حمید عارفی
🔸 امروزه سازندگان آثار هنری فقط به ساختن یک اثرِ تنها دل خوش نمیکنند؛ مخصوصاً در آمریکا، وقتی یک پویانمایی یا داستان ساخته میشود، از همان ابتدا آن را بهعنوان مرکز یک «جهان بزرگ» در نظر میگیرند و سالهاست با همین روش، فرهنگ غلط خودشان را به همهجا صادر میکنند.
ابنگونه با نفوذ در ذهن نوجوانان و جوانانِ کشورهای رقیب و جهان سومی، هم پول زیادی به جیب میزنند و هم با یک هجوم فرهنگی، تفکر نسل آینده کشورهای هدف، از جمله کشور ما را از آن خود میکنند.
🔸این در حالیست که متاسفانه در ایران با این فرهنگ غنی و ریشهدار، در معرفی قهرمانهای بومی به فرزندان خودمان هم کوتاهی کردهایم. وقتی کودک و نوجوان ایرانی حتی قهرمانهای شاهنامه یا شخصیتهای بزرگ تاریخی را نمیشناسد، چطور انتظار داریم سایر کشورهای دنیا آثار ما را دنبال کنند؟ اساسا چند اثر از قهرمانها تولید کردهایم؟ ما قبل از اینکه در بازار جهانی شکست بخوریم، در اتاقِ فرزندان خودمان بازی را به خارجیها باختهایم!
🔸مرکز پویانمایی صبا در دهههای ۸٠ و ۹٠ خورشیدی، مجموعههای بسیار موفق چون «شکرستان»، «پهلوانان(پوریای ولی)» و «جوانمردان» را ساخت که حتی مورد استقبال مخاطبان خارجی قرار گرفت، اما با رسیدن به سال ۱۴۰۰، رفتهرفته موتور ساخت این مجموعهها خاموش شد و هم از نظر تعداد آثار تولیدی و هم از نظر ارزشِ کار، افت قابل توجهی را تجربه کردیم که جای تاسف دارد.
🔸 از بزرگترین ایرادهای تولیدات فرهنگی ما این است که آثار موفق «بسته فرهنگی» ندارند.
کمتر کسی به فکر ساخت بازیهای رایانهای، بازیهای گوشی، بازیهای دورِهمی، نوشتافزار و عروسک برای شخصیتهای «شکرستان» یا «جوانمردان» است. اگر هم کاری انجام شده، بهقدری کمتعداد و گرانقیمت بوده که فقط در چند شهر بزرگ دیده شده و مردم عادی دستشان به آنها نرسیده است.
🔸 در دههی ۸٠ مسئولان امر خواستند با عروسکهای دارا و سارا قدمی رو به جلو بردارند اما به علت قیمتهای گزاف و پخش نامناسب در سراسر کشور، این ایده همراه بازی رومیزی این دو شخصیت با شکست بزرگی مواجه شد.
در حالی که آمریکا با عروسکهایی مثل «باربی» تا عمق ذهن فرزندان ما نفوذ کرده، مسئولان ما هنوز درگیر بدیهیترین امور توزیع و قیمتگذاری هستند!
🔸 بیگانگان و غربیها، شخصیتهایی چون «بنتن»، «لاکپشتهای نینجا»، «مرد عنکبوتی»، «سونیک» و… را به همراه فیلم، سریال، پویانمایی، بازیهای کنسولی و موبایلی، نوشت افزار، عروسک و… صادر کرده و میکنند، اما متاسفانه مسئولان ایرانی، حتی از داستان «شهابالدین» در مجموعه جوانمردان استفاده نمیکنند تا یک بازی جنگی برای مبارزه با مغولها بسازند، چه برسد به اینکه بخواهند یک بسته کامل فرهنگی به دست خانوادهها برسانند و این یک خواب غفلت طولانی مدت است که معلوم نیست چه زمانی میخواهند از آن بیدار شوند؟!
🔔 راه حل این است که نهادهای فرهنگی با جدیت پای کار بیایند و بستههای فرهنگی مناسب بچهها تهیه کنند؛ محصولاتی که همیشه در بازار باشند و قیمتی داشته باشند که خانوادهها بتوانند آن را خریداری کنند. اینگونه مردم تشویق میشوند بهجای محصولات غربی، از تولیدات داخلی که متناسب با فرهنگ ایرانی-اسلامی است استفاده کنند؛ یعنی همان نکته و فرمایشی که رهبر شهید انقلاب همیشه برای مقابله با هجوم فرهنگی روی آن تأکید داشتند.