🔹«داستان ران کلارک» فیلم سینمایی تولیدشده در سال ۲۰۰۶ است از یک داستان واقعی برگرفته شده که در آن:
معلمی از محل سکونت خودش به نیویورگ میرود تا ریسک کند و تاثیر بیشتری داشته باشد، بدترین کلاس از یک منطقهی دارای آسیبهای اجتماعی را انتخاب میکند و در طی مدت آموزشی با کار و ابتکار توانست، استعدادهای دانشآموزان را کشف کند و آنان را به خودباوری برساند و بهترین نمرات استانی را کسب کنند.
🔹این فیلم، با بازی خوب بازیگرانش، یک فیلم ماندگاری است که مخاطب را علاقهمند به شغل شریف معلمی میکند. از این دست تولیدات با توجه به نقش ویژهی معلمی در تمدن اسلامی و شرافت شان معلمی، در هنر نمایشی جمهوری اسلامی ایران خالی است.
✨امام شهید در ۱۳۹۹/۶/۱۱ فرمودند:
«دستگاههای تبلیغاتیاند که باید فرهنگسازی کنند؛ یعنی معلّمی [یک] شأن باید باشد که عمدهی این به عهدهی صدا و سیما است. مثلاً فرض کنید که شما میتوانید یک فیلمی بسازید که در آن فیلم معلّم وجود داشته باشد و نقشی داشته باشد که وقتی انسان آن فیلم را نگاه میکند، وقتی انسان این فیلم را میبیند، آرزو کند «کاشکی من معلّم بودم»! این کار، کار لازمی است؛ این کار، کار واجبی است. حالا من گفتم فیلم، نه اینکه یک فیلم درست کنیم و خیال کنیم که کار تمام شد؛ نه، اصلاً این یک جریانی باشد که مرتّباً به شکلهای مختلف، به شکلهای هنری، معلّم ترویج بشود، معلّمی ترویج بشود، احترام و اکرام معلّم به صورت یک فرهنگ عمومی دربیاید و در افکار عمومی اثر بگذارد.»
🔹فیلمهای تولیدی باید از مولفههای اصلی در این فیلم که کار و ابتکار و عشق به دانشآموزان بود، استفاده کند اما قطعا بدان نباید اکتفا کند، مولفههای دیگری نیاز است که شاید بتوان در مجموعهی سخنرانیهای «امام شهید» آنها را یافت، به عنوان مثال ایشان در همان سال فرمودند:
«یک لشکر فرهنگی در واقع به وجود میآید از دانشآموز و معلّم و کارمندان گوناگون و مدیران مختلف، منطق این کار چیست؟ منطق، انسانسازی است؛ یعنی مادّهی خامی که کودکِ مثلاً ششساله و هفتساله است، وارد این کارخانه میشود و دوازده سال در این کارخانه زیر و رو میشود و یک محصولی، یک بروندادی باید از این کارخانه خارج بشود؛ آن برونداد چیست؟ انسان شایسته؛ منتها تعریف «انسان شایسته» در مکاتب مختلف، تفکّرات مختلف، کشورهای مختلف، جوامع مختلف، مختلف است؛
ما در جمهوری اسلامی همین هدف را دنبال میکنیم… ما میخواهیم خروجی این دستگاه عظیم، این ماشین بزرگ، یک خروجیای باشد منطبق بر تفکّر اسلامی.خب حالا آن انسان مطلوب جامعهی اسلامی و انقلاب اسلامی و نظام اسلامی چه خصوصیّاتی دارد؟ در این مورد هم البتّه خیلی صحبت شده -همه صحبت کردهاند، بنده هم مطالبی همیشه عرض کردهام، دیگران هم گفتهاند- امّا حالا اگر بخواهیم به طور خلاصه در چند جمله که متناسب با آموزش و پرورش هم هست، آن انسان طراز اسلامیای را که توقّع هست آموزش و پرورش او را تربیت کند معرّفی کنیم، این جور تعریف میکنیم که انسانی باشد با این خصوصیّات:
اوّلاً مؤمن باشد؛ ایمان اوّلین شرط است.
ثانیاً خردمند باشد؛ یعنی عقل را به کار بگیرد. «لَعَلَّکُم تَعقِلون» در قرآن ببینید چقدر هست!
ثالثاً اندیشمند باشد؛ یعنی فکر کند. عقل فقط برای پیدا کردنِ راههای عملیِ زندگی نیست؛ عمده برای فکر کردن و اندیشیدن است، که این از دانشمند شدن مهمتر است. اگر بخواهیم دانشمندان خوبی داشته باشیم، باید اندیشمندان خوبی داشته باشیم. بعد، دانشمند شدن و کسب علم؛ این هم یک خصوصیّت است.
مجاهد و اهل عمل باشد؛ یعنی نشستن و حرف زدن و صرفاً فکر کردن و حرّافی کردن کافی نیست، باید اهل عمل باشد… عمل هم عمل مجاهدانه و پیگیر [است]؛ همان [عملی] که در عرف شرع مقدّس اسلام «جهاد» گفته میشود که آن وقت این جهاد در اینجا جهاد فیسبیلالله است، جهادِ موردِ ترغیبِ شرع است. انسانِ باانصافی دربیاید، [انسانِ] بانظمی دربیاید، متخلّق به اخلاق اسلامی دربیاید؛ اینها خصوصیّات انسانی است که ما توقّع داریم در آموزشی که شما میدهید و پرورشی که شما میکنید، یک چنین انسانی به وجود بیاید.»