زهرا خندان
🔹️برای شیاطین ضد وطن زحمت ایجاد کردی
«مهران غفوریان» در صفحهش نوشت:
«خستهگی خستگیهای روز به روزم در تن و مغزم میماند، خداوندا اگر با تو معاملهای کردم پس چرا خبری نیست؟
چرا میزاری اینقدر خسته بشم که ازت گلگی کنم؟
چون من، منم و تو، خدایی و من، خسته میشم و دیگر چشمم به توست… من نمیدانم این چه آزمایشی است ولی میدانم که اگر دستم را نگیری ضعیفم…
لااقل امیدم رو به تو قطع نمیکنم»
🔹آقای غفوریان، مردِ وطنپرست این روزها، دعا میکنیم از این آزمایش با عافیت کامل بیرون بیایید.
🔹ادبیات آقای غفوریان، ادبیات شکایت به خداست، ادبیاتی که در آن شکایتها را پیش خدا میآورند اما از خدا شاکی نیستند، از خدا نمیبُرند، حتی از گلگی کردن نیز خجالت میکشند، این ادبیات تاییدشده است برای شبهای تار انسانی که خسته میشود و آزمایشها، شانهش را خم کرده است.
🔹یک ادبیات دیگر، ادبیات شکایت از خداست، که در آن خدا را مقصر میدانند و عتاب میکند و در نهایت از او میبُرد. این ادبیات تقبیح شده است.
🔹اما بعد آقای غفوریان، وقتی آدمی ارزشمند میشود، طمع شیاطین به او زیاد میشود چون برای آنها زحمت ایجاد کرده است، این روزها شما برای شیاطین ضدوطن زحمت ایجاد کردهاید، بخشی از این آزمایشها، برای آن است که به همین نقطه برسید که ضعیفم و جز او کسی را ندارم و این رسیدن، هدف خلقت است.
🔹بزرگی، بلا را نعمت میداند که باعث میشود انسان به ضعف خود آگاه شود و به عجز برسد تا به اعتصام(دست زدن به ریسمان الهی) دست یابد.
دعاگویتان هستیم برای اعتصام به الله.