«مازیار میری» در صفحهش نوشت:
«چقدر این روزها مانند ایرانم گشته اوضاعم، ز شرق و غرب هرکس تکیهای از من جدا کرده»
این شعر، کم دارد! کم آن این است که مسبب آن وضع که به تکه تکه شدن ایران منجر شد را مسکوت گذاشته و نگفته کدام حاکمیت اینقدر فشل بوده که از استعدادِ استقامتِ ایرانیان نتوانسته بهره برد و با دیکتاتوری تمام و ضعف و زبونی در مقابل قدرتهای بیگانه واداده است.
اگر این کمی را نداشت شاید گذاشتن همین شعر از مازیار میری، سبب شود آن همصنفهای چماق به دستِ مجازیش و سازندگان امثال تاسیان که بدنبال تطهیر پهلوی و ساختن اتوپیا از آن زمان هستند، کمی به خود بیایند!
آری، هویت ملی ایرانیان در تاریخ، استقامت است و زیر بار حرف زور نرفتن! اما چه میشود که حاکمیتهای فشل و ضدمردمی قاچار و پهلوی برای بدست آوردن منافع خاندانی حاضر میشوند حرف زور بشنوند و شرق و غرب و شمال و جنوب را بدهند! بحرین را عروس کنند و آرارات را داماد!
با این فهم، درخواهیم یافت که جمهوری اسلامی ایران به فرمودهی «امام شهید» مردمیترین حاکمیت است و نشان این ادعا، بهرهمندی حاکمیت از هویت استقامتمدار مردم ایران است که سبب شد با وجود هشتسال جنگ جهانی علیه ایران، وجبی از خاک داده نشود! با رفتن به اردوی راهیان نور، گاهی با خود میگویی مگر این خاکهای رمل یا خاکهای تفیدهی جنوب چه داشت که نیاز بود اینگونه تلفیق ایمان مردم و هویت استقامتی ملت، پاسدار تمامیتش باشد! همینطور در دفاع مقدس دوم و سوم و کودتاهای این سالها که اگر حاکمیتی یک صدم فشلی پهلوی را داشت، تمامشان منجر میشد به تکه تکه شدن «ایرانِ جان».
جمهوری اسلامی ایران نه تنها، حاکمیتش مردمیترین است بلکه مسئولینش هم از همین مردم هستند، از آن دست مردم که به هویت ملی خود پایبند هستند و با ایمانشان آن هویت را تعالی بخشیدند و اینگونه است که شعارِ «نه شرقی و نه غربی» در عمل اثبات میشود و این استقلال عظیم، خار چشم استکبار جهانی میشود.
جمهوری اسلامی ایران با داشتن تاریخ شیعی، آنچنان است که رهبرِ مردمیاش، با «مشتِ گره کرده» به شهادت میرسد و تاریخ معاصرش را به گونهای رقم میزند که
«مردمش، این روزها مانند ایرانشان
گشته اوضاعشان
ایستاده در میدان
برای به زانو درآوردن استکبار
برای اعتلای کلمهی حق
برای ظهور منجی بشریت»