حمید عارفی
🔹روایت متناقض ژاپنیها از جنگ و صلح در سریال «نوش جان»
🔸 سریال طنز خانوادگی «نوش جان(Gochisousan)» محصول سال ۲۰۱۳ شبکه دولتی ژاپن NHK است.
این مجموعه داستان زندگی «مِیکو» را روایت میکند؛ دختری که از کودکی به آشپزی علاقه دارد و این علاقه در طول زندگیاش تبدیل به محور اصلی روابط خانوادگی و اجتماعی او میشود.
🔸 این مجموعه در قالب سریالهای مشهور «آسادورا» ساخته شده است؛ سریالهای صبحگاهی پرقسمت ۱۵ دقیقهای ژاپنی که زندگی یک زن و تحولات چند دهه از تاریخ ژاپن را روایت میکنند.
از مشهورترین نمونههای این نوع سریالها میتوان به «سالهای دور از خانه-اوشین»، «هانیکو»،«میخک» و «آسا» اشاره کرد که در ایران نیز محبوب شدهاند.
🔸 مدیریت دوبلاژ مجموعهی تلویزیونی «نوش جان» بر عهده رزیتا یاراحمدی بوده است.
این سریال بهتازگی بار دیگر از شبکه امید پخش شده و مانند بسیاری از سریالهای صبحگاهی ژاپنی توانسته توجه مخاطبان ایرانی را جلب کند.
🔸داستان سریال از دهه ۱۹۱۰ میلادی و دوران کودکی مِیکو آغاز میشود و تا سالهای پایانی دهه ۱۹۴۰ ادامه پیدا میکند؛ دورانی که ژاپن تحولات بزرگی از رشد صنعتی تا شکست در جنگ جهانی دوم را تجربه میکند.
🔸در این سریال که فضای طنز و خانوادگی دارد، اهمیت غذا و آشپزی در فرهنگ ژاپن به شکل پررنگی نشان داده میشود. غذا نه فقط وسیلهای برای سیر شدن، بلکه نشانهای از محبت، خانواده و پیوند میان آدمهاست؛ موضوعی که در بسیاری از آثار شرق آسیا دیده میشود.
🔸 در کنار زندگی مِیکو، شخصیت شوهر او «یوتارو» که مهندس راه و ساختمان است، بخشی از روند پیشرفت صنعتی ژاپن در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم را به تصویر میکشد؛ دورهای که ژاپن به یک قدرت مهم در شرق آسیا تبدیل شده بود.
🔸 با آغاز جنگ، فضای اجتماعی ژاپن نیز در سریال تغییر میکند. کمبود مواد غذایی، سهمیهبندی کالاها، فشار برای صرفهجویی و تبلیغات برای تشویق مردان به حضور در جبهه بخشی از واقعیتهای آن دوران است که در داستان نشان داده میشود.
🔸با شدت گرفتن جنگ و بمباران شهرها، زندگی خانواده مِیکو نیز دچار بحران میشود. اعزام اعضای خانواده به جبهه، کمبود شدید غذا و کشته شدن یکی از پسرانش «کاتسوئو» باعث میشود نگاه او به جنگ تغییر کند.
🔸 اما در بخش پایانی سریال، زمانی که ژاپن شکست خورده و نیروهای آمریکایی وارد کشور شدهاند، روایت تغییر کرده و تبدیل به یک موضع ضدجنگ میشود. در این روایت، بسیاری از سربازان آمریکایی به شکل افرادی مهربان، متمدن و حتی صمیمی نشان داده میشوند!
🔸 شخصیتهایی مانند سروان «موریس» و «کورتیس» از جمله این نمونهها هستند؛ سربازانی که با مردم ژاپن رفتار دوستانه دارند، به فرهنگ و غذاهای ژاپنی علاقه نشان میدهند و حتی در کنار خانوادههای ژاپنی مینشینند و با آنان غذا میخورند!
🔸 همین مسئله باعث ایجاد نوعی تناقض در روایت تاریخی سریال میشود؛ از یک سو سختیها و ویرانیهای جنگ به تصویر کشیده میشود و از سوی دیگر نیروهای اشغالگر آمریکایی با چهرهای مثبت و قابل همدلی نمایش داده میشوند.
🔸 سریال «نوش جان» علاوه بر روایت زندگی یک خانواده و فرهنگ غذا در ژاپن، نمونهای از نگاه پیچیده و گاه متناقض ژاپنیها به تاریخ معاصر خود نیز به شمار میآید؛ روایتی که در آن تصویر ژاپن پیش از جنگ و پس از شکست در جنگ جهانی دوم تفاوت قابل توجهی پیدا میکند.
🔸 تناقض سریال جایی بیرون میزند که شخصیت میکو که در ابتدا حامی جنگ و توسعهطلبی امپراطوری ژاپن است، با ورود به جنگ جهانی دوم و شرایط سخت خانوادگی که برای او اتفاق میافتد تغییر رویه داده و به یک شخص مخالف جنگ تبدیل شده و خواهان صلح است و این نکته قابل تاملی است که چگونه تا زمانی که ژاپن یکهتازی میکرد جنگطلبی خوب بود و زمانی که شرایط دگرگون شد اتفاقی بد و نامناسب!
🔸 در نهایت مشکل «نوش جان» فقط روایت جنگ نیست، بلکه نوع برخوردش با شکست و اشغال است؛ تا وقتی که ژاپن در موقعیت قدرت است، فضا آغشته به نظم و غرور ملی است؛ اما به محض شکست، روایت ناگهان به رنج مردم تقلیل پیدا میکند و ساختار قدرت از قاب بیرون میرود.
اشغال به جای آن که بهعنوان یک واقعیت سیاسی سنگین و تحمیلشده نشان داده شود، در سطح چند افسر آمریکایی خوشبرخورد حل میشود. این جابهجایی زاویه دید تصادفی نیست؛ انتخابی است که تاریخ را نرم میکند، تیزیِ شکست را میگیرد.
نتیجه روایتی است که بهجای روبهرو شدن مستقیم با واقعیت اشغال، آن را انسانیسازی میکند و از بار تاریخیاش کم میکند.
🔸در واقع میتوان گفت این رویکرد نوعی شکست راهبردی و حتی تحقیر در عرصهٔ هنر است؛ روایتی که جرأت ندارد آمریکا را جنایتکار بنامد و در نهایت همهچیز را به صدور یک بیانیهٔ کلیِ ضدجنگ در پایان سریال تقلیل میدهد؛ و حتی فراتر از آن، برای اینکه مبادا به آمریکا بر بخورد از سربازان آن چهرههایی خوشایند به تصویر میکشد.