معصومه عمرانی /با توجه به شرایط موجود و عدم دسترسی مردم به صفحات مسموم، صدا و سیما فرصت خوبی برای دست گرفتن روایت اول داشت.

طبعا با توجه به حجم جنایات و وحشی‌گری‌ها رسانه ملی نمی‌توانست از همان ابتدا به‌صورت کاملا عریان وقایع را نمایش دهد و نیاز به رعایت تدریج در ارائه جزئیات حس میشد.

🔸با گذشت بیش از ۱۰ روز از حملات تروریستی انجام شده اما تغییر خاصی در لحن و جزئیاتِ ارائه‌شده به چشم نمی‌خورَد.

🚫 با وصل شدن اینترنت و با توجه به سوابق قبلیِ عدم برخورد بازدارنده با مجرمان مجازی که چهره‌ها از اصلی‌ترینِ آن‌ها هستند می‌توان پیش‌بینی کرد دوباره موج عداوت چهره‌ها جای جلاد و شهید را عوض خواهد کرد.

🔺در چنین شرایطی ایستادن و دفاع کردن به هیچ عنوان منطقی و عاقلانه نیست؛ نیاز است به افکار پوچ و دروغ افراد لجن‌پراکن حمله شود و برای مقابله با دروغ‌هایی که اجتناب‌ناپذیر است برنامه‌ریزی درستی صورت بگیرد.

📍البته ذکر این نکته ضروری‌ست که در این مورد نمی‌توان از رسانه ملی به تنهایی متوقع بود.

🔺پیش‌تر نیز آقای جبلی درمورد اخبار جنگ دوازده روزه گفته بودند که برخی آمار و جزئیات باید از منابع مربوط به دست صدا و سیما برسد، بنابراین لازم است تمام ارگان‌های مرتبط این امر را جدی بگیرند و همکاری لازم را با رسانه ملی انجام دهند.

🔺به‌علاوه لازم است قوه قضاییه طبق گفته جناب رئیس در مجازات مجرمان سرعت عمل به خرج دهد، مجازات‌ها نیز متناسب با نتیجه‌ی عملِ انجام‌ شده و بازدارنده باشد.

🔺نهادهای امنیتی نیز باید نسبت به رفع مسدودی و اتصال اینترنت دقت عمل لازم را به خرج دهند.

🔺از وزیر محترم فرهنگ و ارشاد نیز انتظار می‌رود کمی نسبت به توجیه و برخورد با چهره‌ها که اغلب زیرمجموعه این وزارتخانه فعالیت می‌کنند احساس مسئولیت کند، نمی‌توان توقع داشت قوه قضائیه تک به تک به جرم‌ها و اتهامات اینان رسیدگی کند، لازم است قوانین محکمی توسط خودِ وزارت ارشاد تدوین شود که بازدارنده از این اعمال و رفتارهای غیرعقلانی و ناهنجار باشد.

🔸یک راه حل می‌تواند این باشد که این جماعت را کمی از فضای آلوده ماهواره و صفحات مجازی بیرون بکشند و با واقعیت‌ها روبرو کنند، واکنش بخشی از این جماعت تحت تاثیر قرار گرفتنِ طولانی‌مدت در اتمسفر دروغ و فریب‌های شیطانی رسانه‌های معاند و اباطیل و اراجیف آن‌هاست.

🔺آن‌ها که از اساس با اسلام و ایرانِ قوی مشکل دارند که از مواضع‌شان به‌سادگی قابل شناسایی هستند، چاره کار این افراد مجازاتِ درخور کیفری‌ست؛ اما برخی که ممکن است تحت تاثیر هیجانات اقدام به تهییج دیگران کرده باشند را می‌توان با واقعیت آشنا کرد، مثلا می‌توان آن‌ها را به عیادت مردم مظلوم و مدافعان امنیت برد تا ماجرا را از زبان خودِ آن‌ها بشنوند.

با خانواده قربانیان ملاقات داشته باشند و از نزدیک با سبک زندگی و تفکرات آن‌ها و نوعِ مواجهه حکومت با آ‌نان بپرسند.

اسناد پزشکی قانونی و سازمان نظام پزشکی را ببینند.

راجع به تاریخ پهلوی و ذلت ایران بخوانند.

در همه موارد می‌توان پیشنهاد مصاحبه و ساخت مستند توسط خودِ خاطیان را داد، البته اگر بتوانند اغراض و امراض را در آن وارد نکنند.