حمید عارفی /سریال «بیگانگان» روزهای اخیر به تهیهکنندگی علی اکبر تحویلیان و کارگردانی راما قویدل از شبکهی سوم پخش شد.
🔸 این سریال از سال ۱۴٠۴ ساخت خود را آغاز کرد و قرار بود فصل دوم سریال قدیمی و خاطرهانگیز «بهترین تابستان من» لقب بگیرد و همین قضیه فاصلهی زمانی بین پخش فصول سریال یعنی ۲۹ سال ضربه اساسی به سریال زد و در واقع به جز نام سعید آن چیزی که روی آنتن شبکه سه رفت، هیچ سنخیتی با فصل اول نداشت؛ به علت فاصله زیاد بین پخش دو فصل سریال اتصال اتفاقات و جریانهای سریال به سختی شکل گرفته است. ادامه و ساخت فصل دیگری از یک سریال بعد از بیش از دو سه سال حتی در سطح جهانی معمولاً خطرپذیری و شکست بالایی را به همراه آورده است!
🔸️ داستان سریال سالها بعد از پایان فصل نخست سریال شروع میشود؛ زمانی که سعید تغییر شغل داده و مدیر عامل یک شرکت داروسازی شده است. از سوی دیگر پسرش محمدرضا که دانشجوی پزشکی است قصد دارد نامزدش و پدر او که استادش است را در سفر به عراق و کمک به تیمهای پزشکی همراهی کند…
🔸 سعید از اصالت یزدی فاصله گرفته و هیچگونه اشاره و اتصال داستانی بین فصل دوم با فصل اول سریال حتی در گفتگوهای شخصیتها دیده نمیشود و همین موضوع نشان دهندهی شکست پروژه فصل دوم یک سریال خاطره انگیز بعد از بیش از ۲۹ سال است!
شاید بهتر بود داستان به عنوان یک سریال مستقل ساخته شود.
🔸 زبان گفتگوهای سریال در موقعیتهای عراق و صحنههای مربوط به آن عربی بوده و زیرنویس فارسی دارد، این موضوع قابل توجه بوده و بر باورپذیری کار میافزاید، اما از سویی برای کسانی که نمیتوانند زیرنویس فارسی را دنبال کنند آزاردهنده است!
🔸 سریال «بیگانگان» اولین سریال تلویزیونی است که کاملا از درون، داعش جنایتکار که توسط تیم اوباما پایهگذاری شده بود را به تصویر میکشد.
پیش از این سریالهایی چون «خانه امن»، «آمرلی»، «حبیب» و سریال طنز « آخر خط» در تلویزیون و نمایش خانگی بودهاند که به موضوع داعش پرداختهاند که هر کدام دارای نکات مثبت و منفی مخصوص خود بودهاند.
🔸 در سریال «بیگانگان» برای نخستین مرتبه جنایتهای این گروه خونخوار تروریستی در زمینههایی چون قاچاق اعضای بدن کودکان و سو استفاده از آنان در بیمارستانها، دزدی و قاچاق میراث کهن عراق و سوریه، به بردگی کشیدن زنان مجرد و متأهل از زنان شیعه، سنی، ایزدی و… به تصویر کشیده شد.
🔸 در چهار قسمت پایانی سریال تمرکز اصلی بر تیراندازیها و صحنههای اکشن بود که مقدار خشونت داعش تا حدودی برای مخاطب قابل ملموس باشد؛ چرا که سر بریدن، زنده زنده به آتش کشیدن و… بخش کوچکی از جنایتهای دست پروردگان یانکیهای جنایتکار بود.
این گروهک وحشی و بی تمدن قصد داشتند حتی ایران را تجزیه و خاورمیانه بزرگ را محقق کنند که در بخشهایی از سریال از زبان ابوخولهی تروریست و دیوار نوشتهها این آرزو و هدف شوم آنان قابل لمس بود.
🔸 پایان سریال نیز معمولی و تقریبا قابل تحمل بود به جز صحنه آهستههای آزاد شدن ابوباسلِ تروریست که هیچ جای دفاعی باقی نگذاشت و هیچ کاربردی جز کشدار شدن و گرفتن هیجان از داستان نداشت.
🔸هر چقدر سینما و تلویزیون ایران در ارتباط با داعش که به گفتهی سگ مو زرد توسط اوباما و هیلاری کلینتون زاده شده، تولید اثر داشته باشد کم است؛ داعشی که اگر نابود نمیشد خیلی زودتر از ۹ ماه قبل جنگهای داخل ایران را تجربه میکردیم و چه جوانان رشید و دلاوری از جبهه مقاومت از جان و زندگی شیرین خود گذشتند که این شجرهی خبیثه را نابود کنند.
🔸 حجم خشونت و خونریزی خصوصا در چهار قسمت نهایی که داستان به اوج رسیده، بسیار زیاد بوده و صرفا محدوده درجه سنی در پایین کادر سریال اصلا کافی نیست! چرا که خانوادههایی که دارای کودک و نوجوان هستند دچار مشکل شده و حتی دیدن تصادفی صحنههای جنایتهای داعش آثار مخربی به همراه دارد، لذا از همان اوایل سریال بهتر بود درجه سنی بالاتر و اخطارهای بیشتری برای خانوادهها درج میشد یا اساسا این حجم از نمایش عریان خشونت در سینما اکران میشد.
🔸 برای اطلاع بیشتر از افکار و سطح جنایتهای داعش میتوانید به کتاب «نگاهی به داعش از درون- ۱٠ روز در دولت اسلامی» نوشتهی یورگن تودِنُهوفِز مراجعه کنید.
نویسندهی کتاب اولین خبرنگار آلمان و جهان است که به همراه پسرش سفری خطرناک به درون داعش دارد.
این کتاب پرفروشترین کتاب اشپیگل شده است.