زهرا خندان
🔹«مادران جوان» یک فیلم درام محصول سال ۲۰۲۵ است که توسط «ژان-پیر و لوک داردن» نویسندگی، کارگردانی و تهیه شده است; این فیلم، در بخش رقابتی اصلی جشنواره فیلم کن ۲۰۲۵ در توانست جایزه «بهترین فیلمنامه» را از آن خود کند.
🔹داستان، با محوریت یک مرکز امن برای مادران نوجوان در شهر «لیژ بلژیک» است که در آن خانه، نوجوانان باردار که دارای حمایتهای خانوادگی نیستند تا یکسال بعد از زایمان در آنجا میمانند و تحت حمایت مسئولین آن، با شرایط مادری و تعهدات آن آشنا میشوند و با توجه به شرایطشان تصمیم میگیرند، بچه را خود نگه دارند یا به سرپرستی دهند.
در این مرکز، مادران نوجوان در آشپزی، نظافت و… با هم همکاری دارند و در شرایط سختِ هر کدام، دیگران همدلانه مسئولیت فرد را برعهده میگیرد.
🔹داستان، به طور موازی حول چهار مادر نوجوان و یک مادر نزدیک به زایمان است که با رویکرد واقعگرایی به چالشهای زندگی اجتماعی و خانوادگی این افراد میپردازد، پیچیدگیهای روابط خانوادگی در این فیلم به خوبی پرداخت شده است.
🔹نوجوانی که نگران است مانند مادرش، فرزندش را رها کند و برای رسیدن به جواب سوالش، دنبال مادرش میرود.
نوجوان دیگری که درگیر خشونتهای خانگی توسط پارتنر مادرش بوده و مادر معتادش با اینکه او را دوست دارد اما تعادل ندارد به همین دلیل، او دخترش را به سرپرستی واگذار میکند تا ادامه تحصیل دهد. نوجوان دیگری که به امید تشکیل خانواده با پدر فرزندش تلاش میکند اما به ثمر نمیرسد و در نهایت با چالشهایی که دارد تصمیم میگیرد در کنار خواهرش یک مادر مجرد باشد.
🔹داستان دو نوجوان دیگر، متفاوت است، مادر مجردی که با پیدا کردن شغل موردعلاقهش با حمایت مرکز شادمانه به همراه فرزندش از مرکز خارج میشود و نوجوان دیگری که به همراه پارتنر دلسوزش و حمایت مرکز بناست ازدواج کنند و به خانهی خودشان بروندـ
🔹فیلم، با اینکه بر یک موضوع مهم و غمانگیز دست گذاشته اما چرک نشده است! احساس غم میآفریند اما یأس را نه! و یک موضوع پذیرفته شده در دنیای غرب با توجه به “روابط بی در و پیکر” آنان است! شاید همین نکات، رمز بهترین فیلمنامه شدنش در جشنواره کن باشد.
🔹نوجوانانی که درگیر روابط خشونتآمیز خانوادگی، اعتیاد والدین، تبعیضهای خانوادگی و رهاشدگی از طرف مادر را داشتهاند، واقعیتهای اجتماعی این روزهای دنیای مادی و تمدن مدرن اروپایی است! اما این فیلم به خوبی توانسته این واقعیت برهمریختهی خانوادگی که در «ذات تمدن مادی» است را پرداخت کند که مخاطب را از این تمدن و فرهنگ زده نکند! در این فیلم، حمایتهای اجتماعی و دولتی این کشورهای به اصطلاح متمدن، جذاب بنظر میرسد درحالیکه این اقدام، پاسخی به این ذاتِ مخوف تمدن مادی است که جایگاه خانواده در آن به شدت متزلزل بوده و باعث تروماهای مختلف در انسانها میشود، به همین دلیل برای پابرجا ماندن ساختارهای اجتماعی در این تمدن، نیاز به این حمایتها است.
🔹پرداخت لطیف فیلم به موضوع حساس مادران نوجوان با پیچیدگیهای روابط خانوادگی، اعتیاد و… باعث شد، این فیلم تلخ نباشد! باعث شد این فیلم مهاجم به تمدن مادی نشود!
🔹شاید دلیل مهم اینکه فیلمی با این موضوع و این حجم از درام بودن، علیه ساختارهای حاکمیتی غرب، قیام نکرده است، در تمدنی بودن ساختار غرب باشد! زیرا وقتی ساختارها، تمدنی باشد، تمام ارکانهای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و خردهنظامها در خدمت هدف آن تمدن قرار میگیرد و هیچ اعتراضِ موثری در این ساختار به سرانجام نمیرسد. اعتراضاتی در عرصهی هنری به سیاستهای تمدن مادی شده و حتی فیلمهایی علیه اقتصاد لیبرالی در هالیوود ساخته شده اما تمام آن اعتراضات در ساختار تمدنی، محکوم به فناست مگر آنکه ملتها به پا برخیزند و با ساختار تمدنی دیگری علیه آن قیام کنند.
🔹این فیلم ظرفیت داشت که زنان علیه ساختار زنستیز غرب قیام کنند چون دختران پانزده، شانزده سالهای که باردار هستند، اغلب از طرف پارتنرهای نوجوانشان طرد میشوند و پسران، هیچ تعهدی نسبت به آنها ندارند که عملا «خشونتِ بارز به زنان» است.
🔹خشونتی که پاسخ فمنیستها بدان، «آزادی سقط جنین» بود و هست و قانونی که در این کشورهای قاتل، حمایت میشود اما بازهم دختران بسیاری، در سنین پایین مادرشدن را تجربه میکنند که اغلب با واگذاری نوزادان به پرورشگاه یا خانوادههای دیگر، همراه میشود! تروماهای جدایی از نوزاد، خاطره پارتنرهای بیتعهد و رابطهی رنجآور برایشان باقی میماند! در دیگرسو، فرزندانی که برایشان، خانوادهی زیستی یک راز میماند و با حقیقت تلخ جدایی دارای آسیبهایی میشوند که آنها نیز همچون مادرانشان احتمالا به نسلهای بعد منتقل میکنند.
🔹با توجه به فرمودهی «امام شهید» که فرهنگ سرمایهداری، مردسالار است. این ظلم به زنان در فرهنگ سرمایهداری و تمدن غربی به شدت ملموس است و این فیلم، نشان از این مردسالاری دارد! زیرا نوجوانان پسر، به جز دو نفرشان، گُم هستند و این موضوع کاملا پذیرفته شده است! یکی دیگر از آن پسران، حاضر به پذیرش مسئولیت نیست، تنها یک پسر از همسر نوجوان و مادر فرزندش حمایت میکند و برای مخاطب «قهرمان داستان» قلمداد میشود!
🔹فرهنگ غربی، با شعار آزادی، درواقع روابط را آزاد گذاشت و فطرت و میل زنان را به بردگی کشاند! زنان در این فرهنگ، حق سقط جنین دارند، حقی که عملا ساقطکنندهی تکلیف مردانِ بیتعهد است! زنان در این فرهنگ، حق دارند، فرزندشان را به سازمانهای حمایتی بسپارند اما حق ندارند طعم شیرین یک خانواده را بچشند! زنان در این فرهنگ، عملههای بیمواجب، نظام سرمایهداری هستند تا خلاهای عمیق این نظام در روابط انسانی را لاپوشانی کنند.
❓حال اگر همین موضوع به دست امثال «بیرقی بیغیرت» ساخته میشد، چه میشد؟!
آنچنان موضوع را تلخ میکردند و آنچنان ساختارهای حاکمیتی و حتی بالاتر دین اسلام را مقصر جلوه میدادند که احساس خشم، غم و تنفر را در مخاطب ایجاد میکرد.
احتمالا در فیلمشان، یکی از دختران نوجوان توسط یکی از سیاستمدران نظام اسلامی مورد تجاوز قرار گرفته بود و دیگر نوجوان از خفقان محیط اسلامی خانهشان و مذهبی بودن مادرش، به پسری پناه میبرد و این اتفاق برایش میافتاد اما آن پسر مدرن، مسئولیت او را میپذیرفت. دیگر نوجوان، دوست داشت جنینش را سقط کند اما احکام اسلامی اجازه نمیداد و آن دختر مجبور به خودکشی میشد.
و تمام این دختران به زنی بیقید پناهنده میشدند و او آنها را حمایت میکرد و در نهایت یکی از دختران که از قضا استعداد خوانندگی دارد به اروپا پناهنده شده و آیندهی درخشانی برای خود میساخت.
🔹در صورتی که یکی از مهمترین حملهی اسلام در حوزهی زنان به فرهنگ غربی، «مسئلهی خانواده» و حمایت تمام قد اسلام از «زن در خانواده» است، زیرا اگر خانواده مستحکم باشد، انسانهای بااراده و متعادل در بستر آن پرورش مییابند. انسانهایی که با دستپنجههای لطیف مادرانشان در خانواده، قدرتِ مقابله با ساختارهای فساد و ظالمانه را خواهند داشت. اما خانوادههای بهمریخته و نامتعادل که نمونهاش در این فیلم قابل مشاهده بود، حتی با وجود حمایتهای دولتی، خلا احساسی و افسردگی عمیقی را تجربه خواهند کرد.
🔹بخاطر حفظ ساختار خانواده و با توجه به محوریت «زن و مادر» در خانواده، اسلام، حقوقهای مختلف و هماهنگی قرار داده است و با توجه به حفظ «زن» از آسیبهای بیتعهدی مردان در رابطه، ازدواج را به رسمیت شناخته که در آن مرد، نمیتواند بیقید بماند!
🔹اما این روزها با ولنگاری فرهنگی، احتمالا شاهد ازهمگسیختگی خانوادگی خواهیم بود، آنچنان که فیلم «بیداد» از مادری الکلی رونمایی میکند که حاضر به فداکاری نیست برعکس فرهنگ مقدس مادری! باید برای خانواده و جایگاه مقدس مادری، به پا خاست.