زهرا خندان /روایتِ شاعرگونه از غزه؛ فیلمی موفق در به تصویر کشیدنِ مظلومیت مردم غزه و جنایت رژیم کودککش صهیونیست.
✨«سرزمینِ فرشتهها» به کارگردانی «بابک لطفی خواجهپاشا» در چهلوچهارمین جشنوارهی فیلم فجر از طرف سورهی مهر با استقبال فراوانی روبهرو شد و چندین سیمرغ را از آن خود کرد.
✨«جریانسازی عاطفه» توسط زنِ قهرمان داستان و «نور» دختربچهی حاضر در فیلم به خوبی به نمایش درآمد. زنِ شرقی مقاومت، مادرانه به میدان میآید و همین زن، پیشرانِ جبههی مقاومت و تمدن اسلامی است. مهمترین رسالت زن در طول تاریخ، «جریانسازی عاطفه» در جامعه، جهان و هستی است که این فیلم در حد بضاعت خود با «ضحی» قهرمان داستان و خوشمزگیهای «نور» به خوبی به نمایش درآورده است. به عبارتی این فیلم «بازمانده» و قهرمان زنش را توانسته به خوبی بازتعریف کند.
✨ این فیلم، اثر ماندگاری است در جهتِ فریادِ مظلومیت فلسطین و سندی به غایت هنری در جهت معرفی جنایات رژیم کودککش صهیونیست به جهانیان است. جهانیانی که بعد از «طوفانالاقصی» و کلیپها و خبرهای کوتاه از غزه باخبر شدهاند و اینگونه به پا خاستهاند، قطعا با این فیلم وجدانهایشان بیش از پیش تکان خواهد خورد.
✨«بابک لطفی خواجهپاشا» کارگردانی بلدِکار است، به خوبی میتواند از بچهها، بازی بگیرد. انتخاب بازیگران به جد عالی بود و بازیها تکاندهنده، از گفتوگوهای بین بچهها تا ظرفهای خالی; . نماد «آهوهای جنگل و غول طبلزن» بسیار همخوان با رویارویی جبههی حق و نظام باطل صهیونیست بوده است و فیلم به خوبی از آن بهره برده است.
✨ فیلم، بین امید و ناامیدی نوسان داشت، شاید خاصیت غزه همین باشد اما ایرانی جماعت کمی با این نوسان مأنوس نیست! امیدِ تزریقی فیلم هم ناشی از بچهها بود که کلا امیدساز هستند!
راستش را بخواهید اگر نگارنده، جای کارگردان بود، نقطهی پایان را شهربازی که نشاندهندهی شهادت تمام افراد در فیلم بود انتخاب نمیکرد، آن قسمتی را که تانک مرکاوا با مین ضد تانکی که پسربچه در روبهروی رستوران: محل سکونتشان، دفن کرده بود، پایان میداد و شاید هنگامهی رقص پیرمرد عرب در خانهی تخریبشدهاش یا…! پایانش موردِ پذیرش هویت ایرانی_شیعی نبود اما با واقعیت غزه کاملا همخوان بود.
✨ در فیلم سعی شده بود، تمامِ ترندهای فضای مجازی در مورد غزه آورده شود، مانند شب وعدههای صادق و نمازجمعهای که گرسنگی در آن خطبه خواند! این سعی بنظر نگارنده، مطلوب از آب نیامده و در آنهمه خرده روایت به چشم نیامد. از سوی دیگر گویی رسالت فیلم، فریاد جنایتِ صهیونیست بدون پرداخت به جریان حماس و مقاومت بود! اما فیلم به خوبی مقاومت مردمی را به نمایش گذاشت که ریشههایشان در آن خاک است.
✨ نوجوان مسئولیتپذیرِ کرولال در میدان، دلقکی قدرتمند که برای ایستادنِ دوبارهی کودکان، آنها را میخنداند و با وجود داشتن مدارک حاضر به رفتن به سمت رفح نشد، پرداخت هنری به مقاومت مردمی بود که شعار نبود بلکه شاعرانه بود و ناخودآگاه مخاطب پر از عطر مقاومت میشد.
✨ ایمانِ پسربچهی سرطانی، گفتوگوهای بین بچهها و خدا، اذان و قرآن نیز به خوبی پرداخت شده بود هرچند که جای خالی نماز در روایت اصلی دیده میشد.
✨ حضور دکتری اروپایی در قلبِ تخریبهای غزه و نمایش کنشگری این افراد و حتی شهادت دوستان دکتر، قطعا منقلبکنندهی وجدانهای بیدار است و تصویری امتدادی از کاروان صمود خواهد بود.
✨ این فیلم، اگر نمایشِ جهانیش با دخالتهای صهیونیست، تحتِ شعاع قرار نگیرد، قطعا با استقبال مخاطبین جهانی روبهرو میشود.
🇮🇷🇯🇴اگر غزه، «سرزمینِ فرشتهها» باشد، جمهوری اسلامی ایران، «سرزمینِ خلفیههای الله» است.
🇯🇴بعد از «طوفان الاقصی» و مقاومت ملت غزه، قرآن خواندنشان در بحران و تاثی اتی که در جهان به واسطهی مظلومیت این جماعت ایجاد شد، بسیار غبطه میخوردم و آرزوی آن ایمان و آن اثر جهانی را داشتم.
🇮🇷 اما بعد از «شهادتِ جانِ ایران» و «بعثت ملت» اوجِ اقتدار در کنار مظلومیت را دیدم! هرچه غزه، “مظلوم” است، جمهوری اسلامی ایران، “مظلومِ مقتدر” است.
🇯🇴غزه به واسطهی قرآن و فقه اهل سنت توانست در بحران، بروزی انسانی داشته باشد.
🇮🇷 ایران به واسطهی قرآن و عاشورا و اهلبیتش توانسته، در اوج مظلومیت، چنان مقتدر بنماید که دیوارِ محکمی باشد برای قاتلینِ آزادی در جهان.
🇮🇷🇯🇴اگر فیلمی بناست ساخته شود باید «سرزمینِ خلیفههای الله» نام گیرد، خلیفههایی که فرشتهها برای آنان دعا میکنند.