16:01

2026/09/28

حب به امامِ شهید و بغض به ساختارِ امام‌کُش

زهرا خندان

❓بارها شده از دوران نوجوانی تا به‌حالم، همیشه فکری می‌شوم که آیا زندگی‌ام می‌تواند موضوع یک فیلم شود؟

تا به امروز یک جواب با مرور زندگی‌ام می‌دادم: “نه”

🔹اما امروز ورق برگشت! تراژدیِ عمیق تاریخ را در زندگی‌ام احساس کردم! تراژدی همراه با حماسه، آنقدر عمیق است که قدرت دارد از تک تکِ انسان‌هایی که قطره‌ای از مردم در تشییع “امامِ مجاهد شهید” شدند، موضوع بسازد برای ساختن، حتی از آنها که می‌خواستند و نشد که بیایند.

بله من، امروز در صفحه‌ای قرار گرفتم که می‌تواند یک صحنه از فیلم سینمایی باشد.

🔹آنجا که با فرزندانم پشت جمعیت قرار گرفتیم و جمعیت قفل شد و فرزندم پرسید:

“چه ترافیکی شده”

گفتم:

“ترافیک آدم‌هاست”

ادامه دادم:

“می‌دونی ما همه یک شباهتِ مهم داریم”

پرسید:

“چه شباهتی؟”

گفتم:

“ما همه آقا را دوست داریم”

🔹بغض کردم و با خودم مرور کردم که، این آقا را خیلی دوست داشتم و دارم.

خیلی‌ها این آقا را دوست داشتند و دارند.

اصلا روایت است که:

العبودیة جوهرة کنهه الربوبیة

که امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

فضیل! آیا تو می دانی که عبودیت چیست؟ آیا می دانی عبودیت چه گوهری است؟ عبودیت گوهری است که ظاهرش عبودیت است و کنه و باطنش، ربوبیت و تصرف در امور است. عبودیت و بندگی خدا خاصیت اش این است که هرچه انسان راه بندگی خدا را بیشتر طی کند به خدا نزدیک می شود و باذن خدا قدرت ولایت و ربوبیت پیدا می کند.

🔹بله عبودیتی که این آقا کرده بود، سبب شد تدبیر خدا شود که محبوب قلب‌ها باشد، قلب‌های آزادی‌خواه و اراده‌ی این آقای عابدِ ما که عشق شهادت بود بر این قرار گرفت به دستِ سردسته‌ی شقی‌ترین نظام، یعنی نظام کفر به شهادت برسد.

🔹ما در این جمعیت‌ها، آقامان را خیلی دوست داریم، آنقدر دوست که وقتی سال ۸۸ فرمودند:

جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم…

نتوانستیم تحمل کنیم چه برسد به فکر نداشتنش!

اما این اراده بر نوع مرگ، سبب شد دل‌هامان فقط درگیر غم نشود! فقط تراژدی ما را درگیر نکند! حماسه نیز در دل‌هامان جوانه زد.

🔹اصلا آقامان می‌دانست اگر به مرگ طبیعی می‌رفت، ما دق می‌کردیم و این نوع مرگ، ما را نه تنها دق نداد بلکه رشد داد، بزرگ کرد، آنقدر بزرگ شدیم که:

دعاهامان از زندگی فردی و حوائج کوچک، به محوِ ساختار تمدن مادی رسید و آنچنان هم‌صدا شدیم که به تحقیر سردسته‌های این ساختار به صورت دسته‌جمعی رسیدیم.

🔹بزرگی می‌گفت:

حب و بغض پیشران حرکت‌های تکاملی است. باید این دو بال باشد، تا انسان‌ها بتوانند کاری کنند که در طرح الله و انبیا باشند.

ادامه می‌داد:

کشتی امام حسین علیه‌السلام اسرع، اوسع و ایسر است چون در آن حب به بالاترین درجه‌ی خود رسیده و بغض از دشمن نیز.

🔹حال برگردیم به آقای خودمان، نائب امام زمانمان.

او به دست شقی‌ترین انسان‌ها در ساختار کفر به شهادت رسید، ما حب‌مان به امام شهیدمان، کاملا مشخص بود اما حب خالی اگر با از دست‌دادنِ محبوب همراه شود: تنها انسان را داغدار می‌کند، یأس می‌آورد، اصلا انسان را به ته خط می‌رساند.

تلفیق حب ما با بغض ما سبب شد مبعوث شویم، آنهم بغض از ساختار تمدن مادی، ساختار امام‌کُش، بغض از منفورترین انسان‌ها در زمین، بغض از نجاسات عالم.

🔹 این تلفیق، حرکت‌زاست، حماسه‌آفرین است، ما را مانند مادر ام‌وهب می‌کند که حاضریم پسرانمان را بدهیم و بعد با افتخار سر پسرانمان را به آنها پس بدهیم که ما:

“چیزی را که در راه خدا داده‌ایم، پس نمی‌گیریم”

🔹الان من در همین تاریخ نفس می‌کشم، تاریخی که با حب به مولایش و بغض به ساختارِ امامِ کش، حاضر که نه تمنا دارد در این راه پسرانش از او خریداری شود.

🔹راستش را بخواهید در طول تاریخ بشریت، اصلا نه! چرا راه دور برویم، تاریخ معاصر فجایعی از جانب این ساختار مستکبر و استعمارگر رقم خورده که این اتفاقات، در آن اتفاق سهمگینی در نگاه این تمدن کثیف نیست و در برابر جنایاتشان نسبت به سرخپوستان، بومیان استرالیایی، برده‌ها; شرافتمندانه است حتی فاجعه‌ی میناب برای این ساختار، شرافتمندانه است اما چرا آنقدر جهان مستقل، از این اتفاقات بهم‌ریخته است؟

رازش همان حب است، حب به مولا در بالاترین سطح که بغض را در این ساختار چنان جریان می‌دهد که این ساختار به دنبال راهِ دررو باشند!

و البته نظام هستی، خودش به تنهایی خون‌خواهِ امام می‌شود و همراهی ما تنها سبب بهره‌مندی ک عاقبت‌به‌خیری ما می‌شود.

 

–

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن