین میروند؛ افراد نخبه و ساده‌لوح و صاحب حرفه، نمادهای خشونت و پورن و افراد ضعیف و حتی دین‌دار و...، تا در پایان «گی هون» به‌عنوان فرد اخلاق‌مدار که یک «بودایی» است قهرمان داستان معرفی ‌شود. قهرمانی که در فیلم‌ها و سریال‌ها کمتر شاهدش بودیم.

⛔️در این بازی‌ها، افراد ثروتمند که هر کدام نقاب بر چهره دارند به مکان بازی‌ها دعوت شده‌اند تا در حکم مهمان، جنگ بقای فقرا و ضعیفان را از پشت مانیتورها تماشا کنند. آنان نقشی در اداره بازی ندارند و تنها خوشگذرانی و قمار می‌کنند، حاکمیت بازی بر عهده «ایل نام» و کارکنان اوست بنابراین اگر بازخواست و اعتراضی باشد از حاکمیت اصلی این جامعه دوقطبی است و نه مهمانان ثروتمندش که تنها تماشاگرند!! و البته مهمانان ویژه در حاشیه امنِ اتفاقاتی‌ که کارگردان برای بازیکنان و همچنین گردانندگان بازی‌ها و نحوه اداره آنان، تدارک دیده، قرار می‌گیرند و در چشم مخاطب بروز کمتری دارند.
⛔️بنابراین به نظر می‌رسد بازی مرکب درصدد نقد و اعتراض به سرمایه‌داری و ثروتمندان نیست و حتی با هوشمندی آنان را توجیه نیز کرده است.

جایگاه ایران در تولید فیلم‌های راهبردی کجاست؟

هالیوود در مورد خارج کردن نیروهای آمریکایی از افغانستان فیلم می‌سازد تا ″تحقیر شدنی″ که به واسطه درک غلط از حضورشان در افغانستان داشتند را تحریف کند، «تل ماسه» و فیلم‌های مشابه را تولید می‌کند که در فضای آماده کنونی، روایت آخرالزمانی خود را به خورد مخاطب دهد.

▪️امارات متحده فیلم‌های «الکمین» و «موصل» را درباره حضورش در جنگ یمن و آزاد سازی شهر موصل از دست داعش؛ با وجود به کارگیری فیلم‌سازان خارجی، می‌سازد تا پیش‌دستانه روایت خود را تبیین کند.

▪️اسرائیل فیلم‌های مهمی همچون؛ زندگی حضرت موسی و فیلم‌های راهبردی با هدف ″عادی‌سازی″ روابط با کشورهای منطقه را تولید کرده و می‌کند.
 سایر کشورها نیز که هر کدام مبتنی بر سیاست‌ها و رهبردهایشان در صدد ترویج ایدئولوژی‌هایشان هستند.

⁉️اما سهم ایران در این هیاهوی رسانه‌ و هنر که غالبا در خدمت ″تحریف″ است، کجاست؟ چگونه می‌توان ذهنیتی که به‌واسطه چنین فیلم‌هایی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد را تصحیح کرد؟!

نگاهی اجمالی به سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه/بخش دوم

 بچه‌ها بدون پدر و مادر و بی حامی، خانواده‌ها متلاشی و مشکل‌دار
رویکرد هر جشنواره‌ای ماحصل سیاست‌هایی ست که برای آن تعریف می‌شود؛ در غیر این صورت، سلایق افرادی که در انتخاب فیلم‌ها دخیل هستند و در درجه بعدی، فیلم‌سازان‌اند که در تعیین رویکرد یک جشنواره دخیل هستند. این مهم با بررسی محتوای تعداد فیلم‌هایی که با موضوع مشابه یا حول موضوع مشترک ساخته‌شده‌اند نمایان می‌شود. اما آنچه اهمیت دارد تصویری است که از جامعه و کشور ایران در منظر مخاطب داخلی و خارجی به‌واسطه‌ی فیلم‌های جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران ساخته و ارائه می‌گردد.
 در سی و هشتمین جشنواره فیلم کوتاه تعداد بالای فیلم‌هایی که در حوزه کودک و نوجوان و خانواده به جشنواره راه یافتند حکایت از مشی کلی رویداد سی و هشتم بر محوریت "سبک زندگی" دارد. با حسابی سرانگشتی تعداد فیلم‌هایی با موضوع و مضامین مذکور اکثریت فیلم‌ها را شامل می‌شوند؛ هرچند فیلم‌هایی با موضوع جنگ نیز تعداد قابل‌توجهی از فیلم‌ها را به خود اختصاص داده است.
 فیلم‌هایی که درباره و یا با موضوع کودک و نوجوان ساخته شدند دارای نقطه اشتراک مهمی هستند. در همه این فیلم‌ها بحرانی اساسی وجود دارد؛ کودک و نوجوان اغلب فیلم‌ها از نعمت پدر و مادر به دلایلی همچون طلاق یا ترک کردن؛ تنها صاحب یکی از آن‌هاست، فیلم‌های کوتاه داستانی نظیر "ملودی آبی"  به کارگردانی مریم سرجه پیما، "هرگز گاهی همیشه" شادی کرم وردی، "تی یره" مصطفی مهربان، "هشت‌سالگی" به کارگردانی رضا شاد، "گرگ" بهروز شمشیری، "گوزن" هادی بابایی فر، "جان داد" سهیلا پورمحمدی، "باغ‌وحش" نفیسه زارع، "گجو" سینا محمدیان و فیلم‌های مستندی مانند "شهیق" به کارگردانی الهام عادلی و "عروسک" الهه اسماعیلی را می‌توان ازاین‌دست فیلم‌ها ذکر نمود، یا ازجمله فیلم‌هایی مانند فیلم‌های کوتاه "هناسه" به کارگردانی میثم محمد خوانی و "زخم" سحر نور منور هستند که کودک و نوجوانِ فیلم هر دو نفر والدین را ندارند.
 از طرفی در فیلم‌هایی که پدر و مادر نیز حضور دارند؛ خانواده دارای شاکله مناسبی نیست و فرزند آنان شرایط مناسبی ندارد. به‌طور مثال در فیلم تلخی همچون "کپسول" به کارگردانی امیر پذیرفته که پدر و مادر هر دو حضور دارند، پدر در هیبت فردی ظالم و وحشی است، یا همچون فیلم کوتاه "برای بار دوم" ساخته لیلا اخباری که فرزند رابطه خوبی با پدر ندارد.
جشنواره فیلم کوتاهقصه‌های غالباً تلخی که در این فیلم‌ها روایت‌شده قطعاً به مذاق مخاطب داخلی خوش نخواهد آمد اما درعین‌حال بسیار موردپسند جشنواره‌های خارجی قرار خواهد گرفت؛ نسبت درصد فلاکت‌زدگی کودک و نوجوان و یا خانواده ایرانی در فیلم‌ها تناسب مستقیمی با استقبال از طرف مدیران جشنواره‌های خارجی دارد زیرا بهتر می‌تواند آنان را در  تحقق اهدافشان برای معرفی ایران و ایرانی به مخاطبانشان یاری نماید.
از بین فیلم‌های کوتاه مذکور جایزه بزرگ بخش مسابقه سینمای بین‌الملل که به اسکار ۲۰۲۲ معرفی خواهد شد، به فیلم «کپسول» ساخته امیر پذیرفته از ایران اختصاص یافت. این فیلم داستان پسر نوجوانی است که پدر ستمگر و وحشی‌اش او را از تحصیل محروم کرده و در مغازه‌اش برای جابجایی کپسول‌های گاز به کار گرفته است. او با توسل به زور و تنبیه فیزیکی فرزندش را از بازی فوتبال منع می‌کند درحالی‌که علاقه و استعداد خوبی در این ورزش دارد. روزی که قرار است مسابقات فوتبال و انتخابی بهترین بازیکن انجام شود دست این نوجوان توسط پدر ظالمش به کپسول گاز زنجیر می‌شود. پسر زنجیر به دست پا به توپ می‌شود اما در نهایت پدر او را با خود همراه می‌سازد.
انتخاب این فیلم به‌عنوان نماینده ایران سبب خوشحالی مسئولین و حاصل دوره عملکردی دبیر جشنواره معرفی شده، حال آنکه این فیلم با این محتوا چه دستاوردی از برای ایران در پی خواهد داشت جای تأمل دارد.
در طی سال‌های گذشته چنین فیلم‌هایی با مضامین ظلم به نوجوان و یا نوجوان بزهکار بسیار مورد استقبال جشنواره‌های داخلی و خارجی قرار گرفته و با تائید و تشویق همراه گشته و جایزه‌های بسیاری را دریافت کرده، به همین علت توجه فیلم‌سازان جوان به این نوع محتوا جلب شده است. نمونه آن را می‌توان فیلم کوتاه امتحان در دوره‌های گذشته جشنواره فیلم کوتاه ذکر کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت؛ این فیلم در مورد دختر نوجوانی است که به‌واسطه پدر مجبور است ساقی مواد مخدر باشد. روزی مجبور می‌شود از ترس مدیر مدرسه بسته مواد را قورت داده و در سرویس بهداشتی آن را از طریق تحریک مصنوعی احیا کند.
در رویداد سی و هشتم به نسبت جشنواره‌های سال‌های گذشته تعداد کمتری از انواع فیلم‌هایی با موضوع نوجوانان بزهکار به چشم می‌خورد. در این دوره نیز فیلم کوتاه «ارفاق» که از جهت شاخصه‌های فنی فیلم خوش‌ساخت و همچنین به لحاظ قصه فیلم جذابی به شمار می‌رود و نامزد دریافت جایزه در بخش بهترین  کارگردانی بخش داستانی، بهترین فیلم، فیلم‌نامه، فیلم‌برداری و صدا گشت، از این دست فیلم‌ها است. ارفاق با بازی هوتن شکیبا داستان یاسر؛ دانش‌آموزی است که به همراه همکلاسی‌اش  برای معلم مدرسه دسیسه‌چینی می‌کنند. دانش‌آموز در مقابل امتناع معلم از ارفاق نمره، اقدام به خودزنی کرده و در این حین مدیر مدرسه سر می‌رسد و معلم مورد بازخواست قرار می‌گیرد. ماجرا تأسف بارتر می‌شود زمانی که معلم خوبِ مدرسه در قبال اخاذی پدر این دانش‌آموز برای رضایت دادن، به عملکردی مشابه با ماکیاول هدف وسیله را توجیه می‌کند، دست می‌زند.
فیلم  کوتاه «برای بار دوم» نیز که شرایط نابسامان یک دختر نوجوان را به‌واسطه خانواده‌اش به تصویر می‌کشد در دسته فیلم‌هایی با مضمون تکراری و البته مهمِ تقابل سنت-مدرنیته است. ساره دختر نوجوانی با تفکرات امروزی ست اما خانواده‌ای سنتی دارد و پدرش جانباز است. ساره مجبور است برای خروج از خانه چادر بپوشد اما در بین راه آن را داخل کیفش می‌گذارد. او علاقه‌مند بازیگری است و به‌صورت پنهانی و دور از چشم خانواده تمرین تئاتر می‌کند. در یکی از روزهای تمرین که قرار است کارگردان فیلم سینمایی بازیگر نقش اصلی خود را از بین بچه‌ها انتخاب کند مادرش از او می‌خواهد کپسول اکسیژن پدرش را شارژ کند اما او از این کار امتناع می‌کند. کارگردان ساره را به‌عنوان نقش اصلی انتخاب می‌کند اما او به دلیل ترس از مخالفت پدر ابراز پشیمانی کرده و منصرف می‌شود از طرفی نیز خبر از دست دادن پدر به او می‌رسد. تصویری که از این دختر و خانواده‌اش در این فیلم ارائه شده حاصل حمایت کانون پرورش فکری و همچنین موسسه ناجی هنر بوده است.
مضامین مشابه این فیلم در نقد تفکرات سنتی در فیلم کوتاه «هاجرو» به کارگردانی افشین اخلاقی ‌فیض‌آثار و فیلم مستند «عروسک» نیز دیده می‌شود. هاجرو داستان دختری ست که زیر سلطه برادرش است و به‌عنوان یک زن اختیار هیچ کاری را بدون اجازه او ندارد. مستند عروسک نیز با موضوع کودک همسری داستان دختری نوجوان است که همراه با پدر سنتی خود زندگی می‌کند و مستند به ماجرای جدایی پدر و مادر او و داستان ازدواج دختر نوجوان می‌پردازد.

جشنواره فیلم کوتاهاز سویی دیگر فیلم‌هایی که حوزه بزرگ‌سالان و مضامین خانوادگی را سوژه کرده‌اند نیز از وجاهت مناسبی برخوردار نیستند. فیلم‌هایی که در آن خانواده‌ها دارای ساختار صحیحی نیستند و تصویر تلخ و غم‌انگیزی از یک خانواده ارائه می‌کنند. فیلم‌هایی همچون «گجو» که در آن به‌تازگی پدر و مادر از یکدیگر جداشده‌اند و فرزندشان با شرایط جدیدی روبرو شده و فیلم کوتاه «باغ‌وحش» که مادر، خبر رفتن همیشگی پدر و زندگی جدیدشان را به دخترش می‌دهد. در این فیلم‌ها اگرچه با نگاهی مثبت می‌توان محتوای آن‌ها را از زاویه نقد و به تصویر کشیدن تلخی طلاق نگریست اما از سویی نیز مضاف بر اثر سوء ازهم‌پاشیدگی خانواده در ذهن مخاطب، منتج به اکراه در شکل گرفتن ازدواج و فرزند دار شدن خواهد شد.
 همچنین فیلم‌هایی مانند «هرگز گاهی همیشه» نامزد دریافت جایزه برای بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه ، «حالت تهوع» به کارگردانی مهرداد کبیری، «زوزه» امیر نجفی، «دکولاژ»عرفانه صادق زاده، «لبرکرووزوم  17» شروینه دیدنده و مستندهای «زرافشون» مهدی رجبیان و «پرواز را به خاطر بسپار» عماد باستانفرد و «رامخانه» احسان شادمانی در بخش تجربی نیز هر کدام به‌نوعی سبک زندگی مخدوشی را به تصویر می‌کشند.
نام فیلم کوتاه «هرگز گاهی همیشه» برگرفته از گزینه‌های پاسخ به سؤالات یک دانش‌آموز است که ترنج دختر مجرد بیست‌وهفت ساله باید در پاسخ به سؤالاتی راجع به "لذت از رابطه جنسی" و فکر کردن به "خودکشی" و مسائلی از این دست یکی از این سه گزینه را انتخاب کند. ترنج به دعوت مدیر مدرسه خواهرش تارا، نزد او رفته تا از تصمیم خودکشی خواهرش مطلع شود با وجودی که تارا منکر موضوع شده و ان را در حد شوخی بیان می‌کند. علاوه بر این فیلم، می‌توان از فیلم کوتاه «ناجی» امیرحسین بهاءالدینی و فیلم کوتاه «منطقه» اسما ابراهیم زادگان نیز با مضامین خودکشی نام برد. فیلم «دکولاژ» زندگی بیهوده جوانی ست که ناامید شده و ترجیح می‌دهد مهاجرت کند، سپس دوستش را که مخالف مهاجرتش بوده نیز با خود همراه می‌کند. فیلم «لبرکروموزوم 17 » که مربوط به یک بیماری وراثتی ضعف بینایی است که مادر خانواده در هنگام ازدواج آن را از همسرش پنهان کرده و پدر ابراز نارضایتی دارد و عنوان می‌کند که اگر از ماجرا اطلاع داشت فرزند دار نمی‌شد. اما دختر جوان این خانواده که قصد مهاجرت دارد از فروپاشیدن زندگی خواهر و وضعیت خانواده خود عبرت گرفته و تصمیم می‌گیرد موضوع را با نامزدش در میان بگذارد و این عمل نکته مثبت فیلم است.
جشنواره فیلم کوتاهاز فیلم‌های مهم دیگر جشنواره فیلم کوتاه «ویار» حورا طباطبایی و «پرتاب ناگهانی یک فیل» نازنین چیت‌ساز درباره سیاست جمعیتی است، مسئله‌ای که هم‌اکنون به یکی از چالش‌های اساسی کشور تبدیل شده است و در جشنواره‌های گذشته نیز محل توجه بوده است. فیلم ویار برنده مدال ایسفا در جشنواره سی و هشتم ماجرای زنی حامله است که برادر و همسر و پسردایی‌اش می‌خواهند او را از درگذشت پدر مطلع کنند. در خلال داستان این زوج در غیاب یکدیگر برای این دو نفر از سختی‌هایی که متحمل شده‌اند در و دل می‌کنند. زن از بی‌توجهی‌های مرد و زودهنگام بودن و رنجه‌ای بارداری می‌گوید و مرد از تحمل بداخلاقی‌های زن و مراعاتی که باید بکند می‌گوید.
در مقابل؛ فیلم «پرتاب ناگهانی یک فیل» ساخته نازنین چیت‌ساز در زمره فیلم‌های امیدبخش در این زمینه است که امثال چنین فیلم‌هایی نیاز به حمایت دارند. این فیلم داستان زوجی که در ابتدا با یکدیگر پیمان می‌بندند به نویسنده‌های بزرگی تبدیل شوند اما زن می‌گوید نظرش تغییر کرده و می‌خواهد زندگی کند و بچه‌دار شود اما مرد اصرار دارد آن را تا هنگام چاپ کتابش به تعویق بی اندازد، این مسئله سبب رنجش زن شده اما ورود یک بچه به خانه آن‌ها برای پس گرفتن توپش، فضا را تغییر می‌دهد.
ازجمله فیلم‌های دیگر جشنواره سی و هشتم که نیاز به تقویت امثال آن‌ها در جشنواره‌ها است فیلم کوتاه «اتاق عقد» به کارگردانی حسن حبیب زاده و «جاده بی‌انتها» مهدی مرعشی است. اتاق عقد با بازی و تدوین خوب، قصه زوجی ست که زن جوان در روز عقدِ دختر همسایه در اتاق عقد خودش، عاشقانه‌ها و خاطراتش با همسر شهیدش را مرور می‌کند و فیلم جاده بی‌انتها از دسته فیلم‌های سیاه و سفید و سرد جشنواره است اما تفاوتش با فیلم‌های جشنواره‌ای جوانه زدن امید در پایان فیلم است.

اما دسته دیگر از فیلم‌های جشنواره فیلم کوتاه که به نسبت کل فیلم‌ها تعداد قابل‌توجهی به شمار می‌آید اختصاص به موضوع جنگ و آسیب‌های پیرامون آن دارد. فیلم‌هایی با مضمون اثرات تلخ جنگ، همواره یکی از سوژه‌های ثابت جشنواره‌های مختلف است و از طرفی ذیل فیلم‌های جشنواره پسند خارجی نیز قرار دارد.
 شعار صلح جهانی در سال‌های گذشته باهدف جهانی‌سازی به یکی از شعارهای پر سروصدای مجامع بین‌المللی تبدیل شده و در این راستا لازم است در هر کشوری به‌ویژه در کشورهای مسلمان هر آنچه و به تشخیص آن‌ها؛ نشانی از خشونت و جنگ دارد تعدیل یا تغییر یابد. این اصل به‌عنوان یکی از بندهای سند توسعه پایدار موسوم به سند 2030 است که به کشورها ابلاغ شده و در کشور ما نیز توسط دولتمردان و سیاست‌گذاران دولت پیشین در بخش‌هایی به مرحله اجرا در آمده است. بنابراین به دلیل حمایت‌های داخلی و خارجی برای اجرایی کردن سند 2030 جشنواره‌ها نیز به‌عنوان بخشی از حوزه فرهنگ در امر اجرای بندهای هفده‌گانه این سند سهیم بودند. به همین دلیل فیلم‌هایی؛ عمدتاً در بخش داستانی، با  مضامین تلخ و سیاه در نکوهش جنگ و به تعداد بالا تولید شدند؛ بی‌آنکه تفکیکی میان جنگ و دفاع و تبیین صحیح آن، در میان باشد، باوجودی که ایران خود قربانی جنگ بود و مردم آن دفاع تحسین برانگیزی را در حافظه تاریخ ثبت کردند.

فیلم‌هایی که در جشنواره سی و هشتم با موضوع جنگ تولیدشده‌اند برخی مربوط به جنگ ایران و عراق است و تعدادی نیز به دلیل شرایط کنونی و دوقطبی‌هایی که اخیراً در کشور به وجود آمد، درباره کشور افغانستان و جنایت‌های طالبان در این کشور است. فیلم‌های کوتاهی نظیر «لیلا» به کارگردانی مجتبی اسپنانی، «خط‌های سفید» جلال ساعد پناه، «ماشوم» حسن میرزا محمدی، «ارغوان» محمد پهلوان، «گندم» هاشم مرادی و مستندهای کوتاهی مانند مستند خوب «مادری از دارخوین» ایوب مروانی پور، «شهیق» الهام عادلی، «تانک شب» امیررضا زرین و مستند «صندلی» محمدباقر شاهین برنده جایزه بهترین کارگردانی بخش مستند را می‌توان نام برد.
فیلم کوتاه لیلا در فضایی خسته و افسرده روایت می‌شود که زنان مقابل محوطه پادگانی منتظر همسران خویش هستند. در این میان لیلا برای شناسایی جسد سوخته برادرش فراخوانده می‌شود و هم‌زمان خبر شهادت همسرش به او می‌رسد. زن پس از اصرارهای مسئول مقر، دیدن جنازه را می‌پذیرد؛ او با دستی مواجه می‌شود که سالم مانده و تنها عکس‌العملی که از این زن  مشهود است برخواستن و بازگشت مجدد بر سمت جسد و انداختن انگشتر در انگشت دست او است!
مستند صندلی نیز که در مقایسه با سایر فیلم‌های مشابه اشاره به مبارزه و دشمنی دشمن کرده است؛ داستان پسر بچه ایست که خانواده‌اش توسط داعشی ها به شهادت رسیدند. این کودک که خود را به خواب زده و در بین وسایل پنهان شده، نجات می‌یابد.
به‌ این ‌ترتیب عمده فیلم‌های بخش مسابقه ملی در جشنواره سی و هشتم شامل مضامین ذکرشده هست و تعداد اندکی که نام آن‌ها به دلیل اطاله مطلب ذکر نشده نیزشاخصه مهم و فراتری از فیلم‌های یاد شده ندارند. به‌عنوان مثال فیلم «جان داد» که ژست روشنفکری دارد یا فیلم «پرواز را به خاطر بسپار» که فردی با التقاط فکری را روایت می‌کند. بنابراین مطالعه انجام شده نشانگر آن است که نمی‌توان ادعای دبیر جشنواره مبنی بر اولویت دادن به برخی شعارها را به راحتی پذیرفت. از طرفی نیاز به بررسی کارشناسانه  است که فیلم‌هایی که به دلیل محتوا و مضامین از ورود به جشنواره جامانده‌اند در چه حدی بودند و چه محتوایی داشته‌اند که نامناسب‌تر از برخی فیلم‌های پذیرفته شده بودند. به‌ویژه تحقیق و بررسی در مورد فیلم‌هایی که از حمایت دولتی نیز برخوردار شدند اهمیت زیادی دارد و تا حدودی عملکرد مدیران مربوطه را عیان می‌کند، باید دید مدیران از تولید چه فیلمی حمایت کردند و مجوز ساخت صادر کرده‌اند؛ حال آنکه همان فیلم حمایت شده از راه یافتن به جشنواره و دریافت مجوز اکران باز مانده است. با این حال نکته مهمی که از درون‌مایه جشنواره و توزیع جوایز آن احصا می‌شود این است که در صورت ادامه روند موجود و عدم تحول در متن و فرا متن جشنواره، رویداد آینده نیز به همین منوال رقم خواهد خورد و هنرمندان جوان مبتنی بر این نوع الگوی توزیع جوایز، فیلم‌های آینده خود را تولید خواهند کرد.

نگاهی اجمالی به سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه/بخش اول

تعداد فیلم های با موضوع سبک زندگی و جنگ در رتبه اول

سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران از بیست و هفتم مهر تا دوم آبان ماه در پردیس سینمایی ایران مال برگزار شد. این جشنواره نیز به‌رسم معمول از حواشی بی‌نصیب نبود؛ از اعتراض‌های هنرمندان فیلم‌ساز نسبت به گزینش آثار و ممیزی‌ها تا مراسم اختتامیه که محمد خزایی رئیس سازمان سینمایی با اعتراض به تبلیغ بیش‌ازحد مجموعه ایران مال به‌واسطه حضور پررنگ عوامل آن و فضای اشرافیگری حاکم بر جشنواره، مکان جلسه را ترک کرد. انتقاد درست خزایی به مراسم اختتامیه که با واکنش‌های مثبتی نیز همراه شد در حالی بود که مجموعه ایران مال با پخش کلیپ در ابتدای نمایش فیلم در سالن‌ها معرفی و تبلیغ مجموعه را انجام داده بود.

محوریت صحبت‌های رئیس سازمان سینمایی در مراسم اختتامیه درباره آینده جشنواره و تغییر سیاست‌های آن بود. همچنین سید صادق موسوی دبیر جشنواره از تائید شدن جشنواره از سوی آکادمی اسکار در دوره مدیریت خویش صحبت کرد. موسوی در روزهای اخیر در نشست خبری درباره رویکرد جشنواره و اولویت‌های آن اعلام نظر کرده و گفته بود این جشنواره میزبان آثاری است که محوریت تمام فیلم‌های آن با رویکرد تقویت سرمایه‌های اجتماعی و وحدت ملی است و اولویت ما فیلم‌های جامعه‌ستیز نیست.

جشنواره فیلم کوتاه برآیند جشنواره سی و هشتم
 آنچه که فارغ از حواشی و کم و کیف اجرایی جشنواره و مسائل پیرامونی آن اهمیت دارد، بررسی آثار راه‌یافته به بخش مسابقه جشنواره است. انواع فیلم‌های کوتاهی که با حمایت‌های دولتی یا شخصی  نظر مثبت عوامل جشنواره را جلب کرده و به این رویداد مهم راه‌یافته  و تعدادی از آنان نیز موفق به دریافت جایزه شده‌اند. فیلم‌های اکران شده در جشنواره و همچنین منتخبین در بخش‌های مختلف آن، نشان از رویکرد کلی جشنواره و سیاست‌های حاکم بر آن دارد و از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چراکه در حکم الگو و هدایت‌گر برای جوانان و نسل فیلم‌سازان آینده است که به دنبال موفقیت و سکوی پرتابشان به آینده هستند. سیاست‌هایی که باید دید تا چه حد با گفتار و عملکرد مسئولین جشنواره مطابقت دارد.
بنابراین نیاز است تا صاحب‌نظران، منتقدان و اهالی رسانه نقش فعالانه‌ای در مشارکت در این جشنواره داشته باشند و با مشاهده فیلم‌ها و بحث و بررسی پیرامون آن یاری‌دهنده مسئولان برای اتخاذ تصمیمات مقتضی در آینده باشند.
با نگاهی اجمالی به مجموعه فیلم‌ها به‌ویژه در بخش مسابقه داستانی و مستند تعداد زیادی از فیلم‌ها را می‌توان مشاهده نمود که مشی آن‌ها جشنواره پسندی ست. بااین‌حال شاید بتوان گفت جشنواره سی و هشتم گامی روبه‌جلو باشد؛ چراکه تعداد فیلم‌های ضد ارزش‌های اخلاقی همچون "خشونت" که در سال‌های گذشته جزء لاینفک تعدادی از فیلم‌ها؛ به‌ویژه در حوزه کودک و نوجوان به‌حساب می‌آمد، کاهش قابل‌ ملاحظه‌ای داشته است. اگرچه در رویداد کنونی نیز در فیلم‌های کوتاهی نظیر "کپسول" به کارگردانی امیر پذیرفته و "ارفاق" به کارگردانی رضا نجاتی نیز مفاهیم خشونت‌آمیز قابل‌ مشاهده است. همچنین تعداد آثاری که محتوای آن‌ها در ضدیت صریح و آشکار باارزش‌های دینی است، تقلیل یافته یا حداقل از صراحت آن‌ها کاسته شده و با اکتفا به نمادگذاری یا با امید به چشم‌پوشی و غفلت مسئولین ساخته ‌شده است. فیلم گناه به کارگردانی ابوالفضل عزیزی در شمار این فیلم‌ها است که باوجود موضوع تکراری قصاص، قصه خوبی دارد و مخاطب را با خود همراه می‌کند. حکم قصاص در سال‌های اخیر از مسائل چالش‌برانگیزی به شمار می‌رود که ایران به‌واسطه عمل به آن با هجمه نهادهای بین‌المللی مواجه بوده و طبیعتا فیلم‌های با این مضمون مورد حمایت و استقبال جشنواره‌های خارجی قرار می‌گیرد. اگرچه در دین اسلام اصل بر بخشش است اما تقریباً قاطبه فیلم‌های ساخته شده اعم از فیلم‌های بلند، کوتاه و یا مستند در راستای نقد و مخالفت با این حکم بوده است و فیلمی را نمی‌توان یافت که علت و حکمت قصاص را به‌درستی بیان کرده باشد.
فیلم "ماجان" به کارگردانی فردین انصاری نیز از نمونه فیلم‌هایی ست که اگر با اغماض از محتوای تمسخرآمیز فیلم چشم‌پوشی شود، می‌توان فیلم را در زمره فیلم‌های بی‌محتوا و خنثی در نظر گرفت که صرفاً حکم سرگرمی دارد و نه بیشتر.
داستان فیلم ماجان که علاوه بر انجمن سینمای جوان از سوی بنیاد فرهنگی هنری امام رضا علیه‌السلام نیز حمایت شده ازاین ‌قرار است که معلم مدرسه روستایی به دانش آموزان اعلام می‌کند که قول یک جایزه سفر به مشهد به ازای نوشتن انشاء با موضوع امام رضا علیه‌السلام و دریافت هزینه برای ترمیم مدرسه را از مسئولان گرفته است. اما هیچ‌کدام از این دو موضوع منجر به ابراز خوشحالی از سوی دانش آموزان نمی‌شود و جایزه نیز با رای بچه‌ها به پسری تعلق می‌گیرد که مشهد را ندیده و با تائید مادربزرگش که به زیارت رفته، توصیف حال و هوای امام‌زاده روستا و زمین‌های اطراف آن را نوشته و چند دختر و پسری که باهم در اطراف امام‌زاده خوش می‌گذرانند و به قول این دانش‌آموز حال می‌کنند.
 در این بین فیلم کوتاه "کبود" به کارگردانی علی توکلی ازجمله فیلم‌های نمادین این دوره از جشنواره است که اگرچه قابلیت پرداخت بهتری داشت اما بااین‌حال شایسته تقدیر است. کبود ماجرای دفن جسد مادری را نقل می‌کند که فرزندانش به علت ظلم خانواده‌اش به وی، شبانه او را دفن می‌کنند.

سی و هشتمین جشنواره فیلم کوتاه نیز همچون سال‌های گذشته میزبان فیلم‌های انتقادی به مسائل جامعه، مسئولان و به‌طورکلی به حاکمیت بود که مشخصا می‌توان از فیلم کوتاه "مورس" به کارگردانی روناک جعفری، به‌عنوان برنده جایزه بهترین کارگردانی در بخش فیلم داستانی، بهترین فیلم بخش مسابقه  و دیپلم افتخار بهترین طراحی صحنه و همچنین نامزد دریافت جایزه در بخش بهترین فیلم‌برداری و بهترین تدوین نام برد.
 فیلم کوتاه مورس با نگاهی به زندگی خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مارکسیستی که قبل از انقلاب اعدام شد ساخته شده است. اما مضمون فیلم با آنچه در واقعیت برای گلسرخی اتفاق افتاده تطابق ندارد و کارگردان با ادعای ساخت فیلمی سورئال! از این سوژه برای اعتراض و هجمه به واقعیتی مانند عدالت در جامعه امروزی استفاده کرده است.
 مورس ماجرای کشف علت حکم اعدام شخصی به نام خسروست که دوستانش با طرح نقشه‌ای و از طریق بهرام دوست و هم‌بندی خسرو که هادی حجازی فر نقش او را بازی می‌کند، پی به واقعیت ماجرا می‌برند. دوستان خسرو در مکان متروکه‌ای جمع می‌شوند تا با احضار روح خسرو توسط شخصی به نام سید علی شاه که عنوان می‌شود علت اصلی بسیاری از قتل‌های مشکوک را کشف کرده، واقعیت ماجرا را بفهمند.  روح احضار می‌شود و دوستان خسرو به همراه زنی که نقش همسر خسرو را بازی می‌کند از او سؤالاتی در این مورد که علت مرگ خودکشی بوده یا اعدام، با سیانور خودکشی کرده یا چیز دیگر و کجا خاک شده و ازاین‌دست می‌پرسند و روح با زبان مورس پاسخ می‌دهد تیرباران شده است. در فیلم دو بار جریان خوابی تعریف می‌شود که خسرو گفته مرا کشته‌اند و با نامی دیگر در مکانی دفن کرده‌اند، همچنین صحنه‌ای با مکث طولانی، انبوهی از پرونده‌هایی را به تصویر می‌کشد که به گفته دوست خسرو مشخص نیست صاحبان آن‌ها چه سرنوشتی داشته‌اند! اما خسرو این فیلم از آن دسته محکومینی است که از زندان گریخته و در نقش سید علی شاه در پی شخصی ست که او را لو داده است.
 حضور این فیلم در جشنواره که با "حمایت انجمن سینمای جوان" ساخته‌ شده و حتی جایزه بهترین فیلم را نیز دریافت کرده با ادعای سورئال بودن آن توسط کارگردان و صحبت‌های دبیر جشنواره از سیاست‌های حاکم بر جشنواره و همچنین انتقادها از سانسور در تضادی آشکار است. فیلم مورس که صریح و فراتر از یک فیلم انتقادی، انگشت اتهام را به‌سوی حکومت نشانه رفته و این‌چنین مورد استقبال قرارگرفته شاخصی ست که بسیاری از ابهامات را روشن می‌سازد.
فیلم مورس قطعاً به دنبال طرح موضوع  و انتقاد ذیل پرچم حکومت نیست و هدف از محتوای آن مشهود است؛ کما اینکه فیلم‌هایی در بخش‌های مستند و داستانی با نگاه نقادانه و اعتراضی حضور داشت  که می‌تواند منجر به حل مسئله شود. فیلم‌های با درون‌مایه انتقادی نه‌تنها آسیبی ندارد بلکه نیاز است به‌واسطه تبیین صحیح از ساخت چنین فیلم‌هایی حمایت شده و به سمت گره‌گشایی هدایت شود؛  فیلم‌هایی هم چون "قصه‌های همیشگی" به کارگردانی بابک مجیدی داستان بی‌مبالاتی مسئولین شهرستان آستارا در احداث جاده‌ای در تالاب استیل و مخاطرات محیط زیستی که در پی آن ایجادشده را روایت می‌کند و یا فیلم هم مسیر با آب به کارگردانی بهنام تاجمیر ریاحی که با خلاقیتی در حین ساخت مستندی راجع به عملکرد دولت، محرومیت روستایی از جنوب کرمان را به تصویر می‌کشد. فیلم مستند "مردی از رش هرمه" نیز ساخته برهان احمدی ازجمله فیلم‌های جشنواره است که بی‌مهری‌ها و کم‌کاری‌های مسئولان در قبال مردم سردشت و به‌ویژه روستای رش هرمه که در زمان جنگ قربانی حمله شیمیایی هواپیماهای رژیم بعث عراق شدند را روایت می‌کند. این فیلم مستند در زمان کنونی که فیلم تحریف شده درخت گردو به کارگردانی محمدحسین مهدویان در حال اکران است و به نظر می‌رسد به‌منظور جشنواره‌های خارجی ساخته شده حائز اهمیت است. این مستند ضعف‌ها و به عبارتی تحریف‌های فیلم درخت گردو درباره عامل بمباران، دادگاه لاهه و اتفاقاتی که در زمان بمباران شیمیایی و بحث‌های پیرامون درمان خانواده قادر مولان پور واقع شده را به‌درستی به تصویر می‌کشد.
 مستند "ماجرای ماجرا" ساخته مهداد حقیقی نیز ازجمله فیلم‌های مستند جشنواره فیلم کوتاه است که با نگاه انتقادی به سراغ اقامتگاه ماجرا در جزیره هرمز می‌رود که  سروصدای زیادی در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرده است و در قالب طنز شرایط منطقه و وضعیت مردم را به تصویر می‌کشد و همچنین با ارائه نظرات کارشناسان موافق و مخالف پیرامون این اقامتگاه، منجر به طرح مسائل دیگری از مناطق حاشیه کشور می‌شود.


مورس
مستند "میرو مار" ساخته امین پاک‌پرور برنده جایزه بخش پژوهش، ازجمله فیلم‌های مهم جشنواره سی و هشتم به شمار می‌رود. در این مستند به موضوع  بحران آب و تاریخچه آب‌رسانی از طریق ساخت تصفیه‌خانه و لوله‌کشی در تهران از زمان حکومت رضا پهلوی و عواملی که سبب ایجاد معضل کنونی شده، پرداخته می‌شود. در این مستند گفته می‌شود با آب رسانی به منازل و سدسازی‌های انجام شده مردم از آب کافی برخوردار می‌شوند تا اینکه با بروز تبعات منفی اصلاحات عرضی و همچنین افزایش رفاه قشر متوسط تعدادی از کشاورزان از روستاها به تهران مهاجرت می‌کنند و در پی افزایش جمعیت تهران مصرف آب نیز افزایش می‌یابد. در ادامه و پس از انقلاب با دستور امام خمینی رحمت‌الله علیه سیاست‌های کشاورزی تغییر می‌کند و راهبرد جهاد خودکفایی با استناد به صحبت‌های امام در پیش‌گرفته می‌شود و با شروع جنگ تحمیلی و اتخاذ سیاست افزایش جمعیت مصرف آب افزایش می‌یابد. همچنین وضعیت بازسازی و تعمیر شبکه آب‌رسانی علی‌رغم تأکید مقامات جمهوری اسلامی نیز نامشخص ذکر می‌شود. بنابراین در نگاه کارگردان مستند میر و مار سدسازی‌ها با توجیه تولید برق و ذخیره آب، سیاست افزایش جمعیت، مدیریت نادرست منابع آبی، اصرار بر تولید فراورده‌های کشاورزی و راهبرد جهاد خودکفایی از عمده دلایل شکل‌گیری بحران آب تهران به شمار می‌رود.

با وجود آغاز سدسازی‌های از دهه چهل، در این مستند انتقاد عمدتاً متوجه سدسازی‌های سه دهه اخیر در جمهوری اسلامی است که با شرکت‌های سدسازی که تنها به منافع خود می‌اندیشند و با توجیه تولید برق از سدها فعالیت می‌کنند؛ همراهی کرده است، درصورتی‌که تولید برق با احداث نیروگاه‌های خورشیدی نیز امکان‌پذیر است.
بحث و بررسی پیرامون صحت‌وسقم دلایل ذکرشده در فیلم مستند میرو مار و میزان تأثیر هر یک از عوامل ذکرشده بر عهده متخصصین امر است اما نکته‌ای که قابل تامل است انتقاد به راهبرد خودکفایی محصولات کشاورزی است که با توجه به اهمیت موضوع و سایر ابعاد آن، به بررسی‌های گسترده‌تری نیاز دارد. لذا نمی‌توان به‌صورت یک جانبه و تنها با استناد به مصرف آب، سیاست خودکفایی را تصمیم نادرستی عنوان کرد.


از بررسی فیلم‌هایی که مضمون انتقادی دارند می‌توان به میزان و نوع کارکردشان پی برد؛ اینکه آیا فیلم صرفا کارکرد تخریبی دارد یا با طرح مسئله بدنبال حل آن است، روشن است که برای هدایت فیلم ها به سمت و سوی صحیح در ابتدای امر نیاز است مسئولین امر درک صحیحی از نوع بیان کارکرد گونه فیلم‌های انتقادی داشته باشند تا بتوانند آن را ذیل سیاست‌های جشنواره برای جوانان فیلم‌ساز نیز تبیین کنند.


ادامه دارد...


فیلم کوتاه مورس


فیلم کوتاه مورس؛ برنده جایزه بهترین کارگردانی فیلم داستانی و بهترین فیلم بخش مسابقه جشنواره فیلم کوتاه
سانسور حاکم است یا سیاست؟

فیلم کوتاه مورس به کارگردانی روناک جعفری که نامزد دریافت جایزه‌های بسیاری شد، از خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مارکسیستی نام می‌برد که قبل از انقلاب اعدام شد. اما مضمون فیلم با آنچه در واقعیت برای گلسرخی اتفاق افتاده تطابق ندارد و کارگردان با ادعای ساخت فیلمی سورئال! از این سوژه برای اعتراض و هجمه به واقعیتی مانند عدالت در جامعه امروزی استفاده کرده است.
 🎞مورس ماجرای کشف علت حکم اعدام شخصی به نام خسروست که دوستانش با طرح نقشه ای و با متقاعد ساختن بهرام؛ دوست و هم بندی خسرو پی به واقعیت ماجرا می‌برند.
 آن‌ها در مکان متروکه‌ای جمع می‌شوند تا با احضار روح خسرو توسط شخصی به نام «سید علی شاه» که ادعا می‌شود علت بسیاری از مرگ های مشکوک را کشف کرده! واقعیت ماجرا را بفهمند. آن‌ها می‌خواهند از روح بپرسند علت مرگ خودکشی بوده یا اعدام، با سیانور خودکشی کرده یا چیز دیگر، کجا خاک شده و... و روح با زبان مورس پاسخ می‌دهد که تیرباران شده است.

در فیلم دو بار جریان خوابی تعریف می شود که خسرو گفته او را کشته‌اند و با نامی دیگر در مکانی دفن کرده‌اند همچنین صحنه‌ای با مکث طولانی، انبوهی از پرونده‌هایی را به تصویر می کشد که مشخص نیست صاحبان آن‌ها چه سرنوشتی داشته‌اند! اما خسروِ این فیلم از آن دسته محکومینی به نظر می‌رسد که از زندان گریخته و در نقش سید علی شاه در پی شخصی‌ست که او را لو داده است.

حضور فیلمی که با حمایت انجمن سینمای جوان ساخته شده و سه جایزه دریافت کرده و این گونه صریح و فراتر از یک فیلم انتقادی، انگشت اتهام را به سوی حکومت نشانه رفته، با صحبت‌های دبیر جشنواره از سیاست‌های حاکم بر جشنواره و همچنین انتقادها از سانسورها در تضادی آشکار است.

وایپ/روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

فیلم کوتاه کپسول

معرفی فیلم کوتاه کپسول به اسکار 2022
کدام شاخصه داوران خارجی را متفق‌القول کرده؟ وحشیگری پدر یا نگون بختی پسر
از بین ده‌ها فیلم ایرانی و خارجی پذیرفته شده در سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، جایزه بزرگ بخش مسابقه سینمای بین‌الملل که به اسکار ۲۰۲۲ معرفی می‌شود، به فیلم «کپسول» ساخته امیر پذیرفته از ایران اختصاص یافت. به نقل از ابوالفضل جلیلی تمام داوران مهربانانه متفق‌القول این فیلم را انتخاب کردند.  

کپسول داستان پسر نوجوانی‌ست که پدر ستمگر و وحشی‌اش او را از تحصیل محروم کرده و در مغازه‌اش برای جابجایی کپسول‌های گاز به کار گرفته است. او با توسل به زور و تنبیه فیزیکی فرزندش را از بازی فوتبال منع می‌کند در حالی که علاقه و استعداد خوبی در این ورزش دارد. روزی که قرار است مسابقات فوتبال و انتخابی بهترین بازیکن انجام شود دست این نوجوان توسط پدر ظالمش به کپسول گاز زنجیر می‌شود. پدر حتی مانع از بازی زنجیر بدست پسر می‌شود!

انتخاب این فیلم به عنوان نماینده ایران سبب خوشحالی مسئولین شده و دبیر جشنواره آن را حاصل دوره عملکردی خویش معرفی می‌کند، حال آنکه این فیلم با این محتوا چه دستاوردی برای ایران در پی خواهد داشت اهمیتی ندارد!

وایپ/روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید:
@irwipe

جشنواره دوازدهم تداوم دوره‌های گذشته/ فضای سیاه، مالیخولیایی، ناامید

چند روزی‌ست از اختتامیه دوازدهمین جشنواره بین‌المللی پویانمایی کشور سپری شده است اما در هیچ یک از رسانه‌ها خبری از گزارش‌های کارشناسی تحلیلی و‌ محتوایی از آثار نیست و متاسفانه رسانه‌ها تنها به انتشار ساده اخباری که جشنواره منتشر می‌کند اکتفا کردند.
راهکار برون‌رفت این جشنواره مهم از وضعیت فعلی و پیشرفت آن؛ بررسی و تحلیل آثار و مسایل پیرامونی آن از قبیل داوران، مراکز حمایت و تولید کننده آثار، کیفیت اجرای جشنواره و مدیریت و...است و نشر صرف اخبار در حد رویدادها کمکی به ارتقای آن نخواهد کرد.
در جشنواره‌ها از جمله جشنواره پویانمایی، آثار برگزیده و دریافت کننده جایزه، برای سایر هنرمندان و جوانان فعال در این عرصه الگویی پیش روی آنان برای موفقیت و دیده شدن است و مسئولان محترم «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» و...به عنوان مراکز مهم و فعال در بخش پویانمایی بر این موضوع واقف هستند.
بسیار بعید است مسئولان و داوران جشنواره از فضای حاکم بر متن و پیام تعدادی از آثار جشنواره و به‌ویژه برندگان جوایز اصلی بی‌اطلاع باشند و تنها با اتکا به تکنیکِ پونمایی‌های «کلاغ» و «خرچنگ» و «جسم خاکستری» و ....این آثار را برگزیده باشند که صحت و عدم صحت این فرضیه هر یک مرثیه‌ای مجزا دارد! راهکار این دو معضل آموزش و کسب سواد رسانه مدیران و مسئولان و در صورت اطلاع و آگاهی از درون‌مایه رویداد؛ تذکر و تجدید نظر در عرصه مدیریتی است.
نیاز جدی وجود دارد که مدیران، تصمیم‌گیران، منتقدین و کارشناسان فرهنگ و هنر درباره برآیند جشنواره و با نگاه نقادانه به بحث و بررسی بنشینند تا به دیدگاه درستی نسبت به مسیر طی شده و وضعیت حال پویانمایی کشور برسند. کما این که در برخی جلسات نقد آثار در جشنواره‌ دوازدهم دونفر از منتقدان به درستی به چند آسیب در کلیت آثار اشاره کردند.

سلام_فرمانده، شوکی بر تحلیل‌گرانِ وضعیت اجتماعی_سیاسی جمهوری اسلامی ایران

با پخش کلیپ‌ شبه‌خواننده در مدارس؛ سینه‌چاک نشان داده شدن دهه هفتادی‌ها و هشتادی‌ها در فضاهای مجازی برای رپرِ پُر تتو، پخش کلیپ‌های رقص دختران در مدارس و همراهی سلبریتی‌ها با این دست شادی‌ها، تحلیل‌گرانِ به اصطلاح برانداز و گاهی منتقدین افسادطلب داخلی را، به تهی شدن معارف در نسل‌های جدید و روی‌گردانی از توحید امیدوار کرده بود. تحلیل‌هایی که به پیروی از تحلیلگر مشهور! نتانیاهوی ناکام! در ربط دادن پوشیدن شلوارلی در جوانان و به تناسب آن پایان ج.ا.ا، بیان شده بود.
سلام_فرمانده و حضورِ گسترده‌‌ی کودکان و نوجوانان در سطح جامعه و رسانه‌ها، خط بطلانی بر این تحلیل شد.
 شاید بهتر باشد رازِ این حجم از هجمه‌ها را در همین نکته‌ی لطیف دید که آنان به علت عدم بصیرت در شناخت ایرانیان و توهم این که، نسلِ سازنده‌ی ایرانی در آینده محدود به همین کلیپ‌های رقص و طرفدارن فلان شخص و بی‌بندوباری‌های مجازی است! و این تمایلات است که جمهوری اسلامی را به ورطه سقوط می‌کشاند, در حالی‌که نسلی توحیدی با باورهای مستحکم خانوادگی، یک اجتماع در سطح جامعه و حتی جهان اسلام، ایجاد کرده است و از آنجا که توحید همواره بر باطل چیره می‌شود، وجودِ این تعداد خانواده‌ی مشتاق مهدویت، آنان را با واقعیت اُفول خود، روبه‌رو ساخته است. جهان واقعی، جهانِ نمایشی برخی از سلبریتی‌ها و فضای مجازی نیست که جامعه‌ی پیرامونی آنان از فساد پر شده است، بلکه جهان واقعی، جهان تشییع‌کنندگان شهید حاج قاسم سلیمانی، نسلِ غیور سلام فرمانده و پیشرفت‌های کلان علمی است.

بازهم سلبریتی‌ها بازهم ناامید کردن مطلق مردم!!

تعدادی از سلبریتی‌ها در روزهای سختی که مردم در تنگنای معیشت‌اند، همگام با رسانه‌های ضد ایرانی و همچون گذشته در القای ناامیدی در جامعه موفق عمل می‌کنند.
دولت جدید در حال انجام سیاست‌هایی‌ست که به نظر بسیاری از متخصصین ضروری‌ست و نیاز به همراهی همگانی دارد اما برخی، تنها، ناامیدی را به مردم القا می‌کنند، خطی که رسانه‌های بیگانه آن را دنبال می‌کنند. از سلبریتی‌ها اتوقع آن می‌رود که آزاده باشند و رفتاری همانند دولت گذشته با این دولت نیز پیش بگیرند و کمی تأمل کنند.
این نوع رفتار زننده تعدادی از سلبریتی‌ها از همان منطقی پیروی می‌کند که در انتخابات گذشته سبب پیروزی دولت متبوعشان شدند، سطحی، احساسی و متاسفانه برخی در راستای حفظ یا کسب منافع شخصی.
حال انتظار می‌رود در شر ایط فعلی که جهان دچار بحران شده و مهم‌تر از آن سوءتدبیرهای دولت گذشته نیز گریبان کشور را گرفته، اگر نمی‌توانند آرامش القا کنند، بر ناامیدی‌ها و رنج‌های مردم نیز نیافزایند.
بگذریم از این‌که اگر این قبیل افراد صدق نیت دارند، با پرداخت داوطلبانه مالیات، انصراف از در یافت یارانه‌ها و...می‌توانند باری از دوش مردم بردارند.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید.

مهاجر افغانستانی در قاب فیلم‌های ایرانی/تشدید اختلاف یا اتحاد؟

طاهره شاطری/ تفرقه افکنی‌های اخیر بین مردم ایران و افغانستان بعید است که بدون سازماندهی بوده و چند اتفاق کور باشد. شیطنت‌های رسانه‌ای و پخش کلیپ‌های نفرت‌پراکن چیزی جز خروجی اتاق فکرهای دشمنان دو ملت نمی‌تواند باشد. افغانستان به عنوان قسمتی از حوزه تمدن ایران به طور ویژه مورد توجه جریان استکبار بوده و هست به‌ویژه که با تشکیل تیپ فاطمیون حساسیت‌ها تشدید شد؛ بنابراین از هر فرصتی برای التیام کینه‌ و خشمشان استفاده می‌کنند. در این میان جریان فرهنگی هنری کشور نیز علیرغم برخی شعارهای عوامانه هنر برای هنر و غیر سیاسی بودن هنر و...، سر بزنگاه‌ها غالبا همسو با جریان دشمن عمل کرده‌اند. تبیین سیاست‌های دشمن یا به‌عبارتی حرکت در خلاف جهت مبانی و راهبردهای جمهوری اسلامی در موارد زیادی در فیلم‌ها و سریال‌ها پیگیری می‌شود.
در موضوع افغانستان و مهاجران افغان نیز عملکردی همسو با جریان رسانه‌ای دشمن اتخاذ شد. چندی پیش در پانزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» فیلم‌های با مضمون شرایط مهاجران افغان داخل ایران به طور غیر عادی بالا بود. افزایش مشکوک این دست فیلم‌ها، آن هم به یکباره، نشان از شیطنت‌ها و برنامه‌های احتمالی آینده داشت.
همچنان که در همین جشنواره و افزون‌تر در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه، تعداد بالای فیلم‌های با موضوع جنایات طالبان کاملا مشهود بود؛ چرا که موضع جمهوری اسلامی در قبال طالبان تدافعی نبود.
متاسفانه رویدادهای هنری همچون سینما حقیقت عامدانه یا جاهلانه درباره افغانستان در مسیری که توسط دشمن یا جریانات نفوذی آن‌ها طراحی شده، حرکت کرد و نیاز است مسئولان در چرایی و چگونگی تحقق آن تأمل کنند. در این باب حین برگزاری جشنواره سینما حقیقت در قالب مطلبی این موضوع به مسئولان امنیتی و فرهنگی هشدار داده شد. در این باره اینجا بخوانید...
علاوه بر فیلم‌های کوتاه و مستند در سال‌های اخیر فیلم‌های سینمایی که برادران محمودی با حمایت وزارت ارشاد ایران ساخته‌اند در جهت واگرایی بین دو ملت و ترویج اختلافات بوده است. «نوید و جمشید محمودی » دو برادر افغانستانی ساکن ایران هستند که با فیلم‌هایی نظیر «شکستن همزمان بیست استخوان»، «مردن در آب مطهر» و رفتن و... تنها به بیان مشکلات مهاجران بسنده کرده‌اند و شرایط وخیم آن‌ها را در قالب تصویر بیان کرده‌اند. آثار این دو برادر در جشنواره‌های فجر نیز دیده شده و جایزه دریافت کرده است. فیلم‌هایی که نه بیان آن عادلانه‌ است و نه محتوای آن، اما با ایجاد کدورت و نفرت بین مردم دو کشور با مذاق جشنواره ‌های خارجی سازگار است.
🔻ماحصل بی‌تدبیری‌ها و ادامه مسیر ریل شده در جریان هنری کشور، توسط دولت‌های مختلف شرایط امروزی را استمرار خواهد بخشید در صورتی که چند اثر قوی می‌تواند مانع از تلاطم ذهن‌های دو ملت در اثر اغواهای رسانه‌ای باشد.

آیا سطح بازنشر، اظهارات و واکنش‌ها حول حواشی جشنواره فجر طبیعی‌ست؟

طاهره شاطری/ انتقادات پیرامون حرف غلط نوشین معراجی نویسنده فیلم نمور در این چند روز فراتر از حد انتظار بود؛ از برخی اهالی رسانه تا ائمه جمعه و دادستانی و...

اگرچه خبرگزاری روبش جزو اولین‌هایی بود که به نشست رسانه‌ای فیلم پرداخت اما سروصدای ایجاد شده فوق تصور است! گویا اولین بار است که این اتفاق افتاده!! آیا واقعا این گونه است؟!
بررسی و تحلیل فضای بوجود آمده و روند شکل‌گیری آن مهم و اساسی‌ست، رسانه‌ها و افراد دغدغه‌مند نیز لازم است به این موضوع بیندیشند که در فضای مجازی‌ای که از قضا دست برتر ندارند، چگونه خط قرمزشان در سطح بالا بازنشر شده و سبب کنش‌هایی در سطح گسترده می‌شود!! این سطح از انتقادات و حساسیت‌ها ستودنی‌ست اما به نظر می‌رسد با توجه به موارد مشابه منطقی نیست! زیرا موارد بسیاری برا استناد وجود دارد که واکنشی در پی نداشته است. در طول سال‌های اخیر فیلم‌های بسیاری ساخته و پخش شده‌اند که «ازدواج سفید و حتی فرزند حرام‌زاده» را دراماتیزه کرده‌اند و متاسفانه اعتراض و جنجالی در این سطح از کسی بلند نشده!!
از فیلم‌های سال‌های گذشته جشنواره میگذریم؛ نقدا در همین جشنواره امسال در فیلم «مرد بازنده»، پسر جناب مرد بازنده به عنوان قهرمان فیلم با دختری بدون اطلاع پدر، زندگی می‌کرد، در فیلم «شب طلایی» ساخته یوسف حاتمی‌کیا؛ دختر محجبه مانتویی با نامزد سابقش رابطه داشت، در فیلم «علف‌زار» دختر حرام‌زاده‌ای وجود دارد که بازپرس فیلم که علیه سیستمِ فاسد عمل می‌کند و قهرمان است؛ برای شناسنامه ‌دادن به او با علم به زنازاده بودنش، از پدرومادر می‌پرسد صیغه بودید و آن‌ها انکار می‌کنند، سپس با فریاد از سر تلقین و القای دروغین صیغه بودن، قضیه را فیصله میدهد!! در همین فیلم، یکی از زنان شوهر دار با مردان متعدد رابطه دارد. در فیلم «نگهبان شب»، رابطه مهندس پیمانکار با کارمند بانک مشخص نیست! و...
فیلم «نمور» از فیلم‌های «ضعیف» جشنواره بود که سوای نظر از این حواشی، مورد «تمسخر» اصحاب رسانه و منتقدان قرار گرفت و صحبت‌های غلط و باطل عوامل هم خارج از محتوای فیلم بود، این در حالی‌ست که وقوع صریح «حرامزادگی‌» در سایر آثار، واکنشی در این سطح ایجاد نکرد. بنابراین این حجم از واکنش‌ها تنها و تنها به دلیل رد شدن یک نویسنده‌ی دستِ چندم از خطوط قرمز، در جلسه نشست منطقی نیست.
جنجال رسانه‌ایِ مشابهی درباره «سکانس معروف صیغه» در سریال «آقازاده» نیز اتفاق افتاد که نه بدلیل بدسلیقگی کارگردان بلکه به دلیل «بیان و تصویر یک حکم شرعی» در این سریال به‌پا شد؛ چرا که برای بسیاری از کسانی که در این سال‌ها بیان «حکم شرع» در فیلم و سریال‌ها را بایکوت کردند و در مقابل به «تمسخر و نفرت‌پراکنی علیه دین» همت گماشتند، بسیار گران آمد و شروع کردند به فرافکنی برای خانواده‌‌های مذهبی که چه نشسته‌اید که فرزندانتان صیغه آموختند! متاسفانه «ساده‌لوحی» و «بازی رسانه‌ای» در این امر بسیاری از ذهن‌ها را هدایت کرد و همان‌ها که ازدواج سفید را تبلیغ می‌کردند توانستند طیف بسیاری را علیه این سکانس با خود همراه کنند. ساز و برگ رسانه جریان انقلاب و توان کنش‌گری آن مشخص است که قادر به ایجاد این سطح از واکنش‌ها نیست و متاسفانه افرادی بی‌آنکه بدانند و بخواهند دنباله‌رو این افراد شدند.
بنابراین در مورد حواشی فیلم نمور نیز با تائید واکنش‌ها علیه حرف‌های نوشین معراجی، همانطور که ذکر شد نیاز به مطالعه و بررسی است که چرا در موارد مشابه هنجارشکنانه‌تر و صریح‌تر از این واکنشی نداشتیم! طبیعتا این پاسخ که جامعه مذهبی فیلم نمی‌بینند و یا اطلاع از سایر موارد نداشتند؛ مردود است!!

تعددِ فیلم‌های مستند سینما حقیقت با موضوع مهاجران افغانستانی

پانزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» در پردیس سینمایی چهارسو و همچنین به صورت برخط در حال برگزاری است.
دومین روز از این جشنواره در حالی به کار خود پایان داد که ″سه″ فیلم مستند؛ تنها در بخش «مسابقه ملی» با موضوع مشکلات ″مهاجران افغان″ به نمایش درآمد.
بدیهی‌ست تولید مستندی که به منظور آگاهی بخشی به جامعه، ایجاد مطالبه و ارائه راه‌حل برای رفع مشکل باشد عمل شایسته‌ای است؛ به شرطی که در بازه زمانی خاص، سبب دامن زدن به مشکلی دیگر و یا ایجاد آسیب جدیدی نشود.
هر یک از سه فیلم‌ مستند روز دوم جشنواره؛ با چشم پوشی از طعنه و کنایه‌های آشکاری که در یکی از مستندها به حکومت زده شده بود، راوی داستان متفاوتی بودند و مشکلی را به درستی مطرح کردند اما در مجموع افزایش تعداد فیلم‌ها حول موضوع مهاجران افغان و به‌طورکلی تعداد قابل توجه فیلم‌ها با موضوع افغانستان در ″جشنواره‌های″ سال جاری قطعا اتفاقی نیست و نگران کننده است.
دشمنان دو ملت ایران و افغانستان همچنان در تلاش برای اختلاف افکنی هستند؛ آن‌ها از طرق مختلف باید اذهان مردم افغان را نسبت به ایران و ایرانی و بالعکس مخدوش کنند. اثبات ″تحقیر شد ن″ مهاجران و ″سوء‌استفاده″ از آن‌ها در ایران، ظلمی که از سوی مردم و حکومت به آن‌ها می‌شود و ″سیاست‌های″ حکومت ایران در قبال افغانستان و...موضوعاتی هستند که در حال حاضر دشمن تمرکز ویژه‌ای روی آن‌ها دارد.
فیلم‌ مستند «گود» ماجرای بچه‌های کار افغان است که زباله‌های بازیافتی را جمع‌آوری می‌کنند. پیمانکاران شهرداری تهران در ازای دریافت مبلغ سه میلیون تومان از کودکان افغان به آن‌ها اجازه می‌دهند تا در ساعات مشخصی زباله‌های بازیافتی محله‌های تعیین شده را جمع آوری کنند و کسب درآمد داشته باشند.
بچه‌های این فیلم در مکانی به نام گود که مملو از زباله است زندگی می‌کردند که توسط ماموران کلانتری و شهرداری تخریب می‌شود. ماموران حتی اجازه انتقال وسایل را هم به بچه‌‌ها نمی‌دهند و حتی یکی از بچه‌ها مدعی‌ست که مامور کلانتری گوشی‌اش را نیز با خود برده است.
مستند «گیسلو» داستان زندگی زهرا دختر کرمانی‌ست که در نوجوانی بدون اطلاع خانواده به همراه دوستش؛ جان محمد که از ″اهل تسنن″ و ″طالب″ است به افغانستان می‌رود. زهرا در ابتدا از افغان بودن جان محمد بی‌اطلاع بوده و پس از رفتن به افغانستان طبق رسومات خانواده جان‌محمد ازدواج می‌کند. او در کنار جان‌محمد رنج بسیاری را تحمل می‌کند تا حدی که برادر شوهرش به او تجاوز کرده و جان‌محمد نیز اطلاع داشته است.
او اکنون بازگشته و پنج سال است که با پسرانش تنها در ایران زندگی می‌کند. فرزندان او شناسنامه‌ ندارند و طبق قانون ایران زهرا باید زوجیت خود را به لحاظ قانونی برای دادگاه اثبات کند تا بتواند طلاق بگیرد. او در ایران و افغانستان به دنبال پیدا کردن شوهرش می‌رود اما دوستان و آشنایانش در ایران و خانواده جان‌محمد در افغانستان اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. خانواده او حتی اجازه ورود زهرا به خانه‌اش برای برداشتن کارت واکسن و عکس‌هایش را نیز نمی‌دهند.
در این مستند عنوان شده ۱۲۰۰ زن کرمانی به سرنوشت زهرا دچار شده‌اند.
مستند «آب، باد، خاک، نان» نیز داستان زندگی کودکی معلول به نام ابوالفضل است که با مادرش در روستای فقیر فهرج زندگی می‌کند. او هم‌بازی و دوستی به‌نام ستایش دارد که افغان است. ستایش و برادران و خواهرانش با مادرشان زندگی می‌کنند و بدلیل نداشتن شناسنامه نمی‌توانند به مدرسه بروند. این موضوع که ابوالفضل از آن ناراحت است، اگرچه داستان فرعی فیلم به حساب می‌آید اما بروز پررنگی دارد و چند بار در این فیلم مطرح می‌شود.
فیلم‌های ذکر شده در این جشنواره و همچنین تعداد قابل توجه فیلم‌های کوتاه در جشنواره بین‌المللی «فیلم کوتاه تهران» با موضوع افغانستان اتفاقی نیست و نیازمند هوشمندی مسئولان امر است.