رضا قریبی /فیلم «نیم‌شب» ساخته محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی حبیب والی‌نژاد با موضوع جنگ دوازده روزه

🔸نیم‌شب با یک آغاز حساب‌شده و معنادار شروع می‌شود. سکانس ابتدایی، مادری مسیحی را نشان می‌دهد که فرزندش را در دوران دفاع مقدس از دست داده و با تصویر فرزند و مجسمه حضرت مریم راز و نیاز می‌کند. این انتخاب در نقطه شروع فیلم، از نقاط قوت مهم آن است؛ زیرا همدلی فراتر از مرزهای مذهبی و قومی را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد فیلم می‌تواند مخاطب جهانی را نیز در نظر داشته باشد. این رویکرد، پاسخی به یکی از ضعف‌های رایج سینمای ایران است که اغلب کمتر به امکان ارتباط با مخاطب بین‌المللی توجه می‌کند. ماجرای دخترک بیمار افغان را نیز در این قالب باید دید.

🔸در ادامه، سکانس زن بارداری که در منطقه یوسف‌آباد در حال انتقال به بیمارستان است،

در دل فضای ملتهب و بمباران‌شده شهر قرار می‌گیرد. پیوند هم‌زمان تولد یک نوزاد با فضای جنگی و بحران، بار معنایی مهمی ایجاد می‌کند. این سکانس، علاوه بر تأکید غیرمستقیم بر مسئله جمعیت و زایش زندگی در دل بحران، تنشی مؤثر در روایت شکل می‌دهد و از نقاط قوت دراماتیک فیلم به شمار می‌آید.

🔸فیلم با نمایش صحنه‌هایی از فقر و حاشیه‌نشینی شهری، مانند حضور معتادان در پارک یا مردی که در خودروی پراید زندگی می‌کند، تلاش می‌کند لایه‌های اجتماعی جامعه را وارد روایت کند. این تصاویر، بدون شعارزدگی و به‌صورت غیرمستقیم، زمینه‌ای واقعی‌تر برای قصه می‌سازند و فضای اجتماعی فیلم را باورپذیرتر می‌کنند.

🔸هسته اصلی روایت با اصابت موشکی که از سوی جنگنده آمریکایی شلیک شده اما عمل نکرده است، شکل می‌گیرد. قهرمان فیلم که نیروی امنیتی متخصص در خنثی‌سازی بمب و موشک است، هم‌زمان با مأموریتی حیاتی، با وضعیت بحرانی همسر مبتلا به سرطان خود روبه‌روست که در بیمارستان آخرین لحظات زندگی‌اش را می‌گذراند. این هم‌زمانیِ بحران شخصی و مسئولیت حرفه‌ای، فشار روانی شخصیت اصلی را پررنگ می‌کند و بُعد انسانی‌تری به روایت می‌دهد. فیلم در این بخش، تصویری جدی و مسئولانه از نیروهای امنیتی ارائه می‌کند و در عین حال، تهدید خارجی علیه کشور را در قالب روایتی دراماتیک نشان می‌دهد.

🔸بیمارستان در فیلم، نمادی از «ایران کوچک» است؛ فضایی که در آن اقشار مختلف جامعه کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند: رزمنده، بیماران مبتلا به سرطان، زنان و مردان با پیشینه‌های متفاوت اجتماعی. واکنش‌های متفاوت این افراد به خطر موجود و فرایند خنثی‌سازی موشک، طیفی از ترس، امید، مقاومت و همبستگی را به تصویر می‌کشد. همین تنوع واکنش‌هاست که تصویر جامعه را چندلایه و زنده نشان می‌دهد.

🔸نمایش کادر درمان، از پزشکان و متخصصان بیهوشی تا پرستاران متعهد، یکی دیگر از نقاط قوت فیلم است. بیمارستانی مجهز با کادری حرفه‌ای، تصویری مثبت از توان پزشکی کشور ارائه می‌دهد. در میان این شخصیت‌ها، پرستاری که در آستانه مهاجرت دچار تردید می‌شود و پزشکی که با وجود شرایط بحرانی عمل سنگینی را ادامه می‌دهد، نمونه‌هایی از تعارض‌های درونی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را بازتاب می‌دهند.

🔸یکی از سکانس‌های قابل توجه، تخلیه بیمارستان و انتقال بیماران به پارک مجاور است. مقاومت اولیه برخی افراد در برابر حضور بیماران، به‌تدریج جای خود را به همدلی و همکاری می‌دهد. تصمیم رئیس پارک برای در اختیار گذاشتن امکانات و پذیرش هزینه‌ها از مال شخصی، نمونه‌ای از فداکاری فردی در دل بحران جمعی است که به تقویت مضمون همبستگی اجتماعی کمک می‌کند.

🔸سکانس زایمان در فضای پارک، نقطه اوج احساسی فیلم به شمار می‌آید. اضطراب جمعی برای تولد نوزاد، همراهی همان افرادی که پیش‌تر مخالف بودند، و مشارکت زنان معتاد در کمک و دعا، همگی نشان می‌دهد که در موقعیت‌های بحرانی، مرزهای طبقاتی و اجتماعی کمرنگ می‌شود. پیچیدن شنل زن مسیحی به دور نوزاد، نمادی از پیوند میان انسان‌ها با وجود تفاوت‌های دینی و فرهنگی است. گریه نوزاد و واکنش پرامید بیماران، لحظه‌ای از تولد زندگی در دل مرگ و تهدید را به تصویر می‌کشد.

🔸از نظر نمادپردازی، صحنه‌ای که مردم برای جلوگیری از تکان خوردن موشکِ عمل‌نکرده، به شکل یک دیوار انسانی دور آن حلقه می‌زنند، تصویری روشن از وحدت جمعی ارائه می‌دهد. این تصویر، مفهوم همدلی و ایستادن کنار یکدیگر در برابر خطر بیرونی را برجسته می‌کند. فیلم از این طریق، هویتی جمعی و مقاوم را برای جامعه ترسیم می‌کند؛ هویتی که در لحظات بحرانی، اختلاف‌ها را کنار می‌گذارد و بر حفظ موجودیت جمعی تأکید می‌کند.

🔸با وجود فضای جنگی و پرتنش، فیلم سرشار از نشانه‌های امید است. تولد نوزاد، همبستگی مردم، فداکاری‌های فردی و تلاش کادر درمان، همگی مؤلفه‌هایی هستند که مانع از تبدیل شدن فیلم به اثری صرفاً تلخ و سیاه می‌شوند. ضرب‌آهنگ مناسب روایت در فضای محدود بیمارستان، به حفظ تعلیق و کشش داستان کمک کرده است.

🔸در بخش انتقادی، فیلم به‌طور غیرمستقیم به برخی ضعف‌ها و کوتاهی‌های مدیریتی اشاره می‌کند و این پیام را منتقل می‌کند که در کنار تأکید بر قدرت و توانمندی، باید کاستی‌ها نیز دیده و اصلاح شوند. این رویکرد انتقادی، لایه‌ای واقع‌گرایانه به فیلم می‌افزاید و آن را از یک روایت صرفاً شعاری دور می‌کند.

🔸در مجموع، «نیم‌شب» فیلمی است که با وجود تولید در زمانی کوتاه و در بستری بحرانی، موفق می‌شود روایتی پرتنش اما امیدبخش ارائه دهد. ترکیب فضای جنگی با تصویر زندگی روزمره مردم، همدلی اجتماعی و مقاومت جمعی، از این اثر فیلمی ساخته است که ظرفیت تأثیرگذاری هم در داخل کشور و هم در سطح بین‌المللی را دارد.