زهرا خندان /پاسدارِ ادبیات کهن و ارزش‌های اخلاقی/ بدهکارِ پوشش عرفی زنان ایرانی

⁉️آیا ساختاری نظام‌مند در حذف زنان چادری در پویانمایی‌های ایرانی وجود دارد با صرفا دلایل فنی یا روان‌شناسی زرد در جریان است؟ پویانمایی «نگهبانان خورشید» به کارگردانی «مهرداد محرابی» تنها انیمیشن‌ای بود که در چهل و چهارمین جشنواره‌ی فجر به نمایش درآمد و به همین دلیل در بخش مسابقه قرار نگرفت.

🔹ورود داستانی پویانمایی «نگهبانان خورشید»، ذهن را به سمت پویانمای «موآنا» می‌برد! سبکی که عمدتا در پویانمایی‌های والت دیزنی استفاده می‌شود! اما این پویانمایی، توانست با خلاقیت خود را از تقلید نجات دهد.

🔹انتخاب «پسرِ زال» به عنوان قهرمان داستان،انتخاب هوشمندانه‌ای برای پیوند مخاطب به ادبیات کهن بود. از طرف دیگر انتخاب «قوچ» انتخاب بسیار خوبی بود که پویانمایی‌ها را از انتخاب ببر مازندران و یوز ایرانی که انحصارش نسبت به ایران در مخاطب کودک و نوجوان تثبیت شده بود، خارج کرده و یک حیوان دیگر که از قضا در تاریخ کهن نماد مخصوص رشادت‌ و مردانگی بوده و در آثار باستانی ایران‌زمین بسیار است را به مخاطب معرفی می‌کند. این استفاده سبب افزایش «داشته‌های فرهنگی هویتی تاریخی» کودکان ایرانی شده و هرچه این داده‌ها افزایش یابد در احساس افتخار و به تبع قدرت مقابله با استثمار موثرتر خواهد افتاد. در کنار این دو مؤلفه‌ی اساسی از تاریخ کهن، استفاده از لباس‌هایی با نمادهای ایرانی هنر سازندگان این اثر را می‌رساند.

🔻متاسفانه غلبه‌ی موسیقی رپ و کلاسیک بر موسیقی سنتی، نتوانست انسجام ایران کهن را در اثر به اوج برساند.

🔹استفاده‌ی از مؤلفه‌های «فرهنگ عرفیِ ایرانی اسلامی» در اثر با وجود نقدی که بر پوشش زنان وارد است، به خوبی نشسته بود: صدای اذان، امامزاده، رد شدن از زیر قرآن، یا صاحب‌الزمان گفتن یکی از شخصیت‌ها در بحران این دِین به فرهنگ را ادا کرده بود. تلفیق اجرای نمایش ایران باستان در نیمه شعبان نیز بسیار حساب‌شده بود که ملی‌گرایی را در کنار دینی بودن نشان داد. نماز و دعا خواندن عمه‌ی جوان نیز حرکتی قابل تقدیر بود که مخاطبی که متاسفانه این سال‌ها نماز و دعا را منحصر در بی‌بی‌های داستان می‌دید، در زن جوان امروزی مشاهده نمود.

🔹تقابل بین خیر و شر نیز پرداخت خوبی داشت و آنقدر شر را توسعه نداده بود تا نتواند آن را پرداخت کند! شری که دکتر جونز از محلی‌های آنجا بود و با لباس وسترن نماد آمریکا و قاچاقچی بودنش، بسیار همخوانی داشت! تعداد اندک شرور در بین مردم نیز از خاصیت خوب با توجه به مخاطب کودک و نوجوان بود.

🔹این پویانمایی ارزش‌هایی چون دوستی، وحدت، از خودگذشتگی، برتری اراده بر سلاح، دنبال راه‌حل بودن به جای مقصر یافتن را به خوبی منتقل ساخت!

🔻متاسفانه برای معنادار کردن روایت داستان، نقش اداره‌ی پلیس تقلیل یافت! اداره‌ی پلیس وابسته به حضور سروان رودباری بود که با نبود ایشان، سایر پلیس‌ها در جهت یاری رساندن به مردم، اقدامی نکردند! این یک نقطه ضعف آشکار بود.

❌ گل‌درشت‌ترین اشکال، «نوع پوشش زنان» در این پویانمایی است! روسری‌ای که تنها بخشی از سر را پوشانده، گلوی مشخص، لباس‌‌ بدن‌نما و تنگ، پوشش عمه‌ی جانو، بود! پوشش مادربزرگ بهرام نیز موهای بیرون زده و گوش‌های بیرون که از عرف زنان مسن ایرانی بسیار دور بود! در زیرمتن این پویانمایی، زنان، پوشش‌هایی شبیه عمه جانو را داشتند و هیچ زن چادری‌ و حتی مانتویی محجبه در زیرمتن، دیده نمی‌شد!

❌این مسئله در پویانمایی‌های «لوپتو» و «مسافری از کانورا» نیز دیده شد با اینکه نوع پوشش در این دو پویانمایی پوشش متناسبی برای زنان محسوب می‌شد اما هیچ زن چادری‌ای در زیر متنِ این دو پویانمایی هم وجود نداشت!

پویانمایی «پسر دولفینی» به علت استفاده از پوشش محلی این ایراد را نداشت که آن را مرهون پایبندی به آداب پوشش محلی است!

⁉️شاخک‌ها تیز می‌شود که آیا ساختاری نظام‌مند برای حذف پوشش چادر که قسمتی از پوشش بانوان ایرانی است از پویانمایی‌های وطنی و ادبیات کودک و نوجوان در جریان است؟ یا صرفا به علت مسائل فنی یا استدلال‌های روان‌شناسی زرد استفاده از چادر مشکی را ممنوع نموده‌اند؟!

هرچه باشد نوع پوشش زنان در این پویانمایی ساختارشکن است! در جامعه‌ی ایرانی، انواع پوشش وجود دارد! چادری، مانتویی محجبه، لباس‌های محلی، مانتویی با بخش اندکی موی بیرون زده و... اما چه اصراری وجود داشت که در این پویانمایی تمام زنان در زیرمتن و متن قسمت اعظم موهایشان و گلو مشخص بوده و لباس‌های تنگ و کوتاه به تن داشته باشند؟!

🔻پاسداری این پویانمایی نسبت به ادبیات کهن، ارزش‌های اخلاقی و حتی مذهبی بسیار مناسب بود اما نوع پوشش زنان یک خلای بزرگ را نشان می‌داد که متاسفانه خط مستمری در پویانمایی‌های قبلی نیز بوده است.