به نام خدا

۶ مطلب با موضوع «مجموعه :: مجموعه تلویزیونی» ثبت شده است

احضار، گاندو، دودکش در صدر بازدیدها

آمار قابل تأمل تلوبیون!
احضار، گاندو، دودکش در صدر بازدیدها

نگاهی گذرا به آمار بازدیدهای تلوبیون نشان از تفاوتی فاحش بین سریال‌های پخش شده از رسانه ملی دارد.
بررسی این مهم، نتایج مفیدی را از برای مسئولان و هنرمندان بدست می‌دهد تا در تولید سریال‌ها تجدید نظر کنند. چراکه به نظر می‌رسد تفاوت محتوایی این سریال‌ها دلیل استقبال مخاطبان بوده است.

سریال«احضار» با موضوع تقریبا بکرِ روح و جن، بازدید بالای شانزده میلیون را به خود اختصاص داده و «گاندو» با محتوایی مستندگونه و امنیتی، بازدیدی بالغ بر پانزده میلیون را ثبت کرده است! سریال «دودکش» نیز داستان‌های خانواده‌ای از قشر معمول جامعه است که نظر مثبت نه میلیون مخاطب تلوبیون را به خود جلب کرده است.

در حال حاضر تعداد بسیاری از فیلم‌های سینمایی و تئاترها هم‌سو با سیاست‌های جشنواره‌های جهانی و منویات آنان ساخته می‌شود و سرریز این محصولات بصورت رقیق‌تر در تلویزیون تولید می‌شود، محصولاتی تکراری که غالبا در تقابل با ″دین و فرهنگ ملی و اسلامی″ است. مقایسه‌ی بازدیدهای این سه سریال با سایر سریال‌ها و همچنین آمار تماشاگران فیلم‌های سینمایی حاکی از آن است که سطح سلیقه و پسند مخاطب بالاست؛ با وجودی که همت بسیاری صرف شده تا ذائقه‌ مخاطب تخریب شود.

لذا نیاز است که مسئولان فرهنگی و رسانه‌ای پایش ساده‌ای انجام دهند و برنامه‌ریزی‌های آینده را مبتنی بر واقعیات موجود انجام دهند.

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید

@irwipe

شمول یک سریال

به دور و بر خود نگاه کردم. به جوان‌های دم بخت و آن‌ها که تازه ازدواج کرده‌اند.
این جستار شاید برای یک مقایسه است و پاسخ به این سوال که قهرمانان سریال زندگی زیباست بیانگر چند درصد جوانان این دوره سنی هستند.
نشاط، شور جوانی، احترام به بزرگ‌تر و حتی پرداختن به مسئله‌هایی مانند سرطان و اعتیاد از نکات مثبت این سریال هستند؛ اما این ضعف قدیمی فیلم‌نامه‌های ما دست از سر این سریال هم برنداشته است. به تصویر کشیدن آدم‌های پول‌دار، تحصیل‌کرده و آرمانی به جای مردم کف کوچه و بازار با درآمدهای معمولی و عشق‌های عمدتا عادی که در طول زندگی مشترک بالنده می‌شود.
جذاب از جنس خانواده‌هایی با حیا و دین‌باور. نه روابطی باز و آزاد و خارج از عرف برای دختران و پسران، نمایش آواز و لالایی زنان و عاشقانه های افراطی همسران...
زندگی زیباست با شور و شیرینی جوانی، امید و زندگی آغاز شد و فراز و فرودهای زندگی را به نمایش گذاشت. اما در پایان راه همچون گاو نه من شیر، هرآنچه از امید و زندگی در مخاطب ساخته بود با تراژدی بیش از حد ویران کرد.
نمایش مرگ سعید و خاکسپاری او علاوه بر تلخ کردن کام مخاطب، سرشار از نمادها و القائاتی بود که کمترین خوانش را با عقاید و مرام مخاطب مسلمان ایرانی داشت. دفن یادگاری همراه جنازه، اعتقاد به جوانه زدن و زندگی از نوع دیگر و سر ریز شدن روح مرده در سایر انسان‌ها، حضور در مراسم با پوشش مشابه ادیان دیگر و حتی برخی فرقه‌های انحرافی، مراسم شمع و کافه و... بخشی از آن هاست.
عالیه بهرام‌زاد
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

باخانمان با خانواده‌ی ایرانی

مجموعه تلویزیونی باخانمان که پخش آن به تازگی از شبکه سه به اتمام رسید نمونه‌ای از طنز مطلوب را به نمایش درآورد. طنزی بدون هجو، بدون لودگی. انتخابِ موضوعِ درست با ظرفیتِ طنزِ جذاب و قرارگرفتن درست بازیگران در موقعیت‌های مناسب، لبخند را بر لب مخاطب نشاند.
مجموعه باخانمان در کنار دستیابی نسبی به هدف شاد کردن مخاطبان، اشاره‌های درست و به‌جایی به ارزش‌های اسلامی و ایرانی مانندِ افتخار به مادری، تعدد فرزند، ارتباط صحیحِ بین والدین و فرزندان با وجودِ پدری نه چندان مطلوب و استفاده از واژگانِ دینی داشت. به گونه‌ای که بینندگان می‌توانستند با خیال راحت به همراه خانواده به تماشای آن بنشینند.
گرچه برای رقم زدن ماجراها از گره‌های داستانی ساده‌ای استفاده شد، و با ظرفیتِ بالای موضوع، طنازی‌اش کم بود اما با این وجود می‌توان در مجموع نمره قابل قبولی به آن داد.
روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید
@irwipe

«سایمدانگ» رفت و «پاستا» جایش را گرفت!

✍قسمت اول
سریال تلویزیونی «سایمدانگ» که از شبکه تماشای صداوسیما پخش شد؛ به کارگردانی یون سانگ هو، محصول ۲۰۱۷ کره جنوبی است که دو زمان حال و گذشته را با هم به نمایش در می‌آورد و به همین سبب متفاوت‌ترین سریال ساخت این کشور محسوب شده است.

ماجرای سایمدانگ چیست:

یک شاهزاده (یوسیانگ)، خاطرخواه دختر (سایمدانگ) نجیب‌زاده‌ است و قرار ازدواج دارند. اما امپراتور (شاه) مانع ازدواج آن‌هاست. دختر برای اینکه شاه، شاهزاده را نکشد حاضر به ازدواج با مرد دیگری می‌شود. پس از چند سال آن‌ها دوباره یکدیگر را می‌بینند در حالی‌که ما (مخاطبان مجموعه) می‌دانیم که آن‌ها به هم علاقمند هستند. از طرفی شوهر سایمدانگ تجدید فراش ‌می‌کند، و شاه هم با وجود اینکه بسیار مهربان اما در عین حال موجودی عقده‌ای است به دلایلی تصمیم می‌گیرد شاهزاده و سایمدانگ را بکشد. در ادامه این مرد و زن شوهردار پس از جریاناتی، چند شبی را با هم در کوهستان می‌گذرانند [که با وجود حذفیات صدا و سیما باز هم ماجرا روشن است]، آن‌ها تصمیم می‌گیرند با هم فرار کنند اما زن به خاطر آبروی بچه‌هایش سر خانه و زندگی‌اش برمی‌گردد [با وجود حذفیات ظاهری صدا و سیما، خرده خرده، لابه لای گفتگوها، با یادآوری خاطرات و مدارک و شواهد مثل نقاشی سایمدانگ، نامه و مُهر بی ایکچول که در داستان به آن پرداخته شده و خلاصه قسمت‌های گذشته پیش از شروع فیلم، اطلاعات به حد کافی به مخاطب داده می‌شود تا از رابطه آن‌ها باخبر شده و حذفیات فیلم جبران شود]. در پایانِ داستان با شواهد و قرائن ارائه شده، آن‌ها بالاخره به هم می‌رسند اما نه آنگونه که مخاطب انتظار دارد.

در کنار این روایت که در گذشته دور اتفاق می‌افتد، به موازات آن داستان دیگری در زمان حال روایت می‌شود. گذشته از شخصیت‌ها، عناصر و اتفاقات روایت دوم، در کنار شخصیت اصلی زن یعنی سئو جی یون (عصر جدید) دو شخصیت مثبت وجود دارد. زن چاق شوهرداری که دوست و همکار قهرمان است و مرد جوانی که شاگرد او در دانشگاه بوده. بعد از اینکه می‌فهمیم شاهزاده و بانو سایمدانگ در ایتالیا به هم رسیده‌اند، درست در دو نمای بعد، رفتاری از این دو شخصیت فرعی سر می‌زند؛ رفتاری که از زیر تیغ کُند و کُل سانسور صدا و سیما رد شده:
خانوم شوهردار مهربان به همراه مرد جوان پشت میز و صندلی کافه‌ای روشن نشسته‌اند. خانوم مهربان در حالی که با مهربانی و توجهی ویژه مشغول مراوده با مرد جوان است، سعی دارد به او یکی از دو بطری نوشیدنی‌اش را بخوراند که خوشبختانه شوهر خانوم مهربان از راه می‌رسد و ما را از مشاهده بقیه ماجرا نجات می‌دهد. خانوم مهربان با دیدن شوهر، خودش را جمع و جور کرده و وانمود می‌کند ماجرا کاری‌ست. شوهر هم همانجا کنار زنش می‌نشیند (ما هم باید فکر کنیم صدا و سیما این صحنه را ندیده و اشتباه شده).
ادامه دارد...

روبش را در پیام‌رسان‌های بله، ایتا، سروش، روبیکا دنبال کنید.
@irwipe

حرف‌و‌حدیث‌ها و انتقادهای جدی در مورد پایتخت۶

حرف‌و‌حدیث‌ها و انتقادهای جدی در مورد پایتخت۶ هم‌چنان پابرجاست، از طرفی محسن تنابنده به عنوان سرپرست نویسندگان و بازیگر سریال، قاطعانه عدم حضور خود در سیما را اعلان کرد، حال رسانه‌ها خبر از درخواست دستمزدی نجومی، برای بازگشت او به تلویزیون داده‌اند!
آیا تکلیف ستون پنجم دشمن که جناب علی‌عسگری دستور پیگیری آن را داد، حل شده است؟ مسئولان رسانه، نفوذی‌ها را کشف و اعلام کردند یا همزیستی مسالمت آمیز را برگزیدند؟
نکته حائز اهمیت دیگر این است که چرا سیما‌فیلم که هزینه مشخصی برای سریال‌سازی دارد، سرمایه‌گذار این سریال نیست و برخلاف سایر سریال‌ها، سازوکارهای مالی مجموعه‌های پایتخت با بازرگانی صداوسیما انجام می‌گیرد؟!!
روبش را در پیام‌رسان‌های بله، ایتا، سروش، روبیکا دنبال کنید.
@irwipe

شهید علی کمالی در مجموعه خانه امن

در دهه ۶۰ و اوج روزهای فعالیت‌های خرابکارانه منافقین، شهید کمالی در طراحی و اجرای عملیات‌‌هایی که منجر به شناسایی و متلاشی شدن بسیاری از خانه‌های تیمی  منافقین شد، نقش پررنگی داشت. شناسایی محل استقرار موسی خیابانی یکی از سرکردگان منافقین و به هلاکت رساندن او از جمله عملیات‌های مهم طراحی و اجرا شده توسط اوست؛ گفته می‌شود شخصیت کمال با بازی هادی حجازی‌فر در فیلم ماجرای نیمروز نیز با الهام از این شهید بزرگوار طراحی شده است.
شهید کمال در مبارزه علیه رژیم پهلوی و حضور در دفاع مقدس هم نقش پررنگی داشته و سرانجام در اسفند ۶۶ در منطقه شاخ شمیران به شهادت می‌رسد. او متولد اصفهان و مزارش در گلستان شهدای اصفهان واقع است.
روبش را در پیام‌رسان‌های بله، ایتا، سروش، روبیکا دنبال کنید.
@irwipe

روبش را در پیام‌رسان‌ها دنبال کنید.

۶ مطلب با موضوع «مجموعه :: مجموعه تلویزیونی» ثبت شده است

مهاجر افغانستانی در قاب فیلم‌های ایرانی/تشدید اختلاف یا اتحاد؟

طاهره شاطری/ تفرقه افکنی‌های اخیر بین مردم ایران و افغانستان بعید است که بدون سازماندهی بوده و چند اتفاق کور باشد. شیطنت‌های رسانه‌ای و پخش کلیپ‌های نفرت‌پراکن چیزی جز خروجی اتاق فکرهای دشمنان دو ملت نمی‌تواند باشد. افغانستان به عنوان قسمتی از حوزه تمدن ایران به طور ویژه مورد توجه جریان استکبار بوده و هست به‌ویژه که با تشکیل تیپ فاطمیون حساسیت‌ها تشدید شد؛ بنابراین از هر فرصتی برای التیام کینه‌ و خشمشان استفاده می‌کنند. در این میان جریان فرهنگی هنری کشور نیز علیرغم برخی شعارهای عوامانه هنر برای هنر و غیر سیاسی بودن هنر و...، سر بزنگاه‌ها غالبا همسو با جریان دشمن عمل کرده‌اند. تبیین سیاست‌های دشمن یا به‌عبارتی حرکت در خلاف جهت مبانی و راهبردهای جمهوری اسلامی در موارد زیادی در فیلم‌ها و سریال‌ها پیگیری می‌شود.

در موضوع افغانستان و مهاجران افغان نیز عملکردی همسو با جریان رسانه‌ای دشمن اتخاذ شد. چندی پیش در پانزدهمین جشنواره «سینما حقیقت» فیلم‌های با مضمون شرایط مهاجران افغان داخل ایران به طور غیر عادی بالا بود. افزایش مشکوک این دست فیلم‌ها، آن هم به یکباره، نشان از شیطنت‌ها و برنامه‌های احتمالی آینده داشت.
همچنان که در همین جشنواره و افزون‌تر در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه، تعداد بالای فیلم‌های با موضوع جنایات طالبان کاملا مشهود بود؛ چرا که موضع جمهوری اسلامی در قبال طالبان تدافعی نبود.
متاسفانه رویدادهای هنری همچون سینما حقیقت عامدانه یا جاهلانه درباره افغانستان در مسیری که توسط دشمن یا جریانات نفوذی آن‌ها طراحی شده، حرکت کرد و نیاز است مسئولان در چرایی و چگونگی تحقق آن تأمل کنند. در این باب حین برگزاری جشنواره سینما حقیقت در قالب مطلبی این موضوع به مسئولان امنیتی و فرهنگی هشدار داده شد. در این باره اینجا بخوانید...

علاوه بر فیلم‌های کوتاه و مستند در سال‌های اخیر فیلم‌های سینمایی که برادران محمودی با حمایت وزارت ارشاد ایران ساخته‌اند در جهت واگرایی بین دو ملت و ترویج اختلافات بوده است. «نوید و جمشید محمودی » دو برادر افغانستانی ساکن ایران هستند که با فیلم‌هایی نظیر «شکستن همزمان بیست استخوان»، «مردن در آب مطهر» و رفتن و... تنها به بیان مشکلات مهاجران بسنده کرده‌اند و شرایط وخیم آن‌ها را در قالب تصویر بیان کرده‌اند. آثار این دو برادر در جشنواره‌های فجر نیز دیده شده و جایزه دریافت کرده است. فیلم‌هایی که نه بیان آن عادلانه‌ است و نه محتوای آن، اما با ایجاد کدورت و نفرت بین مردم دو کشور با مذاق جشنواره ‌های خارجی سازگار است.
🔻ماحصل بی‌تدبیری‌ها و ادامه مسیر ریل
شده در جریان هنری کشور، توسط دولت‌های مختلف شرایط امروزی را استمرار خواهد بخشید در صورتی که چند اثر قوی می‌تواند مانع از تلاطم ذهن‌های دو ملت در اثر اغواهای رسانه‌ای باشد.

آیا سطح بازنشر، اظهارات و واکنش‌ها حول حواشی جشنواره فجر طبیعی‌ست؟

طاهره شاطری/ انتقادات پیرامون حرف غلط نوشین معراجی نویسنده فیلم نمور در این چند روز فراتر از حد انتظار بود؛ از برخی اهالی رسانه تا ائمه جمعه و دادستانی و...

اگرچه خبرگزاری روبش جزو اولین‌هایی بود که به نشست رسانه‌ای فیلم پرداخت اما سروصدای ایجاد شده فوق تصور است! گویا اولین بار است که این اتفاق افتاده!! آیا واقعا این گونه است؟!
بررسی و تحلیل فضای بوجود آمده و روند شکل‌گیری آن مهم و اساسی‌ست، رسانه‌ها و افراد دغدغه‌مند نیز لازم است به این موضوع بیندیشند که در فضای مجازی‌ای که از قضا دست برتر ندارند، چگونه خط قرمزشان در سطح بالا بازنشر شده و سبب کنش‌هایی در سطح گسترده می‌شود!! این سطح از انتقادات و حساسیت‌ها ستودنی‌ست اما به نظر می‌رسد با توجه به موارد مشابه منطقی نیست! زیرا موارد بسیاری برا استناد وجود دارد که واکنشی در پی نداشته است. در طول سال‌های اخیر فیلم‌های بسیاری ساخته و پخش شده‌اند که «ازدواج سفید و حتی فرزند حرام‌زاده» را دراماتیزه کرده‌اند و متاسفانه اعتراض و جنجالی در این سطح از کسی بلند نشده!!
از فیلم‌های سال‌های گذشته جشنواره میگذریم؛ نقدا در همین جشنواره امسال در فیلم «مرد بازنده»، پسر جناب مرد بازنده به عنوان قهرمان فیلم با دختری بدون اطلاع پدر، زندگی می‌کرد، در فیلم «شب طلایی» ساخته یوسف حاتمی‌کیا؛ دختر محجبه مانتویی با نامزد سابقش رابطه داشت، در فیلم «علف‌زار» دختر حرام‌زاده‌ای وجود دارد که بازپرس فیلم که علیه سیستمِ فاسد عمل می‌کند و قهرمان است؛ برای شناسنامه ‌دادن به او با علم به زنازاده بودنش، از پدرومادر می‌پرسد صیغه بودید و آن‌ها انکار می‌کنند، سپس با فریاد از سر تلقین و القای دروغین صیغه بودن، قضیه را فیصله میدهد!! در همین فیلم، یکی از زنان شوهر دار با مردان متعدد رابطه دارد. در فیلم «نگهبان شب»، رابطه مهندس پیمانکار با کارمند بانک مشخص نیست! و...
فیلم «نمور» از فیلم‌های «ضعیف» جشنواره بود که سوای نظر از این حواشی، مورد «تمسخر» اصحاب رسانه و منتقدان قرار گرفت و صحبت‌های غلط و باطل عوامل هم خارج از محتوای فیلم بود، این در حالی‌ست که وقوع صریح «حرامزادگی‌» در سایر آثار، واکنشی در این سطح ایجاد نکرد. بنابراین این حجم از واکنش‌ها تنها و تنها به دلیل رد شدن یک نویسنده‌ی دستِ چندم از خطوط قرمز، در جلسه نشست منطقی نیست.
جنجال رسانه‌ایِ مشابهی درباره «سکانس معروف صیغه» در سریال «آقازاده» نیز اتفاق افتاد که نه بدلیل بدسلیقگی کارگردان بلکه به دلیل «بیان و تصویر یک حکم شرعی» در این سریال به‌پا شد؛ چرا که برای بسیاری از کسانی که در این سال‌ها بیان «حکم شرع» در فیلم و سریال‌ها را بایکوت کردند و در مقابل به «تمسخر و نفرت‌پراکنی علیه دین» همت گماشتند، بسیار گران آمد و شروع کردند به فرافکنی برای خانواده‌‌های مذهبی که چه نشسته‌اید که فرزندانتان صیغه آموختند! متاسفانه «ساده‌لوحی» و «بازی رسانه‌ای» در این امر بسیاری از ذهن‌ها را هدایت کرد و همان‌ها که ازدواج سفید را تبلیغ می‌کردند توانستند طیف بسیاری را علیه این سکانس با خود همراه کنند. ساز و برگ رسانه جریان انقلاب و توان کنش‌گری آن مشخص است که قادر به ایجاد این سطح از واکنش‌ها نیست و متاسفانه افرادی بی‌آنکه بدانند و بخواهند دنباله‌رو این افراد شدند.
بنابراین در مورد حواشی فیلم نمور نیز با تائید واکنش‌ها علیه حرف‌های نوشین معراجی، همانطور که ذکر شد نیاز به مطالعه و بررسی است که چرا در موارد مشابه هنجارشکنانه‌تر و صریح‌تر از این واکنشی نداشتیم! طبیعتا این پاسخ که جامعه مذهبی فیلم نمی‌بینند و یا اطلاع از سایر موارد نداشتند؛ مردود است!!

تعددِ فیلم‌های مستند سینما حقیقت با موضوع مهاجران افغانستانی

پانزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» در پردیس سینمایی چهارسو و همچنین به صورت برخط در حال برگزاری است.
دومین روز از این جشنواره در حالی به کار خود پایان داد که ″سه″ فیلم مستند؛ تنها در بخش «مسابقه ملی» با موضوع مشکلات ″مهاجران افغان″ به نمایش درآمد.
بدیهی‌ست تولید مستندی که به منظور آگاهی بخشی به جامعه، ایجاد مطالبه و ارائه راه‌حل برای رفع مشکل باشد عمل شایسته‌ای است؛ به شرطی که در بازه زمانی خاص، سبب دامن زدن به مشکلی دیگر و یا ایجاد آسیب جدیدی نشود.
هر یک از سه فیلم‌ مستند روز دوم جشنواره؛ با چشم پوشی از طعنه و کنایه‌های آشکاری که در یکی از مستندها به حکومت زده شده بود، راوی داستان متفاوتی بودند و مشکلی را به درستی مطرح کردند اما در مجموع افزایش تعداد فیلم‌ها حول موضوع مهاجران افغان و به‌طورکلی تعداد قابل توجه فیلم‌ها با موضوع افغانستان در ″جشنواره‌های″ سال جاری قطعا اتفاقی نیست و نگران کننده است.
دشمنان دو ملت ایران و افغانستان همچنان در تلاش برای اختلاف افکنی هستند؛ آن‌ها از طرق مختلف باید اذهان مردم افغان را نسبت به ایران و ایرانی و بالعکس مخدوش کنند. اثبات ″تحقیر شد ن″ مهاجران و ″سوء‌استفاده″ از آن‌ها در ایران، ظلمی که از سوی مردم و حکومت به آن‌ها می‌شود و ″سیاست‌های″ حکومت ایران در قبال افغانستان و...موضوعاتی هستند که در حال حاضر دشمن تمرکز ویژه‌ای روی آن‌ها دارد.
فیلم‌ مستند «گود» ماجرای بچه‌های کار افغان است که زباله‌های بازیافتی را جمع‌آوری می‌کنند. پیمانکاران شهرداری تهران در ازای دریافت مبلغ سه میلیون تومان از کودکان افغان به آن‌ها اجازه می‌دهند تا در ساعات مشخصی زباله‌های بازیافتی محله‌های تعیین شده را جمع آوری کنند و کسب درآمد داشته باشند.
بچه‌های این فیلم در مکانی به نام گود که مملو از زباله است زندگی می‌کردند که توسط ماموران کلانتری و شهرداری تخریب می‌شود. ماموران حتی اجازه انتقال وسایل را هم به بچه‌‌ها نمی‌دهند و حتی یکی از بچه‌ها مدعی‌ست که مامور کلانتری گوشی‌اش را نیز با خود برده است.
مستند «گیسلو» داستان زندگی زهرا دختر کرمانی‌ست که در نوجوانی بدون اطلاع خانواده به همراه دوستش؛ جان محمد که از ″اهل تسنن″ و ″طالب″ است به افغانستان می‌رود. زهرا در ابتدا از افغان بودن جان محمد بی‌اطلاع بوده و پس از رفتن به افغانستان طبق رسومات خانواده جان‌محمد ازدواج می‌کند. او در کنار جان‌محمد رنج بسیاری را تحمل می‌کند تا حدی که برادر شوهرش به او تجاوز کرده و جان‌محمد نیز اطلاع داشته است.
او اکنون بازگشته و پنج سال است که با پسرانش تنها در ایران زندگی می‌کند. فرزندان او شناسنامه‌ ندارند و طبق قانون ایران زهرا باید زوجیت خود را به لحاظ قانونی برای دادگاه اثبات کند تا بتواند طلاق بگیرد. او در ایران و افغانستان به دنبال پیدا کردن شوهرش می‌رود اما دوستان و آشنایانش در ایران و خانواده جان‌محمد در افغانستان اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. خانواده او حتی اجازه ورود زهرا به خانه‌اش برای برداشتن کارت واکسن و عکس‌هایش را نیز نمی‌دهند.
در این مستند عنوان شده ۱۲۰۰ زن کرمانی به سرنوشت زهرا دچار شده‌اند.
مستند «آب، باد، خاک، نان» نیز داستان زندگی کودکی معلول به نام ابوالفضل است که با مادرش در روستای فقیر فهرج زندگی می‌کند. او هم‌بازی و دوستی به‌نام ستایش دارد که افغان است. ستایش و برادران و خواهرانش با مادرشان زندگی می‌کنند و بدلیل نداشتن شناسنامه نمی‌توانند به مدرسه بروند. این موضوع که ابوالفضل از آن ناراحت است، اگرچه داستان فرعی فیلم به حساب می‌آید اما بروز پررنگی دارد و چند بار در این فیلم مطرح می‌شود.
فیلم‌های ذکر شده در این جشنواره و همچنین تعداد قابل توجه فیلم‌های کوتاه در جشنواره بین‌المللی «فیلم کوتاه تهران» با موضوع افغانستان اتفاقی نیست و نیازمند هوشمندی مسئولان امر است.