زهرا خندان
🔹ایرج طهماسب در صفحهاش نوشت:
«غمگینم بسیار زیاد
تمام کوچهها را گشتم
از همسایهها پرسیدم
از کاسبها، از اهالی محل
هیچکس از شادی خبر ندارد!»
🔹گویی آقای مجری، سفرِ دورودرازی را برای یافتن شادی آغاز کرده! اما غافل از آنکه وقتی اینقدر از درون غمگین است، هرچقدر در کوچهها و تمام دنیا را هم بگردد باز شادی را نخواهد یافت و با این درونِ غمگرفته، هرکس را هم ببیند و سراغ شادی را بگیرد، چیزی برای ارائه به “او” را نخواهند داشت. زیرا شادی از درون است و وقتی چیزی از درونت کم شده باشد، در خارج یافت نمیشود!
🔹این دست پیامها از آقای مجری، هویت خسته را به دنبالکنندههایش خواهد داد، هویتی که سالهاست استکبار به کمک دونمایههای داخلی دنبالش هستند! هویتی که در آن «ایرانی فاقد حس شادی است و عامل آن حاکمیت است»، هویتی که «برای رهایی از این غم باید به آشغالهای غربی دست دراز کند» هویتی که «نه پیوندی به تاریخ پرفروغ تمدنی ایران دارد و نه پیوندی به آیندهی درخشانی که انقلاب اسلامی میخواهد آن را بیافریند».
🔹خوشحالی آنجاست که کمتر کودکی، ایشان را دنبال میکند و بیشتر کودکان پویانمایی «درون و بیرون» را دیدهاند! پویانمایی که دنیای غرب برای خودشان ساخته تا به کودکان هویتی دهد که در آن بدنبال شادی در خارج نباشند.
🔹پایان را باید با این جملهی استاد صفایی تکمیل کرد که:
«خوبی با خوشی فرق دارد»
چه بسا خوشیهایی که خوب نیستند! و چه بسا خوبیهایی که رنجها را باید برای آن تحمل کرد.
🇮🇷 و این روزها، ایرانمان، پُر از خوب است.