زهرا خندان
🎥 این صحنه، «فیلم خروج» از «آقای حاتمیکیا» را یادم آورد. چراییاش را نمیدانم اما اگر میتوانستم، به روش آن فیلم، این صحنه را سکانسی از فیلم بلندی که میتوانستم بسازم قرار میدادم.
🔹ملوانی بر روی «ناو دنا» با فلشبکهایی به ساخت ناوی تمام ایرانی با دانش ملی برده میشود که همین اقتدار علمی باعث شد، استکبارجهانی تاب دیدن این ناو را نداشته باشد و همچنین برای سازندگان آن از روش تطمیع و تهدید استفاده کند.
🔹اما ناگهان ناو دنا با خباثت تمام مورد حمله قرار میگیرد و او که تمام پرسنل را به سوی قسمت دیگر ناو برده اینک با فلشبکهایی به دیدار همسر و خانواده میرود، صحنههایی از ایثار یک زن که باعث شد، او و همرزمانش چنین اقتداری برای ایران خلق کنند و ناگهان صحنهی شهادت او.
🔹اینک صحنه به دست زنی دلاور میافتد که مقتدرانه در عین مظلومیت به تشعیع همسرش میرود و مدبرانه محیط خانوادگی را به سمت اقتدار سوق میدهد و حضور خانواده در تجمعات را با شور و شوق همراه میسازد.
🔹صحنهی پایانی اما این صحنه میشود، صحنهای که این زن، حق طبیعی خود و تمام ملت ایران و چه بسا حق تمام مظلومین عالم از سرخپوستان تا مردم غزه را طلب میکند:
«آقای پزشکیان ما منتظر انتقاممون از لحاظ بینالمللی و نظامی هستیم.»
و با جوابی ضعیف مواجه میشود! که: «انتقام، نظامی نیست، انتقام ساخت کشورمون هست!!!»
🔹این جواب ضعیف، زن را تَرَک میدهد و او یادش میآید که همسر او و امثالش بودند که بیشترین زحمت را در ساخت کشور کشیدند و مادام که این ضعف در برخی مسوولین باشد، کشوری ساخته نمیشود! ضعفی که نتیجهش ساخت کشور نیست بلکه تحقیر کشور در برابر بیگانه است.
🔹این زن اما دلش قرص است به پیام «امامِ شهید» که اگر حادثهای رخ دهد، مردم کار را تمام خواهند کرد و با یادآوری این جملات از «امامِ شهید» پرچمش را برمیدارد و همراه فرزندانش وارد تجمعات میشود، زیرا باور دارد «مردم» کار را تمام خواهند کرد.